من پسری 22 ساله دانشجوی مهندسی برق هستم که والدینم به شدت با ازدواج من مخالفت می کنند و معتقد هستند که من اگر در حال حاضر ازدواج بکنم به درس و اینده ام لطمه می خورد و در ضمن آنچه خودشان می گویند این است که پول کافی برای ازدواج من را هم ندارند و می گویند درس بخوان سربازی برو کار بکن بعد راحت ازدواج بکن ولی نمیدانند که من تحمل 6 سال را ندارم راستش من دیگر چند روز هم تحمل ندارم و نمی دانند که من دیگر نمی توانم درس به خوانم و خیلی وقت هست که نمی خوانم فقط به کلاس می روم و می آیم مدتی هست دیگر به هیچ مجلسی نمی روم حتی مجلس چهلم دایی 19 ساله ام که هر شب یاد او مرا پریشان می کند تمام اقوام هر پنجشنبه به سر خاک او می روند ومن نمیرم چون انها نسبت به مشکل من بی تفاوت هستند من هم می خواهم این جوری تلافی کنم دیگر حتی با والدینم و اقوامم حتی پدر بزرگ و مادر بزرگ داغ دیده ام هم صحبت نمی کنم حتی امروز و امشب که تاسوعای آقا امام حسین علیه السلام هست هم تنها در خانه ماندم و به هیچ جا نرفتم حال مشکل اصلی خود را می گویم من خود ارضائی میکنم وتقریبا تمام عوارض آن را دارم یعنی واقعا چهره ام بسیا بیشتر از سنم نشان می دهد و هیچ کس باور نمی کند من 22 سال دارم و به طور واض موهایم میریزد و به قدری عصبی هستم که دیگر کسی جرات صحبت با من راندارد و تمام عوارض آن را دارم که اگر به خواهم بگویم می شود طومار و چون چند پیام دیگران را خواندم فهمیدم که نیازی به گفتن دوباره نیست بجز اینکه نسبت به ناموس حساس هستم و نسبت به معضلات جهانی مثل فقر گرسنگی تخریب منابع طبیعی نژادپرستی و از همه مهمتر اسلام ستیزی و واقعه ی دردناک قرآن سوزی که واقعا مرا غمگین کرد و حتی واقعه ی فتنه ی سال 88 و اهانت به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام و رهبر معظم انقلاب و دیگر تلاشگران ایران اسلامی اینها را گفتم چون در پاسخ به سوالات دیگران و گفتن عوارض استمناء بی تفاوتی به مسائل را نیز یکی از عوارض آن می دانستید نمی دانم شاید بعدا به آن دچار شوم و شاید این خود یک وسواس ناشی از استمناء باشد ولی چیزی که هست این هست که من در مورد کسی بی مورد و بدون فکر نظر نمی دهم واگر به دینم افنخار می کنم چون در مورد آن بسیار فکر کرده ام مطالعه کرده ام چه کتابهای اهل دین و موافق آن و چه کتابها و سایتهای ضد دین و با افراد مختلف در مورد دین و سیاست بسیار بحث کرده ام چه افراد معمولی چه دیندار چه بی دین و حتی افرادی ضد دین ولی چیزی جزء حقیقت در اسلام ندیدم ولی همواره از کمک اعمه معصوم محروم بوده ام و هیچگاه آنها را در زندگی خود حس نکرده ام من نماز میخوانم هر چند دست و پا شکسته با آنکه والدینم نمی خواندند ولی مادرم چند سالی هست که می خواند آنهم بعد از اینکه من به سن تکلیف رسیدم و ناخودآگاه شروع کردم به خواندن نماز آنهم بدون توصیه کسی و اجبار کسی مادرم هم شروع کرد نمی دانم شاید با دیدن من شاید ولی پدرم بعد از رفتن به مکه شروع کرد به خواندن ولی گاهی می خواند و خیلی وقت ها نمی خواند من قبلا قرآن می خواندم با معنی این هم به اختیار خودم نه توصیه ی مستقیم دیگری ولی مدتی است با اوج خود ارضائی من که از هر هفته به هر چند روز و بد تر از آن رسید و هرشب جنب شدم چه طبیعی و چه با خود ارضائی دیگر نماز صبحم قضا شد قران خواندنم ترک شد و گهگاهی آن هم برای کمک گرفتن از خدا قرآن یا نهج البلاغه می خوانم ولی به هیچ نتیجه ای نمیرسم و فقط خدا مرا از آخرت میترساند ولی من میگویم خدایا من فقط به یک همدم از جنس مخالف احتیاج دارم نه مشاوره و دعا و... مگر من حق ازدواج ندارم چرا باید چنین والدین بی فکر و لجبازی نسیب من شود از شما خواهشمندم اگر راهی به جزء تزکیه نفس و دعا و از این حرفها هست بگویید چون من دعا کردم بسیار و چه شبها که تا صبح گریه کردم و از خدا کمک خواستم از امام زمان شاید دیوانگی باشد ولی حتی از دایی تازه مرحومم که بسیار باهم دوست بودیم و از گوشه ای از درد من با خبر بود نیز کمک خواستم ولی چیزی جزء سکوت نشنیدم حال چند وقت هست که می خواهم رابطه با جنس مخالف را شروع کنم ولی یا میترسم و یا خجالت می کشم که خود از عوارض استمناء است و یا دلم به حال آن دختر میسوزد و نمی توانم به دروغ به او ابراز علاقه کنم چون می دانم با اینکار او بشدت ضربه می خورد ولی اگر دختری پیدا کردم که فقط به دنبال دوستی هست نه ازدواج و زیبا بود حتما به او پاسخ خواهم داد چون دیگر ازدواج برای من یک رویای دست نیافتنی هست و دارم از این فکر بیرون می آیم که من هم روزی ازدواج خواهم کرد ولی باز خدا میداند هنوز شوق به ازدواج در من فروزان هست ولی خودم به زور میخواهم ان را خاموش کنم و دیگر زندگی برایم بی معنی هست و مرگ برایم راحتتر از زندگی من به دفتر مقام معظم رهبری و حوزه قم نیز پیام دادم ولی جوابهایی دریافت کردم تکراری و بی اهمیت ...چون این راه حلها مناسب کسی هست که اختیارش دست خودش هست نه منه بی اراده اگر میگویید روزه بگیرم باید بگویم من حتی در ماه رمضان نیز همین شرایط را دارم هرچند کمی تاثیر دارد وی نه قابل قبول اگر می گویید نگاهم را کنترل کنم باید بگویم نگاه خود را از چه بپوشم از تلوزیون از دختران کوچه و بازار و همکلاسیهایم من حتی هفته ای یکبار هم ز خوابگاه بیرون نمیروم حتی با اصرار دوستانم باید بگویم همه چیز برای من تحریک آمیز هست همه چیز جنس مخالف از لباس او گرفته تا صدا و بوی او تنها راه نجاتم این هست که سر به بیابان بگزارم ببخشید که طولانی شد بی پرئا حرف زدم ولی خواستم همه چیز روشن شود و دوباره جواب تکراری دریافت نکنم

با تشكر از ارتباط تان با اين مركز.
ضمن ارج نهادن به روح خويشتن‌دار شما، توجه تان را به نكات ذيل جلب مي‌نمايم:
1. همان‌گونه كه معترفيد، از اضطراب نسبتاً بالايي برخورداريد. اين اضطراب منشأ بسياري از مشكلات شما مانند: خود ارضايي، ميل به رابطه با جنس مخالف، عصبانيت، كلافگي، سردرگمي، بي‌حالي و یا كسالت است. پس هر چيزي كه اضطراب شما را پايين آورد، سهم به سزايي در تضعيف مشكلات شما دارد.
2. در يكي از فرازهاي نامه‌تان اشاره به مقوله وسواس داشتيد. از منظر روانشناسان بسياري از حساسيت‌هاي مثبت شما تا حدي رنگ و بوي وسواس فكري به خود گرفته است. اين حساسيت‌ها به نوبه خود بسيار مثبت و قابل تقدير مي‌باشد؛ ولي در قالب يك وسواس فكري شديد به آزار و اذيت شما مي‌پردازد. خود مقام معظم رهبري به هر آنچه شما حساسيد، حساس هستند؛ ولي حساسيت ايشان باعث كاهش شديد عملكرد در ايشان نمي‌شود. حساسيت نبايد صرفاً احساسي و انفعالي باشد؛ بلكه بايد در نهايت فعال بودن به آن‌ها نظر افكند.
3. بسياري از نشانه‌هاي افسردگي در شما مشهود است. اين افسردگي باعث خمودگي و بي‌حالي و انزواي شما شده است. نياز به همدم - حتي اگر خارج از چهار چوب شرع و قانون نباشد - اتكاء مرضي به والدين و عدم سعي و تلاش شبانه‌روزي براي نيل به استقلال مالي، منفي‌نگري، يأس و نااميدي از خدا و ائمه و یا بستگان، همه در راستاي افسردگي شما قابل تحليل است.
4. رشته تحصيلي شما نيز از جمله رشته‌هايي است كه به مواجهه و اشتغال ذهني با داده‌هاي مختلف نيازمند است. معمولا افراد مستعد وسواس فكري به صورت ناخودآگاه يا خودآگاه به سوی رشته‌هايي مانند: حسابداري، برنامه‌نويسي، كامپيوتر، مهندسي برق و یا مخابرات - كه زياد با داده‌ها سر و كار دارد - مي‌روند.
5. جنابت حتي در تمام ايام هفته، طبيعي است و چون با شیوه حرام همراه نيست، امري كاملا مباح و بي‌اشكال است. همچنين بر فرض اين كه خداي ناكرده مرتكب استمناء شديد، باز مي‌توانيد يا با غسل جنابت يا تيمم بدل از غسل جنابت (در لحظات پاياني وقت نماز صبح)، نماز صبح خود را به جاي آوريد. در هر صورت، هيچ مانعي بر سر راه خواندن نماز صبح يا نمازهاي مشابه نيست.
6. اساس خلقت، بر سعي و تلاش است. دعا و نذر و توكل، فرع بر سعي و كوشش خستگي ناپذير شماست. واقعا زندگی چه بي‌معنا مي‌گشت اگر همه انسان‌ها در مواجهه با مشكلات دست روي دست می گذاشتند و صرفاً از خداوند طلب كمك و ياري می نمودند.
شك نكنيد كه اگر پيامبر عظيم الشأن اسلام نيز به همين شيوه مذكور به حل مشكلات خود مبادرت مي‌ورزيد، چيزي جز ناكامي و شكست نصيب ايشان نمي‌شد.
به خود آييد و به جاي دعاي مرضی، به فعاليت بي‌وقفه و سالم بپردازيد.
7. سعي نماييد به جاي تمركز وسواس‌گونه بر نياز جنسي و عاطفي خود، به ساير اموري كه صد در صد در اختيار شماست، تمركز يابيد. در شرايط كنوني، تشديد نياز به همسر یا همدم به هيچ وجه به صلاح شما نمي‌باشد. بايد روز به روز به تعديل آن بپردازيد.
از فاجعه سازي دست برداريد. با ساده سازي و پيش پا افتاده سازي مشكلات، به جنگ آن‌ها برويد. به هيچ وجه خود را دست و پا بسته فرض نكنيد. بيش از اين بر رويكرد درست يا نادرست والدين بر نياشوبيد. شما قادر هستيد در طي يك فاصله زماني محدود 6 ماه تا 2 سال حداقل‌هاي مقدمات ازدواج را فراهم آوريد. اگر از همين امروز شروع كنيد، شك نكنيد كه خيلي زودتر از آنچه تصور آن را مي‌كرديد، به اهداف خود خواهيد رسيد.
8. تجارب باليني چندين ساله بنده و همكارانم نشان مي‌دهد كه ورود ناشيانه و از سر احساس خام شما به مقوله بسيار آسيب‌زاي ارتباط با جنس مخالف (حتي اگر به صورت ازدواج موقت باشد)، نه تنها مرهمي بر زخم‌هاي روح و روان شما نيست، بلكه شما را از يك چاله رواني به چاه عميق اختلالات شديد روحي رواني مي‌افكند. درست است كه شما از اين طريق به انتقام عاطفي از والدين خود و یا دیگران مي‌پردازيد، ولي در ادامه، شرايط به مراتب پیچیده تري براي شما پیش خواهد آمد. اساسا هر گونه تمركز بر امور جنسي (چه خودارضايي، چه رابطه و چه سكس)، چيزي جز اضطراب براي فرد به ارمغان نمي‌آورد.
9. خوددرماني و حل يك تنه مشكلات، براي شما تا حد بسیاری نامقدور است. شما نيازمند وارد كردن يك شخص كارآزموده به ماجرا هستيد. اين فرد كارآشنا كسي جز يك روانشناس باليني نيست. روانشناس باليني مي‌تواند در طي چندين جلسه به درمان اضطراب افسردگي و وسواس فكري شما بپردازد. اين گونه اختلالات، چيزهايي نيستند كه با دست ‌روي دست گذاشتن يا خوددرماني، مرتفع گردد.
چه بسا با صلاح‌ديد روانشناس نيازمند به يك دارودرماني سبك به عنوان درمان مكمل باشيد. يك دارودرماني موقتي مي‌تواند در كنار جلسات هفتگي روان درماني زندگي شما را از اين رو به آن رو كند. نبايد توقع داشت با يكي دو جلسه يا يكي دو هفته دارودرماني، به نتيجه مطلوب برسيد. با صبر و حوصله مي‌توانيد نگرش خود را به زندگي به طور كارآمدي تغيير دهيد.