با سلام و خسته نباشيد
مشكل اصلي من در زمينه نماز هست
من اعتقاد زيادي به خدا دارم و مطالعات زيادي در مورد خدا داشتم و از لحاظ اعتقاد عملي هم بالا هستم
براي مثال بعد از اينكه به دختري كه دوست داشتم نرسيدم به خدا اعتماد داشتم و هيچ ناراحت نشدم تا بعدا به حكمت خدا پي بردم
ولي هر كاري ميكنم نمي توم درست نماز بخونم يه مدت ميخونم يه مدت نه
لطفا مرا راهنمايي كنيد

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
ميل شما به نماز كشش فطري الهي است . در مقابل كسالت شما نتيجه نفس اماره و قواي شيطاني آن است . اين دو نيرو در مقاطع گوناگون با يكديگر به مقابله بر مي خيزند . همواره يكي ديگري را شكست مي دهد .البته اين خود شما هستيد كه با حاكم ساختن نيروي اراده مي توانيد با هواي نفس مقابله نموده و جنود رحماني باطن خويش را غلبه دهيد .بنابر اين هرگاه در برابر امور معنوي كسالتي احساس كرديد، با اراده جدي با آن مقابله كرده و در جهت خلاف آن عمل كنيد .در صورتي كه چنين نماييد ،پس از اندك مدتي آن كسالت برطرف مي شود و انجام عمل آسان و بدون مانع دروني مي گردد .
با توجه به محتويات نامه‏تان به نظر مي‏رسد مشكل شما در باره نماز يك مشكل عقيدتي نيست. بلكه يك حالت رواني گذرايي است . معمولا برای انسان در مراحلي از زندگي در مورد چيزهايي كه نسبت به آن حساسيت زيادي دارد، رخ مي دهد. بنابراين نسبت به اصل مساله نگران نباشيد چون:
اولا: مشكل شما يك مشكل ريشه‏دار عقيدتي نيست.
دوم: خودتان نسبت به آن آگاهي و شناخت داريد.
سوم: از بابت آن نگران و مضطرب هستيد.
در عين حال براي رسيدن به موضع مطلوب موارد زير را دقيقا انجام دهيد:
1- بدون توجه به افكاري كه در مورد نماز به ذهن تان مي‏آيد، سعي كنيد آن را انجام دهيد. هرگز نگذاريد نمازتان قضا شود. چون عدم انجام نماز، فشار روحي بيش تري برايتان خواهد داشت.
2- وضعيت كنوني عملي خودتان در ارتباط با نماز را روي كاغذ بياوريد؛ مثلا اصلا نماز نمي‏خوانم يا گاهي نماز نمي‏خوانم يا معمولا در آخر وقت با بي‏حوصلگي نماز مي‏خوانم. بعد از مشخص كردن وضعيت فعلي خودتان حالت مطلوب و مورد نظرتان را نيز يادداشت فرماييد .مثلا دوست دارم نمازم را در اول وقت به جماعت بخوانم. آن گاه باتوجه به مقدار فاصله بين وضعيت موجود و حالت مطلوب ،سه تا هفت موقعيت واسطه‏اي را مشخص كنيد (اگرفاصله زياد است ،هفت و اگر فاصله كم است ،حداقل سه موقعيت؛ مثلا بدين ترتيب: گاهي نمازم قضا مي‏شود(وضعيت موجود).
1- نبايد هيچ گاه نماز قضا شود.
2- خواندن نماز در آخر وقت و با عجله.
3- خواندن نماز در آخر وقت با آرامش.
4- خواندن نماز بعد از انجام كارها.
5- خواندن نماز در اوقات فراغت بين كارهاي روزمره.
6- خواندن نماز در اولين فرصت ممكن.
7- خواندن نماز در اول وقت.
8- خواندن نماز در اول وقت به جماعت (حالت مطلوب)
آن گاه سعي كنيد هر هفته يك موقعيت را دقيقا انجام دهيد و تحت هر شرايطي آن را ترك نكنيد؛ هيچ استثنايي نپذيرد. در آخر هر هفته گزارش مكتوبي از ميزان موفقيت ها و تخلف هاي احتمالي تهيه كنيد. براي موفقيت ها پاداش و براي تخلف ها تنبيه مناسب در نظر بگيريد . براساس آن خودتان را تشويق و تنبيه كنيد. در انجام تشويق و تنبيه قاطع سختگير و جدي باشيد . هيچ گونه گذشتي از خود نشان ندهيد. تشويق ها اموري هستند كه براي شما جذابند . انجام آن ها براي تان لذتبخش و دلپذير؛ مثل سركشي به خانه اقوام و دوستان ،شركت در يك اردوي تفريحي و... تنبيه‏ها شامل اموري هستند كه انجام آن ها براي شما دشواري و زحمت دارد؛ مثل صرف نظر كردن از يك برنامه تفريحي، صدقه دادن ،روزه گرفتن و....
عبادت و بندگي خدا، نياز به زمينه و عواملي دارد. اگر اين عوامل نباشد و بر عكس موانعي بر سر راه بندگي قرار گيرد ،انسان به تدريج از عبادت دلسرد شده و سستي و كسالت گريبان‌گير او خواهد شد. پس لازم است با مقداري دقت و مراقبت در اعمال خود علت تنبلي و كسالت تان را در امر نماز پيدا كنيد. گاهي ممكن است ارتباط با افراد لاابالي و سهل‌انگار عشق به نماز را كاهش دهد و يا اينكه انجام بعضي از گناهان‌، توفيق عبادت و نماز را از انسان سلب كند. امام سجاد (ع) در دعاي ابوحمزه ثمالي برخي از عواملي را كه سبب ايجاد كسالت در عبادت و نماز مي‌شود ،چنين مي‌شمارند:
«پروردگارا، شايد من حق تو را كم شمرده‌ام و يا ادا نكردم .شايد تو مرا از دروغ‌گويان يافتي‌. يا ديدي كه من شكرگزار نعمت هاي تو نيستم . شايد مرا با غافلان مشاهده كردي و يا مرا با مجالس كساني كه عمر را به بطالت مي‌گذرانند، مأنوس ديدي و...»
پس انسان بايد دائماً در اعمال و رفتار خود دقت كند . توفيق اطاعت و بندگي را از خداوند طلب كند. همچنان كه ائمه معصوم (ع) در دعاهاي خود از خداوند مي‌خواهند: «الهي وَفّقني لطاعتك‌؛خدايا مرا در اطاعت و بندگي خودت موفق بدار».
با توجه به نكات ذكر شده و يادآوري عظمت خداوند سبحان و شمارش نعمت هاي بي‌پايان او، ناخودآگاه انسان را در مقابل او به تسليم و تعظيم وامي‌دارد . سرافكندگي و تسليم باعث توجّه و اهميت ويژه او به نماز مي‌شود . نه تنها آن را ترك نمي‌كند ،بلكه در رأس همه كارها قرار مي‌دهد.
شايد يكي از چيزهايي كه باعث مي‏شود انسان در خواندن نمازهايش احساس تنبلي كند و آن را به تأخير بيندازد، اين باشد كه فلسفه خواندن نماز برايش جا نيفتاده است. هيچ نيازي براي خواندن نماز احساس نمي‏كند . چون مسلمان است و مكلّف و به او گفته شده كه نماز خواندن واجب است، تعبدا و يا مجبورا آن را به جا مي‏آورد.
به همين خاطر لازم مي‏دانيم كه نكاتي را به شما يادآور شويم:
1ـ با مطالعه كتاب هايي كه در زمينه معارف اسلامي و از جمله نماز نوشته شده است، آگاهي و شناخت‏تان را درباره فلسفه نماز و مفهوم نماز خواندن و... افزايش دهيد . توصيه مي‏شود كتاب هاي زير را جهت تقويت اطلاعات خود مطالعه نمائيد:
1ـ آداب نماز، امام خميني
2ـ چهل حديث، امام خميني
3ـ نماز،استاد حائري شيرازي
4ـ نماز براي جوانان، استاد قرائتي
5ـ پرتوي از اسرار نماز، استاد قرائتي
6ـ انسان كامل، استاد شهيد مرتضي مطهري
2ـ سعي كنيد با تفكر در وجود خود، هستي و خدا و تفكر در اينكه ماهيت وجودي ما عين ربط و وابستگي و بندگي به خداوند است و در لحظه به لحظه زندگي خود نيازمند به خدا هستيم و... ضرورت ارتباط با خداوند و انجام عبادت و دعا را بيش تر شناخته و تعمق بخشيد.
3ـ تلاش كنيد پيش از نماز زمينه‏سازي كرده تا آمادگي روحي و رواني لازم را براي خواندن نماز كه با توجّه و حضور قلب و اُنس با خدا همراه باشد، فراهم گردد. مي‏توانيد براي تشويق خود به خواندن نماز با حضور قلب و توجّه بيش تر، هر چند مدّتي به خودتان هديه و پاداشي بدهيد، تا اينكه ان شاءالله اين احساس تنبلي هر چه زودتر از بين برود.
دوست عزيز؛
بي‏ترديد شما به عنوان يك فرد تحصيلكرده خداوند را با ادله محكم عقلي مي‏شناسيد . با شهود باطني و طينت پاك خود وجود خدا را يافته ‏ايد . به وحدانيت، بي‏نيازي، علم و آگاهي او اعتقاد راسخ داريد. حال گمان مي‏بريد كه دستور او به اقامه نماز يك فرمان بي‏پايه و بي‏دليل است يا به منظور تحصيل منافع خود ما را به اقامه نماز و ادای خمس و زكات و انجام روزه و... فرمان داده است؟ اگر چنين باشد كه ديگر عليم و قدير و بي‏نياز نخواهد بود. در حالي كه او را بي‏نيازمي‏دانيد . بي‏ترديد ثمره و نتيجه اين اعمال و دستورات الهي هرگز به خداوند نمي‏رسد . اگر ما را به عملي توصيه نموده و يا به كاري فراخوانده، خير و صلاح ما را در نظر گرفته است . اگر او نيازمند عبادت ما باشد و از عبادت ما سودمند گردد، ديگر نمي‏توان او راخداوند بي‏نياز عليم قادر ناميد!
4- در صورتي كه احساس مي كنيد در انجام نماز سست اراده شده ايد, با خود شرط كنيد طبق برنامه تدوين شده عمل كنيد . در غير اين صورت خود را جريمه كنيد مثلا" كمك به صندوق صدقات يا گرفتن روزه و...
5- اگر افكار منفي و احساس ضعف و خودكم بيني باعث كم حوصلگي شما شده است , با به خاطر آوردن توانايي ها و استعدادها و موفقيت هاي گذشته خويش و توجه به نقاط قوت زندگي , يأس و نااميدي نسبت به آينده را به اميدواري و خوشبيني نسبت به آينده تبديل كنيد.