در جریان کربلا کسانی مانند شمر عمرسعد حضور داشته اند که سابقه درخشانی در زمان امام علی داشته اند و عبادت های خیلی زیادی کردند ولی باز در بحث ولایت کم اوردند حال پرسش من این است ما هم عبادت میکنیم دم از امام زمان میزنیم مانند مردم کوفه ما چه کار باید بکنیم که مانند اینها نشویم ما هم که عبادت میکنیم ایا عبادت های انها اشکال داشت یعنی جور دیگر باید عبادت کرد میگویند در عبادت باید توجه قلبی به خدا داشت این توجه قلبی چه طور باید حاصل شود لطفا راهنماییم کنید انسان وقتی به این موضوع فکر میکند خیلی میترسد باید چه کار کرد با مثال توضیح دهید( یا حسین)
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباطتان با این مرکز!
موضوع ترس از عاقبت در روایات به عنوان صفت مؤمن ذکر شده است ؛ امام صادق (ع) می فرماید:
«المؤمن بین مخافتین ذنب قد مضى ما یدرى ما صنع اللّه فیه و عمر قد بقى لا یدرى ما یكتسب فیه من المهالك ، فهو لا یصبح إلاّ خائفا و لا یصلحه إلاّ الخوف ؛ مؤمن در میان دو ترس قرار گرفته است : ترس از گناهى كه در گذشته انجام داده است و او نمى داند كه خداوند درباره آن گناه براى او چه كرده است و ترس از چگونه گذراندن عمرى كه باقى مانده است و او نمى داند كه در بقیّه عمر كدامین عوامل هلاكت را خواهد اندوخت ؟ پس مؤمن صبح نمى كند. مگر در حال خوف و اصلاح نمی كند او را مگر خوف .» (1)
امیر مؤمنان(ع) در خطبه قاصعه ميفرمايد:
«فاعتبروا بما کان من فعل الله بإبلیس إذ حبط عمله الطویل. . . ؛(2) پس از آنچه خداوند نسبت به ابلیس انجام داد، عبرت گیرید. . . »زیرا اعمال فراوان و کوششهای مداوم او( شش هزار سال عبادت که مشخص نمیباشد از سالهای دنیا یا آخرت است) با ساعتی تکبّر همه شد.
چگونه ممکن است پس از ابلیس، فرد دیگری همان اشتباه را تکرار کند و سالم بماند؟ هرگز خداوند انسانی را برای عملی وارد بهشت نمیکند که برای همان عمل فرشتهای را محروم سازد. فرمان خدا در آسمان و زمین یکسان است.
از بیان حضرت معلوم میشود که این یک اصل کلی و سنتی تغییر ناپذیر است که هر گاه فردی لحظهای از روی عناد و تعمد و با علم و آگاهی از خدا غفلت کند و خود را در برابر خدا، صاحب نظر توهم نماید، اگر به اندازه ابلیس عبادت شش هزار ساله هم داشته باشد، سقوط میکند، چه اینکه ابلیس بعد از آن همه عبادت، به دلیل تکبّر و خود بزرگبینی سقوط کرد.
لذا برخی به دلیل عبادتهای ظاهری ممکن است گرفتار عُجب بشوند. خداوند آنان را مورد امتحان قرار میدهد تا بفهماند نباید نسبت به اعمال ظاهری خود مغرور شوند و خود را طلبکار تصور نمايند.
امیرمؤمنان میفرماید:
«لکن الله یبتلی خلقه ببعض ما یجهلون أصله، تمییزاً بالاختبار لهم؛(3) خداوند مخلوقات را با اموری که آگاهی ندارند، آزمایش میکند تا بدان خوب تشخیص داده شود.»
بنا بر این: چون انسان پیوسته در معرض امتحان الهی قرار دارد، اگر از آزمون موفق بیرون نیامد، گرچه سابقه عبادت فراوان داشته باشد، عاقبت او بد میشود. از این رو خداوند واجب نموده که دستکم هر شبانه روز ده بار این آیه در نماز تلاوت گردد:«اهدانا الصراط المستقیم؛(4) خداوندا، ما را به راه راست و درست هدایت نما».
چون آدمی پیوسته در حال انتخاب و گزینش است. گاهی ممکن است درست انتخاب نکند، و گرفتار بدعاقبتی میشود. ممکن است کسی در بخشی از عمر خود گرفتار گناه باشد، ولی بالاخره بر اثر عوامل نهفته توفیقی نصیب او بشود و توبه نماید و در ادامه عمر خود درست گزینش کند و راه صحیح را برود و عاقبت به خیر بشود.
به هر حال اصل عاقبت به خیري یا عاقبت به شري، ریشه در وجود خود انسان دارد. در واقع در درون خود انسان نهفته است و در پایان عمر این موضوع نمایان شده، یا در جهان دیگر نمایان می شود. تشخیص و قضاوت در باره افراد که چه کسی عاقبت به خیر شده و چه کسی عاقبت به خیر نشده، کار دشوار و ناپسندي است، چون غیر از خداوند کسی از نیت و باطن اعمال مردم آگاهی ندارد. پس نباید به صِرف برخی تحولات ظاهری افراد، زود درباره این مسئله قضاوت نمود.
عوامل و ابزاری که فرجام امور را به خیر و سعادت ختم میکند، عبارتند از:
ایمان پاک و خالص، رعایت تقوا و انجام عمل صالح، اخلاص، صبر و استقامت ورزیدن در برابر سختیها و مشکلات؛ «فعلیکم بالصبر فهو محمود العاقبة؛(5) صبوری پیشه کنید که سرانجام نیک و پسندیده در صبوری است».
لازمه عاقبت به خیری، عاقبت اندیشی است؛ پیامبر اکرم فرمود:
«هر زمان مصمم شدی کاری انجام دهی، در عاقبت و نتیجه آن اندیشه کن. پس اگر پایان کار خیر و خوبی بود، یا مقدمه لازم و راه درستی برای رسیدن به خیر بود، دنبال کن و اگر شرّ و گمراهی بود،از آن اجتناب ورز!»(6)
امیرالمؤمنین فرمود:
«دوراندیشترین مردم کسی است که صبر کردن و اندیشیدن به پایان امور و نتایج کارکردها، شعار و برنامه او باشد.»(7)
تذکر:
از نگاه انسان ظاهر بین، ممکن است فرد بدبخت و سیه روزی که چند صباحی از مسیر معصیت و بی تقوایی، به نوایی رسیده، خوشبخت نامیده شود و به انسان عادل و با تقوا و غیرتمند و شجاع، محروم و بدبخت گفته شود، ولی بر تارک هستی نوشته شده است: مردمی در عرصه گیتی زندگی شرافتمندانه دارند و در تاریخ باقی میمانند که عادل، با ایمان، غیرتمند و شجاع باشند.
علی(ع) میفرماید:
«مکروه تُحمد عاقبتهُ خیرٌ من محبوب تذمّ مغبّته؛(8) ناپسندیدهای که سرانجامش پسندیده باشد، بهتر از پسندیدهای است که پایانش ناپسند باشد.»
جوانان باید با زبان حال و قال از پیشگاه خدا عاقبت به خیری را تمنا کنند، چنان که حضرت یوسف به پیشگاه حضرت احدیت عرض کرد: «أنت ولیِّ فی الدنیا والآخرة توفّنی مسلماً و ألحقنی بالصالحین؛(9) بارالها، تو صاحب اختیار من در دنیا و آخرتی. از تو میخواهم که مرا مسلمان بمیرانی و به صالحان ملحق سازی.»
انسان ها علاوه بر دعا و تضرع باید اسباب عاقبت به خیری را هم فراهم نمایند و از عواملي كه باعث سوء عاقبت ميشود، اجتناب ورزند.
مهمترین عامل بد عاقبتی گناه است، چنان که قرآن مجید میفرماید:
«ثم کان عاقبة الّذین أساؤا السوأی أن کذّبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤن؛(10) سرانجامِ کسانی که کارهای زشت انجام دادند، آن بود که آیات خدا را تکذیب کرده و آن ها را استهزا نمودند.»
امام صادق(ع) میفرماید:
«چیزی بیش تر از گناه دل را تباه نمیکند، زیرا دل هنگامی مرتکب گناه میشود و بر آن اصرار میورزد كه گناه بر دل چیره شود و وارونهاش سازد.»(11)
علامة مجلسی در شرح این حدیث میگوید:
یعنی همان طور که وقتی ظرفی وارونه شد، دیگر چیزی در آن قرار نمي گیرد، دل نیز در اثر گناه، وارونه مي گردد و دیگر سخن حق در آن جا نمیگیرد و به تدریج به کفر و بی دینی منجر مي شود.(12)
بعضی از رذائل اخلاقی در سوء عاقبت نقش دارد، مانند: حسادت، تکبر، خودبینی و فخر فروشی.
امام صادق(ع) میفرماید:
«آفت دین:حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.»(13)
امام صادق(ع) یکی از اسباب عاقبت به خیری را تعظیم حق الهی و استفاده نکردن از نعمت در راه معصیت، احترام کردن به ذاکران و علاقه مندان به اهل بیت میداند و مي فرمايد:
«إنْ أرَدْتَ أنْ يَخْتِمَ بِخَيْرٍ عَمَلُكَ حَتَّى تُقْبَضَ وَ أنْتَ فِى أفْضَلِ الأعْمَالِ فَعَظِّمْ لِلَّهِ حَقَّهُ أنْ تَبْذُلَ نَعْمَائَهُ فِى مَعَاصِيهِ وَ أنْ تَغْتَرَّ بِحِلْمِهِ عَنْكَ وَ أكْرِمْ كُلَّ مَنْ وَجَدْتَهُ يَذْكُرُ مِنَّا أوْ يَنْتَحِلَّ مَوَدَّتَنَا».(14)
بنابراین برای عاقبت بخیری باید اسبابش را فراهم کرد و از عوامل عاقبت به شری دوری نمود . عمر سعد و غیره به خاطر این که محبت به دنیا داشتند، منحرف شدند و در قتل امام حسین (ع) شرکت جستند.
پس عبادت به تنهایی کافی نیست! خوارج نهروان نیز اهل عبادت بودند، اما بر علیه امام علی (ع) شورش كردند و جنگی بزرگ را در مقابل ايشان راه اندازی کردند.
پینوشتها:
1. بحار الانوار، ج67،ص365.
2. نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه).
3. همان.
4. حمد (1) آیه 4.
5. بحار، ج42، ص 292.
6. وسائل الشیعه، ج11 و 224.
7. محمدصادق احسانبخش، آثار الصادقین، ج13، ص 330.
8. همان، ص 232.
9. یوسف (12) آیه 101.
10. روم (30) آیه 10.
11. اصول کافی، ج 3، ص 369 ـ 370.
12. بحارالانوار، ج 70، ص 313.
13. اصول کافی، ج 3، ص 418.
14. میزان الحکمه، ج 1، ص 725.






