سلام علیکم
من 3 ماهه ازدواج کردم ولی رضایتی از زندگیم ندارم با اینکه با عشق شروع کردم .زندگی حالت تکراری پیدا کرده کارم شده شستن و پختن.شوهرم اصلا درکم نمی کنه فکر می کنم من و فقط برای کلفتی می خواسته شوهرم قبلا ازدواج کرده و یک پسر 4 ساله داره و من صبح تا شب دارم براش زحمت می کشم ولی دریغ از یک دست درد نکنه تازه میگه "تو چون مادرش نیستی نمی تونی خوب بهش برسی!"
نمی دونم چه کار کنم خسته شدم چند بار با خودم گفتم تمامش کنم برم ولی از حرف مردم ترسیدم ؟شما بگید چه کنم؟
آیا کار کردن زن توی خونه اجباریه یا این که اجباری در کار نیست؟؟؟!!!!

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز.
هر حال خانواده تشکيل داده‌ - هر چند خيلي مناسب بود . قبل از تشکيل خانواده در مورد علت طلاق شوهرتان بيش تر تحقيق مي کرديد تا مطمئن مي‌شديد که مشکل قبلي در زندگي شما به وجود نمي آيد؛ سه ماه است در زير يک سقف زندگي مي‌کنيد. ديگر صورت مساله عوض شده است . نبايد با هر مشکلي به فکر طلاق باشيد، بلکه بايد سعي در اصلاح و تقويت روابط خود کنيد.
هر چند در اين مدت از زندگي مشترک خسته شده‌ايد، ولي سه ماه براي قضاوت در مورد شوهر و زندگي مشترک
زود است؛ از اين رو توصيه مي کنيم که مقداري صبر کرده و سعي کنيد روحيات شوهرتان را بهتر و بيش تر بشناسيد. اگر بتوانيد به نقاط مثبت و منفي و شوهرتان پي‌ببريد ، راه‌هاي کنار آمدن با وي را هم پيدا مي‌کنيد. در ضمن با گذر زمان تدريجا شوهرتان نسبت به شما وابستگي عاطفي هم پيدا مي‌کند. در نتيجه راحت‌تر مي‌توانيد روي او تاثير بگذاريد.
در باره کار کردن در خانه هم از لحاظ فقهي و هم از لحاظ اخلاقي مي‌توان بررسي کرد. به لحاظ فقهي مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور کند؛ از اين رو کار کردن زن در خانه اجباري نيست. اما به لحاظ اخلاقي اگر زن صبور بوده و به خاطر خدا خانه‌داري کند، پادش‌هاي بسياري دريافت خواهد کرد:
1- زوايه ديد خود را نسبت به خانه داري تغيير دهد.
ظاهرا کارهاي مربوط به خانه از قبيل شستن, پختن و نگهداري از فرزند مخصوصا با توجه به اين که قدر شما شناخته نمي‌شود ، باعث خستگي‌تان گرديده است. براي اينکه از خانه‌داري خسته نشويد و حتي از انجام کارهاي مربوط به خانه لذت ببريد، توصيه مي کنيم نگرش خود را نسبت به خانه داري و خدمت به شوهر تغيير دهيد.
هنگامي که بر اثر انجام کارهاي خانه دچار خستگي شديد ،به ياد آوريد که جهاد مي کنيد. با انجام کارهاي خانه ثواب بسيار کسب مي کنيد . خشنودي خدا را کسب مي کنيد و... اگر نگاه تان به خانه داري اين گونه باشد، ديگر خسته نمي‌‌شويد . ديگر به خاطر قدرداني کردن شوهر خيلي ناراحت نمي‌شويد ، چون مي‌گوييد که خدا به من بر اثر اين کارها ثواب مي دهد، آن هم ثواب هاي بسيار بزرگ. انگار که در راه خدا جهاد مي کنم.
رسول خدا فرمودند: كار خانه و اشتغال زن برابر كار مجاهدان در راه خداوند است.
از اميرالمومنين عليه السلام نقل شده است :
جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل‏ ؛ جهاد زن نيکو شوهرداري کردن است.

2- برخي از خطاهاي منطقي را که در احساس خستگي و غم تاثير دارد ،شناسايي و اصلاح کنيد.
يکي از عواملي که منجربه افسردگي مي‌گردد، داشتن خطاهاي منطقي است که منجر به به وجود آمدن باور هاي منفي مي شوند. باورهاي منفي نيز احساسات منفي مانند غم و اندوه را ايجاد مي‌کنند.
يکي از خطاهاي منطقي که که به نظر مي رسد در شما وجود دارد « ذهن خواني» است.
ذهن‌خواني به اين عقيده برمي‌گردد که مي‌دانيم فرد ديگري در مورد ما چه فکر مي‌‌کند. در مورد نيت و هدف شوهرتان بيان کرده‌ايد که « فکر مي‌کنم منو فقط براي کلفتي مي‌خواست». شوهر شما ممکن است دليل يا دلايل ديگري براي ازدواج با شما داشته باشد. هر چه باشد، صريحا نگفته است که من هدفم از ازدواج با تو پيدا کردن کلفت است. منطق متناسب ( قضاوت کردن بر اساس شواهد و مدارک قطعي) را جايگزين نماييد.
3- شناخت خود را نسبت به خصوصيات مردان افزايش دهيد.
مردان و زنان نيازهاي‌ متعددي دارند . در برخي نيازها مردان حساسيت بيش تري دارند و در برخي نياز‌ها زنان. به عنوان نمونه نياز به محبت و نياز به اقتدار هم در مرد و هم در زن وجود دارد. منتها نياز به اقتدار در مردان بسيار بيش تر از نياز به اقتدار در زنان است. از طرف ديگر نياز به محبت در زنان بسيار بيش تر از نياز به محبت در مردان است.
4- ملاک ادامه زندگي يا عدم ادامه آن را ترس از مردم قرار ندهيد. اگر انسان به طور افراطي به نظرات و نگاه مردم توجه کند، پي‌در ‌پي استرس را تجربه خواهد کرد . استرس باعث تلخي زندگي و حتي در برخي از مواقع
باعث بروز اختلافات مي‌گردد.
بايد بين منابع شناخت خود يعني اظهار نظر ديگران، خود مشاهده‌گري و مقايسه اجتماعي تعادل برقرار شود .
5- سعي کنيد با صحبت صميمانه شوهرتان را راضي کنيد که پيش مشاور برويد.
به او نگوييد « مشکل داري و بايد پيش مشاور بروي» بلکه بگوييد« اگر مي‌شود با هم برويم پيش مشاور تا مهارت هايي را براي ارتقاي روابط زناشويي و تربيت فرزند ياد بگيريم».
هر چند به شما حق مي‌دهيم که انتطار محبت و صميميت از شوهرتان داشته باشيد، ولي هميشه تمام کردن و طلاق گرفتن راه مناسبي نيست؛ چه بسا بر اثر طلاق وضعيت بدتر شود.
با صبر، مدارا، اصلاح خطاهاي شناختي در خود، به دست آوردن نقاط مثبت شوهر و نفوذ از آن طريق و... بهتر مي‌توان مشکل را برطرف کرد.