باسلام پسرجوانی هستم که اصلا دنبال مسائل غیر اخلاقی نیستم وکلا از این جور مسائل وحشت دارم تا اینکه با دختری آشنا شدم حدود 3 ماه از آشنایی ما میگذشت که چندین بار مرتکب اعمال نادرستی شدم . بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم توبه کردم حدود 2 ماهی میشه با او هیچ ارتباطی ندارم .اما عذاب وجدان مثل خوره به جانم افتاده حتی نزدیک بود خودکشی کنم.همیشه موقع نماز از احساس شرم گریه ام میگیره نذر کردم و به ائمه معصومین متوسل شدم آرامش گرفتم اما تا اون دختر رو میبینم دوباره عذاب وجدان میگیرم اون گفته که منو بخشیده اما از رفتارش مشخص که نبخشیده یه روز رفتارش معمولیه یه روز بد برخورد میکنه .امشب بهش مسیج دادم که من توبه کردم امیداورم منو بخشیده باشی جواب داد تا آخر عمر نمیبخشمت .همین کلمات کینه توزانه اون منو عذاب میده البته بهش حق میدم اون میخاد تمام گناه رو گردن من بندازه بازم قبول دارم. فقط من از رفتارش دارم عذاب میکشم. حاضرم هر کاری بکنم تا از این غذاب وجدان راحت بشم
شما رو به خدا جواب منو بدین.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط با این مرکز !
عذاب وجدان شما علامت بسیار خوبی است . حاکی از وجود ایمان درون قلب شماست . حکایت از وجدان بیدار و حضور فعال نفس لوامه است. علت شکنجه روانی ارتکاب گناه است. یکی از کارشناسان غربی میگوید:
شکنجههای وجدان اخلاقی، بسیار جانگاه و توانفرسا و گاهی صورت پشیمانی به خود میگیرد که آن را جز با جبران خطا یا فدیه نمیتوان آرام کرد. به همین جهت آمرزیدن گناهان در ادیان مختلف دارای مقامی مهم میباشد.(1)
فکر گناه، مانند کابوس وحشتناکی بر روح گناه کار سایه میافکند . زنجیر اعمال گذشته همچون طوق سنگینی بر دست و پای او پیچیده است. احساس گناه و ندامت محصول ندای وجدان است . شاید سخن امام علی(ع) ناظر به این حالت نفسانی باشد:
«یک ساعت شهوترانی اندوه طولانی را در بر دارد».(2)
برای رهایی از شکنجه وجدان، اسلام درهای توبه و استغفار و کفارات را به روی گناهکاران گشوده است. وقتی با خدا خلوت کردی و به دعا و مناجات مشغول شدی، گناهان و معصیتهای گذشته خود را به یاد آور . به زبان اعتراف و اقرار کن . از خدا عفو و مغفرت طلب نما.
امام باقر(ع) فرمود:
"واللَّه ما ینجو من الذّنب ألاّ من أقربه؛(3) سوگند به خدا! جز آن که به گناه اقرار کند، نجات نیافت."
قرآن مجید با بیان لطیف خود گناهکاران را به سوی خدا دعوت میکند . به آن ها قول میدهد که میتوانند خود را از زندگی گذشته به کلی جدا کنند و زندگی نو را آغاز نمایند.(4)
این آیه نوید میدهد راه به روی همه باز است. جنایتکار معروف تاریخ اسلام و قاتل حمزه سیدالشهدا هنگامی که میخواست مسلمان شود، میترسید که توبهاش پذیرفته نشود؛ زیرا گناه او بسیار سنگین بود.
جمعی از مفسران میگویند:
دستور توبه، درهای رحمت الهی را به روی او گشود.(5)
بر این اساس در اسلام یأس از رحمت الهی مردود اعلام شده و آن را از گناهان بزرگ شمردهاند.
قرآن مجید میفرماید:
«ناامید از رحمت الهی نمیشود مگر کسی که کافر است».(6)
گناهکار هر قدر آلوده باشد، نباید خود را از فیض رحمت الهی ناامید بداند.
لقمان به فرزندش میگوید:
«به خدا چنان امیدوار باش که اگر گناه جن و انس را بیاوری، به تو رحم کند».(7)
بر اساس روایات، توبه آثار گناهان را محو میکند . در این صورت دغدغهای برای گناهکار باقی نمیماند. امام باقر(ع)می فرماید:
«التائب من الذنب کمن لا ذنب له؛(8) کسی که از گناه توبه کند، مانند کسی است که گناه نکرده باشد.»
در صورت تحقق توبه از انسان، شکی نیست که خداوند آن را میپذیرد. این بشارت را خداوند در قرآن داده است:
«هو الّذی یقبل التوبة عن عباده و یعفو عن السیئات؛(9) خدا است که توبه بندگانش را میپذیرد و گناهان آنان را عفو مینماید.»
اظهار پشیمانی در پیشگاه الهی دستور خاصی ندارد. مهم عزم بر ترک گناه و ندامت و پشیمانی درونی است .
گناه هراندازه بزرگ و زیاد باشد، بزرگ تر و زیاد تر از رحمت و بخشش خداوند نیست، پس با توجه به لطف بیکران الهی، جای یأس و ناامیدی نیست.
ذهن خود را درگیر گذشته نکنید، اما باید از گذشته درس گرفته و مراقب باشید تا در آینده مرتکب این گناه، یا هر گناه دیگری مانند آن نشوید، زیرا همان گونه که در روایات آمده، توبه کردن از گناه، سخت تر از بازداشتن خود از گناه است. باید بسیار مراقب باشید که توبه خود را با انجام دوباره آن گناه خراب نکنید. ضمناً انجام کارهای نیک هم می تواند گناه گذشته را محو کند. مناسب است کسی که میخواهد توبه کند، دعاهای توبهای را که از ائمه معصومین وارد شده است، به ویژه دعاهای صحیفه سجادیه، مخصوصاً دعای 31 و یا مناجات خمسْ عشر، به خصوص مناجات تائبین را بخواند.
مسئله ای که مطرح کرده اید ، حق الناس نیست تا حلالیت لازم باشد، بلکه حق الله است . پشیمانی و ترک گناه و استغفار کافی است. در باره این موضوع با هیچ کس صحبت نکنید . تنها از این زن فاصله بگیرید تا آبروی تان محفوظ بماند. گناه شما حق الناس نیست تا حلالیت او لازم باشد، لذا در این مورد با او دیگر صحبت نکنید .
غرق گنه نا امید مشو ز دربار ما که عفو کردن بود در همه دم کار ما
بنده شرمنده تو، خالق بخشنده من بیا بهشتت دهم مرو تو در نار ما
توبه شکستی بیا هر آنچه هستی بیا امیدواری بجو ز نام غفار ما
ضمنا دیگر هر نوع ارتباطی را با ایشان قطع کنید. حتی از این به بعد به عنوان حلالیت نیز با ایشان مرتبط نشوید.
پینوشتها:
1. محمدتقی فلسفی، کودک، ج 1، ص 418.
2. بحارالانوار، ج 75، ص 45.
3.نورالثقلین، ج 4، ص 157.
4. زمر (39) آیه 53.
5. اقتباس از تفسیر نمونه، ج 19، ص 502.
6. یوسف (12) آیه 87.
7. اصول کافی، ج 3، ص 109.
8. همان، ج 4، ص 168.
9. شورى (42) آیه 25.






