با سلام
با اندکی تامل در آیه ی شریفه ی << و لقد کرمنا بنی ءادم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا >> سوره ی اسراء آیه 70
در می یابیم که مخلوقاتی در نزد خدا هست که از انسان برترند زیرا خداوند متعال فرموده است : << و آنها را ( انسان ها را ) بر بسیاری از نخلوقات خویش برتری کاملشان بخشیدیم >> کلمه ی بسیار که در ترجمه بالا از ( من کثیر ) گرفته شده است نشان می دهد انسان از بسیاری از مخلوقات خدا برتر است نه از همه مخلوقات ، که این مخلوقات نه می توانند فرشتگان باشند نه اجنه نه ... ( زیرا فرشتگان و اجنه همگی بر انسان سجده کرده اند ) پس آیا مخلوق دیگری هست که از انسان برتر باشد ؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
این آیه دلالت دارد که: موجوداتی برتر از انسان وجود دارند، حال باید دید منظور چیست؟
در مورد این آیه اگر دو مقام از هم جدا شود، اشتباه پیش نیامده و شبهه حاصل نمی شود.
مقام اول:
مقام خلقتی است که موهبت و اهدای خداوندی به حسب مصالحی است که خدا در نظر داشته است. خداوند موجودات بیشماری خلق کرده و به هر کدام کیفیتی از خلقت عطا کرده است. از موجودات مادی و زمینی تا موجودات مجرد و آسمانی(آسمان در این جا به معنای عوالم غیر مادی است)
موجودات علوی و مجرد، مثل ملائکه خلقتی از عقل و نور دارند و حساب آنها از موجودات مادی جداست و این آیه هم بدان نظر ندارد؛ چون آن یک عالم دیگر و یک طور دیگر از خلقت است.
آنچه این آیه ناظر بدان است، موجودات مادی در زمین و آسمان مادی است که در بین آنها خلقت آدمی برتری محسوس دارد. انسان از حیث خلقت مادی و توانایی های مادی زندگی ، فضیلت ها و برتری هایی نسبت به دیگر موجودات مادی دارد که کاملا محسوس است.
خلقت بر دو پا با قامت ایستاده و دو دست آزاد که با آنها به راحتی می تواند فعالیت کند و قوه عقل و درک که به کمک آن می تواند زندگی مادی اش را روز به روز ارتقا داده و موجودات دیگر را به خدمت بگیرد و... ، گوشه هایی از برتری خلقتی انسان بر سایر موجودات مادی است.
پس انسان بر موجودات مادی که بر روی هم "کثیری" از مخلوقات خدا هستند، برتری خلقتی دارد.
نکته مهم در این تفضیل این است که این برتری خلقتی دلالت بر برتری شخصیتی و نزد خدایی ندارد.
در مورد آدمیان خدا به این برتری های خلقتی اشاره کرده و از این که محروم ها تمنای داشتن آنها را داشته باشند، نهی کرده است:
«وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى‏ بَعْض‏».(1)
از ظاهر آيه بر مى‏آيد كه مى‏خواهد از آرزويى خاص نهى كند و آن آرزوى داشتن برتري هايى است كه در بين مردم ثابت است، برتري هايى كه ناشى مى‏شود از تفاوت‏هايى كه بين اصناف انسان ها است، بعضى از صنف مردانند و به همين خاطر برتري هايى دارند، بعضى از صنف زنانند، آنها نيز به ملاك زن بودن، يك برتري هاى ديگرى دارند.(2)
این برتری ها چون طبیعی و خلقتی است و خدا به اقتضای مصالح خلقت آنها را قرار داده، دلیل بر برتری ذاتی و مطلق و نزد خدایی نیستند تا شایسته آرزو کردن باشند. آن چه ملاک برتری نزد خدایی است و موجود را ارزشمند و محبوب درگاه خدا می کند، فضیلت های اکتسابی است. چه بسیار انسان هایی که فضایل خلقتی فراوان از حیث نیرو و جمال و عقل و فهم و تیز هوشی و...، دارند؛ ولی استفاده نمی کنند و به درجات بالاتر نزد خدا، نمی رسند و چه بسا انسان هایی که از بسیاری از این فضایل محرومند، ولی از داشته هایشان کمال استفاده را برده و خود را محبوب خدا می سازند.
مقام دوم :
تفضیل اکتسابی است که انسان می تواند اشرف مخلوقات شود. اگر انسان استعداد اشرف شدن را دارد، به خاطر این استعداد، اشرف نیست؛ بلکه زمانی اشرف می شود که این استعداد ها را شکوفا کند. اگر شکوفا نکند، نه تنها اشرف نیست؛ بلکه چه بسا پست تر از همه مي شود حتی پست تر از درنگان :
َ «إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً». (3)
انسان هایی که از قوایی که خدا بدانان داده، استفاده نمی کنند و درجات کمال را بالا نمی روند، بلکه عبد شهوت و خودخواهی و هوس می گردند، مثل چهارپایان بلکه پست تر از چهارپایان اند.
بنا بر این انسان در مقام خلقت مادی از مخلوقات مادی که بر روی هم "بسیاری از مخلوقات خدا" هستند ، افضل و برتر است و استعدادها و امکانات و برتری هایی دارد که آنها ندارند؛ اما در مقام فضیلت نزد خدایی ، فقط انسان هایی که به بندگی رو می آورند، ارزشمند هستند و قلیلی از انسان ها به مقامی می رسند که حتی ملائکه که خلقتی نوری و خلقتي برتر از خلقت مادی هم دارند، بدان مقام نمی رسند.
در برتری نزد خدا، خلقت مادی یا نوری و...، ملاک نیست؛ بلکه عبودیت و اطاعت خدا ملاک است.
پس اینجا برتری خلقتی منظور است و این برتری برای انسان نسبت به موجودات مادی است نه نسبت به موجودات ملکوتی.

برای اطلاع بیشتر به ترجمه المیزان، ج4، ص13،ص216-227 ،مراجعه کنید.
پی نوشت ها:
1. نساء (4) آیه32.
2. ترجمه الميزان، ج‏4، ص 533.
3.فرقان (25) آیه44.