چرا امامان همه اموالشان را به مردم می بخشیدند؟
آیا اصلا این کار را می کردند؟

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر و تسلیت ایام عزای امام حسین (ع)

خصلت سخاوت و بخشش، علاوه بر آنكه در حد ذات خود از خصال و اخلاق كریمه است و موجب بهره‏مندى مردم بینوا مى‏شود، اصولاً این خلق و خو، فواید و آثار اجتماعى فراوان و ملموسى دارد؛ زیرا شخص كریم و سخاوتمند، محبوب و مورد علاقه مردم است و محبت بطور كلى در هر جامعه‏اى، مبدأ تفاهم ها و الفت ها مى‏شود، بلكه چه بسیار كه محبت و دوستى، نردبان پیشرفت و رسیدن شخص سخاوتمند و بخششگر به ریاست و زعامت مى‏گردد؛ یعنى انسان سخى و دست و دلباز از آنچنان محبوبیتى برخوردار مى‏شود كه مردم به سخنان او كاملاً توجه مى‏كنند و از دستورات و فرمانهایش اطاعت مى‏نمایند و همین امر - یعنى ریاست و زعامت شخص صالح و نیكوكار و بخششگر دست و دلباز - مبدأ بسیارى از خیرات و بركات براى جامعه مى‏شود.
با استفاده از آيات و روايات مي‌توان برخي اهداف زير را در انفاق آن بزگواران بر شمرد :
1ـ ارتقاء و رشد معنوي :
اولين هدف و عالي‌ترين انگيزه انفاق در معارف اسلامي؛ ابتغاء مرضات الله؛(1) يعني جلب رضايت و خشنودي خدا و در بيان ديگر: وجه الله؛(2) معرفي شده است. چون از نظر اسلام، كمال نهايي انسان، رسيدن به قرب الهي است، پس همه افعال بايد در اين راستا انجام گيرد.
2ـ تقويت روح ايمان و پالايش درون. (3)
3ـ تعديل ثروت:
توزيع و تعديل نسبي ثروت و جلوگيري از انباشت و تراكم سرمايه در دست گروهي خاص، نيز كم شدن فاصله طبقاتي ميان غني و فقير: لكيلا يكون دولة بين الأغنياء منكم.(4)؛ تا آنكه ثروت و مال، دست به دست ميان ثروتمندان شما نگردد (و محرومان و تهيدستان در محروميت و استضعاف باقي نمانند).
آيه شريفه اگر چه در مورد تقسيم غنايم جنگي است؛ اما اختصاص به مورد مذكور ندارد، بلكه يك اصل اساسي را در برنامه‌ريزي و تنظيم اقتصاد اسلامي بيان مي‌كند تا از تمركز اموال و ثروت‌ها در دست گروهي محدود جلوگيري شود. (5)
اهل بيت (ع) هدیه ‏ها و بخششهاى زیاد و كلان به مردم مى‏دادند، بطوری كه شخص بینوا پس از دریافت صله و عطاى آنان احساس نیاز و تنگدستى نمى‏كرد .
اینك فرازهائى از آن را یاد مى‏آوریم.
- امام علي
يكبار حضرت تمام مایملك خویش را در راه خدا انفاق نمود و آن هنگامی بود كه حضرت از تمام دنیا و مافیها فقط چهار درهم داشتند، كه یكی را شب هنگام و دیگری را روز و درهم سوم را پنهانی و چهارمی را آشكارا انفاق فرمود.
آیه نازل شد: «الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیه؛(6) کسانی که مالشان را شب و روز، و نهان و آشکار، انفاق می کنند». (7)
مولی علی(ع) به مزد كار می كرد، آنگاه محصول كار خویش را صدقه می داد و خود گاهی از شدت گرسنگی سنگ بر شكم می بست و بر این مطلب بزرگترین دشمن علی یعنی معاویه شهادت داده آنجا كه می گوید:
«اگر علی انباری از طلا و انباری از كاه داشته باشد، نخست انبار طلا را در راه خدا انفاق نموده و هیچ برای خود نگاه نخواهد داشت».(8)
روزي حضرت زهرا عليها السلام خدمت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم رسيد، و در باره علي‏ عليه السلام عرض كرد:
يا رَسوُلَ اللَّه ما يَدَعَ عَليّ شَيْئاً مِنْ رِزْقِه اِلاّ وَزّعَهُ بَيْنَ الْمَساکينَ؛
(اي پيامبر خدا ! علي‏ عليه السلام از اطعام و غذا چيزي درخانه باقي نمي‏گذارد، هر چه دارد به تهيدستان مي‏بخشد). (9)
پيامبر اسلام‏ صلي الله عليه وآله وسلم در حالي که خوشحال بود، آن حضرت را به پيروي از امام علي‏ عليه السلام دعوت فرمود.
- امام حسن
تاريخ نگاران نوشته‏اند: امام حسن عليه السلام دوبار تمام ثروت خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار دارايي‏اش را به دو نصف کرده، نيمي را براي خود گذاشت و نصف ديگر را در راه خدا انفاق کرد. (10)
- امام صادق:
روزى امام یكجا مبلغ چهارصد درهم به بینوائى داد و او آن مبلغ را گرفت و سپاس گویان رفت. امام به خدمتكارش فرمود كه آن بینوا را دوباره پیش امام بیاورد.
مرد بینوا عرضه داشت: اى سرور من! از شما كمك خواستم، شما هم كه دادید. دوباره مرا براى چه خواستید؟
امام فرمود:
رسول خدا فرمود: «بهترین صدقه، احسان، صله و بخشش آن است كه طرف را بى نیاز كند»، و ما آنقدر ندادیم كه تو كاملاً غنى و بى‏نیاز گردى. بیا، این نگین انگشترى را هم بگیر و دقت كن كه براى آن ده هزار درهم قیمت گذاشته شده است؛ اگر روزى نیاز پیدا كردى آن را به همین قیمت بفروش. (11)
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 2650.
2. همان، آيه 272.
3. همانن آيه 265.
4. حشر (59) آيه 7.
5. ر.ك: تفسير نمونه، ج 23، ص 507.
6. بقره/ 274.
7. أسد الغابة فى معرفة الصحابة، عز الدين بن الأثير أبو الحسن على بن محمد الجزري ،ج‏3،ص:601، بيروت، دار الفكر، 1409/1989.
8. الإمامةوالسياسة، ابن قتيبة الدينوري ج‏1، ص:134 تحقيق علي شيري، بيروت، دارالأضواء، ط الأولى، 1410/1990.
9. كشف الغمة، ابن أبي الفتح الإربلي، جلد : 2، ص101، ناشر : دار الأضواء - بيروت - لبنان
10. طبقات، محمد بن سعد كاتب واقدى ، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، ج‏5، ص:26 ، تهران، انتشارات فرهنگ وانديشه، 1374ش؛ تاريخ يعقوبى، احمد بن ابى يعقوب ابن واضح يعقوبى ، ترجمه محمد ابراهيم آيتى ، ج‏2، ص:156تهران ، انتشارات علمى و فرهنگى ، چ ششم ، 1371ش.
11. بحار الأنوار، علامة المجلسي ، ج 47، ص 61، سال چاپ : 1403 - 1983 م ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان.