سلام. گناه خودارضایی بیشتره یا زنا؟من یه دختر25 ساله ام . تا حالا هرجور بوده خودمو نگه داشتم .5،6 ساله هم از نظر روحی هم جسمی نیاز شدید به یه همراه و همسر دارم ولی خوب دختر بودم و نمیتونستم که خودم برم خواستگاری،هی صبر کردم صبرکردم. اما هرخواستگاری هم که میاد معیارشون زیبایی و پوله،زشت نیستم اما مورد پسنداونا واقع نشدم. دیگه فکر میکنم همه خودداری هام بیخودی بوده الان هیچ کی دنبال دختر پاک نیست. دیگه صبرم تموم شده منم آدمم نیاز دارم دیگه نمیتونم تحمل کنم .یه چنددفعه خودارضایی کردم گفتن گناه کبیرست و ضرر داره و منم دیگه سراغش نرفتم .حالا یه پسری هی وسوسم میکنه برا رابطه.موندم بین احساس و عقل و دینم. چرا خدا راه درست برآورده کردن نیازی که خودش داده رو بهم نمیده.همه وجودم شده نیاز.حتی به خاطر فاصله سنیه زیادی که با پدر و مادرم دارم محبتی هم که نیاز دارم از اونا دریافت نمیکنم.
شما بگید چیکارکنم که هم خودم ارضای جسمی و روحی بشم هم خدا رو ناراحت نکنم
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
خواهرم! از اين که توانستيد بر نفس خود غلبه کرده و عمل خودارضايي را ترک کنيد ،تبريک مي گوييم . همچنين از اين که تا الان توانستهايد در برابر وسوسه آن پسر، طاقت بياوريد، باز هم تبريک مي گوييم . از اينکه شعلههاي ايمان در وجودتان فروزان است، بسيار خوشحاليم.
قبول داريم الان در شرايط سختي هستيد؛ از طرفي زمينه ازدواج براي تان فراهم نيست . از طرف ديگر نيازهاي روحي و جنسي شما را اذيت ميکند؛ ولي بدانيد اولين و آخرين نفري نيستيد که چنين نيازهايي داريد ،بلکه انسان هاي بسياري بودند و هستند که چنين نيازهايي داشتند و دارند.
اي کاش والدينتان روحيه شما را درک مي کردند . حداقل از جهت روحي و رواني شما را سيراب ميکردند. ولي ناراحت نباشيد و خيلي بر آنان خرده نگيريد. والدينتان شما را از صميم دل دوست دارند . آرزوي خوشبختي تان را ميکنند. هر چند امکان دارد در شيوه ابراز محبت اشتباه کنند ،ولي هر چه باشد، محبت شان نسبت به شما از محبت پسر مورد نظر، ده ها و شايد صدها برابر بيش تر و صادقانهتر است.
اگر فعلا ازدواج کردن ممکن نيست، بهترين شيوه «عفت پيشه کردن و صبر نمودن» است.
خداوند متعال ميفرمايد: « وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه... ؛
كسانى كه امكانى براى ازدواج نمىيابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بىنياز گرداند... » (نور، آية 33)
ممکن است بگوييد که صبر کردن براي من خيلي مشکل است و يا اينکه توانايي صبر ندارم؛ ولي ما در ادامه توصيههايي داريم که با به کارگيري آن ها راحتتر ميتوانيد صبر کنيد. از طرف ديگر صبر کردن هر چقدر سخت باشد و آن را ادامه بديد، بدانيد نوعي جهاد کردن در راه خدا است ، آن هم جهاد اکبر، که ارزش بسياري دارد.
توصيه ها
1- مطالعه در مورد «فضائل صبر بر معصيت» و مرور کردن آن ها در ذهن هنگام وسوسه شيطان.
يکي از راه هاي بسيار مفيد براي اين که بتوانيم در مقابل معصيت صبر کرده و خود را از مهلکه نجات دهيم، اين است که در مورد فضايل صبر مطالعه کرده و هنگام وسوسه شيطان آن ها را در ذهن خود مرور کنيم. اين امر باعث مي شود که راحتتر بر شيطان غلبه کنيم.
مثلا هنگام وسوسه شيطان مي توانيد اين جملات را در ذهن خود تکرارا کنيد:
« من با صبر کردن نيمي از ايمانم را حفظ ميکنم».
«من الان با صبر کردن در راه خدا جهاد ميکنم، آن هم جهاد اکبر».
«خداوند به صابران وعده پاداش داده است. حيف نيست خودم را از آن محروم کنم؟!».
« من با صبر کردن به خدا نزديک ميشوم و از شيطان فاصله ميگيرم».
« من با صبر کردن شيطان را خشمگين ميکنم»و...
در مورد صبر آيات و روايات بسيار متعددي وجود دارد. ما در اين جا فقط دو نمونه را ذکر ميکنيم تا روي آن ها تامل کرده و هنگام وسوسه در ذهن خود مرور کنيد.
خداوند متعال و مهربان ميفرمايد:
«ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ؛
آنچه نزد شماست فانى مىشود امّا آنچه نزد خداست ،باقى است . به كسانى كه صبر و استقامت پيشه كنند، مطابق بهترين اعمالى كه انجام مىدادند، پاداش خواهيم داد.»(نحل : آيه 96 )
ميتوانيد هنگام وسوسه اين آيه را تلاوت کرده و در مورد معناي آن فکر کنيد.
لذت گناه موقتي است؛ ولي پاداش اخروي که خداوند در مقابل اين صبر ميدهد ماندني است.
در روايتي که از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نقل شده است مي خوانيم:
صبر بر سه قسم است: صبر در هنگام مصيبت . صبر در طاعت خداوند . صبر در برابر معصيت و گناه، پس كسى كه بر مصيبتى صبر كند تا آن جا كه آن مصيبت را به تسلّى و آرامشى نيكو باز گرداند ،خداوند براى او سيصد درجه مىنويسد . بين يك درجه تا درجه ديگر به اندازه بين زمين و آسمان فاصله است .
كسى كه بر طاعت خدا صبر كند ،خداوند براى او ششصد درجه مىنويسد . بين يك درجه تا درجه ديگر به اندازه بين مرز زمين تا انتهاى عرش الهى فاصله است .
كسى كه در برابر معصيت و گناه صبر كند ،خداوند براى او نهصد درجه مىنويسد . بين يك درجه تا درجه ديگر به اندازه بين حدّ و مرز زمين تا انتهاى عرش فاصله است. ( جهاد النفس وسائل الشيعة-ترجمه افراسيابى، ص101)
يادتان باشد که صبر شما بدون پاداش نميماند . خيلي بهتر از آنچه انتظار داريد ،به آن مي رسيد.
2- کنترل عواملي که باعث تحريک بر اينگونه گناهان مي گردد. در ادامه به چند نمونه از اين عوامل اشاره ميکنيم:
2-1- پرهيز از فكر و ترسيم صحنههاى محرك در ذهن و خيال.
امام صادق فرمود:
عيسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد . من به شما دستور مىدهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد، زيرا كسى كه خيال زنا كند ،مانند كسى است كه در خانهاى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمىسازند، ولى زينت و صفاى آن را مكدر كرده و فاسد مىكند؛(وسائلالشيعه، ج 14، ص 240). براي اين كه بهتر افكار انحرافي را كنترل كنيد ،ميتوانيد از فن پرت کردن حواس استفاده کنيد، يعني هنگامي که فکر شما شديدا مشغول به امور جنسي شد، سعي کنيد از طریق مختلف ( از قبيل رفتن به بيرون، تلفن کردن به پدر يا آشنايان و احوال پرسي، نگاه کردن به فيلم هاي مناسب و... ) حواس خود را پرت کنيد.
2-2- دورى از نگاههاى مسموم و مناظر تحريكآميز.
از رسول اكرم(ص) روايت شده است :
نگاه هوسآلود - تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ايمانى به او مىبخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مىكند. (الاخلاق، سيد عبدالله شبر، قم، انتشارات بصيرتى، ص 127).
3-2- گوش ندادن به آوازها و موسيقىهاى تحريككننده و مبتذل.
مردى از حضرت صادق(ع) درباره شنيدن آواز محرك پرسيد. حضرت نهى كرده و اين آيه را خواند:
«ان السمع والبصر والفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولاً(اسراء، آيه 36) ؛
گوش و چشم و دل هر يك مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است ،مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد؛(مستدركالوسائل، چاپ قديم، ج 2، ص 459،).
2-4- اجتناب شديد از گفتگوهاى دوستانه و نشستهاى غفلتزا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريكآميز.
3- از جمله عواملي که ميتواند غريزه جنسي را کنترل کند ،روزه گرفتن است.
پيامبر گرامی پس از آن كه جوانان را به ازدواج ترغيب مىكنند مىفرمايد:
و من لم يستطع فليصم فان الصوم به وجاء؛
هر كس قدرت بر ازدواج ندارد ، روزه بگيرد ،روزه نيروى غريزه او را تضعيف مىكند؛(مستدرك الوسائل، ج 2، ص 531).
4- اشتغال، ورزش و سرگرمىهاى مفيد.
در صورت بيکاري، هم مواد غذايى در تقويت غريزه به مصرف مىرسد ؛ هم فكر و خيال صرف چارهسازى در دفع آن مىشود . شايد به خاطر همين مساله در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت تأكيد بسيار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضل» مىفرمايند:
همينگونه انسان اگر بى كار و فارغ باشد، به بيهودگى و سرمستى دچار مىشود . بر اثر آن به مسايلى مبتلا مىشود كه زيان آن هم بر خود و هم بر نزديكان او سنگينى خواهد كرد...؛(بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 87).
5- تلاوت قرآن.
انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پريشانى را رو به سامان مىبرد . زخمهاى پنهان را التيام مىدهد . همتها را تا آسمانها بالا مىبرد. بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات مىبخشد. اميرمؤمنان(ع) مىفرمايند: قرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دل هاست . از نور آن بر مرضها و دردهاى خود مرهم بگذاريد ،زيرا آن داروى شفابخش سينههاست . آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصههاست(وسائلالشيعه، ج 4، ص 825)
روزي يا هفتهاي چند دقيقه صحبت صميمانه با خدا داشته باشيد . اگرارتباط خود را با خدا بيش تر کنيد ،مطمئن باشيد که نيازهاي روحي شما هم تامين ميگردد.
6- تفکر به عواقب وحشتناک گناهاني مثل زنا و خودارضايي.
انديشيدن به عواقب اين گونه گناهان نيز تاثير خوبي در کنترل رفتار دارد. ميتوانيد هنگام وسوسه، اينگونه فکر کنيد که «آيا ارزش دارد به خاطر نيم ساعت، يک ساعت و يا چند روز لذت، غضب خداوند متعال را بخرم؟»؛
«آيا ارزش دارد به خاطر چند روز لذت حيواني انسانيت، شرف و عفت خود را در معرض فروش بگذارم؟»؛
« آيا انصاف است از نعمت خدا استفاده کنم و معصيت او را انجام دهم؟»
«آيا طاقت دارم يک عمر پشيماني را تحمل کنم؟».
« اگر صبر نکنم و تسليم وسوسههاي شيطان شوم، آن چه که عايد من ميشود ،عبارتند از: پشيماني، عذاب وجدان، سخت شدن ازدواج (معمولا پسران دنبال دختران باعفتند)، خوشحالي شيطان و...»
در روايت زيبايي که از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده است مي خوانيم:
كم من صبر ساعة قد أورثت فرحا طويلا، و كم من لذّة ساعة قد أورثت حزنا طويلا؛
بسا صبر ساعتى (مثل صبر بر زحمت عبادتى و يا ترك گناهى يا پرستارى مريضى) كه موجب فرح و سرور درازى گردد.بسا لذت (حرام) ساعتى كه سبب اندوه و ملال درازى شود. (طرائف الحكم يا اندرزهاى ممتاز،ج1، ص 232 ؛ طرائف الحكم يا اندرزهاى ممتاز، ترجمه،ج1، ص232 )
در اين جا مناسب قسمتي از نامهاي را نقل کنيم که از يک جوان رسيده است. ايشان بعد از انجام اين عمل زشت شديدا دچار عذاب وجدان و پشيماني شده و نامه اي به دوست خود نوشتهاند:
بخشي از متن نامه:
در آن شب سياه و ظلماني،خودم مقصر بودم که با مطرح کردن سؤالي پوچ و بيهوده و هوس انگيز آتش گناه را بين خودم و شما شعله ور کردم . جرقه اوليه آن را خودم روشن کردم. اما خاموش کردن اين شعله عظيم، کاري است بس مشکل! در آن مکان 6 نفر شاهد و حاضر بودند- پروردگار عالم- امام عصر- دو ملک در سمت راست و چپ من- دو ملک هم در سمت راست و چپ شما- کاري کردم که اسير هوسم شدم . اکنون کيلومترها بلکه فرسخ ها از پروردگار و امام عصر دور شده ام. اگر عمري باقي باشد، راهي بسيار طولاني را بايد بپيمايم تا جبران آن پليدي عظيم بشود.
در ماه عزاي امام حسين(ع) گناهي را مرتکب شدم که مرا شرمنده سر بريده امام حسين کرد. مرا شرمنده علي اکبر کرد. مرا شرمنده خيمه هاي سوخته کرد. مرا شرمنده رقيه سه ساله کرد.شرمنده دست قطع شده اباالفضل(ع) کرد. شرمنده اسارت هاي زينب کرد.شرمنده قاسم کرد. شرمنده شيرخواره ي شش ماهه کرد، حال چه کنم؟ چه خاکي بر سر بريزم؟ به کدام بيابان سر بگذارم؟ فردا که جايي براي فرار از حکم الهي پيدا نمي کنم. سراسر وجودم را چرک و خون و غبار گناه فرا گرفته است. مي خواستم دستم را با حرارت داغ بسوزانم تا بفهمد چه عذاب دردناکي در انتظارش است اما نتوانستم که لحظه اي بيش تر تحمل کنم. پس چه رسد به آتش دوزخ که از درون بدنم شعله ور مي شود! جهنم خودم را شعله ور کردم ،فقط به خاطر اين که لحظاتي خوي حيواني بلکه پستتر از حيوان در من ايجاد شد. زمين و در و ديوار آن جا گواهي خواهند داد. دست و پا و جوارح من گواهي خواهند داد. رسوايم خواهند کرد. چه فضاحتي بدتر از اين؟! چه ننگي بدتر از اين که دل رسول خدا(ص) را مجروح کردم؟!
الهي: هر سزا و هر مجازاتي که مستحق آن هستم ،در دنيا بر سرم بياور که فردا تحمل آن عذاب هاي دردناک تو را ندارم. الهي! آن قدر بر من لطف کرده اي که احدي از دل پرگناهم مطلع نيست. پس مرا در آن صحراي قيامت هم، در مقابل رسول خود و در مقابل پدر و مادر و بستگانم رسوا مگردان. تا زماني که اين گناه بسيار بزرگ و کبيره را عفو نفرموده اي، مرا قبض روح مکن...






