با سلام و تشکر از سایت جالبتان:
چند سئوال دارم که خواهشمندم اگر مقدور است پاسخ آنها را بفرمایید.
با تشکر و احترام.
---------------------------------------
1- در سایت های اینترنتی خوانده ام که کلمات تکراری قرآن بمعنای معجرات قرآن هست
مثلا دنیا 115 بار تکرار شده و آخرت هم 115 و یا مثلا مساحت خشکی و دریا که در قرآن آب 71.11 % و خشکی 28.89% و دانش بشری هم اکنون ثایت کرده که مساحت آب و خشکی مطابق این اعداد است.
اولا که وقتی من در قران جستجو میکنم مثلا در مورد کلمه دنیا عدد 115 نیست واشتباه است و عدد دیگری را میدهد و مساحت خشکی و آب هم هر ساله در حال تغییر است و این منطقی نیست که فکر کنیم در قران در حدود 1500 سال قبل دقیقا مساحت آب و خشکی امسال را نوشته باشد ؛ شاید 10 سال دیگر فرق کند ؛ آنگاه پاسخ چیست؟
---------------------------------------
سئوال دوم: مگر شیطان بر اثر سجده نکردن به آدم از بهشت بیرون رانده نشده بوده است ؟ پس چرا دوباره در بهشت زمانی که حوا مشغول خوردن سیب بوده است توانسته است او را فریب دهد.
در سایتی خواندم که بهشتی که حوا و آدم در آن بوده است طبق روایات بهشت زمینی بوده است چون در بهشت واقعی شیطان نمیتواند باشد !!!
خب سئوال هم همین جا است ؛ چرا شیطان در آنجا بوده است و آیا روایت از کچا معلوم است که صحیح باشد در متن قرآن آمده است که آدم و حوا در بهشت بوده اند و هیچ اشاره ای نشده که آن بهشت زمینی با چیز دیگری بوده است ؟ لطفا در این مورد پاسخی منطقی بفرمایید.
--------------------------------------
سئوال سوم : مگر شیطان جزو مخلوقات خداوند نیست ؛ و مگر تنها ما ابوا البشر در این هستی نیستیم که از قدرت اراده برخوردار هستیم ؛ و فرشته ها تماما مطیع ؛ پس چطوری یک فرشته توانسته از خالق خودش نافرمانی کند؟
-------------------------------------

خیلی متشکر و ممنون میشوم که پاسخ این 3 سئوال حقیر را کاملا منطقی بفرمایید.
با تشکر و التماس دعا
مرتضی

پرسش 1:
شبهات ديني
شرح :در سايت هاي اينترنتي خوانده ام که کلمات تکراري قرآن به معناي معجرات قرآن هست مثلا دنيا 115 بار تکرار شده و آخرت هم 115 و يا مثلا مساحت خشکي و دريا که در قرآن آب 71.11 % و خشکي 28.89% و دانش بشري هم اکنون ثابت کرده که مساحت آب و خشکي مطابق اين اعداد است. اولا که وقتي من در قرآن جستجو مي کنم مثلا در مورد کلمه دنيا عدد 115 نيست و اشتباه است و عدد ديگري را مي دهد و مساحت خشکي و آب هم هر ساله در حال تغيير است و اين منطقي نيست که فکر کنيم در قرآن در حدود 1500 سال قبل دقيقا مساحت آب و خشکي امسال را نوشته باشد ؛ شايد 10 سال ديگر فرق کند ؛ پاسخ چيست؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
قرآن معجزه است . جهات اعجازي قرآن فراوان است که بعضي را ما تشخيص داده و بعضي را هنوز ما درک نکرده ايم. اخيرا بعضي محققان با مطالعه عددي در قرآن به نکات جالبي رسيده اند که آن را به عنوان معجزه عددي قرآن يا معجزه عدد نوزده که محور بسياري از عدد ها مي باشد و بسياري از عددها مثلا عدد سوره ها و عدد بسياري از واژه ها و...مضربي از عدد نوزده است، ارائه داده اند.
بحث اعجاز عددي که از دستاورد هاي جديد قرآن شناسان است ، با وجود نکته هاي جالبي که دارد، ولي هنوز ثابت و منقح نشده و نمي توان به همه ادعاهاي مطرح شده در اين زمينه اعتماد کرد. البته اميد است قرآن شناساني که در اين زمينه تلاش مي کنند، بتوانند با اصلاح کاستي هاي اين بحث، آن را به صورت متقن و قابل اثبات ارائه دهند و وجهي ديگر از وجوه ناشناخته قرآن آشکار گردد.
پرسش 2:
سئوال دوم: مگر شيطان بر اثر سجده نکردن به آدم از بهشت بيرون رانده نشده بوده است ؟ پس چرا دوباره در بهشت زماني که حوا مشغول خوردن سيب بوده ، توانسته است او را فريب دهد؟
پاسخ:
شيطان يا همان ابليس ، رجيم و رانده شده است، چنان كه در قرآن در سوره حجر آيه 24 و سوره ص آيه 78، آمده :
«قال فاخرج فانّک رجيم ؛ از آن جا بيرون رو که مطرودي».
معلوم مي‌شود که شيطان بعد از جريان تکبر و سجده نکردن بر آدم گرفتار لعن ابدي شده و از درگاه خداوند و ملكوت رانده شده است . به يقين تا ابد هم در بهشت را ندارد. پس اولا شيطان قبلا دربهشت نبود، بلكه در درگاه الهي و در جمع مقربان درگاه خداوند بود، در حالي كه بهشت جايگاه مومنان و بندگان مطيع خداوند در آخرت است . اخراج او به معني اخراج از بهشت نيست .
اما در هر حال روشن است كه شيطان بعد از اخراج ديگر نمي توانست به بهشت راه يابد ، حال بايد پرسيد كه چگونه او در جريان فريب آدم و حوا توانست وارد بهشت گردد؟
در پاسخ بايد گفت: گرچه برخي تصور کرده‌اند که مراد از بهشت آدم و حوا همان بهشت موعود آخرتي است، ولي مراد از بهشت محل سكونت آن ها همان بهشت موعود نيست، زيرا اخراج از آن بهشت معنا ندارد (چنان كه در روايت زير به آن اشاره شده است)، اما سوال اين است كه آن بهشت موقت و محل سكونت ايشان كجا بود و چه حقيقتي داشت ؟
در اين خصوص در بين علما اختلاف نظر وجود دارد که برخي از نظريات را بيان مي کنيم :
1 - باغ آسماني : بهشت در يکى از کرات آسمانى بوده ، هر چند بهشت جاويدان نبوده، زيرا در بعضى از روايات اسلامى با کلمه« سماء » به بودن اين بهشت در آسمان اشاره شده است (1) .
2 - باغ زميني : بهشت يکى از باغ هاى دنيا و روى زمين بوده و جمله« اهْبِطُوا» نيز بر اين دلالت ندارد که از بالا به پائين بيائيد، بلکه به معنى انتقال آن ها بعد از خوردن ميوه ممنوعه به زمين است ،چنان که جمله « اهْبِطُوا مِصْراً» نيز هبوط به اين معنى مي باشد.
على بن ابراهيم قمى در تفسير خود مي نگارد:
از امام جعفر صادق عليه السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جويا شدند: آيا از بهشت‏هاى دنيا يا از بهشت‏هاى آخرت بوده، فرمود: از بهشت‏هاى دنيا بود که خورشيد و ماه در آن طلوع مي کرد. اگر از بهشت‏هاى آخرت ‏بود، هيچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمي شد(2).
3- عده اي نيز معتقدند که منظور ،بهشت برزخي بوده ،نه بهشت زميني دنيايي ؛ علامه طباطبائي در دفاع از اين نظر و در توجيه رواياتي که اين بهشت را دنيايي معرفي مي کند مانند روايت بالا مي فرمايد :
« مراد از اين که از بهشت‏هاى دنيا بوده، اين است که از بهشت‏هاى برزخى بوده، که در مقابل بهشت خلد است. اين مطلب از برخي رواياتي که از طرف اهل بيت عليهم السلام‏ رسيده است، روشن مي شود، چرا که در بعضى از قسمت هاى اين روايات آمده است که آدم بر صفا، و حوا بر مروه هبوط کرد، از اين جهت که برزخ در همين جهان قرار دارد ، پس در زمين بودن اين بهشت منافاتي با برزخي بودنش ندارد .» (3)
در مجموع اين نظريات مي توان به اين نتيجه رسيد بهشتي که حضرت آدم و حوا در آن سکونت داشته اند، بهشت اُخروي نبوده است، زيرا بهشت اُخروي هرگز جاي ابليس نمي‌باشد . آن جا محدوده اي نيست که شيطان و شيطنت و عصيان در آن راه داشته باشد. خيال باطل و نافرماني در آن جا نيست. از سوي ديگر کسي که به جنت الخلد وارد شود، ديگر خارج نخواهد شد . در نتيجه شيطان كه مترصد اغواي انسان ها است، توانسته در آن موقعيت حاضر شده و به نوعي آدم عليه السلام را فريب دهد .

پي نوشت ها :
1. مکارم شيرازى ، تفسير نمونه، ج‏1، ص 186، دار الکتب الإسلاميه - تهران، چاپ اول، 1374 ش.
2. ترجمه تفسير الميزان، ج‏1، ص 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ پنجم، 1374 ش.
3. آيت الله جوادي، تفسير تسنيم، ج 3، ص 337.

پرسش 3:

مگر شيطان جزو مخلوقات خداوند نيست ؛ مگر تنها ما ابوالبشر در اين هستي نيستيم که از قدرت اراده برخوردار هستيم ؛ و فرشته ها تماما مطيع ؛ پس چطوري يک فرشته توانسته از خالق خودش نافرماني کند؟
پاسخ:
پاسخ در ضمن چند نكته بيان مي شود :
1- شيطان يا همان ابليس جزو مخلوقات خداوند است .
2- ما انسان ها فرزندان حضرت آدم عليه السلام هستيم كه ابوالبشر يعني پدر همه بشر
خوانده مي شود .
3- به يقين ما انسان ها داراي نيروي اختيار هستيم. اما ما تنها موجودات مختار محسوب نمي شويم . موجودات ديگري هم مانند جنيان داراي اراده و اختيار هستند .(1)
4- شيطان به يقين و به تصريح قرآن فرشته نبود، بلكه از جنيان بود .
هر چند فرشتگان الهي موجوداتي مطيع فرمان خداوند هستند و از فرمان او سر باز نمي زنند. اما اين امر دليل بر عدم اختيار آن ها نيست ، همان گونه كه امامان معصوم هم در عين عصمت و عدم نافرماني ، داراي اختيار و امكان اراده گناه هستند .
در هر حال چه بسا بر اساس برخي نقل ها بتوان نوعي اختيار را براي ملائک ثابت دانست ؛ ما معتقديم ملائکه موجوداتي بيرون از حس و داراي وجود و شعور و اراده مستقل هستند. از آن جا که عقل محض­اند، از اميال نفساني تهي هستند، در نتيجه هيچ گاه عصيان خدا نمي کنند ، اما شيطان يا ابليس موجودي از طايفه«جن» بود که قرآن به صراحت بر اين نکته تاکيد مي کند : " ‏فسجدوا إلا إبليس کان من الجن‏ ؛سجده کردند جز ابليس که از جن بود". (2) روشن است که بر اساس آيات متعدد قرآني جنيان مانند انسان ها ، موجوداتي مختار، مکلف و داراي سرانجام خوب يا بد هستند ، چنان که آمده است:
«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ ؛ (3)من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)».
« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتي‏ وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى‏ أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرينَ؛
(4) (در آن روز به آن ها مى‏گويد:) اى گروه جنّ و انس! آيا رسولانى از شما به سوى تان نيامدند كه آيات مرا براي تان بازگو مى‏كردند، و شما را از ملاقات چنين روزى بيم مى دادند؟! آن ها مى‏گويند: «بر ضدّ خودمان گواهى مى‏دهيم (آرى،) ما بد كرديم)» و زندگى (پر زرق و برق) دنيا آن ها را فريب داد و به زيان خود گواهى مى‏دهند كه كافر بودند».
«وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذَالِكَ كُنَّا طَرَائقَ قِدَدًا؛(5) ميان ما(جنيان)، افرادى صالح و افرادى غير صالحند و ما گروه‏هاى متفاوتى هستيم» .
«وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئكَ تحََرَّوْاْ رَشَدًا؛(6) گروهى از ما(جنيان) مسلمان و گروهى ظالمند. هر كس اسلام را اختيار كند، راه راست را برگزيده است».

پي نوشت ها:
1. نساء(4)آيه173.
2. کهف (18)آيه50.
3.الذاريات (51)آيه 56 .
4.الأنعام (6)آيه 130 .
5.جن(72) آيه 5.
6. همان، آيه14.