برای هر کدام 2 کتاب مثال بزنید
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
پاسخ در چند محور ارائه مي شود :
الف:علم اصول فقه ، علمي است كه در آن از قواعدي بحث مي شود كه نتيجه آن ها در استنباط حكم شرعي مورد استفاده مجتهد قرار مي گيرد . از اين رو علم اصول فقه نسبت به فقه ، علمي ابزاري است كه فقيه به وسيله آن مي تواند احكام شرعي فرعي را از منابع آن ها یعني كتاب ، سنت با اجماع و عقل استنباط مي كند. استنباط هر حكم شرعي اعم از تكليفي و وضعي از منابع چهار گانه ، فقه نيازمند يك يا چند مساله و قاعده اصولي است ، براي مثال ، استنباط حكم وجوب نماز از آيه «اقيمواالصلوه؛ (1) نماز را اقامه نماييد » به دو قاعده اصولي " صيغه امر "اقيموا" ظهور در وجوب دارد . ظهور قرآن حجت است .
گفتني است كه علماي پيشين مباحث علم اصول را به دو بخش الفاظ و غير الفاظ تقسيم مي كرده ، ولي برخي معاصران به چهار بخش الفاظ ، ملازمات عقلي ، حجت و اصول علمي تقسيم كرده اند .
در تقسيم بندي دوم ، در بخش الفاظ از مدلول و ظاهر الفاظ مانند ظهور صيغه امر در وجوب و ظهور صيغه نهي در حرمت ، و در ملازمات عقل كه خود به مستقلات عقلي و غير مستقلات عقل تقسيم مي شود ، از لوازم ذاتي احكام مانند ملازمه ميان حكم عقل و شرع بحث مي شود . هم چنين در بخش حجت که مهم ترين مباحث علم اصول است از حجيت مانند حجيت خبر واحد ، و در بخش اصول علم عملي ، از اصولی كه مجتهد به هنگام نداشتن دليل اجتهادي بدان رجوع مي كند مانند اصل براءت و استصحاب بحث مي شود . (2)
ب : درايه در اصطلاح علم الاحكام ، علمي است كه در آن از متن حديث و سند آن و طرق آن از صحيح و سقيم و عليل ، و آنچه در اين باره لازم مي باشد تا مقبول از مردود آن شناخته شود بحث مي شود.(3)
ج: علم رجال ، درباره احوال راويان حديث از نظر عدالت ، ثقه بودن ، ميزان ضبط و صدق و مانند آن ها بحث مي كند .
1- در باره علم اصول كتاب هاي بسيار نوشته، از آن ميان مهم ترين كتاب هاي اصولي متداول در حوزه علميه ، رسايل تاليف شيخ مرتضي انصاري است. كفايه الاصول تاليف آخوند خراساني ، اصول فقه مظفر ، حلقات اصول شهيد محمد باقر صدر و فقه و اصول استاد مطهري است.
2- علم درايه تاليف آيه الله سبحاني است .
3- درباره علم رجال نيز از كتاب قاموس رجال تاليف علامه تستري ، و رجال مرحوم آيه الله خويي مي توان نام برد.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 43.
2. فرهنگ فقه ،ج 1 ،ص537- 538 ، دايره المعارف فقه اسلامي ، قم، 1382ش.
3. سيد مصطفي حسيني ، معارف، ج 5 ،ص370، نشر دانش ،تهران، 1376ش.






