مدتی قبل مشکلاتی درخانواده ام پیش امد که ذهنم را درگیرکردواندکی افسرده شدم دران مدت خواب هایم راتعبیرمی کردم که تعبیرشان بسیاربدبودتعبیریکی ازانها فساد دین بود بسیارپریشان بودم تامدتها گریه میکردم.ازگذشته سوالاتی درباره ایمان به خدا پذیرش پیامبران وائمه درذهنم بود امااکنون احساس میکنم شرایطم بحرانی است احساس میکنم خدای خودرا گم کرده ام ملحدشده ام قسی القلب شده ام حتی به کتاب اصول کافی ومقداری از قلب سلیم مراجعه کرده ام امابدترشدم درموردهمه چیز شک میکنم گاهی درذهنم میایدکسی که توبه سویش نمازمیخوانی نعوذبالله کیست چگونه است درمورد معجزات سخت باورم میشود احساس میکنم ائمه رانمی شناسم درحالیکه که درمورد اکثراین مواردمطالعه کرده ام اماقلبم این را نمی پذیرد لطفادقیق راهنماییم کنیدچون راههای زیادی رفته ام اما درست راهنمایی نکرده اند

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
از آن چه توصیف نموده‏اید، بر مى‏آید که ناراحتى شما وسواس فکرى است. وسواس یکى از واکنش‏هاى عصبى است که معمولاً به دو شکل وسواس فکرى و وسواس عملى بروز مى‏کند.
وسواس فکرى عبارت است از یک سلسله افکار پوچ و بیهوده تکرارى، که گرچه بیمار به بیهودگى آن اطمینان دارد، ولى براى جلوگیرى از آن نمى‏تواند اقدامى کند.
وسواس عملى عبارت است از یک رشته رفتارهایى که قطع نظراز منطقى نبودن آن‏ها، جنبه تکرارى به خود مى‏گیرد.(1)
تنها فردی نیستید که از این گونه افکار مزاحم و تکراری رنج می‏برید، بلکه افراد زیادی هستند که دچار این گونه افکار یا مشابه آن هستند؛ ولی این که سعی کرده‏اید با چاره‏جویی‏های مختلف آن را درمان کنید، گام مهمی را برداشته‏اید.
شرط اساسی کنترل و درمان این گونه افکار مزاحم، همکاری صمیمانه و نزدیک شماست؛ بنابراین باید با تمام قدرت و توان و انجام دستور عمل های ارائه شده تدریجا بر آن مسلط شوید و از نفوذ آن افکار جلوگیری کنید. نباید گمان کرد که با اولین قدم و بدون پی‏گیری مستمر، می‏توان یک شبه، همه‏ آن افکار را از ذهن خود دور کرد.
اغلب مبتلایان به وسواس فکرى، افکار بیهوده یا وحشتناکى در ذهن خود به وجود مى‏آورند که این افکار در چرخه‏اى بى پایان، مرتب تکرار مى‏شود.
بعضى از مبتلایان، مشکل خود را پنهان نگه مى‏دارند . گاهى دور از چشم دیگران چندین ساعت را صرف افکار خود مى‏نمایند ، اما خوشبختانه با ارسال نامه به طرح موضوع پرداخته‏اید . در واقع با شناخت درد و تصمیم به حل و درمان آن نصف راه را رفته ای، پس راهکارهایى را که ارائه مى‏شود، با دقت مورد توجه قرار دهید . ارزیابى و نتیجه آن، نیز میزان پیشرفت خود در مهار وسواس را در مکاتبه بعدى مشخص فرمایید.
قطعاً به ضررهاى وسواس فکرى آگاهید، که عبارتند از: اتلاف وقت، عدم توانایى در تمرکز حواس، بازماندن از کارهاى اصلى، خسته شدن ذهن، عدم تعادل روانى، بى حوصله شدن براى فکر کردن درباره موضوعات مهم و اساسى زندگى و تحصیلى.
نیازى به شرح و بسط این پیامدها نیست، پس هر چه زودتر باید به راهکارهاى عملى جهت مقابله با وسواس فکرى بیندیشید که عبارتند از:
1 - بازسازى شناختى:
درمان وسواس فکرى به تصمیم و همت شما بستگى دارد. در این جهت کسى جز خودتان نمى‏تواند به شما کمکى بنماید. امام على(ع) مى‏فرماید: «کسى که در اصلاح خود کمک نکند، دیگرى نه مانع بروز مشکلات او مى‏شود و نه او را به سوى رشد و خیر مى‏کشاند».(2)
باید کمر همت را ببندید . با اتکا به توانایى‏هاى خود وارد عمل شوید . نسبت به درمان بیمارى خویش امیدوار باشید.
2 - شفاف کردن افکار:
براى مقابله با افکار انحرافى باید اندیشه خود را پالایش کنید و ابهام زدایى نمایید. امام على(ع) مى‏فرماید: «به دلیل شفافیت افکار ملائکه، آنان به وسواس فکرى مبتلا نمى‏شوند».(3)
اگر شبهه و سؤالى در ذهن خود نسبت به خدا ،نماز،دعا،توکل،و یا توسل به اولیاى الهى دارید، بدون واهمه آن‏ها را مطرح نمایید . از راه اندیشیدن یا مطالعه کردن و یا مکاتبه نمودن با ما در پی یافتن پاسخی رضایت بخش جهت پرسش های خود باشید.
3 - متمرکز شدن بر افکار مطلوب:
براى رهایى از افکار ناخواسته، لازم است افکار خوشایند را جایگزین کنید. توجه به افکار معقول و تقویت و تمرکز آن به وسیله تکرار زبانى، شما را از افکار مخرّب و آزاردهنده باز مى‏دارد. پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «کسى که مبتلا به وسواس فکرى در باره خدا است، سه بار ایمان به خدا و رسول را به زبان تکرار کند (آمنت بالله و رسوله) که آن وسواسى از بین مى‏رود».(4)
4 - ذکر زبانى:
شخصى از امام صادق(ع) در مورد وسواس و شک سؤال کرد، حضرت فرمود: «لا شى فیها، تقول لا اله الا الله؛ این وسواس و شک مشکلى ندارد. هر گاه به وسواس فکرى مبتلا شدى، لا اله الا الله بگو».(5) با این ذکر و تغییر حالت دادن، از فکر تکراى رهایى مى‏یابید.
5 - تقویت اعتقادات مذهبى:
«کول جى آر» با مرور بر زندگى «مارتین لوتر» رهبر مذهبى شهیرى که مبتلا به وسواس فکرى بود، اظهار داشت که اعتقادات مذهبى «لوتر» نقش بسیار مهمى در کنار آمدن او با نگرانى‏ها و ناراحتى‏هاى درونى ناشى از وسواس داشته است.
6 - ورود افکار منحرف را به ذهن در اختیار خود بگیرید تا این افکار ناخواسته به ذهن شما وارد نشود. به این منظور براى فکر در این امور، ساعت خاصى تعیین کنید، یعنى با خود عهد ببندید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد.
در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهن تان شد، به خود بگویید: زمان فکر کردن فلان ساعت است. در زمان مقرر مدتى را به فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهید، تا در طول روز ذهن تان مشغول آن نشود. البته زمان اختصاصى را به تدریج در طى (مثلاً سى روز) روزى یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.
7 - هر روز به خود تلقین کنید : قادرم افکار ناخواسته را کنار بگذارم. تلقین یکى از راه‏هاى مبارزه با افکار منفى است.
از افکار ناخواسته و مزاحم، احساس وحشت و نگرانى نکنید . بدانید که آن‏ها موجب کفر نمى شود و اصلاً گناه نیست، بلکه یک نوع بیمارى است که باید درمان شود. پس اثر وضعى (نجاست) و اثر تکلیفى (گناه و کفر) ندارد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «از امت من هر چه که در ذهن شان خطور مى‏کند، عفو شده است، تا وقتى که آن را به زبان جارى نکرده و عملى انجام نداده باشند».(6) یعنى عمل تان طبق افکار کافرانه و آلوده نباشد. نسبت بد دادن در ذهن و یا تصویر نادرست ایجاد کردن، هیچ کدام از نظر فقهى گناه محسوب نمى‏شود. البته از نظر اخلاقى پسندیده نیست.

پى‏نوشت‏ها:
1. دکتر شکوه نابى نژاد، رفتارهاى بهنجار و ناهنجار، ص 162.
2. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 89.
3 . همان، خطبه 90.
4 . کنزالعمال، حدیث 1245.
5 . کافى، ج‏2، ص 424.
6 . بحار الانوار، ج‏66، ص 42.