شيطان که اينقدر به خدا نزديک بوده و قدرت خدا رو از نزديک ديده و از شدت عذابه جهنم اطلاع داره پس چرا نه از خدا ميترسه نه از جهنم؟
تازه با گستاخی به خدا ميگه ميرم آدمو رو گمراه ميکنم تا تو ضايع بشی؟!
اگه شیطان که تا این اندازه به خدا و فرشتگان نزدیک بوده از خدا ترسی نداره پس چرا ما بترسیم؟
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
به دلیل دو ضلعی بودن پرسش ،پاسخ در دو محور اشاره می شود:
الف_بر خلاف آن چه در پرسش آمده،شیطان از خدا می ترسد. در قرآن آمده:
كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ؛ (1)داستان آن ها(منافقان ) نيز همانند داستان شيطان اند كه به انسان گفت: كافر شو تا مشكلات تو را حل كنم، اما هنگامى كه كافر شد گفت : از تو بيزارم، من از خداوندى كه پروردگار عالميان است بيم دارم.
در جای دیگر قرآن مىخوانيم:
وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ؛(2)
به ياد آوريد هنگامى كه شيطان اعمال مشركان را در نظرشان جلوه داد، و گفت :هيچ كس امروز بر شما پيروز نمىگردد، و من همسايه و پناه دهنده شما هستم، ولى هنگامى كه مجاهدان اسلام و فرشتگان حامى آن ها را ديد، به عقب برگشت، و گفت : از شما بيزارم، چيزى را مىبينم كه شما نمىبينيد، از خدا مىترسم! خداوند شديد العقاب است.
از این گونه آیات معلوم می شود که شیطان به رغم رانده بودنش از خداوند خوف دارد.(3)
ب_ ترس به موقع و به صورت منطقى و معقول در وجود انسان یکى از نعمت هاى الهى است، زیرا عامل حفاظتى است که انسان را در برابر بسیارى از خطرات، مصون مى دارد. اگر انسان از عوامل خطر نمى ترسید، مثلاً از درندگان، فروریختن سقف خانه لرزان و بیمارى خطرناک، دیرى نمى پایید که در کام هر خطرى فرو مى رفت، در نتیجه رشته زندگى او از هم مى گسست. ترس به انسان هشدار مى دهد به بدن جذامى دست نزند؛ به لب پرتگاه نرود . در برابر خطرات احتمالى به وسایل ایمنى مجهز گردد. اگر در این موارد ترس از ضرر و خطر، در وجود انسان نبود، گروه زیادى بسیار زود به کام نیستى کشیده مى شدند.
برای ترس آثار و اسراری بسیاری ممکن است وجود داشته باشد . قرآن مجید مى فرماید: «هر کس از مقام پروردگار بترسد و خود را از هوى و هوس باز دارد، جایگاه او بهشت است». (4)
در این آیه به جاى ترس از خدا، ترس از مقام خدا قرار داده شده است.
مقصود از ترس از مقام خدا، ترس از عدالت او است، اما عدالت چگونه و برای چه کسی ترسناک است؟
جواب: آن ها که حساب شان پاک است، از عدالت خداوند ترس ندارند امّا آن ها که پرونده تاریکى دارند، از عدالت خدا مى ترسند، زیرا اگر خدا با بزرگان بزهکار بر اساس عدالت رفتار کند، باید آنان را مطابق پرونده سیاه خود به کیفرهاى سخت محکوم سازد. آیا چنین موضوعى ترسناک نیست؟
پس مقصود از ترس از خدا، ترس از عدالت او ،یعنى ترس از گناه و اعمال زشت خویشتن است.
امیر المؤمنین فرمود:«شایسته است هر فردى فقط از عمل ناشایست خود بترسد». (5)این گونه ترس می تواند نتایج مثبت و مفید داشته باشد ؛ زیرا موجب می شود که انسان دنبال کار ناشایست و گناه نرود . خود را پاک نگه داشته و سعادتمند گردد. پس ترس از مقام الهی و دوزخ، مذموم و ناپسند نیست. آنان که از حساب و کتاب و مجازات الهی بیمناک نیستند، راه خود را برای هر عمل ناپسندی باز می بینند . به گناه و اعمال زشت و ناپسند رو می آورند.
اگر مقصود از ترس از خدا ترس از گناه است، چرا اولیاى معصوم علیهم السلام بیش از همه از خدا مى ترسیدند، با آن که هرگز گناهى از آنان سر نمى زد؟
پاسخ: آنان از ترک اولى مى ترسیدند که گناه محسوب نمى شود، ولى انتظار از امامان این است که آن را نیز انجام ندهند. انتظاراتى که از آنان هست، از دیگران نیست. چه بسا ممکن است عملى براى نوع افراد مباح و مشروع حتى عبادت شمرده شود، ولى براى کسانى که در سطح عالى قرار دارند و نسبت به مقامى که دارند، لغزش محسوب گردد. (6) آنان از لغزش ها و یا لحظه ای غفلت از یاد خدا نگران و بیمناک بودند.
پی نوشت ها :
1. حشر(59)آیه16 .
2. انفال(8)آیه48 .
3. تفسیر نمونه ، ج23 ،ص532 ،نشر دار الکتب ا لاسلامیه، تهران، بی تا.
4. نازعات (79) آیه 40 ـ 41.
5. نهج البلاغة (فیض الاسلام) ص 1113، کلمة 79.
6. ناصر مکارم شیرازی، پرسش ها و پاسخ ها، ج 2، ص 212،نشر نسل جوان، قم، 1387 ش .






