ملحدان و بی خدایان می گویند افسانه ابابیل به قرار زیر است: گروهی به قصد نابودی كعبه به سوی آن رفته بودند. الله توسط پرندگانی بنام ابابیل آنها را در بین راه نابود كرد.اما خود مسلمانها قبول دارند که سیل کعبه را ویران کرد ....
و خودشان قبول دارند که قرامطه به کعبه حمله کردند و درش را کندند و حجر الاسود را بردند و به دونیم کردند و به حجر الاسود اهانت نمودند حالا سوال من این است:
1- چرا الله اجازه داده است كه خانه اش بعد از مبعث محمد ویران شود!؟
2 - چرا خود الله خانه خودش را توسط سیل خراب كرد. چرا!؟ آیا می خواسته خودش را امتحان كند!؟
و می گویند این داستان خرافاتی بیش نیست خداوندی که بعدا نتوانست جلوی سیل و خرابی خانه خودش را بگیرد

همچنین برای رد این داستان قرآنی در مورد امامان نیز می گویند اگر این داستان درست بود چرا امام رضا نتوانست از بارگاه خودش در برابر بمب گذاری منافقان دفاع کند؟
ایا این داستان افسانه نیست؟

پرسش: داستان سپاه ابابی افسانه است؟
شرح : ملحدان و بی خدایان می گویند افسانه ابابیل به قرار زیر است: گروهی به قصد نابودی كعبه به سوی آن رفته بودند. الله توسط پرندگانی به نام ابابیل آن ها را در بین راه نابود كرد. اما خود مسلمان ها قبول دارند که سیل کعبه را ویران کرد .... و خودشان قبول دارند که قرامطه به کعبه حمله کردند و درش را کندند و حجر الاسود را بردند و به دونیم کردند و به حجر الاسود اهانت نمودند : 1- چرا الله اجازه داده است كه خانه اش بعد از مبعث محمد ویران شود!؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
داستان سپاه ابرهه و اتفاقي كه بر سر آنان افتاد ، نقلي است تاريخي همانند همه نقل هاي ديگر . در اين مساله و امكان درستي و نادرستي اين مساله تفاوتي بين اين نقل ها نيست ، مگر در تعدد و تنوع منابع تاريخي ؛ در نتيجه مي توان با اين گزاره همانند هر گزاره تاريخي ديگري برخورد كرد . درستي و نادرستي آن را مورد توجه قرار داد ؛ احتمال نادرستي اين مساله از نظر تاريخي همانند احتمال عروج عيسي مسيح يا حتي تولد چنين فردي در منطقه ناصره فلسطين يا وجود فردي به نام زرتشت در ايران باستان است .
البته ما مسلمانان از باب اعتقاد به وحياني بودن كتاب آسماني مان قرآن به اموري كه در اين كتاب نقل شده، از منظر تعبد نقلي معتقديم و همه آن ها را عين حقيقت و واقعيت مي دانيم. در نتيجه فارغ از شواهد و قرائن تاييد يا تكذيب تاريخي رخ دادن داستان سپاه فيل و هلاكت آنان، به اين واقعه آن گونه كه قرآن روايت فرموده« وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابيلَ» (1) ايمان قطعي داريم ؛ در نتيجه شواهد و قرائن پيدا و پنهان ترديدي در وقوع اصل اين داستان براي ما پديد نمي آورد .
اگر مساله را به عنوان يك اصل تاريخي پذيرفتيم ، برخي از نقل هاي تاريخي ديگر نمي تواند به صحت اين نقل لطمه بزند و پذيرش آن را زير سوال ببرد ؟ يا به تعبير ديگر آيا امور تحقق يافته ديگر مانند تخريب كعبه يا حمله به كعبه توسط برخي به ظاهر مسلمانان همچون حجاج بن يوسف و يا قرامطه ، درستي ادعاي مسلمانان و قرآن در مورد داستان اصحاب فيل را زير سوال نمي برد ؟
در پاسخ به اين سوال از گذشته تا حال علما و بزرگان دين نكات و دقايقي را مورد توجه قرار داده اند كه برخي ذكر مي شود ؛ شيخ صدوق پاسخ مي دهد:
«هدف حجّاج دستگيري ابن زبير بود و نه ويراني كعبه . ابن زبير ضدّ حق يعني مخالف حضرت سجّاد عليه السلام بود. وقتي اين مرد ضدّ حق در كعبه متحصن شد ، خداوند اراده فرمود براي مردم بيان كند كه به او پناه نخواهد داد . از اين رو مهلت داد تا كعبه را بر سر او ويران كنند.» (2)
آيت الله جوادي آملي هم در كتاب صهباي حج پس از ذكر اين نكته اضافه مي كند:
« پس تفاوت ابرهه و حجّاج در اين است كه ابرهه ستمگر قصد داشت قبله و مطاف حنفا را ويران سازد. اما حجّاج ستمگر قصد بدي نسبت به كعبه نداشت. مقصود وي در آن هنگام فقط تسلّط بر ستمگري همچون خود او بود كه امام زمان خويش يعني حضرت سيد الشهدا و امام سجاد عليهما السلام را نشناخت...
از اين واقعه به خوبي روشن مي شود كه ضديت با ولايت و امامت آن چنان مطرود است كه هر كس با مقام رهبري امام معصوم عليه السلام مخالف است و او را تنها مي گذارد و ياري نمي كند ، بلكه در برابر او موضع مي گيرد و خود داعيه خام رهبري را در سر مي پروراند، اگر در كعبه هم پناه ببرد ، از امان خاص الهي برخوردار نيست. از اين حادثه قدر امام و حرمت ولايت و عزت الهي به خوبي دانسته مي شود. » (3)
داستان حمله قرامطه هم علي رغم ابهاماتي كه دارد، ماهيتي چنيني دارد . در حقيقت در آن مقطع قرامطه با نوعي تفكر رايج در حكومت اسلامي و در زمان خلافت عباسيان مخالف بودند . ماهيت قيام شان عليه تفكرات رايج اسلامي بود ،هرچند خود گرفتار انحرافات بسيار بودند . حمله آنان به مكه و تخريب جزيي كعبه و غارت برخي از اموال آن نه به خاطر مخالفت با خداوند و از بين بردن شكوه اسلام و دين حق ، كه به خاطر انحرافات فكري و اعتقادات خاص در مورد زيارت و تبرك و ... بود .(4)
چيزي كه نظير آن در وهابيت ديده شده ، آل سعود هم به نوعي مويد همين رفتارها در مورد ساير امكان مذهبي و متبرك در مناطق مختلف حجاز و مكه و مدينه است .
در نتيجه ماهيت اين حركات با قيام ابرهه كه به منظور تخريب كعبه و مخالفت با توحيد و خدا پرستي بود ،منافات دارد .

پي نوشت ها :
1.فیل(105) ، آیه 3.
2. شيخ طوسي ، من لا يحضره الفقيه - ج2 - ص 249؛
من لا يحضره الفقيه ، نشر جامعه مدرسين‏، قم ، 1404 ق‏.
3. جوادی آملی ،جرعه اي از صهباي حج، -ولايت روح حج- ص 49 ، انتشارات موسسه اسراء ، قم .
4. دکتر حسینعلی ممتحن، نهضت صاحب الزنج، چاپ دانشگاه بهشتی، ۱۳۶۷ ش.

پرسش: چرا خود الله خانه خودش را توسط سیل خراب كرد. چرا!؟ آیا می خواسته خودش را امتحان كند!؟ می گویند این داستان خرافاتی بیش نیست . خداوندی که بعدا نتوانست جلوی سیل و خرابی خانه خودش را بگیرد ، همچنین برای رد این داستان قرآنی در مورد امامان نیز می گویند :اگر این داستان درست بود، چرا امام رضا نتوانست از بارگاه خودش در برابر بمب گذاری منافقان دفاع کند؟ این داستان افسانه نیست؟

پاسخ:
با توضيحي كه در مورد حقيقت دفاع خداوند از كعبه در برابر حمله سپاه فيل داده شد، روشن مي شود كه بناي خداوند بر حفظ ظاهري خانه اي سنگي نيست ، بلكه هدف اصلي حفظ حقيقت توحيد و نماد حقيقت در برابر متكبراني است كه قصد تخريب اين تفكر و باور را دارند و گمان مي كنند كه كسي جلودار آنان نيست .
نظير اين امر در خصوص انسان كامل رخ داده است ، افرادي چون انبيا كه گاهي خداوند آنان را در برابر همه حوادث و گزندها مصون و محفوظ مي داشت ، چنان كه در مورد حضرت ابراهيم و آن آتش عظيم نمرود چنين نمود (1)، اما گاهي پيامبران بي شماري به دست ظالمان و جباران كشته مي شدند. اما خداوند جلوي قصد و نيت و عمل‌ آنان را نمي گرفت (2).
خداوند متعال از هر وسیله ای برای اتمام حجت و یا امتحان و ابتلای بشر استفاده می کند. گاهی با حفظ افراد و اماکن مقدس و گاهی برعکس،
پس اين قبيل سوالات به معني عدم درك حقيقت رفتار خاص خداوند در برابر سپاه ابرهه بود. بنا نيست كه خداوند مانع حوادث طبيعي و غیر طبیعی در برابر كعبه يا هر نماد مقدس ديگري گردد . با اين توضيحات مساله حرم امام رضا عليه السلام هم روشن مي شود.

پي نوشت ها :
1. انبياء (21) آيه 69.
2. بقره (2) آيه 91.