با عرض سلام و خسته نباشی خدمت تمامی دست اندرکاران سایت
چنا چه سوالی باعث رنجش خاطر بزرگواران گردید پیشا پیش عزر خواهی میکنم.
1.هدف از اینکه در روز عاشورا برتبل وغیره می زنند چیست. ایا نمی شود برتبل نزنند و فقط در خیایبان دسته عزاداری راه بیافتد و نوحه خوانی و سینه زنی کنند؟
2.عده ای می گویند با این وضع خیابان ها در خیابان دسته عزاداری راه نیافتد بهتر است چون واقعا وضع حجاب خیلی بد شده است (مخصوصا در شمال که دیگه داره تبدیل به لس انجلس می شه البته عزر می خواهم که این موضوع را بیان می کنم. نیاز به اثبات این موضوع هم نیست فقط یک سری به خیابان ها بزنید ) واقعا نمی دانم که هدف از امدن در خیابان در چنین روزی
با چنین وضعی و حجابی (دیگه باید گفت بی حجابی)چیست واقعا باید چه کرد؟
3.امام حسین (ع) هدف از قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر بیان نمودند. ولی چرا این فریضه در جامعه کمرنگ و گمرنگ تر می شود. وقتی درخیابان راه می رویم شاهد وضعیت نامناسبی از حجاب هستیم دیگر دار د فرق زن و مرد کم کم از بین میرود(از لحاظ پوشش) در دانشگاه متاسفانه وضعیت بدتر است (لباس های چسبان ، مانتو های کوتاه متاسفانه دیگه داره تبدیل به پیراهن می شود و....) از ان طرف اقایان (گردنبند، دستبند، تی شرت چسبان و....) در بوتیک های لباس لباسهای مستهجن و... در محافل و عروسی ها هم دیگه لازم به گفتن نیست تقریبا بی حجابی داره یک مد و فرهنگ می شه دیگه داره ادم شک میکنه اگر این کار اشتباهی است چرا همه انجام می دهد(البته این دلیل و مجوزی نمی باشد)؟
(اگه سوال یکمی طولانی شد ببخشید)
4.هدف از زنجیر زنی چیست لا اقل یه دلیلی که ربط داشته باشه به عاشورا ذکرنمایید؟
5.ایا این موضوع که افراد با ادیان متفاوت در جایگاه های متفاوتی از بهشت و جهنم قرار میگیرند صحت دارد؟ یعنی یک فرد مسلمان ممکن است در بهشت هم نشین یک مسیحی شود؟
6.همه افراد پس از اینکه مجازات گناهان خود را کشیدند به بهشت وارد می شوندایا افرادی مثل شمر با چنین گناه بزرگی یعنی
به شهادت رساندن امام حسین(ع) ممکن است گناهانشان بخشیده شود؟یک نمونه معاصرش مثل صدام یا مسولان رژیم صهیونیستی.
7. آسف وزیر حضرت سلیمان که دارای مقام پیامبری نبود چگونه توانست کاری را که حتی جنینان نتوانستند به ان سرعت انجام دهند ممکن سازد یا مثلا سنگ را تبدیل به طلا کند(انچه که در انیمیشن نمایش داده شد) فکرکنم که دیگراز نیروهای درونی گذشته باشد؟
8.چگونه ممکن است یک جن با انسان ازدواج کنند نمونه اش پدر بلقیس با یک جن ازدواج کرد؟(منبع:جن و داستان های شگفت انگبز ان نوشته محمد رضا وفایی)
9. با ان که ادم و حوا در بهشت بودند شیطان چگونه توانست وارد بهشت شود و انها را گول بزند؟
10.چرا خداوند این دنیا را به وجود اورد؟
11.ایا نمی شد که انسان ها درهمان بهشت متولد می شدند و وارداین دنیا نمی شدند؟
12. با اینکه خداوند می دانست که شیطان روزی نافرمانی می کند و ازمقامش عزل می گردد چرا ان را افرید؟
13.ایا واقعا موجوداتی به غیر از ما دراین دنیا زندگی می کنند؟ مثلا همین به اصطلاح فضایی ها البته ادله زیادی در این رابطه ارائه شده است دلایلش را هم را در سایت www.ufolove.wordpress.com می توانید پیدا کنید.(البته من همه مطالب این سایت را صحیح نمی دانم؟)
اگر تعداد سوال ها زیاد شد ببخشید.
پرسش 1:
چند پرسش
شرح : هدف از اينکه در روز عاشورا بر طبل و غيره مي زنند چيست؟ نمي شود بر طبل نزنند و فقط در خيابان دسته عزاداري راه بيافتد و نوحه خواني و سينه زني کنند؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
پيشينه عزاداري به دوران پيامبر(ص) و اهل بيت (ع)بر مي گردد، زيرا در زمان پيامبر و امامان(ع) در عزاي عزيزان به ويژه در شهادت حمزه سيد الشهدا و سپس در شهادت سالار شهيدان حسين بن علي(ع) و ساير شهيدان کربلا روضه مي خواندند . تا حدودي به سينه مي زدند(شبيه سينه زني امروزي) و گريه مي کردند و زنان بي تابي نشان مي دادند.
در دوره امامان(ع) از امام سجاد به بعد در مصيبت امام حسين(ع) غالباً يک نفر مصيبت و مرثيه مي خواند و خود و ديگران گريه مي کردند. لکن به شکل مرسوم فعلي نبود که هيئت و زنجير زني برپا کنند. اما اين نحوه عزداري علاوه بر آن که ضرري ندارد ـ البته اگر شؤون اسلامي رعايت شود ـ جزء شعائر الهي و نشان دهنده محبت افراد به اهل بيت مي باشد.
در زمان امام باقر (ع)، امام کاظم(ع)، امام سجاد(ع) نيز چنين بود. در مورد امام رضا (ع) نقل کرده اند که حضرت از دعبل خزاعي درخواست کرد مرثيه بخواند. در تاريخ معروف است که حضرت به شعر او جريان شهادت خود را نيز افزود.(1)
اما ديگر صورت هاي عزاداري کم کم و به مرور زمان پيدا شد. برخي از شيوه هاي عزاداري باعث توهين به مذهب مي شود( مانند قمه زني) که مي بايست از آن دوري نمود. حتي اگر زنجير زني به گونه اي باشد که در آن تيغ گذاشته شده باشد و به بدن آسيب برساند و باعث وهن شيعه گردد ، شايسته شيعه نيست که اين گونه عزاداري نمايد.
شيوهاي تازه عزاداري ، موجب نمي شود که به طور کلي مطرود باشد، بلکه بايد با معيارهاي ديني سنجيده شده ، اگر خارج از چهار چوب بوده يا با معيار ديني همخواني نداشت ، مورد رد و انکار قرار گيرد.طبل زدن نيز از اين قاعده مستثني نيست. چنانچه موجب اذيت و آزار ديگران گردد ،كاري ناشايست است. وگرنه اشکال ندارد. چون موجب شور و هيجان بيش تر مي گردد .
عزاداري براي سالار شهيدان و بزرگداشت آن واقعه حزن انگيز و اظهار محبّت به خاندان عصمت و طهارت امري پسنديده و لازم است . به فرموده امام خميني (ره ) عزاداري براي سيد مظلومان از افضل قربات است.(2)
پينوشت ها:
1.كامل الزيارات ،جعفر بن محمد بن قولويه، ص326، 1417، مؤسسة نشر الفقاهة ؛ فرهنگ عاشورا، جواد محدثي ،ص252و 312 ،نشر معروف .
2. استفتاءات امام، ج 2،ص28 ،كارهاي متفرقه ، سوال 71.
پرسش 2:
عده اي مي گويند با اين وضع خيابان ها در خيابان دسته عزاداري راه نيافتد ،بهتر است، چون واقعا وضع حجاب خيلي بد شده است .
پاسخ:
يکي از نقشهايي که زنان در نهضت عاشورا داشتند، حفظ ارزشهاي ديني و رعايت عفاف و حجاب در برابر سپاه دشمن بود. زنان و دختران امروز جامعه ما بايد به اين مسأله توجه کنند که اهلبيت امام حسين(ع) چه قدر به حجاب و پوشش اسلامي اهميت ميدادند. حتي در حال اسارت خود را مقيد به آن ميدانستند. جاي بسي تاسف است كه برخي از بانوان با سيما و پوششي ضد اسلامي و قطعا حرام به استقبال عملي مستحب (عزاداري)بروند . چنين اشخاصي اگر در خانه بمانند و محيط معنوي عزاداري را آلوده نكنند و موجب به گناه افتادن ديگران نكردند، قطعا بهتر است از اينكه با چنين وضعي در زمره عزاداران در آيند .
براي حل اين مشكل اجتماعي فرهنگي نبايد صورت مسئله را پاك كرد و گفته شود چون در مراسم عزاداري چنين افرادي كه مفسده شان بسيار است،حضور دارند، بهتر است در خيابان دسته عزاداري راه نيافتد
حجاب را بايد بنيادي حل نمود. زيرا حضور چنين افرادي از دو صورت خارج نيست : يا نا آگانه و بدون غرض ورزي است كه با روشنگري ونهي از منكر اصلاح پذيرند و يا مغرضانه و به منظور بر هم زدن دسته جات عزاداري با اين وضعيت خارج شوند كه بايد با آن ها برخورد شود و به پاكسازي محيط عزداري بيانجامد. بنا بر اين اگر بگوييم بهتر است دسته جات خارج نشوند، يكي از ارزش هاي اسلامي را از دست خواهيم داد .
پرسش 3:
امام حسين (ع) هدف از قيام خود را امر به معروف و نهي از منکر بيان نمودند. ولي چرا اين فريضه در جامعه کمرنگ و گمرنگ تر مي شود؟
پاسخ:
يکي از مسائلي که امروزه جامعه ما با آن روبرو شده، بد حجابي و گسترش فرهنگ منحط غربي است . اين مسئله عوامل متعدد فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و ... دارد. مهم ترين عامل گسترش فرهنگ غربي، عامل اولي يعني مسئله فرهنگي است.
امروز جامعه ما با حجم وسيع تهاجم فرهنگي به خصوص از طرف جهان غرب روبرو است. بديهي است که با اين مسئله نمي توان صرفاً با نيروي انتظامي و با ابزار قدرت برخورد کرد. وقتي قشري از جامعه از لحاظ تفکر و عقيده، اعتقاد به بي بند و باري و آزادي ارتباط دارند، وقتي انواع و اقسام نوشتارها يا فيلم ها از راههاي مختلف در دست جوانان قرار مي گيرد که راهي براي جلوگيري آن ها وجود ندارد (مانند اينترنت) طبعاً برخورد از موضع قدرت و انتظامي نمي تواند کارساز باشد يا مثلاً مشکلات اقتصادي براي ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج را نمي توان با برخورد نيروي انتظامي برطرف کرد.
بنابراين با شناخت عوامل مختلف ايجاد بي حجابي و از بين بردن زمينه هاي هر يک و برطرف کردن مشکلات مربوط به آن ها از لحاظ فرهنگي و سياسي و ... ميتوان گام بعدي را برداشت که استفاده از نيروهاي انتظامي است؛ زيرا اگر چه عوامل مخرب در يک جامعه ضعيف شده و يا از بين مي رود، اما در هر حال عدّه اندکي هستند که نمي توان به هر صورت آن ها را مطيع قانون و فرهنگ ديني جامعه کرد. در اين جا بايد از ابزارهاي قدرت استفاده کرد.
مسئله ديگر: نسل کنوني که در جامعه زندگي مي کنند، غالباً جوان هستند . با آن نسل اوليه که انقلاب کرده و با مشکلات و ماهيت رژيم گذشته آشنا هستند و فساد فرهنگي گذشته را ديدهاند، تفاوت دارند. بنابراين اگاهي بخشي در اين ميان از اهميت زيادي برخوردار است.
تعميق بخشيدن اعتقادات و ايمان ديني و رفع موانع و شبهاتي که باعث تزلزل در ايمان و اعتقادات ديني مي شود، نيز يکي از عوامل مهم در برخورد با فرهنگ منحط غربي است.
حجاب در عرصه اجتماع و خانواده نقش بنيادي دارد. بدين معنا که حجاب عامل مهم استحکام خانواده بوده و سبب ايجاد جامعه سالم مي گردد . در مقابل بي حجابي موجب تزلزل خانواده و سقوط جامعه مي گردد .
توجه دادن به پي آمد هاي منفي بي حجابي نقش موثري در تعميق فرهنگ حجاب دارد.
نقش حجاب و پوشش اسلامي در سلامت و استمرار پيوند خانوادگي، غير قابل انکار است. آمارهاي مستند نشان ميدهد که با افزايش برهنگي در جهان، طلاق و از هم گسيختگي زندگي زناشويي در دنيا همواره بالا رفته است؛ زيرا «هر چه ديده بيند، دل کند ياد» و هر چه دل در مقوله هوسهاي سرکش بخواهد، به هر قيمتي باشد، به دنبال آن ميرود و به اين ترتيب، هر روز دل به دلبري جديد ميبندد و با قبلي وداع ميکند؛
در بازار آزاد برهنگي، قداست پيمان زناشويي مفهومي ندارد. خانوادهها به سادگي متلاشي ميشوند و کودکان بيسرپرست ميمانند. - آمارهاى قطعى و مستند نشان مىدهد که با افزايش برهنگى در جهان طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است،. خانوادهها همچون تار عنکبوت به سرعت متلاشى مىشوند.
افزون بر آن گسترش دامنه فحشا و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناک ترين پيامدهاى بى حجابى است که جامعه را تهديد و امنيت و سلامت جامعه را نيز به خطر مي اندازد، زيرا بين خانواده سالم و جامعه سالم رابطه وجود دارد و اين دو مکمل يگديگرند. درخانواده متزلزل شده جامعه نيز دچار مشکل مي گردد. امروزه يکي از مشکلات جوامع غربي، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزنداني که داراي پدر و مادر نامشخصي هستند و از نظر حقوقي، مشکلات فراواني را به همراه آورده، نظم اجتماعي جوامع غربي را تهديد ميکنند. البته نمىگوئيم عامل اصلى فحشا و فرزندان نامشروع منحصرا بى حجابى است، ، بلکه مىگوئيم يکى از عوامل مؤثر آن برهنگى و بى حجابى مي باشد.
در هر حال، هر انسان آگاه و صاحب درد در جامعه به سهم خود در مقابل اين مسئله، مسئوليت دارد. با شناخت و آگاهي از شرايط امر به معروف و با آگاهي بيش تر نسبت به مسايل ديني و عوامل ايجاد کننده فرهنگ بي حجابي نيز آشنايي با مشکلاتي که اين مسايل براي جامعه و براي زندگي انسان ها ايجاد مي کند مانند تزلزل بنيان خانواده، رواج بياعتمادي، تنهايي و افسردگي مي تواند در زدودن ريشه هاي فساد و بي بند و باري، نقش مهمي داشته باشد.
پرسش 4:
هدف از زنجير زني چيست؟
پاسخ:
علت يا علل برخي از شيوهاي عزاداري را نمي دانيم ، زيرا شيوه ها و ابزار عزاداري ها به حسب سنت و بافت فرهنگي جوامع متفاوت مي باشد . جهت تفاوت آن است که علاقه مندان به امام حسين (ع) هر کدام يکي از وقايع و رخدادهاي قيام امام را در نظر گرفته ، به عزاداري مي پردازند ، مثلا برخي علم بلند مي نمايند تا اردات خود به ابوالفضل العباس (ع) -که علمدار و پرچمدار کر لا بوده است - ابراز نمايند .
از جمله عزاداري به صورت زنجير زني است که چرايي و علت آن معلوم نيست ، در روايات نيز به اين مطلب اشاره نشده است تا گفته شود منشا روايي دارد . اما برخي براي تعظيم شعائر الهي و شرکت در غم و اندوه مصيبت سيد الشهداء(ع) سينه زني و زنجير زني مي نمايند .سينه زني از مراسم سنتي عزاداري براي سيد الشهدا(ع) و ديگر ائمه مظلوم است که همراه با نوحه خواني و با آهنگ خاصي بر سر و سينه زدن است. اصل اين سنت به ويژه در ميان عرب ها رواج داشته و بعدها به صورت موجود در آمده است. اين امر در دوران صفويه توسعه يافت و در عصر قاجاريه بيشتر رواج پيدا کرد.(1)
در مجموع آنچه که محوريت و اهميت دارد ،اصل عزاداري براي امام حسين است. تا زماني که عزاداري توهين به امامان ،اهانت به اسلام و خلاف شرع نباشد، اشکال ندارد، زيرا اصل عزاداري و نوحه خواني خصوصاً بعد از حادثه جانگداز کربلا، همواره مورد تأکيد و سفارش امامان معصوم (ع) بوده است. امام باقر(ع) به کساني که روز عاشورا نمي توانند به زيارت امام حسين بروند، دستور مي دهد: بر حسين ندبه و عزاداري و گريه کنند . به اهل خانه خود دستور دهند بر او بگريند. نيز در خاندانش با اظهار گريه و ناله بر حسين مراسم عزاداري بر پا کنند.(2)
زنجير زني نيز نوعي عزاداري به حساب مي آيد که بعدها مرسوم شد و انجام آن اشکال ندارد ،چون يکي از شيوه هاي عزاداري است و موجب توهين به مذهب نيز نمي باشد. هرچه ميان متشرعه به عنوان عزاداري متعارف باشد ،انجام آن مانعي ندارد .
پي نوشت ها:
1. جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 237، نشر معروف،، ش1378.
2. همان. 312.
پرسش 5:
اين موضوع که افراد با اديان متفاوت در جايگاه هاي متفاوتي از بهشت و جهنم قرار مي گيرند صحت دارد؟ يعني يک فرد مسلمان ممکن است در بهشت همنشين يک مسيحي شود؟
پاسخ:
سوال واضح نيست چرا که صدر و ذيل سوال با هم سازگار نيست. اگر منظور اين است که آيا افراد با اديان مختلف ( اعم از پيروان دين بر حق اسلام و اديان باطل ديگر مثل مسيحيت و يهوديت و غيره ) ممکن است در بهشت در يک مرتبه قرار گرفته و همنشين هم باشند، پاسخ آن اين است که :
قرآن و روايات به طور صريح اعلام مىدارد كه تنها اسلام و تشيع كه همان حقيقت اسلام ناب است، از افراد پذيرفته مىشود . اين به معناى آن نيست كه همه مسلمانان و شيعيان اسمى وارد بهشت مىشوند؛ شرط رفتن به بهشت از نظر قرآن كريم ايمان و عمل صالح است.
اما در مورد افراد ديگر اديان و مذاهب بايد گفت: آنان به سه دسته تقسيم مىشوند كه هر حكمى جداگانه دارند:
يك. با اسلام و تشيع آشنا شده؛ ولى به دليل تعصّب يا عناد و لجاجت از پذيرفتن آن سرباز مىزنند. چنين افرادى به فرموده قرآن كريم اهل جهنماند.
دو. با اسلام و تشيع آشنا نيستند؛ ولى در جهالت خود مقصراند؛ يعنى، از وجود دينى به نام اسلام يا مذهبى به نام تشيع مطلعاند؛ ولى با وجود همه امكانات و شرايط لازم براى جست و جوى حقيقت اقدامى نمىكنند. چنين افرادى در حد تقصير خويش روز قيامت مجازات مىشوند.
سه. با اسلام آشنا نيستند و در جهالت خود نيز تقصيرى ندارند؛ بلكه يا اصلاً به گوششان نخورده يا آن كه امكان تحقيق و پژوهش براى آنان وجود نداشته است . تنها هر آنچه را به آن ها رسيده (مثل مسيحيت و)...قبول كرده و به آن عمل نمودهاند. چنين افرادى اهل جهنم نيستند . خداوند آنان را مشمول عفو و رحمت خود قرار مىدهد . اعمال آن ها را با ميزان حقيقتخواهى آنان و آنچه فكر مىنمودند حق است، مىسنجد.
البته توضيحي كه در مورد اختلاف انسان ها و تفاوت درجات شان داده شد ،مربوط به وضعيت انسان ها بعد از معرفي دين اسلام به عنوان آخرين شريعت و دين جاودانه مي باشد ، چرا كه بعد از معرفي اسلام به عنوان آخرين نسخه دين الهي ، اديان ديگر كه در گذشته فرستاده شده بودند و به نوعي حالت مقدمه اي براي دين بعدي خود داشتند و نسخه هاي قديمي دين الهي مي باشند ، بعد از آمدن دين اسلام منسوخ اعلام شده و ايمان به آن ها و عمل طبق آن ها غير قابل قبول مي باشد.
اما تمام انسان هائي كه قبل از فرستاده شدن اسلام با آمدن پيامبراني از جانب خداي متعال و آوردن نسخه جديدي از دين ، به آن ها و شريعت شان ايمان آورده و تسليم امر الهي مي شدند و تبعيت از پيامبران زمان خود مي كردند ، همگي اهل نجات و ساكن در بهشت خواهند بود . بنابر مرتبه اي كه در ايمان و عمل داشتند، همنشين مسلمانان و امت دين اسلام خواهند بود.
بنابراين يهوديان زمان حضرت موسي عليه السلام تا زمان حضرت عيسي عليه السلام كه به حضرت موسي ايمان داشتند و طبق شريعت او عمل مي كردند، در حقيقت مسلمانان زمان خود بودند . نيز مسيحيان زمان حضرت عيسي عليه السلام تا زمان بعثت نبي اكرم و خاتم النبيين صلي الله عليه و آله و سلم كه به او ايمان داشته و به گفته هاي او عمل كرده ، مسلمانان زمان خود بوده اند . چنانچه در آن زمان از دنيا رفته باشند، اهل بهشت خواهند بود.
ديگر انسان هاي همعصر با پيامبران قبل نيز همين گونه مي باشند.
همان گونه كه در آيه به اين مطلب اشاره شده است :
« إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون؛
كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آوردهاند، و كسانى كه به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [پيروان يحيى] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداش شان نزد پروردگارشان مسلم است . هيچ گونه ترس و اندوهى براى آن ها نيست. (هر كدام از پيروان اديان الهى، كه در عصر و زمان خود، طبق وظايف و فرمان دين عمل كردهاند، مأجور و رستگارند.)"(1)
پس از بعثت رسول اكرم و تشريع دين اسلام ديگر همه آن قوانين و قبل و سنت هاي گذشته اديان قبل منسوخ مي باشد . انسان ها مامور به ايمان به آخرين پيامبر و دين آورده شده توسط او مي باشند.
پي نوشت :
1. بقره (2) ، آيه62 ، ترجمه : آيت الله العظمي مكارم شيرازي.
پرسش 6:
همه افراد پس از اينکه مجازات گناهان خود را کشيدند ،به بهشت وارد مي شوند؟افرادي مثل شمر با چنين گناه بزرگي يعني به شهادت رساندن امام حسين(ع) ممکن است گناهان شان بخشيده شود؟
پاسخ:
اين سخن صحيح نيست که همه افراد بعد از اينکه مجازات گناهان خود را کشيدند، به بهشت وارد مي شوند، چرا که در مورد برخي از افراد خلود در آتش و جاودانگي در عذاب مسلم است.
گناهان متفاوت است .بنا بر روايات بعضى از آنها مانند شرك و كفر و نفاق موجب عذاب ابدى است . اين در صورتى است كه صاحب آن بدون توبه واقعى بميرد. بعضى ديگر از گناهان براى مدت مشخصى موجب عذاب مىباشد . بعد با شفاعت اوليا يا لطف و فضل خداى متعال مورد بخشش واقع مىشود.
چندين دسته در جهنم جاويد مىمانند:
1. كسى كه مؤمنى را عمدا به قتل رساند. (1)
2. كسى كه با خدا و رسولش به مبارزه بر مىخيزد.(2)
3. كسى كه خدا و رسولش را نافرمانى كند و به حدود و احكام الهى تجاوز كند.(3)
4. كافران و تكذيب كنندگان آيات الهى.(4)
5. مرتكبان گناه كه آثار گناه سراسر وجودشان را گرفته باشد.(5)
6. مرتدى كه كافر از دنيا برود.(6)
در اين باره رجوع كنيد به كتاب «گناهان كبيره» اثر شهيد دستغيب.
بنابراين افرادي مثل شمر و صدام و مسوولان رژيم صهيونيستي كه ظلم عليه پيامبر و ائمه و انسان ها مرتكب شده و از كار خود توبه ننموده و جبران مافات ننموده اند ، جزو جاويدان در عذاب جهنم خواهند بود.
پي نوشت :
1.نساء(4) آيه 93.
2.توبه(9) آيه 63.
3.نساء، آيه 14.
4.بقره(2) آيه 39.
5.همان، آيه 81.
6.همان، آيه 217.
پرسش 7:
آصف وزير حضرت سليمان که داراي مقام پيامبري نبود ،چگونه توانست کاري را که حتي جنينان نتوانستند به سرعت انجام دهند ممکن سازد ؟
پاسخ:
كاري كه آصف بن برخيا انجام داد ، كرامت ناميده مي شود. اگر كار خارق العاده از بنده صالح خدا سر بزند كه مدعي نبوت نباشد، «كرامت» ناميده ميشود. گواه اين امر كه بندگان صالح خدا (از غير پيامبران) نيز ميتوانند مبدء كارهاي خارق العاده شوند، انتقال تخت ملكة سبا در يك لحظه از يمن به فلسطين توسط فردي برجسته از ياران حضرت سليمان (آصف بن برخيا) ميباشد كه قرآن خبر داده است:
«وَ قالَ الّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتاب أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْل أَنْ يَرْتَدَّ إلَيْكَ طَرْفُكَ؛(1) آن كس كه نزد او دانشي از كتاب بود، گفت من آن را پيش از آن كه چشم بر هم زني ،نزد تو ميآورم.
اما اينكه چگونه توانست چنين كند، مطابق رواياتي كه از برخي امامان به ما رسيده ، اسم اعظم خدا را مي دانسته و چون حق را بدين نام مي خوانده، دعايش اجابت مي شده است. (2)،
امام باقر(ع) ميفرمايد: «ان اسم الله الاعظم علي ثلاثة و سبعين حرفاً و انماكان عند آصف منها حرف واحد فتكلّم به... و نحن عندنا من الاسم الاعظم اثنان و سبعون حرفاً ...؛ اسم اعظم الهي 73 حرف است كه آصف بن برخيا داراي يك حرف بود . ما ائمه(ع) داراي 72 حرفيم و يك حرف آن مختص خدا است»، (3).
1. نمل(27)آيه40.
2. تفسير شريف لاهيجى،ج3،ص 424،ناشر: دفتر نشر داد،تهران،سال چاپ: 1373 ش، چاپ: اول.
3. كافي ، شيخ الكليني ،ج1،ص230، تحقيق : علي أكبر غفاري ، چاپ : چهارم ، سال چاپ : 1365 ش ، ناشر : دار الكتب الإسلامية - تهران.
پرسش 8:
چگونه ممکن است يک جن با انسان ازدواج کنند ،نمونه اش پدر بلقيس با يک جن ازدواج کرد؟(منبع:جن و داستان هاي شگفت انگيز آن، نوشته محمد رضا وفايي)
پاسخ:
اجمالا مي دانيم جن گاهي در زندگي انسان تأثير گذاشته و بعضي از انسان ها نيز در زندگي جنيان مؤثر مي باشند. اما اين موضوع به دليل پنهان بودنش همراه با قصه سازي هاي زيادي شده است که به بسياري از داستان ها نمي توان اعتماد کرد.
جن مىتوانند با بعضى از انسانها ارتباط برقرار کنند. چنان که بعضى از آن ها با انسان ارتباط برقرار مىکردند. در مورد انبيا و ائمه(ع) در روايت آمده است که چنين ارتباطى داشتند . گاهى نيز ارتباط جن مشرک و کافر با بعضى از انسانها موجب افزايش گمراهى و طغيان آن ها مىشد:
«و انه کان رجال من الانس يعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا؛
اين که مردانى از بشر به مردانى از جن پناه مىبردند و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيان مىشوند».(1)
بنابراين جن ،چه مؤمن و چه کافر با انسان ارتباط برقرار مىکند . اين موضوع به صراحت در قرآن و روايات و حکايات وارد شده است.
از سوي ديگر بنا بر آيات قران مسلم است که جن ها هم مانند انسان ها ، توالد و تناسل دارند ، در چند آيه در وصف حوريان بهشتي آمده است که«لم يطمثهن انس قبلهم و لا جان؛(2)
حوريان بهشتي را قبل از شوهران شان ، نه آدمي و نه جن دست زده است».
اين آيه به وضوح دلالت دارد بر اين که جن هم آميزش دارد . تکثير نوع آن به وسيله مقاربت نر و ماده صورت مي گيرد اما اين که بين آن ها و انسان ها ازدواجي صورت مي گيرد يا خير؟
پاسخي قطعي نمي توان به آن داد ،ولي برخي از مفسران بر اساس آيه 26 سوره الرحمن ازدواج جن با انسان را ممکن دانستهاند. (3 )
براي اين نوع ازدواج به نمونهاي دست نيافتيم تا نشان دهد که اگر جني با انساني ازدواج کند ،فرزند او جن خواهد شد يا انسان.آنچه بيان نموديد، بيش تر به داستان شبيه است تا واقعيت.
پي نوشت ها:
1.جن(72) آيه( 6).
2. رحمان(55) آيه 56 و 74.
3. الفرقان في تفسيرالقرآن، جزء، 27 ـ 28، ص 52، مؤسسه اعلمي، تفسيرکبير، فخررازي، مجلد10، ص 374، داراحيأالثراث العربي .
پرسش 9:
با آن که آدم و حوا در بهشت بودند، شيطان چگونه توانست وارد بهشت شود و آن ها را گول بزند؟
پاسخ:
بهشتي که آدم و حوا پس از آفرينش در آن جاي گرفتند، نه بهشت موعود بلکه بهشتي برزخي جلوه گر شده در قالب زندگي غير دنيوي (1) و حتي به باور برخي يکي از باغ هاي پرنعمت و روح افزاي منطقه اي سرسبز از زمين بوده است زيرا، بهشت موعود قيامت، نعمتي جاوداني مي باشد که بيرون رفتن از آن شدني نيست؛ وانگهي در اين عالم سراسر نيکي و پاکي ابليس آلوده و بي ايمان، وسوسه هاي شيطاني او و نيز نافرماني خداوند را راهي نيست .(2)
از اين رو راهيابي شيطان به چنين بهشتي؛ خواه به عنوان نخست و خواه معناي دوم، دور از ذهن نمي نمايد. دور از ذهن نبودن در بهشت به معناي نخست، امري نمايان مي باشد . در معناي دوم نيز، از آن جا که مراد از برزخ، نه برزخ پس از مرگ، بلکه حالتي ميانه بين دنيا و عالم غير مادي بود و نيز به دليل اين که عالم مزبور، عالم تکليف براي آدم را تشکيل مي داد، بنابراين ورود ابليس در بهشت به معناي ياد شده نيز پذيرفتني است.
پي نوشت ها:
1. محمد حسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، ج 14، ص 219، مؤسسه الاعلمي.
2. ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 1، ص 186، دارالکتب الاسلاميه.
پرسش 10:
چرا خداوند دنيا را به وجود آورد؟
پاسخ:
پاسخ اين پرسش در سوال بعدي ذكر شده است .
پرسش 11:
نمي شد که انسان ها در بهشت متولد مي شدند و وارد دنيا نمي شدند؟
پاسخ:
يكي از اهداف آفرينش انسان امتحان او است :
انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج تبتليه فجعلناه سميعا بصيرا انا هدينا السبيل اما شاكرا و اما كفورا؛
انسان را از نطفه ي مختلفي آفريديم , او را مي آزماييم . او را شنوا و بينا قرار داديم . ما راه را به او نشان داديم , خواه شاكر باشد يا كفران كند.(1)
هم چنين : الذي خلق الموت و الحياه ليبلوكم ايكم احسن عملا؛
خدا كسي است كه مرگ و زندگي را آفريد, تا شما را آزمايش كند كدامين نفر بهتر عمل مي كند.(2)
آفرينش ديگر اجزا و پديده هاي جهان را نيز به انگيزه آزمايش انسان مي داند:
و هو الذي خلق السماوات و الارض في سته ايام و كان عرشه علي المائ ليبلوكم ايكم احسن عملا؛
او خدايي است كه آسمان و زمين را در فاصله شش روز آفريد . عرش او بر آب قرار يافت تا شما را بيازمايد كه عمل كدام يك از شما نيكوتر است.(3)
درباره اين كه چرا خداوند, انسان را امتحان مي كند و چرا علت آفرينش او را, امتحان مي داند :
يكم . خداوند متعال هر آن چه را آفريد, با هدف معلوم و مشخصي آفريد . از همين رو, آن را به سوي هدف مطلوب خود هدايت كرد: الذي خلق فسوي *و الذي قدر فهدي ؛
همان خداوندى كه آفريد و منظم كرد*و همان كه اندازهگيرى كرد و هدايت نمود.(4)
خداوند متعال , چنين هدايتي را بر خود لازم مي داند :
ان علينا للهدي ؛ به يقين هدايت كردن بر ماست.(5)
پس بايد انسان را به هدف خلقتش برساند.
دوم . غايت و كمالي كه هدف از خلقت انسان است , كمالي است كه جز با افعال اختياري قابل تحصيل نيست ; يعني كمال انسان , معلول افعال اختياري او است. معلول نمي تواند قبل از علت خود ايجاد شود. پس محال است كه خداوند, كمال نهايي انسان را - بدون اين كه وي مسير اختياري كمال را طي كند - به او اعطا نمايد. از اين مطلب نتيجه مي گيريم كه هدايت انسان , اقتضا مي كند كه خداوند, راه رسيدن به كمال اختياري را براي او فراهم سازد. اين راه «امتحان » ناميده مي شود . مي توان همه حوادث خوب و بدي كه در مسير زندگي انسان رخ مي دهد و همه دارايي ها (مانند اموال و فرزند) و كمبودهاي انسان را «امتحان» ناميد .(6)
پس بايد انسان براي رسيدن به هدفش خلق مي شد . نيز مورد امتحان قرار مي گرفت . براي مورد امتحان قرار گرفتن بايد در جلسه امتحان که دنيا مي باشد ،حاضر مي شد ، پس انسان بايد در دنيا خلق مي شد تا با انجام افعال اختياري ميزان شايستگي خود را در امتحان الهي نشان دهد و به دست خود سرنوشت خويش را رقم بزند.
پي نوشت ها:
1. انسان (76) آيه 2 - 3.
2. ملك (67) آيه 2.
3. هود(11) آيه 7 و كهف (18) آيه 7; انبياء(21) آيه 35; تغابن (64) آيه 15; محمد(47) آيه 5; اعراف (7) آيه 163; انفال (8) آيه 7; عنكبوت (29) آيه 3.
4. اعلي (87) آيه 3.
5. ليل (92) آيه 13.
6. الميزان , ج 4, ص 30 - 32.
پرسش 12:
اينکه خداوند مي دانست که شيطان روزي نافرماني مي کند و از مقامش عزل مي گردد چرا او را آفريد؟
پاسخ:
خداوند علم و آگاهي داشته که شيطان پس از ساليان دراز از حالت عبوديت و بندگي خارج شده و حالت تمرّد و نافرماني مي گيرد، اما علم الهي به عبادت و اطاعت شيطان در ابتدا و تمرّد او پس از آن، موجب نمي شود که آفريده نشود، در حالي که اقتضاي فيض الهي، بهره مندي هر موجودي است که امکان وجود او در عالم آفرينش است. همان گونه که در مورد برخي از انسان ها و تمردشان از عبادت به معصيت، همين سخن را مي توان گفت.
ابليس که از جنيان است، همانند انسان ها با اختيار و حق انتخاب آفريده شد. او در ابتدا عبوديت و اطاعت را پذيرفت. اما در نهايت تمرد و نافرماني نمود . انحرافش بر اثر خواست خودش بود . علم خداوند به اين که شيطان با اين همه عبادت، حالت تمرد و نافرماني مي گيرد، تأثيري در اختيار و عدم اختيار شيطان ندارد، بله خداوند از ابتدا مي دانست که شيطان بعد از عبادت و بندگي، با اختيار و اراده خود از مسير بندگي خارج مي شود، اما سقوط و ورود به جاده انحراف و ذلّت، معلول اراده و اختيار خود او است، همان گونه که در مورد انسان ها اين حکم جاري است.
اين نگاه به وجود شيطان از زوايه نگاه به خود او است، بدون در نظر گرفتن نسبتي که با انسان ها دارد و آن ها را گمراه نموده و از مسير خداوند باز مي دارد.
بنابراين خداوند علم داشت که شيطان بعد از اين همه عبادت، از مسير حق منحرف مي شود، ولي انحراف با اراده و اختيار خود شيطان انجام گرفته است. علم خدا هيچ نقشي در اختيار نداشتن شيطان ندارد. شيطان مي توانست در ادامه راه بندگي را طي کند، ولي خود اين راه ناشايست را انتخاب کرد.(1)
همان گونه که در مورد انسان هايي که از جاده حق با سوء اختيار خود منحرف مي شوند، اين سخن جاري است. اما در نگاه نسبت شيطان با انسان، اگر چه وجود شيطان براي کساني که فريب او را خورده و از راه خدا باز مانده ، دعوت شيطان را لبيک گفته و به نداي پيامران الهي و خداوند پاسخ نداده اند، شر و وسيله گمراهي محسوب مي شود، اما براي مؤمناني که فريب او را نخورده اند، آزمايشي است که موجب سربلندي مؤمن و ارتقاي مرتبه و کمال انسان مي شود. از طرف ديگر يکي از ابزارهاي آزمون الهي است، همانند نفس اماره در وجود انسان.
پي نوشت :
1. تفسير نمونه، ج 1، ص 4 ـ 193.
پرسش 13:
واقعا موجوداتي به غير از ما در دنيا زندگي مي کنند؟ مثلا همين به اصطلاح فضايي ها البته ادله زيادي ارائه شده است. دلايلش را هم را در سايت www.ufolove.wordpress.com مي توانيد پيدا کنيد.
پاسخ:
به يقين و بر اساس آموزه هاي ديني ما معتقديم كه موجودات ديگري در اين عالم زندگي مي كنند كه فرشتگان و جنيان از اين قبيلند . به علاوه ما دليل نداريم كه موجودات عالم محدود در همين موجودات شناخته شده باشند ؛ حتي در زمينه موجودات فضايي دليلي بر عدم وجود چنين موجوداتي نداريم . به حكم عقل نمي توانيم وجود آن ها را انكار كنيم .
اما همه اين امور دليل نمي شود تا خيالات و توهماتي را كه در مورد برخي موجودات كهن و آميزش فرشتگان با انسان هاي اوليه و... آمده ، باور كنيم ؛ اين قبيل توهمات و خيال پردازي ها چند دهه است كه به شكلي مستند و دقيق تر توسط اشخاصي همانند "اريك فون دنيكن " در كتاب مشهور " ارابه خدايان " مطرح شده، اما نتوانسته شواهد و قرائن قابل قبولي را جلب كرده ، توده جوامع بشري را در خصوص اين ادعاها متقاعد كند . پاسخ هاي دقيق و متقني به ادعاهاي او داده شده است .
در هر حال مهم ترين دليل بر رد اين ادعاها همين است كه تمامي اين موارد تنها ادعاهايي به دور از استدلال و برهان و شواهد قانع كننده است كه هر از گاهي با فيلم يا عكسي ساختگي قوت مي گيرد . با گذشت زمان جعلي بودن آن آشكار مي گردد . موارد ادعايي اين سايت و ده ها نمونه ديگر را سال ها قبل مورد توجه قرار داديم و تقريبا بر نادرستي آن ها اطمينان داريم .
در نهايت پيشنهاد مي كنيم در مورد همه چيز به خصوص اين گونه امور چند چيز را به عنوان اصل و مبنا براي خود قرار دهيد :
1- بي دليل چيزي را رد نكنيد . بي دليل هم چيزي را نپذيريد .
2- به نقل قول ها و شواهد و تصاوير و فيلم ها به ديده ترديد جدي بنگريد .
3- همواره جمع بندي نهايي را به عقل و خرد منطقي خود بسپاريد . از تصميم گيري احساسات و عواطف پرهيز نماييد ، موفق باشيد .






