1-می خواستم از روایات شیعه{و اهل تسنن درباره ی اهل بیت} سفارشاتی که از پیامبر وائمه درباره ی پیروی از ائمه وجوددارد رابیان کنید همین طور از قرآن که تنهاراه گم نکردن راه خداچیست{باسخنان ائمه فقط}
2-گاهی اوقات شیطان مراوسوسه می کند می گویدکه تو تنهایی بدون ائمه می توانی به خدابرسی می خواستم با روایات ائمه و سخن خداوحکایاتی اگردرقرآن وجوددارد،برایم بیان کنیدومرامتنبه کنید
3-روایاتی برای گم نکردن راه وماندن درراه امام زمان
4-آیارضایت خدابه رضایت ائمه وابسته است واگر بله ماباید از ائمه چه بخواهیم واقعا نمی دانم چه بگویم هر چیزی که می خواهم بگویم شیطان به من می گوید از خداباید بخواهی ومدام ائمه را روبروی خدا قرار می دهد واقعا چه باید بگویم وبخواهم .ادبش چیست>؟
پرسش 1:
راه ائمه
شرح : از روايات شيعه و اهل تسنن درباره اهل بيت سفارشاتي که از پيامبر و ائمه درباره پيروي از ائمه وجود دارد ،بيان کنيد همين طور از قرآن که تنها راه گم نکردن راه خدا چيست؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
آيات فراواني در باره امامان معصوم و پيروي از آنان وجود دارد که در اين مقوله نمي گنجد. از عبدالله بن عباس نقل شده که حدود 300 آيه از قرآن در باره امام علي و اطاعت از او نازل شده است (1) که به برخي اشاره مي شود .
1- آيه اوليالامر : ياايها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و أُوليالأمر منكم; اي كساني كه ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياي امر خود را نيز اطاعت و پيروي نماييد." (2).
2- آيه تبليغ : "يَأيّها الرسول بلِّغ ما أُنزل إليك من ربّك و إن لمتفعل فما بلَّغت رسالته; اي پيامبر آنچه را از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده، ابلاغ كن. اگر نكني پيامش را نرساندهاي."(3)
3- آيه ولايت: "إنّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين ءامنوا الّذين يقيمون الصلوَة و يؤتون الزكَوة و هم ر َكعون; جز اين نيست كه وليّ شما خداست و رسول او و مؤمناني كه نماز ميخوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق ميكنند." (4).
4- آيه صادقين : يا ايهاالذين امنوا اتقوالله و کونوا مع الصادقين ، اي کساني که ايمان آورده ايد، تقوا پيشه کنيد و هميشه با صادقين باشيد .
دو مفسر معروف اهل سنت سيوطي و خوارزمي در توضيح اين جمله ( صادقين ) از ابن عباس نقل کرده اند که منظور همراه با علي بودن و اطاعت از وي است .(5)
اما روايات در باره اطاعت از امامان که جانشينان بر حق پيامبر (ص) هستند ،فراوان نقل شده است که به دو روايت بسنده مي کنيم .
احاديثي كه هم شيعه و هم سني آن را نقل كردهاند:
1-در حديث جابر بن عبدالله انصاري آمده است كه "وقتي خدا آيه :
"يَأيّها الذين ءامنوا أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أُولي الأمر منكم... را بر پيامبر اسلام نازل كرد، به حضرت گفتم:خدا و رسولش را شناختيم، اوليالامر كه خداوند اطاعت و پيروي آنان را در ادامه اطاعت تو قرار داده كيست؟ فرمود: اي جابر! آنان جانشينان مناند . امامان مسلمانان بعد از من كه اول شان عليبنابيطالب و سپس حسن و حسين و بعد از او عليبنالحسين و سپس محمدبنعلي است كه در تورات معروف به باقر است. به زودي او را درك خواهي كرد. چون او را ديدار كردي، از طرف من سلامش برسان.
سپس صادق جعفربن محمّد، آنگاه موسي بن جعفر و پس از آن علي بن موسي و پس از او محمد بن علي التقي و پس از او علي بن محمد النقي و پس از او حسنبنعلي و...آخرين امام همنام من است، كه هم، نامش نام من محمّد و هم، كنيهاش كنيه من ابوالقاسم است. او حجت خدا بر روي زمين و بقيهالله و يادگار الهي در بين بندگان خدا و پسر حسن بن علي است.(6)
2- در روز غديرپيامبر(ع) فرمود:
فمن کنت مولاه فعلي مولاه ؛ اي مردم !هر کس من مولا و رهبر اويم، علي مولا و رهبر اوست . خداوندا !دوستان علي را دوست بدار .دشمنان علي را دشمن بدار . محبوب بدار محبوب او را . مبغوض بدار آن کس را که مبغوض دارد .يارانش را ياري کن . آن ها را که ترک ياريش کنند، از ياري خويش محروم ساز .حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مکن .
در اين جمله هم علي (ع) به عنوان مولا معرفي شده و اطاعتش از سوي مردم واجب شده . (7)
در حديثي ديگر از پيامبر (ص) نقل شده:
انا و علي حجة علي امتي يوم القيامه ؛ من و علي در روز رستاخيز بر امتم حجت هستيم . (8) انس در توضيح حديث مي گويد :
ابوالحسن يعني علي (ع) همچون پيامبر (ص) حجت است و وليعهد او و صاحب امر پس از وي در ميان مردم مي باشد .
به پيام قرآن مراجعه نماييد . نيز مطالعه کتاب رهبري امام علي در قرآن و سنت ( ترجمه المراجعات)توصيه مي شود .
پي نوشت ها:
1. رهبري امام علي درقرآن وسنت ترجمه المراجعات ص 309.به ابن عساکر .
2. نساء(4) آيه 59.
3. مائده(5) آيه 67.
4. همان ،آيه ،55.
5. الدررالمنثور و مناقب ،ص 189؛شواهدالتنزيل، ج 1 ،ص 259.
6. آية الله مکارم ،پيام قرآن ،ج 9 ،ص 178 ؛سيره حلبي، بخش حجة الوداع ،ص 214؛
غاية المرام ،باب 16 ،ص 89.
7. تاريخ الخلفاء ،ج1 ،ص 131 .
8. کنزالعمال ،ص 157.
پرسش 2:
گاهي اوقات شيطان مرا وسوسه مي کند و مي گويد که تو تنهايي بدون ائمه مي تواني به خدا برسي. مي خواستم با روايات ائمه و سخن خدا و حکاياتي اگر در قرآن وجود دارد،برايم بيان کنيد .
پاسخ:
همين اندازه كه مي دانيد اين افكار وسوسه هاي شيطاني است ، جاي بسي اميدواري دارد. خداوند متعال يكي از مهم ترين ترفندهاي شيطان براي گمراهي انسان ها را زينت دادن امور زشت و زشت جلوه دادن امور زيبا مي شمارد . شيطان و جنود و سربازان شيطاني با وسوسه هايي كه در ذهن انسان به وجود مي آورند ،باعث مي شوند كه انسان ها خيال كنند كه فلان عملِ زيبا، زشت يا فلان عملِ زشت، زيبا است .
قرآن كريم به نقل از شيطان مي فرمايد:
« قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين؛(1) [شيطان] گفت: «پروردگارا، به سبب آن كه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهان شان را] در زمين براي شان مىآرايم و همه را گمراه خواهم ساخت».
در آيات متعدد ديگري از قرآن كريم مشاهده مي كنيم كه خداوند متعال درباره اعمال كافران و مجرمان مي فرمايد كه اين گونه اعمال، اعمالي است كه شيطان آن ها را در ذهن كافران و مجرمان زيبا جلوه داده :
« كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُون؛ (2) اين گونه براى كافران، اعمال (زشتى) كه انجام مىدادند، تزيين شده (و زيبا جلوه كرده) است».
برخي اوقات وسوسه ها از سوي شيطان و جنود و سربازان شيطان مطرح مي شود كه چه لزومي به ولايت اهل بيت عليهم السلام است. همين اندازه كه ما آدم خوبي باشيم و واجباب و محرمات را رعايت كنيم ، به قرب الهي نائل مي شويم، غافل از اينكه ولايت اهل بيت يك امر مستحبي نيست كه اگر ما آن را ترك كرديم ، اشكال نداشته باشد، بلكه پذيرش ولايت اهل بيت از اهم واجبات و شرط صحت اعمال عبادي است .
همان طور كه نماز بي وضو باعث تقرب به درگاه الهي نمي شود، نماز بي ولايت هم باعث تقرب نمي شود . كسي كه نماز مي خواند، ولي ولايت اهل بيت را ندارد ،مصداق اين آيه از قرآن كريم است:
« أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْض(3) ؛ آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مىآوريد، و به بعضى كافر مىشويد» . كيفر چنين كسي را خواري در دنيا و عذاب شديد در آخرت مي شمارد.
بنابراين اگر كسي ايمان واقعي به دستورات خداوند متعال داشته باشد، بايد در همه امور مطيع خداوند متعال باشد . خداوند متعال در روز غدير خم اكمال دين و اتمام نعمت دين را به ولايت دانسته و با ولايت، دين اسلام را مرضي رضاي خود دانسته :
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا؛(4) امروز، دين شما را كامل كردم . نعمت خود را بر شما تمام نمودم . اسلام را به عنوان آيين شما پذيرفتم» .
همچنين رسول خدا (ص) در روايات مختلف از جمله حديث ثقلين متذكر شده كه براي نجات از گمراهي تمسك به دو امر لازم است: يكي تمسك به قرآن و ديگري تمسك به عترت و اهل بيت خود :
« إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ؛(5)
دو چيز گران بها در بين شما به جا مى گذارم.تا وقتي به آن دو تمسك جوييد، بعد از من گمراه نمى شويد، يكى كتاب خدا، و ديگري عترت اهل بيتم . اين دو از يكديگر جدا نمى شوند، تا كنار حوض بر من آيند».
رسول خدا (ص) عدم گمراهي را منوط به تمسك به قرآن و عترت در كنار هم ذكر نموده و اين دو را جدايي ناپذير دانسته. بنابراين اگر هدف ما قرب به خداوند است، بايد مطيع دستورات خداوند متعال باشيم . يكي از مهم ترين دستورات خداوند متعال و رسول خدا (ص)، تبعيت و پيروي از ائمه معصومين و پذيرش ولايت آن هاست.
در پايان و به عنوان حسن ختام حديثي را درباره اهميت ولايت از امام سجاد (ع) نقل مي كنيم.
ابوحمزه ثمالي به نقل از امام سجّاد عليه السلام مىفرمايد:
« قَالَ لَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع) أَيُّ الْبِقَاعِ أَفْضَلُ فَقُلْنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ابْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ فَقَالَ أَمَّا أَفْضَلُ الْبِقَاعِ مَا بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا عُمِّرَ مَا عُمِّرَ نُوحٌ ع فِي قَوْمِهِ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَاماً يَصُومُ النَّهَارَ وَ يَقُومُ اللَّيْلَ فِي ذَلِكَ الْمَكَانِ ثُمَّ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَيْرِ- وَلَايَتِنَا لَمْ يَنْفَعْهُ ذَلِكَ شَيْئا؛(6)
امام از ما پرسيد: بهترين مكان كجاست؟ پاسخ داديم خدا و رسول خدا (ص) و فرزند رسول خدا بهتر مي دانند؛ فرمود: بهترين مكان و بقعه « بين ركن و مقام»[ كنار كعبه] است . اگر كسى به اندازه حضرت نوح پيغمبر (ع) عمر كند و بين ركن و مقام روزها را روزه گرفته و شب ها را تا صبح عبادت كند، ولى بدون ولايت ما خداوند را ملاقات كند، اعمالش هيچ نفعى به حالش ندارد.»
با مرکز ما به شماره 09640 با بخش قرآن و يا کلام تماس بگيريد .
پي نوشت ها:
1. حجر(15) آيه 39.
2. أنعام(6) آيه 122.
3. بقره(2) آيه 85.
4. مائده(5) آيه 3.
5. وسائلالشيعة، ج 27، ص 34.
6. من لا يحضره الفقيه، ج2، ص 245.
پرسش 3:
رواياتي براي گم نکردن راه و ماندن در راه امام زمان بنويسيد.
پاسخ:
جهان هستي به برکت حضور امام زمان(ع) هر چند غايب از ميان باشد، مفتخر است . حضور پر صلابت معصومي که مي تواند عدالت گستر گيتي باشد ، صاحب عصر و زمان است . اگر کسي عاشق امام مهدي (ع)است ، او را در دل زنده نگه مي دارد . مي داند اگر چشمايش به جمال نوراني اش منوّر شود و عصر ظهورش را درک کند، چيزي جز انجام تکليف و مسلماني از او نخواهد خواست. حضرت از ياران خود مي خواهد که براي تعجيل در ظهورش دعا کنند تا با آمدنش جهان را پر از عدل و داد کند.
تلاش دشمنان دين اين است که تعهّد ما را به مسائل ديني (احکام و اعتقادات) کم رنگ سازند و از را ه به در کنند. آنان در راستاي اهداف خويش همه را مورد هدف قرار داده و مي خواهند سنگرهاي فرهنگي و اعتقادي ما را به تصرّف در آورند . دست ما را از اسلام و افتخارات آن کوتاه سازند.
در ميدان مبارزه فرقي بين زن و مرد نيست . همگي بايد در مسير اعتقادات خود ثابت قدم و استوار باشيم . دين خدا را ياري دهيم . در مسير ايفاي مسئوليت خويش پايداري و مقاومت کنيم.
به بخشي از وظايفي که مي تواند در رشد و بالندگي جامعه اسلامي و در راه ماندن ما در اين زمان مؤثر باشد، اشاره مي کنيم :
1- انتظار فرج:
پيامبر(ص) فرمود: برترين اعمال امتم انتظار فرج است.(1)
به انتظار زيستن و منتظرانه دين داشتن ، وظيفه اي است که شريعت اسلام از مؤمنان خواسته است . چشم داشتن به ظهور منجي و حاکميت دوازدهمين امام از سلسله امامان معصوم، باور به تداوم امامت و عينيت رهبري ديني در نهايت تاريخ زندگي است ، نهايتي دور، ولي در پيش ، بسا امروز، فردا يا فرداي ديگر.
معلوم است کسي مي تواند منتظر باشد که خود را از همه جهت آماده کرده باشد.
شخصي که منتظر عزيزي است که از سفر دور بيايد و مهمان او بشود، خود را آماده کرده و از قبل اسباب پذيرايي و راحتي و آسايش او را فراهم مي کند. هر لحظه در انتظار مقدمش بي صبرانه به پا مي ايستند. پس چگونه است که در انتظار مصلح بزرگ و عدالت گستر بي نظيري چون حضرت قائم آل محمد به انتظار ننشيند؟! به همين جهت پيامبر(ص) بهترين اعمال مسلمانان را انتظار فرج مي داند، زيرا در پي ظهور حضرت جهان از عدل و داد پُر خواهد شد.
2- شناخت امام زمان(عج):
مهمترين وظيفه شيعه شناخت امام خويش است. در اهميّت اين مسئله همين بس که در روايات متواتر که شيعه و سنّي آن را نقل کردهاند، آمده است:
« من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة؛(2) هر کس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليّت مرده است». در روايات از ائمه معصومين آمده:
شناخت امام آن است که انسان بداند اطاعت از او واجب است . انسان بايد از او پيروي کامل و خالص داشته باشد.
بدون ترديد مراد از شناخت حضرت، شناختي است که شيعيان را از شبهههاي ملحدان در امان نگه دارد . سبب نجات از اعمال گمراه کننده مدعيان دروغين مهدويّت يا مدعيان ارتباط با حضرت باشد.
3- پيوند و ارتباط معنوي با امام عصر :
ديگر وظيفه شيعه در دوران غيبت، حفظ و تقويتِ پيوند معنوي با امام و تجديد دائمي عهد و پيمان با حضرت است.
منتظران واقعي ظهور هرگز نبايد احساس کنند که در جامعه داراي مسئوليتي نيستند و هيچ گونه تکليفي نسبت به امام خود ندارند. از شيعيان خواسته شده که در آغاز هر روز با يکي از دعاهايي که مخصوص امام زمان است، با مقتداي خود و مقام ولايت ارتباط برقرار کنند. شيعه منتظر اگر در آغاز هر روز با حضور قلب و توجه کامل با امام خود عهد و پيمان ببندد، هرگز تن به ذلّت و خواري، ظلم و بي عدالتي نمي دهد. نيز هرگز دچار بحران فکري و فرهنگي و از خود بيگانگي و يأس و نااميدي نمي شود.
يکي از دعاهايي که در اين موضوع وارده شده "دعاي عهد" است که از مضامين بسيار بالايي برخوردار مي باشد. اين دعا بهترين وسيله براي پيوند منتظران با امام زمان است.(3)
4- خودسازي و کسب فضايل اخلاقي:
يکي ديگر از وظايفي که ما داريم تا هميشه در راه امام زمان باشيم، تهذيب نفس و آراستگي به فضايل اخلاقي است. در توقيع (نوشته) شريفي که از سوي حضرت صاحب الزّمان خطاب به شيخ مفيد نگاشته شده، آمده است:
"از علل طولاني شدن غيبت و محروم ماندن شيعيان از ملاقات شان با ما، اعمال ناشايستي است که آنان مرتکب ميشوند و ما را ناراحت مي کنند".(4)
از توقيع شريف استفاده مي شود که منتظر واقعي، از اعمالي که سبب طولاني شدن غيبت حضرت و ناراحتي آن بزرگوار مي شود، دوري مي کند.
5 - امر به معروف و نهي از منکر:
اگر همه ما به ويژه جوانان اين فريضه الهي يعني امر به معروف و نهي از منکر را انجام دهيم، خيلي از مفاسد اجتماعي که جامعه را آلوده ميکند و مردم را تشويق به گناه ميکند و دل امام را به درد ميآورد، برچيده ميشود. جامعه امام زمان پسند به وجود ميآيد. امام باقر(ع) در اهميت فوقالعاده امر به معروف و نهي از منکر ميفرمايد:
"امر به معروف و نهي از منکر دو فريضه بزرگ الهي است که بقيه فرايض با آنها بر پا ميشوند . به وسيله اين دو راهها امن ميگردد . کسب و کار مردم حلال ميشود، حقوق افراد تأمين ميگردد . در سايه آن زمينها آباد و از دشمنان انتقام گرفته ميشود. هم چنين در پرتو آن همه کارها رو به راه ميگردد".(5)
پينوشتها:
1. لطف الله صافي، منتخب الاثر، ص 629، حديث5.
2. مناقب آل ابي طالب، ابن شهر آشوب، دارالأضواء، بيروت، ج 3، ص 250؛ بحارالأنوار، ج 8، ص 368.
3. مفاتيح الجنان.
4. الاحتجاج، طبرسي، انتشارات اسوه، ج 2، ص 602.
5. وسائل الشيعه، ج 11، ص 395.
پرسش 4:
مابايد از ائمه چه بخواهيم واقعا نمي دانم چه بگويم هر چيزي که مي خواهم بگويم شيطان به من مي گويد از خدا بايد بخواهي و مدام ائمه را روبروي خدا قرار مي دهد واقعا چه بايد بگويم و بخواهم .ادبش چيست>؟
پاسخ:
متاسفانه براي بسياري از افراد معناي دقيق درخواست از ائمه و توسل به ايشان و ارتباط اين امر با درخواست از خداوند چندان روشن نيست . در نتيجه چنين سوالات و ابهاماتي براي بسياري از افراد به وجود مي آيد .
آنچه ما در دعاها و كارهايي كه در مسير رسيدن به حاجات مان انجام مي دهيم، دو شكل متفاوت دارد ؛ گاهي به طور مستقيم از خداوند درخواست كمك مي كنيم. در نماز و غير آن از خداوند طلب گشايش در امور و قضاي حاجات و مانند آن را مي نماييم . خداوند نيز خود فرموده كه « مرا بخوانيد كه من شما را اجابت مي نمايم » .(1)
اما در برخي موارد و به جهت رسيدن بهتر به نتايج مطلوب و بالا رفتن احتمال برآورده شدن حاجات از نوعي وسايط و وسائل در اين مسير استفاده مي كنيم . توسل به اهل بيت و طلب شفاعت ايشان نيز در همين مقوله تعريف مي شود ؛ اما بايد توجه داشت كه اين امور هم منافاتي با آيه بالا و درخواست از خود خداوند ندارد زيرا :
اولا: همان گونه که خداوند راه مستقيم ارتباط با خود را بيان کرده ، در عين حال خود در قرآن دستور داده است : وَ اِبْتَغُوا إِلَيْهِ اَلْوَسِيلَةَ (2) به سوى خداوند وسيله برگيريد.
وسيله مىتواند اعمال صالح باشد كه انسان به كمك آن ها و با مدد گرفتن از آن ها به نتايج مطلوب خود نزد خداوند مي رسد : « از نماز و صبر (روزه)كمك بگيريد » (3) . كمك گرفتن از اين اعمال نيك ،منافاتي با ياري از خداوند ندارد .
وسيله مىتواند شخص صالح و آبرومندي باشد كه خداوند به احترام او برخي از موانع استجابت دعاي ما را برطرف نمايد ؛ زيرا انسان آلوده و گنهکار چون از ساحت قرب الهى دور است، موانع زيادي را بر سر رسيدن به حوائج با دست خود ايجاد نموده است ، اما با طلب شفاعت از محبوبان درگاه خدا ، تضمين بهترى براى برآورده شدن درخواست خود و رفع
موانع مىيابد.
دوم: در قرآن نيز آياتى در مورد توسل به اوليا آمده است. فرزندان يعقوب هنگام پشيمانى از گناه خود به يعقوب (ع) گفتند: يا أَبانَا اِسْتَغْفِرْ لَنا؛ (4) اى پدر ! براى ما طلب آمرزش نما كه حضرت يعقوب هم اين درخواست را پذيرفت ،
در آيه ديگر خداوند خطاب به پيامبر اسلام مىفرمايد: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اَللَّهَ وَ اِسْتَغْفَرَ لَهُمُ اَلرَّسُولُ لَوَجَدُوا اَللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً؛ (5) اگر به هنگام ستم برخويش نزد تو آيند «اى پيامبر» و استغفار کرده و تو نيز براى آنان استغفار کنى، خدا را توبه پذير و مهربان خواهند يافت»،
سوم: هر چند خداوند مي تواند همه امور را بدون واسطه و دخالت ديگر موجودات و مخلوقات خود محقق نمايد ، اما خواست الهي چنين است که همه امور از طريق مجاري خاص خود و به شكلي هماهنگ و در ارتباط با هم سامان بيابد . در زمينه درخواست از خداوند و نتيجه گيري در اين خصوص هم خداوند اراده نموده كه اين امر در مراحل گوناگون و به طريق مختلف صورت بپذيرد مثلا انسانها به افراد برگزيده و الگوهاى راستين توجه يابند تا از اين طريق راهى به سوى تربيت درست و مراجعه به برگزيدگان الهي نيز بيابند .
بنا براين متوسلان به امام و پيامبر، با معرفت بر اين اسبابها و وسائل، براي ايشان نه اصالتي قائلند و نه استقلالي، بلکه آن ها را وسيلهي مي انديشند که خداي سبب ساز آن ها را مجراي فيض و طريق رحمت خود قرار داده وخود نيز مومنان را بر تحصيل آن امر نموده است.
چون خداوند، جهان هستي را بر اساس نظام اسباب و مسببات قرار داده است و فيض خود را تنها از طريق مجاري و اسباب اعطا ميکند «أبي الله ان يجري الاشياء الاّ بالاسباب» (6)
انسان براي رسيدن به مقصود خويش، بايد به اسباب و وسايط متوسّل شود؛ اگر بخواهد زمين خشک و بايري را تبديل به مزرعهاي سر سبز و يا باغي آباد کند، بايد زمين را شخم بزند، نهال يا دانه و بذر درون زمين بکارد، به موقع کود و آب بدهد، به اندازه لازم سم پاشي کند و... اگر ميخواهد به طبقه دوم يا سوم يک ساختمان برسد، بايد از پلههاي آن بالا رود، يا سوار آسانسو يا پله برقي شود . همين طور در ساير کارهاي روزمره زندگي، انسان به اسباب و وسايل براي رسيدن به مقصود خود تمسّک و توسّل ميجويد. بر اين اساس، توسّل لازمه زندگي انسان در جهان هستي است؛ جهاني که بر آن قانون اسباب و مسببات حکمفرما است.
بنابراين، خداوند - که هستي عالم از او است و ادامه هستي و هر حرکت، نيرو و تغييري وابسته به او و ناشي از فيض او است - براي اعطاي فيض خويش، مجاري و اسبابي را قرار داده است. بر همين اساس، خداوند اموري را به عنوان اسباب و وسايل در جهت تقرب و نزديکي به درگاه خويش و برآمدن حاجات، قرار داده است . ما را امر به توسّل به آن امور کرده است:
يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله؛
اي مؤمنان: پرواي الهي داشته باشيد و به سوي او وسيله تحصيل کنيد.
از همين جا هم تفاوت دقيق توسل به ائمه (ع) و درخواست از معبودهاي ساختگي و بت ها روشن مي شود ،زيرا توسل جويندگان به معبودها آن ها را عوامل مستقل و تصميم گيرنده در عرض خداوند به حساب ميآورند و اين شرک است. به اعتقاد ما نقش ائمه و انبيا (ع) و اولياي الهي شفاعت اذني است. آنان با اذن خدا و طبق خواست او به مدد مددجويان ميشتابند.
چنين ديدگاهي هرگز مستلزم شرک نيست. زيرا ائمه يا تنها واسطه انتقال درخواست بشر به محضر خداوند و زمينه ساز جلب رحمت خداوندند يا در فرض عنايت هاي خاص خود ، عنايت ناشي از عنايت و قدرتي و اذني است كه خداوند به ايشان داده ؛ ائمه (ع) اراده شان را در طول اراده خدا و مجراي همان قرار ميدهند، نه مستقل از آن. از توضيح فوق اشتباه وهابيون که شيعه را در اين زمينه متهم به شرک ميکنند ،به خوبي روشن ميشود.
بنا بر اين متوسلان، با معرفت بر اين اسبابها و وسائل، نه اصالتي قائلند و نه استقلالي، بلکه وسيله اي ميانديشند که خداي سبب ساز آنها را مجراي فيض و طريق رحمت خود قرار داده و مومنان را بر آن امر نموده است.
پينوشتها:
1. غافر (40) آيه 60.
2. مائده(5) آيه 25.
3. بقره (2) آيه 45.
4. يوسف (12) آيه 97.
5. نساء (4) آيه 64.
6. کافي،ج1، ص 183.






