با سلام ایا امام می تواند شفا بدهد ایا این کار با اموزه های دینی مخالفت دارداگر می خواهید بگوید که امام به اذن خدا انجام می دهد .پس در حقیقت خدا انجانپم می دهد و مریض را شفا می دهد نه امام امام واسطه است و خدا به حرف امام بیشتر و زودتر گوش می کند چون او محبوب خدا وند است .پس پیا مبر نیز نزدیک تر از امام ها است ولی بر اثر تبلیغات اصلا کسی به پیا مبر نذر نمی کند ودر سوگ ان این همهداد بیدادنمی کند و ثانیا" خدا خودش می گوید مرا بخوانید تا اجابت کنم و من از رگ گردن به شما نزدیک هستم چرا ما به واسطه رو می اوریم و عملا ان قدر این واسطه ها در بورس هستنند که از خود خدا خبری نیست و اخر اینکه تورا به خدا بدون تعصب خود تو کسی را می شناسی که کور بوده یا فلج بوده و چندین سال به این صورت زندگی می کرده ووقتی مثلا به حرم امام رضا برده اند او شفا یافته و الان در فلان محل زندگی می کند من حاضرم چندین نفر را هم با خودم ببرم و همچون ابراهیم ع ایمان مان کامل شود البته از حرف های پیش پا افتاده مثل کلیه ام مریض بود و سرکا خورده بودم و پول را زده بوداند و از این جور حرفها نه خیر چون همه اینها بافته ذهن ادم هاست شما ادرس این افراد که من در بالا ذکر کردام را حتما برایم بفرستید لطفا به حاشیه نروید و کاربردی مطلب را بیان کنید

پرسش 1:
شفاعت
شرح : آيا امام مي تواند شفا بدهد؟ و آيا اين کار با آموزه هاي ديني مخالفت ندارد؟ اگر بگوييد امام به اذن خدا شفا مي دهد، پس در حقيقت خدا است که مثلا مريض را شفا مي دهد، نه امام. بلکه امام واسطه است و خدا به حرف او بيش تر و زودتر گوش مي کند؛ چون امام محبوب خدا وند است.

پاسخ:

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز .
اگر مفهوم درستي از مسئله ارائه شود، معلوم خواهد شد که توسل و شفا خواستن از ائمه(ع) نه تنها با آنچه در در پرسش ياد شده منافات ندارد، بلکه ظهور عيني شفابخشي خداوند است که از طريق توسل انجام مي شود. از اين رو، بايد گفت که توسل به وسايل و در پي سبب رفتن با توجه به اين که خدا شفا دهنده است و او است که سبب را آفريده و از طرفي خود از ما خواسته از وسايل و اسباب استفاده کنيم، ديگر هيچ اشکالي ندارد. بنابراين، شفا دادن خدا، عين توحيد است. همان‌طور که در امور ظاهري و دنيايي ما آدميان همواره از اسباب و وسايل استفاده مي‌کنيم و نتيجه مي‌گيريم، در مسائل معنوي و ديني نيز چنين است.
مثلا جاي ترديد نيست که شفا دهنده خداوند است، ولي بايد به پزشک متخصص مراجعه کرد و دارو مصرف کرد تا شفا پيدا نمود. خداوند مجراي دريافت شفا را در دارو قرار داده است. مثال ديگر اين که براي رفع تشنگي بايد از آب استفاده کرد و او اين ويژگي را در آب قرار داده است.
خداوند متعال دستور داده کساني که مي‌خواهند گناهان‌شان آمرزيده شود و يا مريضي و گرفتاري آنان بر طرف شود،بايد به در خانه پيامبر بروند. ضمن اين که خود طلب مغفرت مي‌کنند و براي درمان خويش تلاش مي نمايند، از آن بزرگوار بخواهند که از خدا براي آنان طلب شفا و يا مغفرت نمايد:
«ولو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّاباً رحيماً»؛(1) «اگر ايشان هنگامي که با ارتکاب گناه به خود ستم کردند، نزد تو مي‌آمدند و از خدا آمرزش مي‌خواستند و پيامبر هم براي ايشان طلب مغفرت مي‌کرد، خدا را توبه‌پذير مهربان مي‌يافتند».
طبق اين گونه آموزه‌هاي متعالي، راه دستيابي به رحمت واسعه الهي در ساحات مختلف زندگي دنياي و اخروي يا امور ديني و دنيا، همان وسايل و اسباب است که خداوند معرفي کرده که بندگانش از آن طريق بروند تا به رحمت او برسند. پس نه تنها منافاتي که در پرسش اشاره شده، مطرح نيست، بلکه به گفته آموزه‌هاي وحياني راه همان است که بيان شد. براي رسيدن به فيض رحمت خدا بايد به در خانه اهل بيت(ع) رفت و رحمت الهي را از مجراي واسطه هاي فيض آن دريافت کرد.
براي رفع مشکلات بايد از خداوند طلب کمک نمود. از خداوند خواست تا مشکلات رفع گردد، ولي از آن جا که ائمه(ع) مظهر اسماي الهي اند، به عنوان خليفه خداوند در زمين، رفع مشکلات مردم به وسيله آن ها انجام مي‌شود. از اين رو، در زيارت جامعه کبيره آمده است:
«وبکم ينفّس الهمّ و يکشف الضرّ»؛(2) «به وسيله شما اندوه را بيرون مي‌برد و سختي را برطرف مي‌سازد».
توسل به اولياى الهى و حاجت خواستن از آنان، به اين معنا نيست که آنان را مستقل در انجام امور و شئون عالم هستى مى‏دانيم. در واقع، از آنان مى‏خواهيم به جهت منزلت و قربى که در درگاه الهي به سبب عبوديت و بندگى خدا دارند، از او بخواهند حاجت و خواسته ما را برآورده کند؛ يعنى حاجت‏ دهنده را خداوند مى‏دانيم. براى حاجت خواستن از خدا، بندگانى را که نزد خداوند عزيزند، واسطه قرار مى‏دهيم تا حاجت ما را از خدا بخواهند. اين گونه توسل، امرى است که هم از پيامبر اکرم(ص) و هم از اصحاب ايشان ديده شده است.
پيامبر در طلب مغفرت براى فاطمه بنت اسد به حق خود و به حق پيامبران پيشين متوسل مى‏شود:
«اغفر لامّى فاطمة بنت اسد و وسّعه عليها مدخلها بحق نبيک و الانبياء الذين من قبلى»؛ (3)
«خدايا! مادرم فاطمه بنت اسد را بيامرز. جايگاه او را وسيع گردان به حق پيامبرت و به حق پيامبران پيش از من».
همچنين است توسل عمر بن الخطاب به عباس عموى پيامبر(ص):
«اللهم انا نستقيک بعمّ نبيّک و نستشفع اليک بشيبته»؛ (4)
«پروردگارا! به وسيله عموى پيامبرت طلب باران مى‏کنيم. محاسن سفيد و سابقه او را در اسلام، شفيع خود قرار مى‏دهيم».
يوسف مي گويد: پيراهن مرا ببريد و بر ديدگان پدرم بيفکنيد تا او بينايي خودرا باز يابد. (5) يعقوب نيز پيراهن يوسف را که بافته جدا تافته اي نبود، بر ديدگان خود مي افکند و در همان دم بينايي خود را باز مي يابد. قرآن مي فرمايد:
«فلما ان جاء البشير القاه علي وجهه فارتد بصيرا». (6) در صورتي که به اعتقاد ما تمام پيامبران(ع) معصوم از گناه، به خصوص گناه شرک هستد. حال اگر شيعيان يا مسلمانان، خاک قبر و ضريح و مرقد پيشوايان ديني را بر ديده بگذارند و قبر و ضريح ايشان را به عنوان احترام ببوسند و يا به آن ها تبرک بجويند و بگويند خداوند در اين ضريح و درها چنين اثري گذارده است، در اين کار اصلا دچار شرک نشده اند.
کساني که با تاريخ زندگاني پيامبر گرامي اسلام آشنايي داشته باشند، مي دانند که ياران حضرت پيوسته در تبرک با آب وضوي پيامبر، از يکديگر سبقت مي جستند. در اين زمينه مي توانيد به کتب روايي مراجعه کنيد. (7)
در توسل و حاجت خواستن و طلب شفا از ارواح حضرات معصومان (ع) در هر جا و هر زمان به خصوص هنگام تشرف به زيارت آن ها، بايد توجه داشت که آن حضرات واسطه فيض خداوند هستند و حاجت را خداوند مي دهد. همه امور زندگي انسان به دست خداست، ولي قبور ائمه به عنوان محل پاک، زمينه استجابت دعا را فراهم مي سازد. توسل به ارواح ائمه به عنوان واسطه فيض خداوند، موثر است. توسل با اين روش، نه تنها محذوري ندارد، بلکه بسيار مفيد و مؤثر است. اين مطلب، در آموزه‌هاي ديني توصيه شده و هرگز با توحيد منافات ندارد. از اين رو، گفته شده:
با اندک دقت در اطراف خود متوجه مي شويم که گردش امور هستي، بر اساس اسباب و وسايل، و به تعبيري ديگر، توسل است. آب و مواد غذايي از طريق ريشه، تنه و شاخه درخت، به برگ آن مي رسد. ريشه درخت از طريق برگ، نور و هوا را دريافت مي‌کند. باران که مي‌بارد، به واسطه ابر است. ابر به وسيله گرم شدن آب دريا در اثر نور خورشيد ايجاد مي شود. در حديثي از امام صادق (ع) آمده:
«ابي الله ان يجري الاشياء الا باسبابها»؛ (8) «خدا ابا دارد که کارها بدون سبب و علت و واسطه جريان پيدا کند». پس خداوند براي هر کاري واسطه قرار داده است. در قرآن درباره توسل آمده: «و ابتغوا اليه الوسيله»؛ (9) «وسيله اي براي تقرب به خدا جست و جو نماييد». حال بايد ديد آن وسيله چيست؟
در هر کاري، وسيله خاصي ممکن است مؤثر باشد. در اموري مانند آنچه در پرسش آمده، توسل به معصومان (ع) بهترين راهکار براي دريافت فيض خداوند است. اين بيان، با توحيد هيچ گونه تعارضي ندارد؛ زيرا مومنان با توسل به اهل بيت (ع) حاجات خود را از خداوند مي خواهند. خداوند حاجت هاي آنان را برآورده کرده و مشکلات شان را برطرف مي سازد. اهل بيت تنها واسطه و وسيله کارند. (10) البته ممکن است امامان معصوم (ع) بر اساس تصرف تکويني خود در اموري تصرف کنند و مثلا مريضي را شفادهد که در اين صورت نيز به اذن خدا مريضي را شفا مي دهند. بنابراين، آنچه در پرسش آمده است، با اين رويکرد به آساني قابل حل خواهد بود.

پي‌نوشت‌ها:
1. نساء (4) آيه 64.
2. مفاتيح الجنان، ص 909.
3.آيين وهابيت، جعفر سبحانى، ص 153، نشر دفتر انتشارات اسلامي، قم،1376 ش.
4.همان، ص 162.
5. يوسف (12) آيه 92.
6. همان، آيه 96.
7. صحيح بخاري، ج3، ص 255، نشر دارالفکر، بيروت، بي تا.
8. بحار الانوار، ج 2، ص 90. نشر دار الاحياء لتراث العربي، بيروت، 1403 ش.
9. مائده (5) آيه 35.
10. محسن قرائتي، اصول عقايد، ص 99 - 100. نشر دفتر فرهنگي درس هايي از قرآن، 1384 ش.

پرسش 2:
2- پس پيا مبر نيز نزديک تر از امام ها است ولي بر اثر تبليغات اصلا کسي به پيا مبر نذر نمي کند ودر سوگ آن اين همه داد بيدادنمي کند ؟

پاسخ:
جاي ترديد نيست كه هر چه براي امامان (ع) انجام مي‌شود به دليل آن است كه آنها پرتوي از نور وجود پيامبر اند، و اگر نذر و عزاداري و مانند آن براي اهل بيت (ع) از سوي مؤمنان صورت مي‌گيرد در واقع به دليل توصيه خود پيامبر (ص) است به عنوان نمونه در قرآن كريم خداوند به پيامبر فرمود: « قل لاأسألكم عليه اجرا الا الموده في القربي » (1) بگو من هيچ پاداشي از شما بر رسالت خود نمي‌خواهم جز دوست داشتن اهل بيت خودم.
و در روايات فراوان از سوي پيامبر (ص) به محبت اهل بيت تأكيد شده است. (2)وعزا داري براي آنان در واقع اظهار محبت به آنها است
بنابراين اولا آن چه براي امامان عليهم السلام انجام مي‌شود به دستور خود پيامبر است.
ثانيا: به دليل مظلوميت‌هايي كه بعد از پيامبر بر اهل بيت (ع) از سوي ستمگران روا داشته شد مردم براي هم‌نوايي با آن ستم‌ديدگان در ايام شهادت‌شان عزاداري مي‌‌كنند تا نسبت به آن ظلم اعلام برائت و انزجار نموده و نسبت به خود آن حضرات اظهار محبت كه اجر رسالت پيامبر است كرده باشند.
ثالثا: بر خلاف آن چه در پرسش آمده در روز 28 صفر كه روز رحلت پيامبر است تعطيل رسمي است و مردم در سوگ حضرت عزاداري و نذر و خيرات مي‌كنند.
پي‌نوشت :
1- شوري (42) آيه 22 .
2- بحار الانوار، ج68، ص379، نشر دار الاحياء لتراث العربي، بيروت، 1403ق.

پرسش 3:
3- خدا خودش مي گويد مرا بخوانيد تا اجابت کنم و من از رگ گردن به شما نزديک هستم چرا ما به واسطه رو مي آوريم و عملا آن قدر اين واسطه ها در بورس هستنند که از خود خدا خبري نيست ؟
پاسخ:
آيه مورد نظرشما اين است كه :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُه‏ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ (1) ؛ انسان را آفريديم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديک تريم‏ » .
چنان كه مشابه همين مضمون و با صراحت بيشتر خداوند فرموده : « وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ (2) ؛ پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم‏ »
حال سوال اين است كه آيا اين قبيل آيات با درخواست از معصومين و توسل به آنان منافات دارد ؟
براي پاسخ ابتدا لازم است تاملي در ماهيت توسل داشته باشيم ؛ توسل به معناي مدد جستن از وسيله اي براي رسيدن به مقصود است، انسان براي رسيدن به هدف بايد به اسباب و وسايل يا واسطه‌هاي فيض متوسل شود . اين امري طبيعي است ؛ پس توسل به معناي استفاده از اسباب براي دستيابي به هدف است.
خداوند به مقتضاي لطف و رحمت بي انتهاي خويش، اسباب هدايت مردم را فراهم کرده که يکي از آن ها فرستادن پيامبران و نزول کتب آسماني و راهنمايي رهبران ديني است. هر چند خداوند توانا است که مستقيم تمام عالم را اداره کند و نياز به واسطه هاي فيض ندارد، اما با استفاده از ضمير جمع (انّا) اشاره به اسباب و نظام عالم مي کند . در عين حال که مي تواند بدون واسطه، فيض خود را به موجودات برساند، ولي سنت الهي بر اين تعلق گرفته که جهان هستي را بر اساس نظام اسباب و عوامل قرار دهد . فيض خود را تنها از راه علل و اسباب اعطا کند. امام صادق (ع) مي فرمايد:
"ابي الله أن يجري الاشياء الا بالأسباب؛ (3) خداوند امور و اشياء را از طريق علل و سببش جاري مي سازد". بر اين اساس انسان در همه کارهاي زندگي (مادي يا معنوي) به اسباب و وسايل توسل مي جويد.
خداوند براي اعطاي فيض خويش ، راه ها و اسبابي را مشخص کرده است، مانند نماز ، روزه ، نيکي به يتيم ، خدمت به مردم . از جمله اسباب و عوامل، نزول فيض و رحمت الهي ، وجود انسان هاي به حق رسيده (امامان و پيامبران) هستند. همان گونه که در نزول برکات مادي نيز از ابزار و اسباب مادي بهره گرفته . شفا را در دارو قرار داده و به پزشک‌، آگاهي براي درمان انسان ها داده است.
چنان كه در گذشته اشاره شد، ريشه اصلي توسل در قرآن کريم آمده :
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ؛(4) اى کسانى که ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا کنيد و با وسيله به او توسل جوييد ».
با توجه به اينکه کلمه وسيله در آيه اطلاق دارد، شامل همه امور معنوي مي‌شود که انسان را براي دريافت حاجت از خداوند کمک مي‌کند، بنابر اين همان طور که براي گرفتن حاجت به خانه خدا و حجر الاسود و نماز و روزه و درود به پيامبر متوسل مي‌شويم، به ارواح مطهر پيامبر، اولياي الهي، و بندگان صالح نيز مي‌توان متوسل شد . آن ها را در پيشگاه خداوند شفيع قرار داد و از خداوند حاجت خواست .
در نتيجه درخواست وساطت از اولياي الهي بر آن مبنا استوار مي گردد كه ما اين عمل را در راستاِِِِِِي درخواست از خود خداوند قلمداد مي نماييم . تمام قدرت و اراده و توانمندي اين بزرگواران را در طول قدرت و اراده و خواست خداوند مي دانيم ، در نتيجه كمك خواستن از ايشان همانند استفاده از هر وسيله ديگري است كه خداوند براي آن قدرت تاثيرگذاري و برطرف كردن مشكلي براي ما را قرار داده است كه اثر بخشي آن هيچ منافاتي با قدرت و اراده الهي ندارد .
حکمت اعطاي اين نقش به بزرگان دين و اولياي الهي هم امور مختلفي همچون جايگاه معنوي آنان است؛ همه موجودات عالم هستي، آيات و نشانه‌هاي حضرت حق‌اند. هر موجودي به اندازه وسعت وجودي خود نشانگر اسما و صفات خداوند هستند. عالي‌ترين و تابناک‌ترين جلوه و ظهور حضرت حق تعالى در آينه وجود پيامبر و ائمه تحقق يافته است. آن ها مظهر کامل اسما و صفات خداوندند. توسل به ارواح و قبور مطهر آنان توجه به مظاهر اسماي خداوند است. براي دريافت فيض الهي . اين کار از نظر عقلي و شرعي نه تنها محذوري ندارد،‌ بلکه يک کار پسنديده است . در آموزه‌هاي ديني در اين باره دلايل بسيار وجود دارد. (5)
پس همه خواستن هاي ما از اين واسطه ها عين درخواست از خود خداوند است و تفاوت ماهوي ندارد و همه اين امور نوعي عبادت و توجه به خداوند محسوب مي گردند ، همان گونه كه خود خداوند براي عبادت خود بندگان را به سوي نمادها و مظاهري چون كعبه و ... فراخوانده است ؛ آيا مي توان گفت وقتي خدا هست ديگر چرا توجه به كعبه و طواف بر گرد او ؟
به علاوه اگر خداوند تا اين حد به انسان نزديك است كه براي تقرب به او و يا رسيدن به برخي از نتايج مطلوب و مورد نظر هيچ نيازي به كمك خواستن از امور ديگر نيست ، چرا خود برخي از اعمال و عبادات را به عنوان وسايلي براي رسيدن به نتيجه به ما معرفي مي فرمايد ؟ چنان كه در قرآن تاكيد مي نمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ؛(6) اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد » آيا منطقي است بگوييم وقتي خود خدا هست، كمك گرفتن از نماز چه معنايي دارد ؟
تفصيل بحث را مي توانيد در کتاب «آيين وهابيت» تأليف آيه الله جعفر سبحاني مطالعه فرماييد.

پي نوشت ها :
1. ق (50) آيه 16.
2. غافر (40) آيه 60.
3. کافي،ج1، ص 183.
4. مائده ، آيه 35.
5. شفاعت و توسل، سيد کاظم روحاني، ص 49 ـ 50.
6. بقره (2) آيه 153.

پرسش 4:
4- آخر اينکه تو را به خدا بدون تعصب خود تو کسي را مي شناسي که کور بوده يا فلج بوده و چندين سال به اين صورت زندگي مي کرده و وقتي مثلا به حرم امام رضا برده اند او شفا يافته و الان در فلان محل زندگي مي کند من حاضرم چندين نفر را هم با خودم ببرم و همچون ابراهيم ( ع) ايمان مان کامل شود البته از حرف هاي پيش پا افتاده مثل کليه ام مريض بود و سرما خورده بودم و پولم را زده بوداند و از اين جور حرفها نه خير چون همه اينها بافته ذهن آدم هاست شما آدرس اين افراد که من در بالا ذکر کردام را حتما برايم بفرستيد لطفا به حاشيه نرويد و کاربردي مطلب را بيان کنيد؟
پاسخ:
دوست عزيز شناختن بنده و امثال بنده دردي از شما دوا نمي كند ، اصولا در اين گونه امور افراد از دو حال خارج نيستند ، يا در برابر نقل هاي متعدد و متواتر مطلب را مي پذيرند و يا اين كه در مقام انكار بر مي آيند و هر آنچه به آن ها ارائه شود را رد مي كنند و براي هر كدام توجيهي مي تراشند .
در هر حال اگر شما از گروه دوم نباشيد ، مي توانيد به يكي از حرم ها مانند حرم امام رضا عليه السلام رفته به بخش شفايافتگان مراجعه نماييد و اسم و آدرس افراد متعددي كه در حرم شفا يافته و بيماري صعب العلاجشان كه اسناد و گواهي هاي معتبر پزشكي بر آن ها دلالت دارد ، به عنايت حضرت ثمن الحجج عليه السلام بر طرف گرديده را به اسم ‌آدرس بشناسيد و جوياي خودشان و محل سكونتشان گرديد .
البته در سايت هاي گوناگون مطالبي در اين خصوص وجود دارد و حتي كتاب ها و ويژه نامه هايي هم در اين زمينه چاپ و منتشر شده است ، اما چه بسا از اين طرق نتوانيد به طور دقيق به خود اين افراد مراجعه نماييد ، در اين خصوص لازم است به خود بخش شفايافتگان حرم مراجعه نماييد .
البته در سايت رسمي استان قدس رضوي هم مطالبي در اين خصوص در آدرس زير وجود دارد كه مراجعه به آن ها بي فايده نيست ، اما براي آنچه شما به دنبال آن هستيد مراجعه مستقيم به محل نام برده ضروري است .

http://www.aqrazavi.org/index.php?module=pagesetter&func=viewpub&tid=21&...