با سلام و تسليت به مناسبت ايام سوگوتري سالار شهيدان. نمي دانم چرا مدتيست جواب پرسشهايم را نميدهيد؟ با اينكه قبلا 2-3 روزه پاسخگو بوديد اما الان اين سومين بار است كه سوالاتم را ميفرستم و دو مورد قبلي بدون پاسخ رها شد!!
سوال جديد من: دلايل حقانيت امام حسين ع چه بود؟ آيا صرفا به دليل اينكه پسر پيامبر بودند؟ - كه عقلا دليل معقولي نيست-
- در سريال مختارنامه عمر سعد از اين جمله امام ابراز نگراني كرد كه تو از گندم ملك ري نخواهي خورد. آيا ميتوان اين پيشگويي را به علم امامت امام نسبت داد؟ شمر در جواب عمر سعد گفت: حرف حسين (عليه السلام) وحي منزل نيست . حسين (عليه السلام) اگر معجزه داشت خودش را نجات ميداد. براستي اگر در عاشورا لشگريان عمرسعد از امام (عليه السلام)معجزه اي مي ديدند دلهاي خفته بيدار نميشد؟
متشكر

پرسش 1:
دلايل حقانيت امام حسين عليه السلام
شرح : با سلام و تسليت به مناسبت ايام سوگوتري سالار شهيدان.سوال جديد من: دلايل حقانيت امام حسين ع چه بود؟ آيا صرفا به دليل اينكه پسر پيامبر بودند؟ - كه عقلا دليل معقولي نيست-

پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
امامت، يعني: خلافت و جانشيني پيامبر، ملك نيست و نمي‌تواند ارث باشد و افراد به صرف داشتن رابطه نسبي، صلاحيت به عهده گرفتن منصب امامت را نمي‌يابند.
امامت، نيابت از پيامبر است. پيامبر وحي را از فرشته وحي مي‌گيرد و به مردم ابلاغ مي‌كند و تفسير و تبيين آن را برعهده دارد. پس از پيامبر وظيفه تبيين و تفسير وحي به عهده امام است. امام بايد مانند پيامبر معصوم باشد تا بتواند مرجع مطمئن هدايت و تبيين وحي گردد.
هم چنان كه تعيين رسول توسط خداوند است، تعيين امام هم توسط اوست، زيرا امامت مانند نبوت، از رسالت‌هاي الهي است و خداوند مي‌داند چه كسي را براي اين وظيفه تعيين كند كه:
الله أعلم حيث يجعل رسالته؛
خداوند بهتر مي‌داند رسالتش را كجا قرار دهد.(1)
خلاصه اينكه:
امامت شأني اكتسابي نيست، بلكه به تعيين خداوند است، زيرا امام بايد از صفات دروني و قابليت‌هايي برخوردار باشد كه تنها خداوند از آن عالم است. علاوه بر آن كسي شايسته به عهد گرفتن نبوت و امامت است كه به مقام برگزيده خدا رسيده باشد كه:
الله يصطفي من الملائكة رسلاً و من الناس؛
خداوند از بين ملائكه و مردم رسولاني برمي‌گزيند و اختيار مي‌كند.
برگزيدة خدا بايد پاك و مطهر باشد و پليدي و ناپاكي شرك و كفر و ظلم او را نيالوده باشد و به عبارت ديگر معصوم باشد، از اين رو وقتي پروردگار با علم به قابليت حضرت ابراهيم پس از آزمون، مقام امامت او را اعلام مي‌دارد، در پاسخ به درخواست آن حضرت كه اين مقام را براي فرزندان و ذريه خود درخواست كرد، فرمود: عهد و پيمان من به ظالمان نخواهد رسيد.(2)
اين بيان خداوند روشن مي‌سازد كه:
مقام امامت نمي‌تواند موروثي باشد،‌كه اگر چنين بود، مطمئناً درخواست پيامبرش را رد نمي‌كرد. پس آيه مي‌فهماند كه بايد شخص قابليت داشته باشد تا امام شود،‌ نه اينكه فرزند امام يا پيامبري چون حضرت ابراهيم خليل الله باشد.
بنابراين امامت، شأني خدايي است كه فقط بندگان صالح و پاك به انتخاب خداوند عهده دار آن مي‌گردند. اگر خداوند امامت را در نسل امام علي‌(ع) قرار داد، از اين رو بود كه افرادي طاهر و پاك و سرآمد بودند.
آنچه امامت و جانشيني امام حسين را اثبات مي كند، شايستگي ايشان و تصريح پيامبر بر امامت آن امام شهيد است است نه فرزند پيامبر بودن آن جناب.
رسول خدا (ص) فرمودند:
الحسن و الحسين امامان قاما او قعدا؛
حسن و حسين در همه احوال امام و پيشوايند و نصوص ديگري از پيامبر. (3)
اگر تاريخ خلفا، مورد دقت قرار گيرد، تلاشهاي بني اميه براي موروثي كردن خلافت و سوق دادن جانشيني رسول الله به سمت و سوي سلطنت، به وضوح قابل مشاهده است . چنين شيوه حکومتي -كه بني اميه بدعت گذار آن بودند- براي آينده مسلمين به ارث ماند و نه تنها بني‏العباس و فاطميها در مصر، بلکه حتي در ايران شيعي نيز از صفويه به بعد همين مشي به عنوان تنها شيوه حکومت‏باقي ماند. (4)
واضح است كه حکومت مردي شرير و مشهور به فساد و ميگساري و سگ بازي مانند يزيد، براي اسلام بزرگ ترين خطر بوده، اگر بدون اعتراضي ، زمان جلو مي‌رفت و توسط کسي حکومت وي مورد اعتراض قرار نمي‌گرفت ، مفاسد آن جبران ناپذير بود و سبب محو آثار اسلام مي شد.
تکيه زدن چنين رجّاله اي بر مسند خلافت پيامبر(ص) ، افکار عمومي را متزلزل کرده و عقايد را منحرف مي ساخت. چه بسا کساني روي اين اصل و با ديدن اعمال و حرکات يزيد به ساحت قدس پيامبر(ص) و برنامه هاي اسلام بدبين مي شدند. اگر شخصيتي مانند امام حسين (ع)بر او اعتراض نمي‌نمود و خلافت او را باطل اعلام نمي‌کرد، اين اشتباه در دل‌ها قوّت مي گرفت . وانگهي سبب مي شد اکثر افراد جامعه به سمت و سوي افکار و عقايد و اعمال يزيد سوق داده شوند.
همين مسايل بود كه كوفيان را واداشت تا به حسين بن علي (ع)نامه هاي بسياري نوشته و امام حسين را به عنوان امام ، خليفه و جانشين بر حق پيامبر دعوت به بيعت نمايند.
پي‌نوشت‌ها:
1. انعام(6) آيه 124.
2. بقره(2) آيه 124.
3. تذكرة الفقهاء ، العلامة الحلي، جلد 1، صفحه 254، ناشر : منشورات المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية.
4. الفتوح ، أحمد بن أعثم الكوفي، ج 4، ص 209، سال چاپ : 1411، ناشر : دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع ؛ الامامة والسياسة، ابن قتيبة الدينوري ، ج1 ، ص 175، ناشر : مؤسسة الحلبي وشركاه للنشر والتوزيع.

پرسش 2:
در سريال مختارنامه عمر سعد از اين جمله امام ابراز نگراني كرد كه تو از گندم ملك ري نخواهي خورد. آيا مي توان اين پيشگويي را به علم امامت امام نسبت داد؟

پاسخ:
بله ما شيعيان عقيده داريم امامان ما، با اذن خداوند از برخي امور غيبي خبر مي دهند و علم غيب دارند؛ از جمله آن موارد، همين موضوع مورد سئوال مي باشد .
حضرت امام حسين (ع) خطاب به عمر سعد فرمود :
تو از گندم ري نمي خوري! (1)
بر همين اساس است که در برخي از کتب ، از اين علم غيب امام حسين (ع) به عنوان فضليت آن امام ياد شده است. (2)
پي نوشت ها :
1. كشف الغمة، ترجمه على بن حسين زواره‏اى‏، ج2 ، ص172.
2. فضائل الخمسة من الصحاح الستة ، سيد مرتضى فيروز آبادى، ج4‏ ، ص321، اسلاميه‏.

پرسش 3:
شمر در جواب عمر سعد گفت: حرف حسين (عليه السلام) وحي منزل نيست . حسين (عليه السلام) اگر معجزه داشت خودش را نجات ميداد. براستي اگر در عاشورا لشگريان عمرسعد از امام (عليه السلام)معجزه اي مي ديدند دلهاي خفته بيدار نميشد؟ متشكر

پاسخ:
پيامبر اسلام و امامان معصومين((عليهم السلام)) از علم و قدرت گسترده اى از جانب خداوند برخوردار بوده اند؛ بنابراين امام حسين((عليه السلام)) اگر مى خواست مى توانست آب از زمين بيرون آورد و يا لشكر دشمن را با يك اشاره از بين ببرد؛ ولى آنان از اين علم و قدرت در رويارويى با ديگران استفاده نمى كرده اند مگر آنجا كه براى اثبات حق نياز به معجزه باشد كه مى بينيم معجزات بسيارى از پيامبران و امامان((عليهم السلام)) به ظهور رسيده است.
به علاوه در روايتى كه در مقابل نقل شده است مى خوانيم كه: خداوند توسط ملائك امام حسين((عليه السلام)) را بين نصرت و يارى و پيروزى بر دشمن و يا شهادت و اسارت مخير كرد و امام حسين((عليه السلام)) شهادت را انتخاب كرد. (1)
در کتاب شريف کافي، بابي با عنوان «الائمة اذا شاؤوا أن يعلموا علموا» وجود دارد. در اين باب رواياتي جمع‌آوري شده که بيانگر آن است که امامان هر گاه اراده دانش کنند، آگاه مي‌شوند. اما چون اراده الهي در امور مربوط به آن ها بر اساس عمل به علم عادي بود، آنان نيز همان را اراده مي‌کردند.
اراده استفاده از غيب در اين امور نمي کردند.
امام حسين(ع) بر اساس علم الهي، از شهادت خود با خبر شده و حتي از آن خبر مي‌دهد، اما همچنان به مسير ادامه مي‌دهند.
امام بر خود واجب مي دانست عليه دستگاه قيام کند، هر چند منتهي به شهادت او شود. امام (ع) مي دانست تا خود و ياران و خاندانش ـ حتي بچه شيرخواره او ـ شربت شهادت ننوشند، اسلام پا برجا نخواهد ماند و خدا و رسول و دين و آثار آن از بين خواهند رفت .
امام با قيام خود و آنگاه با شهادت خود و يارانش و به اسارت رفتن زنان و فرزندانش، بزرگترين درس ايمان و شجاعت و استقامت و صبر و گذشت و ايثار در راه خدا را به بشريت داد و تكليف تك تك افراد جامعه از كوچك و بزرگ و پير و جوان و زن و مرد را مشخص كرد و آن تكليف اين بود كه:
در برابر ظلم و ستم حاكم بر جامعه نبايد سكوت كرد، و زماني كه اين ظلم و ستم آن چنان گسترده شود كه حرام دين خدا، حلال گردد و به احكام دين عمل نشود و با رسول خدا مخالفت شود، همه وظيفه دارند كه به قيام و مقابله برخيزند هر چند خود خانواده و اموالشان در معرض خطر قرار گيرند.
بدين ترتيب بود كه مبارزه و قيام امام حسين عليه السلام در طول تاريخ همواره الگو و سرمشق آزادي خواهان و مبارزان راه حق قرار گرفت. مظلومان و ستم ديدگان نيز از اين واقعه درس گرفتند كه در برابر ظالمان چگونه بايد رفتار كنند و وظيفه‌شان چيست. اين واقعه بقدري عظيم و اثر گذار بوده و هست كه زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهداي كربلا و عزاداري براي سيد و سالار شهيدان و اصحاب و ياران فداكارش در هر سال، ترس و وحشت را در دل دشمنان دين خدا مي‌افكند، به گونه‌اي كه وجود شيعيان و پيروان و محبان آن حضرت را همواره خطري براي حكومت خود مي‌دانسته‌اند.
حال اگر قرار بود اين امر با قدرت معجزه و به گونه‌اي ديگر صورت گيرد، مسلماً نمي‌توانست در طول تاريخ اين همه تأثير گذار باشد.
1. اصول كافى، ترجمه كمره‏اى، ج‏3، ص343‏،1374 ش ،ناشر: انتشارات اسوه‏.