با عرض سلام و خسته نباشید
می خواستم بپرسم که آیا برای راز و نیاز با خدا حتما باید نماز خواند ؟
به عبارت دیگر آیا می شود در قالب دیگری با خدا نیایش کرد ؟
در واقع به جای خواندن چند جمله عربی که معنای آن را هم نمی فهمیم (حداقل خود من) به زبان خودمان و بدون حفظ کردن چیزی و کاملا بر خاسته از دل با خداوند حرف زد؟
ممنون

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر و تسلیت ایام عزای امام حسین (ع)
اگر چه با توجه به اسبابی که در ادامه بیان می شود، نماز باید به زبان عربی خوانده شود، اما بدان معنی نیست که انسان نتواند به هیچ زبان دیگری با خداوند سخن بگوید و با او راز و نیاز و مناجات داشته باشد.
انسان می تواند با هر زبانی که خواست در غیر نماز با خدا سخن گفته و با او راز و نیاز کند . درد ها و نیاز های خود را با او در میان گذارد . به تعبیر دیگر دعا بخواند . حتی در قنوت نماز که قسمت خواستن حاجت‌ها است، به فتوای اکثر مراجع انسان می‌تواند به فارسی یا هر زبان دیگر با خدا سخن گوید. اما اینکه چرا نماز بخوانیم؟ چرا انجام این تکلیف به صورت عربی باید باشد ؟ امری دیگری است که در دو نکته زیر به این مهم می پردازیم :
الف - چرا نماز می خوانیم ؟
از منابع و مآخذ اسلامی به دست می‌آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی‌شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) می‌تواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسان‌ها پدید آورد؟
نماز سفره‌ای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه‌روز برای بندگانش باز می‌کند . بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجود دارد . هر کس مطابق استعداد و تعالی خود از آن بهره‌مند می‌شود.
هدف اصلی از خلقت انسان بندگی است . نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است. شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی می‌باشد. رکوع و سجود و تسبیح و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همه زیبایی‌ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می‌گیرد: «إنّ الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر».(1)
نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد، ‌انسان را به اوج معنویت می‌رساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می‌نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجدالحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوه عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است».(2) در آیات قرآن و از طریق پیامبر و پیشوایان دینی نیز تنها بخشی از آثار و حکمت‏های نماز و عبادت بیان شده است. با توجه به آیات و روایات در این زمینه، برخی از آثار و حکمت‏ها چنین است:
1 - قرب معنوی
یکی از آثار بسیار مهم نماز قرب به خداوند است. این اثر روح عبادت و نماز را تشکیل می‏دهد . یکی از آیات قرآن هدف آفرینش انسان عبادت بیان شده است(3) که حکایت‌گر بعد معنوی نماز و اهمیت آن است، امام علی(ع) فرمود: «الصلوة قربان لکل تقی؛(4) نماز وسیله تقرب هر پرهیزکاری به خداوند است». در برخی از روایات از نماز به عنوان معراج مؤمن یاد شده که اشاره به آثار معنوی آن می‏باشد.
2 - یاد خدا و آرامش روانی
در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکری؛(5) نماز را بر پا دار تا به یاد من باشی».
نماز به عنوان ذکر خدا به انسان‏های نمازگذار آرامش می‏دهد، «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب؛(6) آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان است».
3 - عامل باز دارنده از گناه
یکی از آثار مهم نماز جلوگیری از گناه است: «إنّ الصلوة تنهی عن الفحشا و المنکر»(7).
طبیعت نماز از آن جا که انسان را به یاد خدا نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد می‏اندازد، دارای اثر بازدارندگی از فحشا و منکر است. انسان که به نماز می‏ایستد و تکبیر می‏گوید، خدا را از همه چیز بالاتر می‏شمرد... بدون شک در قلب و روح چنین انسانی، جنبشی به سوی حق و حرکت به سوی پاکی و جهشی به سوی تقوا پیدا می‏شود...»(8)
4 - گناه زدایی
یکی از آثار بسیار مهم نماز گناه زدایی است. نماز وسیله شستشو از گناهان و مغفرت و أمرزش الهی است(9). پیامبر(ص) از یاران خود سؤال کرد: «اگر بر در خانه یکی از شما نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهید، آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او می‏ماند؟ در پاسخ عرض کردند، نه. حضرت فرمود: نماز درست همانند این آب جاری است. هر زمان که انسان نماز می‏خواند، گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است، از بین می‏رود».(10)
5 - غفلت زدایی
بزرگ‏ترین مصیبت برای رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگی مادی و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام می‏شود، مرتباً به انسان اخطار می‏کند و هشدار می‏دهد و هدف آفرینش او را خاطر نشان می‏سازد... و این نعمت بزرگی است که انسان وسیله‏ای در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بیدار باش گوید.(11)
6 - تکبر زدایی‏
یکی از عوامل مهم تکبر زدایی نماز است، زیرا انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانی بر خاک در برابر خدا می‏گذارد و خود را ذره کوچکی در برابر عظمت او می‏بیند، از این رو پرده‏های غرور و خودخواهی را کنار می‏زند. از این رو علی(ع) بعد از بیان فلسفه عبادت، یکی از آثار نماز را تکبر زدایی بیان نمود: «خداوند ایمان را برای پاکسازی انسان‌ها از شرک واجب کرده است و نماز را برای پاکسازی از کبر».(12)
7 - عامل پرورش فضائل اخلاقی
نماز روح اخلاص و خداباوری را در انسان افزایش می‏دهد و نتیجه آن پرورش فضایل اخلاقی است. انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و چهار دیوار طبیعت بیرون می‏برد . به ملکوت آسمان‏ها دعوت می‏کند . با فرشتگان همصدا می‏شود . خدا را در همه حال حاضر و ناظر می‏داند.
8 - همگرایی
علاوه بر آثار مذکور که معمولاً آثار خودی نماز محسوب می‏شوند، یکی از آثار مهم اجتماعی و سیاسی نماز، همگرایی است. برگزاری نماز جمعه و جماعت، وحدت مسلمانان را به نمایش می‏گذارد ،زیرا مسلمانان با صفوف فشرده در کنار هم قرار گرفته و با اوضاع سیاسی و اجتماعی جهان آگاهی پیدا می‏کنند.
پیامبر اسلام(ص) فرمود: «خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده است . هر کس آن را در حیات من یا بعد از وفات من به سبب بی اهمیتی یا انکار ترک کند، خداوند او را پریشان می‏کند و به کار او برکت نمی‏دهد. بدانید نماز او قبول نمی‏شود، بدانید زکات او قبول نمی‏شود، بدانید حج او قبول نمی‏شود،..، تا از این کار توبه کند...»(13).
9 - نفی طاغوت و ایستادگی در مقابل ستم‏
انسانی که فقط خداوند را عبادت نماید در مقابل او سر تعظیم و تسلیم فرود آورد، هر چه غیر خداوند است، برای او حقیر و کوچک می‏شود . کسی نمی‏تواند با ظلم و ستم بر او چیره شود. وی در مقابل گردنکشان و ظالمان سر تسلیم فرود نمی‏آورد و با طاغوت کنار نمی‏آید.
خداوند این مسئله را یکی از اهداف بعثت پیامبر(ص) دانسته است: « میان هر امتی، پیامبری را مبعوث کردیم تا خداوند را عبادت نمایید و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهیز کنید.(14)
ب - چرا نماز را نمی توانیم فارسی بخوانیم ؟
خواندن نماز به صورت عربی و با الفاظ و کلماتی که پیامبر و دیگر مسلمانان صدر اسلام می خواندند، دلائل مختلفی دارد که به برخی اشاره می کنیم:
اول: تعبدى و توفیقى بودن خواندن نماز به لفظ عربى، به این معنا که شریعت اسلام دستور به عربى خواندن نماز داده است.
با توجه به این که روح عبادت بر تسلیم و تعبد است، انسانی که می خواهد عبادت خدا کند، چیزی را انجام می دهد که خداوند خواسته است . طبق آیات و روایات و سیره پیامبر ،نماز ، این واجب و تکلیف دینی به این شکل واجب شده است، اگر چه انسان می تواند در غیر نماز با هر زبانی با خداوند سخن گوید.
دوم: جهت ایجاد زبانى مشترک میان همه پیروان اسلام و فراهم سازى وحدت و پیوند بین المللى دینى .
سوم: قرائت و اذکاری که در نماز است ،به صورت دقیق در هیچ زبانی ترجمه ندارد؛ یعنی نمی توان مفاهیمی را که در اذکار نماز است ،به صورت دقیق ترجمه کرد و آن را بیان نمود. چه بسا برخی از کلمات یا جملات، معانی بسیاری در خود جای داده که با یک یا چند جمله نتوان همه آن ها را بیان نمود.(15)به عنوان مثال از سوره حمد نام مى‏بریم که هیچ ترجمه‏اى که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست. حتى کلمه الله، هیچ معادلى در زبان دیگر ندارد (اگر چه در قالب جمله ای بتوان ترجمه کرد). کلمه خدا در زبان فارسى نیز معادل معناى الله نیست.
در ضمن در مسائل عبادى باید به این نکته توجه داشته باشیم که خواست و اراده ما در آن نقشى ندارد، بلکه باید آن‏ها را طبق دستور شرع انجام دهیم تا مقصود و هدف و مصالحى که شارع (خداوند) در نظر دارد و ما از آن بى خبریم، حاصل گردد. همان گونه که در اصل نماز تعبّد و تسلیم وجود دارد، در اجزا و شرایط مختلف و از جمله عربى خواندن، این نکته مهم نهفته است. امیرمومنان (ع) در روایتی پس از بیان اینکه معنای اسلام، تسلیم شدن در مقابل پروردگار است که نشان تسلیم در عمل آشکار می شود، می‌فرماید: « مومن، بنای دین خود را بر اساس رأی و نظر شخصی نمی‌گذارد، بلکه بر آنچه از پروردگارش رسیده بنیان می نهد».(16)
آری خواندن دعا به زبان فارسی از این جهت که انسان به معنا و مفهوم آن بیش تر آگاه می شود، بهتر است. اما خواندن آن به زبان عربی از این جهت که الفاظ عربی، مفهوم دعاها را بهتر می رسانند و نیز از این جهت که کلمات معصومین (ع) است، بهتر است و ثواب آن نیز بیش تر است.
بنابراین بهترین صورت آن است که انسان دعاها را به همراه فهم معنای آن و آگاهی از ترجمه آن به صورت عربی بخواند ، مثلا بعد یا قبل از خواندن یک یا چند جمله به ترجمه آن ها نگاه کند، یا این که ابتدا ترجمه آن را بخواند و چون با مفهوم کلمات و جملات آشنا شد، با همان الفاظ عربی و با سوز خاصی که از فهم عبارات به دست آورده بخواند که مطمئنا هم ثواب بیش تری دارد و هم تاثیر عمیق­تری بر جای می­گذارد.در عین حال در بسیاری از مواقع انسان به زبان خود دعا می خواند و خواسته هایش را طلب می کند.

پی‌نوشت‏ها:
1.عنکبوت (29) آیه 45.
2. بحارالانوار، ج 73، ص 141.
3. ذاریات (51) آیه 56.
4. نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله 136، با اقتباس از تفسیر نمونه، ج 16، ص 292.
5. طه(20) آیه 14.
6. رعد (13) آیه 28.
7. عنکبوت (29) آیه 45.
8. تفسیر نمونه، ج 16، ص 284.
9. همان، ص 290.
11. وسایل الشیعه، ج 3، ص 7.
12. تفسیر نمونه، ج 16، ص 290 - 291.
13. نهج البلاغه، کلمات قصار 252.
14. جمعه (62) آیه 9؛ تفسیر نمونه، ج 24، ص 125 به بعد.
15. استاد محمد تقى مصباح یزدى، قرآن‏شناسى، ص 102 - 92، با اقتباس و تلخیص، چاپ مؤسسه آموزش و پژوهشى امام خمینى، 1380 ه' ش.
16. سفینه البحار، ج4، ص233، ماده سلم.