با سلام : دختری هستم 24 ساله مجرد ، دلباخته ی مردی شده ام 50 ساله ومتهل ، ایشان نیز به من علاقه دارند . تصمیم گرفته ایم که به طورموقت با یکدیگر محرم شویم . اما معشوقه ی من ناراحت است ازیک طرف مرا خیلی دوست دارد وازطرف دیگر فکر می کند اگر با من محرم شود به خانمش خیانت کرده است . ما با هم ارتباط داریم می ترسم این ارتباط گناه داشته باشد .لطفا مرا راهنمایی فرمائید . درضمن ما دونفر به هیچ وجه نمی توانیم ازیکدیگر جداشویم .

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
علاقه به جنس مخالف ريشه در ميل و كشش غريزي دارد. خداوند غريزه جنسي را براي برآوردن هدف خاصي در وجود انسان نهاده و او را براي برآوردن اين غريزه از راه درست (كه ازدواج است) راهنمايي كرد، تا نسل انسان گسترش يافته و نوع بشر حفظ شود، نيز در سايه ازدواج به آرامش دست يابد و عنصر آزمايش انسان قرار گيرد.
از آن جا که يكي از مهم ترين ثمرات و اهداف ازدواج رسيدن به آرامش است و آرامش در صورتي حاصل مي شود كه ما با توجه به معيارها و ملاك هاي اساسي و مهم، انتخاب مناسبي داشته باشيم، چرا که سعادت و خوشبختی ازدواج، در گرو رعایت دقیق معیارها و پایبندی به آن هاست؛ چه بسا یک انتخاب نامناسب منجر به گرفتار شدن انسان در کوهی از مشکلات و مصائب گردیده است. از این روی لازم است در انتخاب همسر آینده، نهایت دقت و هوشیاری را بکنید ،چرا که مسئله ازدواج از مهم‏ترين مسائل دوران جواني است كه نبايد آن را ساده انگاشت و نيازمند دقت و تحقيق است. اندكي سهل انگاري مساوي با يك عمر پشيماني است.
به جرأت مى توان گفت بيش ترين مشكلاتى كه در زندگى خانوادگى به وجود مى آيد، به خاطر اين است كه دختر و پسر به خطا رفته و همسر متناسب خود را انتخاب نكرده اند.
چه بسيار همسرانى كه به خاطر (همسنخ نبودن ) و (عدم تناسب ) به تباهى و بدبختى كشيده شده اند. بسيارى از مشكلات و اختلافاتى كه در زندگى مشترك به وجود مى آيد، ريشه در انتخاب غلط همسر دارد.
مضافاً مسئله ‌ازدواج‌ و پيوند زناشويي ‌از حساسيت‌ ويژه‌اي‌ برخوردار است‌، كه‌ به‌ حكم‌ عقل ‌و شرع‌ نبايد چشم‌ بسته ‌و بدون‌تأمل‌، آن‌را پذيرفت،‌بلكه ‌تحقيق ‌و تفحص ‌و انتخاب‌همسري‌كه‌ هم‌شأن‌ و حايز ملاك‌هاي‌عقلي ‌و شرعي‌ باشد، امري ‌لازم‌ و مورد توصيه اسلام‌ است‌.
با توجه به اهميت ازدواج و نقش آن در سرنوشت انسان، اسلام زوجين را به بصيرت و شناخت دقيق فرا خوانده است. هرگز اسلام راضي نيست دختر و پسر بي گدار به آب زنند و چشم بسته عمل نمايند. علاقه و دوست داشتن به تنهايي نمي‌تواند ملاك ازدواج موفق باشد. هرچند علاقه و محبت و عشق به همسر، در انتخاب وي لازم است، ولي كافي نيست. با گذشت زمان، عشق، كم‌فروغ مي‌گردد و مشكلات زندگي، خود را نشان مي‌دهد.
بسياري از دختران و پسران كه تنها با انگيزه عشق و علاقه، دست به ازدواج زده‌اند و نياز‌هاي واقعي خود را در نظر نداشته و بر اساس احساسات تصميم‌گرفته‌اند، بسيار زود پشيمان شده و در ازدواج شكست خورده‌اند.
تجربه نشان مي‌دهد نوعاً ازدواج‌هايي كه بر محور عشق و عاشقي انجام گرفته ، سرانجام به شكست و طلاق انجاميده است، زيرا برخوردهاي اوليّه و بازي‌هاي عشق و عاشقي، دستگاه خرد و عقل از كار مي‌افتد، در نتيجه عيوب و نواقص طرف مقابل ناديده گرفته شده، پنهان مي‌ماند.
در روايت آمده است كه علاقه افراطي موجب كوري چشم و كري گوش مي‌گردد. طبيعي است پس از فروكش شدن شور و التهاب عشق، آرام آرام عقل خفته بيدار شده و به تدريج بيدادگري‌ها آغاز مي‌گردد و پيوند ازدواج متزلزل مي‌شود. در ضرب المثل‌ها آمده است: تب تند زود مي‌رود.
البته اين سخن به معناي نفي احساس و شور و علاقه نيست. اگر احساس را از انسان‌ها بگيريم، هرگز كسي تن به ازدواج نخواهد داد. زن و شوهر اگر به يكديگرعلاقه‌مند نباشند، پيوندشان مستحكم نخواهد بود. اما اين علاقه غير از عشق‌هاي امروزي و خياباني برخواسته از احساسات است.
آن چه لازمه تعادل و استحكام خانواده است، محبت و علاقه زوجين به يكديگر است كه البته با رفتار صحيح زن و شوهر رو به رشد و افزايش مي‌باشد. آن چه در ازدواج مهم است، عنصر عشق و علاقه و محبت از يك طرف، عقل و محاسبه و در نظر گرفتن جوانب ديگر و ديدن عيب و خوبي‌ها با هم در طرف ديگر است.
چنين ازدواجي پايدار‌تر و مستحكم‌تر مي‌باشد و هيچ تضادي هم با عشق و علاقه ندارد. اما عشق و علاقه‌هاي مقطعی و بي حساب و كتاب، عنصر دوم را غالباً ندارد.
البته ما هم قبول داریم که همه انسان ها نيازمند به محبت هستند . اين نياز در زنان و دختران به جهت رقيق تر بودن حس عاطفه و احساس در آن ها بيش تر است . به همين خاطر چون با انسان ديگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس كشش و نياز به او مي كنند. در عين حال انسان ها در درون خود از نيروي عقل و خرد نيز برخوردار هستند . اين موجب مي شود كه در برخورد با ديگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هايي براي خود قرار دهد و با احتياط و دور انديشي عمل نمايد. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه خود بگذرد ، خطر آفرين خواهد بود و به همين خاطر انسان بايد آن را تعديل نمايد.
به هر حال ما نمی دانیم که علت علاقمندی شما به یک مرد زن دار و متأهل آن هم با این فاصله سنی زیاد چیست. اگر سعادت و خوشبختی خود را در ازدواج با همچنین مردی می دانید، باید بگوییم که در خیالی بس باطل سیر می کنید . شناخت درستی از آسیب ها و مشکلات پیش روی این گونه ازدواج ها ندارید یا این که عشق او چنان چشم و دل تان را پر کرده که از دیدن واقعیت های زندگی محرومید . در هر صورت، علت هر چی باشد ،باید گفت که شما در وادی خطرناکی قدم گذاشته اید . اصرار بر خواسته خود مساوی است با سقوط در پرتگاه بدبختی و ذلت و خواری که نه تنها آتش آن گریبانگیر زندگی تان خواهد شد ،بلکه زندگی افراد دیگری را هم خواهد سوزاند؛ پس بترسید از اینکه، تصمیم شما از روی هوا و هوس باشد، چرا که در این صورت خود را اسیر بند شیطان نموده ، خویش را همچون مرکبی راهوار در خدمتگذاری شیطان آماده ساخته اید.
بنابراین شایسته است دروازه دل تان را به روی هرکسی نگشایید . با منطق و عقل سلیم دست به انتخاب درست همسر و شریک آیندتان بزنید . بدون شک، خوشبختی در گرو انتخاب برخاسته از عقل و خرد ژرف اندیش است، نه پیروی از سر عشق و علاقه تنها، که معرفت سوز و خانمان برانداز است.
اظهار علاقه و محبت از سوي شما، تجسّم بخشيدن به ذلّت و زبوني خود و بي شخصيّت جلوه دادن خويش است. چون زن مجذوب است نه جاذب، محبوب و معشوق است، نه عاشق و طالب. يعني اصلاً ساختار وجود دختر به گونه‏اي است كه ديگران را به سوي خود جذب مي‏كند و آن ها به سوي او گرايش مي‏يابند.
گل محمدي و لاله و جمال يوسف و ديگر گل‏هاي زيبا هرجا باشند، مردم به سوي آن ها گرايش مي‏يابند و آن ها را به دست مي‏آورند و نيازي به خودنمايي ندارند.
اسلام هيچ راهي براي ذلّت نفس و از دست دادن عزّت و كرامت ذاتي تجويز نكرده ؛ به پيروانش اجازه نداده است كه با راه‏هاي گوناگون، كيان و شخصيّت خود را خُرد و خود را ذليل نشان دهند. ابراز علاقه دختر به مرد نامحرم اظهار ذلّت، امضا و مهر تأييد ابدي بر خواري خويش است. اسلام براي زنان و دختران وقار و شخصيّت خاصّي قائل است . به هيچ وجه به آنان اجازه نمي‏دهد كه به بهانه دوست داشتن يك مرد، به او اظهار عشق و علاقه نمايند. در اين جهت آن قدر حسّاس است كه به دختران و زنان عفيف توصيه مي‏كند كه بر خلاف مردان، مغرورانه راه روند، متكبّرانه حرف بزنند، وقار خود را نشكنند . در حرف زدن و برخوردهاي خود با مردان، تواضع و فروتني نشان ندهند . صدا و لهجه خود را تغيير ندهند . با متانت كامل برخورد نمايند. دختري كه چنين باشد، به يقين جوانان غيور كه طالب همسران خوب و ايده‏آل هستند، به سراغ آن ها خواهند رفت . انتخاب چنين دختري را بر دختران سبك و بي‏وقار و كودك صفت ترجيح خواهند داد. علاوه بر آن اصولاً اظهار محبّت دختر به مرد، اين سوء ظنّ را در ذهن مرد ايجاد خواهد كرد كه از كجا معلوم
دختر تا كنون به چند جوان ديگر نيز ابراز علاقه نكرده باشد. يعني به طور طبيعي مردان اين گونه‏اند كه به محض اظهار علاقه و محبّت از جانب دختران، سوء ظن در آن ها پديد مي‏آيد . از نخستين برخورد، بدبيني در دل آنان نسبت به دختران پديد مي‏آيد. به همين جهت آيين اسلام به زنان مجرد و دختران اجازه نمي‏دهد كه به سراغ مردها بروند و خود را ذليل و حقير نشان دهند.