با سلام
مي خواستم بدونم كساني كه در غرب متولد مي شوند و در محيطي كه مسيحيت ناقص و باطل به عنوان حق نشان داده مي شود و مردم آنجا درآن شك نميكنند و هر گونه فساد در آن رواج دارد و در آخر هفته با رفتن كليسا و دعا و پرداختن پول به كشيش تمام كارهاي خود را صاف كرده مي بينند و اسلام ستيزي و بد جلوه دادن آن بسيار شايع است در حاليكه بهترين دين است ، نحوه محاسبه اعمال اين افراد چيست و كلا با توجه به نقش محيط در شكل گيري شخصيت ، باورها ، فرهنگ و طرز فكر افراد آيا محاسبه اعمال آنها با مسلمانان يكي هست يا خير؟
- اصلا نحوه محاسبه اعمال يك انسان مسيحي چگونه است ؟ آيا اين درست است كه دين مسيح در زمان حال بر حق است؟ اگر برحق نيست پس اكثريت جمعيت دنيا كه مسيحيان را تشكيل مي دهند همگي در آتش جهنم هستند !!!!!!!!!!
- آيا كسي كه در مملكتي اسلامي متولد ميشود كه دين غالب آن اسلام هست و به همين منوال راه رسيدن به حقيقت در آن راحتتر و همچنين محيط كه نقش بسيار مهمي در ساختن انسان دارد در مملكت اسلامي پاكتر است به همين ترتيب به آساني ميتواند به حقيقت دست يابد در مقايسه با فردي كه در مملكتي غير اسلامي متولد ميشود و زندگي ميكند به يك نحو مورد محاسبه قرار ميگيرند؟ اصلا آيا اين بي عدالتي نيست كه يكنفر در مثلا ايران دنيا بياد و ديگري در انگليس ،، آنكس كه در ايران دنيا بياد احتمال رستگاريش بسيار بيشتر از آن انگليس هست!!!
- اصلا اين ظلم نيست كه كسي كه در ايران زندگي ميكند بايد مرتب حواسش باشد مال مردم نخورد ،بيت المال را رعايت كند و ... ولي آن فرد اروپايي هر كار دلش خواست بكند ؟ آيا اين بي عدالتي نيست؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
شرائط و موقعیت های خاص در زندگی و رشد و تربیت هر انسانی می تواند تاثیرات به سزایی در گرایش و عملکرد او در آینده داشته باشد . این امر هر چند به طور مطلق عمومیت ندارد. اما در بسیاری از موارد دیده می شود که کودک متولد در فضای تربیت دینی تبدیل به انسانی با گرایش دینی و مذهبی می شود . فردی در فضای بی دینی و بی توجهی نسبت به مسائل معنوی، بهره چندانی در این حوزه نمی برد .
به همين نسبت فضاي عمومي جامعه محل زندگي فرد او را به سمت يك نوع تفكر و گرايش ديني سوق مي دهد . معمولا آن فرد رفتارهاي دين مدارانه يا غير ديني خود را بر اساس همان دين و آيين محل سكونت خود تطبيق مي دهد ؛ پس بايد پرسيد وضعيت اين افراد در قيامت و در برابر اعمال شان چگونه خواهد بود ؟
از نظر اسلام در هر دین و آیینی، فرزندان از آن جا که امکان پذیرش و ادراک حقانیت یک تفکر دینی را ندارند، از نظر فقهی یا حقوقی به دین والدین شان شناخته می شوند ؛ در نتیجه مثلا بچههای مسلمان به تبعیت از والدینشان مسلمان هستند . از نظر حقوقی مسلمان محسوب میشوند . از مزایای اجتماعی در جامعه به عنوان یک مسلمان (در صورت تفاوت داشتن) برخوردار هستند.
اما این مسئله غیر از اعتقاد به اسلام است. اعتقاد به اسلام يا هر دين ديگري ، نمیتواند سنتی و تقلیدی و اجباری باشد؛ بنابراین وقتی انسان ها به مرحله رشد عقلی و تکلیف رسیدند، پذیرش دين اصلي شان باید به سبب دلیل باشد، نه از روی تبعیت و تقلید . دین و ایمان به دلیل آن که یک اعتقاد قلبی و درونی است، ممکن نیست تحمیلی باشد ، از این رو قرآن در آيه 256 سوره بقره میفرماید: "لا اکراه فی الدین؛ در قبول دین اکراه و اجباری نیست".
از نظر جهان بینی اسلامی همه انسانها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیمگیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم میزنند . بايد بر اساس عقل و دانش و درك خود به حقيقت هر چه كه باشد ايمان بياورند . تكليف براي مسلمان زاده و مسيحي زاده و يهودي زاده و... مساوي است .
از مجموع آیات متعدد قران به دست می آید كه از نظر اسلام همه افراد، چه مسلمان زادگان و چه پیروان سایر مذاهب و ادیان باید با عقل و ادراک خود به پی جویی دین حق پرداخته، اسلام را با دل و جان و باور قلبی خود به دست آورند ؛ در واقع ملاک رفتن به بهشت، ایمان به معنای واقعی، یعنی اعتقاد قلبی، زبانی و عملی به دین کامل عصر خود و انجام اعمال نیک میباشد، نه چیز دیگر.
در نتیجه بر هر انسان عاقل و بالغ چه مسلمان زاده و چه پيرو دين و آيين ديگر در هر منطقه جهان لازم است که بدون انکار و رد مطلق تفکرات قبلی و خانوادگی خود و به دور از هر نوع تعصب و پیش داروی و با کمک عقل و انصاف و مشاوره با کارشناسان خبره به دنبال حقیقت دین و مبانی بنیادین ذهنی خود برود و دین حق را برای خود تشخیص دهد ، در نتيجه در اين وضعيت شرايط همه انسان ها در هر كجاي عالم شبيه هم خواهد بود . معلوم نيست كه اسلام سنتي و بدون تحقيق ما در عرصه قيامت فايده اي به حال ما داشته باشد .
اما در هر حال ممكن است گفته شود كه در نهايت چه بسا بسياري از اين افراد زمينه درستي براي يافتن حقيقت نمي يابند . در نتيجه وضعيت حداكثري آن ها به سعادت و شناخت حقيقت دين و معارف اصلي آسماني ختم نمي شود و اين ظلم و تبعيضي در حق آنان است ؛ در پاسخ به اين امر بايد گفت :
تفاوت هاي انسان ها در زمان و مكان زندگي و كيفيت هاي اين امر و ديگر امور مشابه حقيقتي غير قابل انكار و ترديد است ؛ در واقع اختلافات در زمان و مکان زندگی انسان ها امری کاملا طبیعی و منطقی و بر اساس ساختار علّی و معلولی عالم است و اشکالی بر آن نیست ، اما مهم آن است که آیا این افراد گوناگون در محیط های مختلف و با گرایشات فکری و فرهنگی و باورهای سنتی متفاوت و حتی توانایی های ادراکی متفاوت و اختلاف در دست رسی به حقیقت ادیان آسمانی ،به یک گونه مورد سوال خداوند قرار خواهند گرفت ؟
به هیچ وجه این گونه نیست و این منشأ اصلی اشتباه شما در پرسش است ؛ در واقع نکته مهمی که از آن غفلت کرده اید، این است که خداوند هیچ گاه به یک شکل و یک صورت از ما توقع عمل و انجام وظیفه ندارد؛ یکی از سنّت های الهی این است که خداوند برای همه انسان ها به اقتضای داشته ها و توانایی های فکری ، جسمی و محیطی و... ، مسئولیتها و تکالیف شان را تعیین می نماید . بنا بر توانمندی ها و ابزار و عوامل موفقیت از آن ها بازخواست خواهد کرد.
این همان حقیقتی است که با تعابیر مختلف در قرآن به آن اشاره شده مانند: «لایکلف الله نفسا الا وسعها » (1) هیچ کس را جز به اندازه توان او تکلیف نمی کنیم . این عدالت خداوند در مقام تشریع و تکلیف است . همچنین در مقام محاسبه و بازخواست و توقعات نیز چنین عدالتی با دقت تمام رعایت می شود : «و نضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا تظلم نفس شیئاً؛ (2) ترازوهاى عدل را در روز رستاخیز مى نهیم , پس هیچ کس ستمى نمى بیند».
در آزمون دنیا شرایط مسابقه و میدان عمل و نوع تکلیف برای انسان ها یکسان نیست. زیرا کاملا روشن است که توان انسان ها در موقعیت های نابرابر، نابرابر خواهد بود . خداوند نیز بر اساس اختلافات و با توجه به عنصر اختیار در وجود هر انسان بر او تکلیف می کند تا در میدان مسابقه برای رسیدن به مقام قرب الهی به تلاش و کوشش بپردازد .
وضعیت ما در برابر درك حقيقت و معرفت به خداوند و ديگر حقايق عالم ، همچنين در برابر تکالیف الهی و توقعاتی که از ما می رود ،همین گونه است . یعنی خداوند هرگز نگفته موقعیت هایی که برای شماست، نسبت های مساوی دارند؛ بلکه خداوند نسبت های عادلانه برای آن ها قرار داده است . براي هر كس به اقتضاي همان وضعيت تعيين تكليف و مسئوليت و محاسبه اعمال رقم خواهد خورد .
اگر ظهر تابستان و در کنار تنور، شاطر و نانوا روزه بگیرد؛ روزه اش با روزه زمستان فردی که از اذان صبح تا اذان مغرب خوابیده؛ یکسان نیست.
با اين بيان واقعا معلوم نیست در فردای قیامت مومنان به ظاهر درستکار که ظاهر الصلاح بودند و متناسب با محیط پرورش خود متدین و معتقد گشته اند، اهل سعادت و نجات خواهند شد یا همان افراد به ظاهر کم ایمان و آلوده به برخی معاصی که در نظر بسیاری از ما از حیطه دین و دیانت خارجند،جهنمي باشند ؛ آنچه بر ما روشن است ،آن است که خداوند عادل است . چنان که خود در قرآن فرموده ،به اندازه رشته باریک میان هسته خرما به کسی ظلم نمی نماید .(3).
به عبارت روشن تر وضعیت مسئولیت و تکالیفی که خداوند از من و شما و دیگر افرادی که در کشورهای اسلامی و در متن دین حق و شریعت واقعی رشد یافته اند ، می طلبد ، با انسان هایی که در مناطق مختلف دیگر همچون کشورهای غیر اسلامی یا اقوام بدوی و قبایل ابتدایی مناطقی چون صحراهای آفریقا یا جنگل های آمریکای جنوبی زندگی می کنند ، کاملا متفاوت است . هیچ گاه همسانی و همانندی وجود ندارد .
به این دلیل است که خداوند در قرآن مجید میفرماید: «و ما کنّا معذبین حتی نبعث رسولاً؛ هیچ طایفه ای را عذاب نمی کنیم . مگر اینکه فرستاده ای را برای شان مبعوث کرده(و حجت را بر آن ها تمام کرده) باشیم».(4)یعنی میزان و معیار در مطالبه عقیده و عمل صحیح از افراد و در نتیجه عذاب و ثواب در محاسبه این اعمال ، وجود ارشاد و هدایت و تبیین مسیر صحیح توسط پیامبران الهی و مانند آنان است .
این حقیقتی است که در روایات ما هم مورد اشاره قرار گرفته و حتی از انسان هایی نام برده شده که به خاطر تمام نشدن حجت بر ایشان در قیامت یا برزخ به نوعی مورد آزمون و محاسبه قرار می گیرند. (5) حتی بابی در این زمینه در کتاب های روایی باز شده تحت عنوان کسانی که حجت بر آنان تمام نشده است .
در هر حال از نگاه اسلام همه انسان ها ، چه مسلمان زادگان و چه کفار و پیروان سایر ادیان الهى وظیفه دارند درباره دین حق و شریعت حقیقی زمان کنونی تحقیق کنند . دستورهاى ادیان را با هم مقایسه کرده، به حقیقت دست یابند . زندگی خود را بر اساس آن تنظیم نمایند ، در نتیجه چه بسا ایمان بی تحقیق و تقلیدی بسیاری از مسلمانان هم در آخرت ثمر چندانی برای آن ها نداشته ،آن ها را با چالش و مشکلات بسیاری مواجه نماید .
در خصوص غیر مسلمانان هم همین ضرورت وجود دارد . آنان موظف به تحقیق و بررسی در خصوص عقاید آبا و اجدادی خود و دیگر ادیان موجود در جهان هستند ، اما یقینا شرایط افراد در این تحقیق برابر نخواهد بود . تفاوت موقعیت افراد در این باره به روشنی مورد ملاحظه قرار می گیرد .
اگر شرایط تحقیق و رسیدن به اسلام برای آن ها فراهم نبوده ،یا نتوانستند به منابع واقعی اسلام مراجعه نمایند، یا اصلا مسئله ضرورت تحقیق از دین برای شان مطرح نبوده ، یا پس از تحقیق (بدون هیچ غرض ، عناد و انگیزه شخصی ) به این نتیجه رسیدند که دین خودشان درست است و از طرفى به محتواى دین خود عمل کردند و بر کسى ظلم نکردند، چون حجت و دلیل بر اعتقاد خود دارند، يقينا اهل سعادت و نجات خواهند بود .
همچنين اگر یک فرد مسلمان دین اسلام را از روی تحقیق و بررسی بشناسد و به همین نسبت فردی مسیحی هم به حقانیت اسلام پی برده، به این کیش بگرود ، یقینا شرایط مساوی و برابری را نخواهند داشت . جایگاه ارزشی آن فرد مسیحی که دین سنتی خود را تغییر داده ، با مسلمان زاده ای که کار آسان تری را پیش رو داشته، مساوی نخواهد بود .
هرچند اگر یک فرد به اسلام و حقیقت شريعت آخرالزمان راه نیابد و به هر دليل امكان و زمينه بهره مندي از اين معارف را به دست نياورد، باز تکلیف از گردن او ساقط نبوده ، بر اساس حکم عقل و فطرت انسانی خود و همچنین براساس آموزه های دین و شریعتی که آن را بر حق می داند ، ملزم به کنترل اعمال و رفتارهای خود است . اگر چنین فردی منطبق بر این اصول به اعمالی که از نظر دین ما گناه محسوب می شود نباشد ، نمی توان او را آلوده در گناه و ابتذال قلمداد نمود . چه بسا وضعیت چنین فردی در قیامت به مراتب بهتر از یک مسلمان بی عقیده و گنهکار باشد .
پی نوشت ها :
1. بقره (2) آیه276.
2. انبیا(21)آیه 47.
3. نساء(4) آیه 124.
4. مائده (5) آیه 73.
5. بحارالانوار، ج 5، ص 289، حدیث 2و 3، « باب اطفال و ......» نشر دار الكتب الإسلاميه، بي تا .






