با سلام
ایام سوگواری امام حسین را به شما و همکاران محترم تسلیت می گویم
من می خواستم در مورد گناهان حق الناس-حق النفس-حق الله بدانم لطفا مفصل توضیح دهید .
چگونگی جبران این گناهان
و مقایسه آنها و....
با تشکر
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
حق الناس ؛ يعني آنچه مربوط به مردم است .
حق الله ؛ يعني كارهايي كه مردم در آن سهمي ندارند . بايد آن را فقط براي خداوند انجام داد، مانند نماز و روزه و حج . اما حق الناس ممكن است جنبه مالي داشته باشد مثل اينكه كسي پول يا زمين يا فرش و امثال اين چيزها را از شخصي غصب كند يا از طريق معامله باطلي مثل معامله ربايي يا از راه رشوه به دست بياورد .
گاهي جنبه مالي ندارد، بلكه جنبه آبرويي دارد ، مثل اين كه با غيبت كردن ، تهمت زدن يا از راه تحقير و توهين كردن آبروي كسي را ببرند . در هر مورد بايد رضايت شخصي كه حقش ضايع شده ، فراهم شود . اگر شخص قبل از كسب رضايت بميرد، در آخرت به عذاب سخت الهي مبتلا خواهد بود ؛ يعني، اگر چه بين خود و خدا هم توبه كرده باشد، ولي بدون رضايت صاحب حق در اكثر موارد نجات از عذاب ممكن نيست.
البته در صورت مردن يا دسترسی نداشتن به وی بايد مالی که از او در گردنش است ، به وراثش بدهد . اگر دسترسی به آن ها هم ندارد ، عين مال يا به اندازه قيمت آن به عنوان رد مظالم در راه خدا انفاق کند . ثواب آن را به صاحب مال هديه کند(البته با اجازه دفتر مرجع تقلیدش) .
گناهاني كه فقط از حقوق خداوند است , چنانچه قضا و كفاره داشته باشد - مانند نماز, روزه و حج - انسان بايد علاوه بر توبه و تصميم بر ترك گناه و نافرمانی خدا , قضاي آن ها را نيز به جا آورد و كفاره آن ها را بپردازد . آن هايي كه قضا و كفاره ندارد - مثل دروغ و ... - فقط توبه و استغفار كافي است . در گناهاني نيز كه در آن ها حقوق مردم پايمال شده - مثل دزدي و از بين بردن اموال مردم يا قتل و جرح ديگران و ... - علاوه بر توبه و پشيماني بايد رضايت صاحبان حق را با پرداخت غرامت يا حلاليت گرفتن حاصل كرد. در هر صورت قضاي واجبات و اداي حقوق مردم وظيفه ديگري است كه از شرايط توبه مي باشد.
اما مراد از حقالنفس آن وظائفي است كه انسان نسبت به خويش دارد. به تعبير ديگري حدود روابط انسان با دنياي درون را مشخص مي كند. از زبان حضرت امام سجاد(ع) حق الله وحق نفس اين گونه بيان شده است:
حَقُّ اللَّهِ الْأَكْبَرُ عَلَيْكَ أَنْ تَعْبُدَهُ وَ لَا تُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ بِإِخْلَاصٍ جَعَلَ لَكَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ يَكْفِيَكَ أَمْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ حَقُّ نَفْسِكَ عَلَيْكَ أَنْ تَسْتَعْمِلَهَا بِطَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حَقُّ اللِّسَانِ إِكْرَامُهُ عَنِ الْخَنَا وَ تَعْوِيدُهُ الْخَيْرَ وَ تَرْكَ الْفُضُولِ الَّتِي لَا فَائِدَةَ لَهَا وَ الْبِرَّ بِالنَّاسِ وَ حُسْنَ الْقَوْلِ فِيهِمْ وَ حَقُّ السَّمْعِ تَنْزِيهُهُ عَنْ سَمَاعِ الْغِيبَةِ وَ سَمَاعِ مَا لَا يَحِلُّ سَمَاعُهُ وَ حَقُّ الْبَصَرِ أَنْ تَغُضَّهُ عَمَّا لَا يَحِلُّ لَكَ وَ تَعْتَبِرَ بِالنَّظَرِ بِهِ وَ حَقُّ يَدِكَ أَنْ لَا تَبْسُطَهَا إِلَى مَا لَا يَحِلُّ لَكَ وَ حَقُّ رِجْلَيْكَ أَنْ لَا تَمْشِيَ بِهِمَا إِلَى مَا لَا يَحِلُّ لَكَ فَبِهِمَا تَقِفُ عَلَى الصِّرَاطِ فَانْظُرْ أَنْ لَا تَزِلَّا بِكَ فَتَرَدَّى فِي النَّارِ وَ حَقُّ بَطْنِكَ أَنْ لَا تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِلْحَرَامِ وَ لَا تَزِيدَ عَلَى الشِّبَعِ وَ حَقُّ فَرْجِكَ أَنْ تُحْصِنَهُ عَنِ الزِّنَا وَ تَحْفَظَهُ مِنْ أَنْ يُنْظَرَ إِلَيْهِ ؛(1)
حق الله که بزرگ ترین حقی است که بر گردن توست، آن است که تنها او را عبادت کنی . تنها از او اطاعت کنی و فرمان ببری . هیچ کس و هیچ چیزی را شریک او قرار ندهی . اگر این کار را خالصانه انجام دادی ، خداوند امور دنیا و آخرت تو را تضمین می کند .
اما حق نفس بر تو آن است که که آن را تنها در طاعت خدا به کار بگیری ، مثلا تکریم زبان آن است که آن را در خیانت ، گفتن حرف های بی فایده و زیادتر از نیاز و در چیزهایی که خدا حرام کرده نظیر غیبت ، تهمت ، فحش و توهین به کار نگیری ،بلکه با زبانت با مردم به نیکی و مهربانی رفتار کنی و.. گوش را از شنیدن غیبت و یا گوش دادن به هر صوت و آواز و آهنگ هایی که خدا حرام کرده نگهداری . چشم خود را از دیدن و نگاه کردن هر کسی و هر چیزی که خدا حلال نکرده حفظ کنی . با آن شگفت های آفرینش را مشاهده کنی و از آن درس عبرت بگیری و به عزّت و عظمت خدا پِی ببری . دست خود را به سوی چیزی که خدا حلال نکرده دراز نکنی . با پاهای خود در آن جایی که خدا حلال نکرده قدم نگذاری . بدان و آگاه باش که باید با همین پاها از پُل صراط عبور کنی ، پس مواظب باش کاری نکنی که در صراط پاهایت بلغزد و به سوی جهنم سرازیر شوی . شکم خود را ظرف حرام قرار نده و آن را از غذا پُر و انبار غذا قرار نده . حق آلت تناسلی تو این است که آن را از فساد و فحشا و زنا حفظ کنی و نگذاری کسی آن را ببیند .
در کلام دگری از حضرت آمده است :
« اما حقي كه نفس بر تو دارد ، اين است كه نيروهاي خود را تنها در راه پيروي از روش خدايي به كارگيري . در آخرين حد تواناييت وجود خود را به كمال برساني تا تنها مطيع خداوند باشد . نسبت به هر يك از اعضاي خودت كه خدا آن ها را وسيله كمال و پيشرفت تو قرار داده است، حق آن ها را ادا كني و از خداوند در اين راه ياري بطلبي».(2)
هر گناهي كه انسان انجام مي دهد ، در مرحله اول به نفس خويش ستم مي كند. زيرا نعمت هايي كه خداوند به انسان ارزاني داشته، اعم از ظاهري و باطني براي آن است كه در راه طاعت و بندگي او به كار گيرد. بنابراين اگر از آن ها در راه معصيت استفاده كرد ، علاوه بر تضييع حق الله در مرحله اول حق نفس را پايمال كرده . راه جبران توبه و استغفار واقعي و تصميم بر ترك گناه است.
پی نوشت ها:
1. شیخ صدوق ، من لا یحضره الفقیه ، موسسه النشر الاسلامی ، قم ، 1413 ه ق.
2. محمد باقر مجلسی ، بحار الانوار ، ج 71 ، ص2 .






