مرد به مرد دیگری بجز شوهرم علاقه دارم من حدود 5 سال است که ازدواج کرده و دارای یک فرزند 2.5 ساله هم هستم اما مرد دیگری را به جز شوهرم دوست دارم این علا قه نیست یک ارتباط عاشقانه است حالا نمدانم چه کار باید بکنم
خواهر گرامی! با سپاس و تشکر از ارتباط تان با مرکز.
علاقه به جنس مخالف ريشه در ميل و كشش غريزي دارد. خداوند غريزه جنسي را براي برآوردن هدف خاصي در وجود انسان نهاده و او را براي برآوردن اين غريزه از راه درست (كه ازدواج است) راهنمايي كرد، تا نسل انسان گسترش يافته و نوع بشر حفظ شود، نيز در سايه ازدواج به آرامش دست يابد و عنصر آزمايش انسان قرار گيرد.
این علاقه با ازدواج تعدیل می شود . در مسیر اصلی خود که ابراز علاقه به شوهر و فرزندان و محارم است قرار می گیرد.
علاقمندی شما به فردی غیر از شوهرتان تأمل برانگیز و غیر طبیعی است . باید تا دیر نشده بررسی کارشناسانه صورت بگیرد . عوامل و ریشه های این نوع علاقه حلاجی و تحلیل شود تا بتوان راهکارهای متناسب آن را ارائه کرده و میل و ارتباط عاشقانه را در مسیر اصلی خود هدایت کرد.
علاقه شما به فرد دیگری غیر از شوهرتان چند حالت و احتمال دارد که به آن ها اشاره می کنیم:
1. از ابتدا به شوهرتان علاقه نداشتید و ذره ای از محبت او به دل تان ننشسته و ازدواج شما با او به نوعی تحمیلی بوده است.
2. در طول زندگی 5 ساله خود با شوهرتان مسائلی به وجود آمده که از او دلگیر و متنفر شده اید و روی ارتباط شما با او اثر گذاشته و آن را تضعیف نموده است.
3. شوهرتان در ارضای نیازهای مختلف شما از جمله نیازهای عاطفی، مالی، جنسی و ... ناتوان است و یا اینکه کوتاهی می کند.
4. در گذشته به فرد دیگری علاقه و تمایل داشته اید، ولی به خاطر موانعی نتوانسته اید با او ازدواج کنید، ولی چون وابسته او گشته اید ،نتوانسته اید علی رغم ازدواج با فرد دیگری او را فراموش کنید.
5. خدای نخواسته آدم بالهوس و تنوع طلبی هستید که شیطان بر شما غالب گشته و شما را بر روابط خارج از چارچوب خانواده ترغیب می کند.
6. خواسته یا ناخواسته با فرد دغل باز و مکاری روبرو شده اید که او با امتیازات خوبی که دارد و در ظاهر در مقایسه با شوهر شما ویژگی های قابل تحسین دارد، دل شما را ربوده و با خوش زبانی و دست و دل بازی های افراطی شما را عاشق خود کرده است.
7. فردی هستید که از اختلالات روانی رنج می برید . برای سرپوش گذاشتن به بیماری خود به نحوی با ارتباط برقرار کردن با فرد دیگری تسکین پیدا می کنید.
8. از عواقب این گونه ارتباطات بی اطلاع هستید . از سر کنجکاوی با دیگری ارتباط برقرار کرده و دلبسته او شده اید.
9. از بنیه اعتقادی مستحکمی برخوردار نیستید . این گونه روابط خارج از چاچوب خانواده را قبیح نمی دانید و یا متأثر از فرهنگ غلط غرب، برای آن توجیح درست می کنید.
10. انسان بی قید و رهایی هستید که به تعهدات ازدواج پایبند نیستید . لزومی هم در پایبندی به تعهدات ازدواج نمی بینید.
و هزاران احتمال دیگر که می توان برای وضعیت شما تصور کرد .البته به هیچ وجه قصد ما از بیان احتمالات بالا مکدر کردن خاطر شما و زدن برچسب نیست ،بلکه این ها واقعیت هایی که گروهی از انسان ها درگیر آن هستند . باید ضمن شناسایی عوامل این احتمالات در صدد پیشگیری و درمان بود.
به صورت طبیعی، انسان وقتی ازدواج می کند، باید تمام عشق و علاقه اش را خرج همسر و خانواده کند . دروازه دل را به روی نامحرمان ببندد تا زندگی آرام و بی حاشیه ای را در پیش گیرد . به آرامش که هدف ازدواج است برسد. اگر فرد از مسیر مشخصی که دین و جامعه برای او تعریف کرده اند ،خارج و منحرف گردد ،در حقیقت آرامش زندگی خود را متلاطم کرده است . بر خلاف جهت درست زندگی گام برداشته است. اگر این اشتباه فاحش اصلاح نگردد، موجب به وجود آمدن گرفتاری و مشکلات بیشمار و بسیاری می گردد . عمر انسان را ضایع و زندگی را تباه می کند.
به عنوان یک مشاور به شما توصیه می کنم، ریزبینانه به زندگی خود بنگرید . به وضعیتی که در آن قرار دارید، توجه کنید. ببینید مشکل شما چی بوده که منجر به این شده که نسبت به شوهرتان سرد شده و مهر و محبت دیگری را در سر می پرورانید. به عواقب آن بیندیشید. آیا سزاوار است که زندگی خود را بعد از گذشت 5 سال و با داشتن فرزند کوچک تباه کنید ؟آن هم به خاطر یک عشق کاذب؛ به هر حال ما از علت واقعی این حالت بی اطلاعیم . شما هم در مکاتبه خود به آن اشاره نکرداید.
علت هر چی باشد، باید گفت در وادی خطرناکی قدم گذاشته اید و اصرار بر خواسته خود مساوی است با سقوط در پرتگاه بدبختی و ذلت و خواری که نه تنها آتش آن گریبانگیر زندگی فعلی شما خواهد شد بلکه زندگی افراد دیگری را هم خواهد سوزاند؛ پس بنابراین بترسید از اینکه، علاقه و عشق شما از روی هوا و هوس باشد چرا که در این صورت خود را اسیر بند شیطان نموده اید و خود را همچون مرکبی راهوار در خدمتگذاری شیطان آماده ساخته اید.
بنابراین شایسته است دروازه دلتان را به روی هرکسی نگشایید و با منطق و عقل سلیم دست به انتخاب مسیر درست زندگی بزنید.
بدانید که علت آن هر چه باشد، مجوز برقراری ارتباط خارج از چارچوب خانواده شما نمی گردد . دلیل نمی شود به دیگری عشق بورزی و مهر او را در سر داشته باشید. عاقلانه و منطقی این است که اگر مشکلاتی در زندگی شما وجود دارد، آن ها را با در میان گذاشتن با مشاوران و متخصصان اهل فن حل کنید.
امروزه با پیشرفت علوم، روانشناسان هم در مسائل خانواده جدی تر وارد شده اند . مشکلات زناشویی را با دقت رصد می کنند . راهکارهای جدید و کارآمدی برای درمان و حل مشکلات ارائه می دهند. بهتر است مسائل خود را با آنان در میان گذاشته و برای حل مشکلات خود از آن ها استمداد بطلبید.
وقتی مسائل و مشکلات خود را با اهل فن در میان می گذارید ،دو حالت به وجود می آید:
1. در فرایند مشاوره و درمان شما به مشکلات زندگی خود پی می برید . با اتخاذ راهکارهای درمانی آن ها را حل می کنید . با فراگیری مهارت های زندگی رابطه خود با شوهرتان را بهبود می بخشید . نیز به آسیب های ارتباط با نامحرم و ابراز عشق و علاقه خارج از چاچوب خانواده آشنا می گردید . رابطه خود را با نامحرم قطع می کنید . با سرمایه گذاری روانی گسترده، به تقویت زندگی زناشویی خود با شوهرتان می پردازید.
2. به این نتیجه می رسید که زندگی شما با شوهرتان از ابتدا اشتباه بوده و مشکلات زندگی به وجود آمده به هیچ وجه قابل حل نیست .در این صورت اسلام اجازه نمی دهد حالا که ازدواج کرده اید، باید این زندگی نکبت بار را تحمل کنید و به قول معروف بسوزید و بسازید و در آخر خود را نابود سازید، بلکه اسلام در این صورت راهکار ارائه داده و طلاق و جدایی را به عنوان مبغوض ترین حلال معرفی کرده است. می توانید تقاضای طلاق دهد و در صورتی که دلیل محکمه پسندی داشته باشید ،به طور معمول حکم به نفع شما صادر خواهد شد.






