سلام با توجه به آیه 18 سوره ابراهیم مسیحیان و یهودیان اجر کار نیک خود را می برند؟ مشرکین چطور؟ به عبارت دیگر کفار در آیه مذکور در برابر مسلمانان است یا در برابر خدا پرستان؟

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
معمولا كسانى كه داعيه روشنفكرى دارند ،با قاطعيت مى‏گويند هيچ فرقى ميان مسلمان و غير مسلمان ، بلكه ميان موحّد و غير موحّد نيست؛ هر كس عمل نيكى انجام‏ دهد، استحقاق ثواب و پاداش از جانب خداوند را دارد.
مى‏گويند خداوند عادل است . خداى عادل ميان بندگان خود تبعيض نمى‏كند؛ براى خداوند چه فرق مى‏كند كه بنده‏اش او را بشناسد يا نشناسد؛ به او ايمان داشته باشد يا نداشته باشد؛ خداوند هرگز به خاطر اينكه بنده‏اى با او رابطه آشنايى و دوستى ندارد يا فرستادگان او را نشتاخته يا قبول نكرده، عمل نيك آن بنده را ناديده نمى‏گيرد و اجر او را ضايع نمى‏گرداند.
نقطه مقابل اين ها دسته ديگرى هستند كه تقريبا همه مردم را مستحق عذاب مى‏دانند و براى كم تر انسانى عمل مقبول و فرجام نيك معتقدند.
در اين جا منطق سومى هست و آن منطق قرآن كريم است. نظر قرآن نه با انديشه گزاف روشنفكر مآبان تطبيق دارد و نه با تنگ نظرى خشك مقدّسان مابان .
اول بايد ببينيم آيا اگر كسى خداشناس نباشد، عمل خير واقعى كه هم از نظر نظام اجتماعى خوب باشد و هم از نظر روحى عامل اوج گرفتن ، از او سر مى‏زند يا نه؟ همه اشتباه ها از آن جا پيدا شده است كه ما مفيد بودن اجتماعى يك عمل را براى اينكه آن عمل، «خير» و «صالح» محسوب گردد، كافى فرض كرده‏ايم. حقيقت اين است : كسى كه خدا را نمى‏شناسد، با اعمال خوب اجتماعى اش حجابى را پاره نمى‏كند ؛ به سوى ملكوت خدا بالا نمى‏رود تا عملش آن جهانى گردد و جنبه ملكوتى يابد و صورتى پيدا كند كه در آن جهان مايه بهجت و لذّت و سرور و سعادت او گردد.
يك تفاوت اصيل در ميان قوانين الهى و قوانين بشرى همين است كه قوانين الهى دو بعدى است . قوانين بشرى يك بعدى. قوانين بشرى به نظام روحى و تكامل معنوى فرد كارى ندارد. وقتى كه يك دولت براى مصالح كشور، اقدام به وضع ماليات مى‏كند، هدفش فقط به دست آوردن پول و تأمين هزينه كشور است. دولت نظرى ندارد كه پرداخت كننده ماليات چه نيّتى دارد؟ آيا با طيب خاطر و رضايت و از روى علاقمندى به دولت يا كشور، ماليات مى‏دهد يا از روى ترس؟ هدف دولت تنها پول گرفتن است، حتى اگر پرداخت كننده در دلش فحش هم بدهد ، منظور دولت عملى شده است.
در قوانين الهى چنين نيست؛ در اين قوانين، ماليات به طور مطلق خواسته نشده، بلكه توأم با نيّت خالص و قصد قربت خواسته شده است. اسلام عمل با روح مى‏خواهد ،نه عمل بى‏روح. اگر مسلمانى زكات خود را بدهد ،ولى شائبه ريا در آن باشد، پذيرفته نيست. اگر به جهاد برود، ولى براى خودنمايى باشد، قبول نيست:‏
انّ اللّه اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجّنة؛(1)
خدا از مؤمنان، جان ها و مال هاي شان را خريدارى فرموده و از براى ايشان در ازای آن بهشت است.
از رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) در روايت متواتر ميان شيعه و سنّى رسيده است كه:
انّما الاعمال بالنّيّات؛(2)
كارها وابسته به نيّت هاست.
قرآن كريم اعمال كافران را همچون سرابى پوچ و بى حقيقت دانسته است(3) چون اعمال آنان ظاهرى آراسته و فريبنده دارد، ولى براى هدف هاى پست مادى و فردى انجام شده ،نه براى خدا .از این رو ذات و چهره ملكوتى ندارد.
شرط اينكه يك عمل، وجهه ملكوتى و خوب و ذات دار پيدا كند ،اين است كه با توجه به خدا و براى صعود به ملكوت خدا انجام بگيرد. اگر كسى معتقد به قيامت نباشد و توجه به خدا نداشته باشد، عمل او وجهه ملكوتى نخواهد داشت . به تعبير ديگر صعود به عليين نخواهد كرد. تا عملى از راه نيّت و از راه عقيده و ايمان، نورانيّت و صفا پيدا نكند، به ملكوت عليا نمى‏رسد؛ عملى به ملكوت عليا مى‏رسد كه روح داشته باشد.
عمل براى اين كه در درگاه خدا پذيرفته شده و سبب پاداش آخرت گردد، بايد از دو وجه نيك برخوردار باشد:
اول حسن و نيكويى فعلى ،يعنى كار خوبى باشد و مفيد به حال مردم و انسان ها باشد؛ دوم حسن و نيكويى فاعلى داشته باشد، يعنى فرد با ايمان به خدا و معاد براى جلب رضاى خدا و اطاعت امر خدا آن كار را انجام دهد. در اين صورت اين كار در درگاه خدا قبول شده و باعث ‏پاداش آخرتى مى گردد . اگر وجه نيكويى دوم را نداشته باشد، باعث ثواب آخرتى نمى گردد.
قرآن كريم چه زيبا مى‏فرمايد:
اليه يصعد الكلم الطّيّب و العمل الصّالح يرفعه(4)؛
سخن پاك به سوى او بالا مى‏رود و كردار شايسته آن را بالا مى‏برد.
منظور از "سخن پاك " اعتقادات حق است كه روح فاعل و فعل را شكل مى دهد . عمل صالح هم عملى است كه خدا بدان امر كرده باشد، يعنى اطاعت از دستور هاى خدا.
بنا بر اين اعمال خير كافران باعث بهشتى شدن و پاداش آخرتى نمى شود، زيرا روح ندارد و با ايمان همراه نيست .
اما اعمال خوب هم باعث حرمت و مقام دنيايى مى شود و هم در تخفيف كيفر كفر و عناد تاثير دارد.
اما اعمال خیر غیر مسلمان موحد قبول می شود و پاداش دارد، به شرطی که اولا روحیه تسلیم در برابر حق را داشته و به آنچه از حق دریافت کرده، گردن نهاده باشد . ایمان نیاوردنش به اسلام، نتیجه جهل او باشد، نه انکار ،زیرا عناد و انکار آفتی است که عمل را ناپاک می کند و از چشم خدا می اندازد .
این که گفتیم، حکم کلی است اما در مورد افراد ما نمی توانیم نظر بدهیم . ما از ایمان درونی و نیت افراد آگاه نیستیم و حساب افراد را خدا می داند.
برای اطلاع بیش تر به مجموعه آثار شهید مطهری، ج1، ص267-342 ،عنوان "عمل خیر از غیر مسلمان" مراجعه کنید.
پی نوشت ها:
1. توبه (9) آیه 111.
2.وسایل الشیعه، ج1،ص8.
3.نور (24) آیه 39.
4. فاطر(35) آیه 10.