پرسشگر گرامی باسلام و تشکر و تسلیت ایام عزای امام حسین (ع)
آزادي معنوي، يعني آزادي انسان از قيد و اسارت نفس، تزكيه نفس، طهارت روح و تقواي الهي.(1) آزادي معنوي، يعني آزادي روح از هر نوع وابستگي به چيزي كه مانع رشد و ترقّي انسان در رسيدن به سعادت و خوشبختي گردد. آزادي اجتماعي، يعني آزادي انسان از بندگي و اسارت انسانهاي ديگر.(2)
با توجه به تعريفي كه براي آزادي معنوي گرديد، انسان در صورتي ميتواند به آن برسد كه بنده واقعي خدا بوده و در برابر او تسليم محض باشد، زيرا خدا، آفرينده ما است. هر آفرينندهاي به آن چه موجب سعادت و كمال مخلوق است آگاه ميباشد; از اين رو آن چه به طور كامل براي ما مصلحت داشته، بر ما واجب كرده و آن چه مفسده داشته، حرام نموده است.
هدف از بعثت انبيا، آزادي انسانها از هر نوع بندگي جز بندگي خدا بوده، چون بندگي و اطاعت از خدا موجب سعادت و بندگي غير خدا، سبب بدبختي و بدترين اسارت است. قرآن در اين باره ميفرمايد:
" یا ایهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ; (3)
اي كساني كه ايمان آوردهايد! اجابت كنيد دعوت خدا و پيامبر را هنگامي كه شما را به چيزي ميخوانند كه زنده كننده شما است." كسي كه نسبت به مال دنيا يا پست و مقام حريص است، اسير آنها ميباشد و بندة حيوانيت خودش است. پيروي از هواي نفس و شيطان موجب سلب آزادي معنوي و عامل ركود و بدبختي است. هواي نفس بر عقل و فكر انسان حجاب ميافكند و قوّة تشخيص را از انسان ميگيرد; در نتيجه از مسير سعادت و كمال دور ميشود.
بزرگترين برنامه انبيا، آزادي معنوي است. هدف آنان آزاد كردن بشر از هر نوع قيد و اسارت بوده، بر خلاف مدّعيّان دروغين نبوت كه هدف شان به زنجير كشيدن تودههاي مردم و استثمار آنها است; پيامبران آمدهاند كه قيد و بندها و زنجيرها را از دست و پاي مردم جدا كنند.(4.)
قرآن در اين باره ميفرمايد:
"الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الاْ مِّيَّ... يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَغهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَـَتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَغثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَْ غْلَـَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِي وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَّ أُنزِلَ مَعَهُوَّ أُوْلَغكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ; (5)
آنها كه از فرستاده خدا، پيامبر اُمّي پيروي ميكنند... پيامبري كه آنها را به معروف دستور مي دهد و از منكر باز ميدارد، پاكيزهها را براي آنها حلال ميشمرد، ناپاكيها را تحريم ميكند. بارهاي سنگين و زنجيرهايي را كه به آنها بود ،از دوش آنها بر ميدارد، آنان رستگارانند."
آزادي اجتماعي هم در پرتو آزادي معنوي پديد ميآيد; در جامعهاي كه مردم پيرو قوانين الهي باشند و رضاي خدا را بر هر امر ديگري مقدّم بدارند، هرگز زير بار تسلط استعمارگران نميروند; در جامعهاي كه دستورهاي اسلام به خوبي اجرا شود، امنيت و آسايش و رفاه پديد ميآيد; قتل و غارت، خيانت و فساد وجود ندارد، بنابراين آزادي معنوي و اجتماعي، لازم و ملزوم يك ديگر هستند; بر اثر حيات و آزادي معنوي،آزادی اجتماعي حاصل ميشود. شهيد مطهري فرمودهاند:
آزادي اجتماعي، بدون آزادي معنوي ميسّر و عملي نيست.(6) در غرب که مقررات اجتماعی به صورت خیلی جدی وجود دارد,در واقع آن ها آزادی اجتماعی ظاهری دارند، نه آزادی حقیقی . آری آزادی اجتماعی مورد نظر غرب به آزادی معنوی نیاز ندارد.آن ها مىگويند قيد آزادى تجاوز به آزادى ديگران است . ما مىگوييم قيد آزادى تجاوز به هر مصلحتى از مصالح اجتماعى است.انسان ها در زندگى آزادند اما تا آن جا كه به مصالح مادى و معنوى جامعه لطمه نزنند.آن جا كه آزادى، از لحاظ مادى، به مصالح جامعه لطمه برساند، ممنوع است . همچنين آن جا كه استفاده از آزادىها با مصالح معنوى جامعه اصطكاك پيدا كند ،ممنوع است، در هر دو مورد آزادى ممنوع است.
پی نوشت ها :
1.گفتارهاي معنوي، شهيد مطهري، ص 26، انتشارات صدرا.
2. همان.
3. انفال(8)آیه24.
4. تفسير نمونه، آيتالله مكارم شيرازي و ديگران، ج 6، ص 398، نشر دارالكتب الاسلامية.
5. اعراف(7)آیه157.
6. گفتارهاي معنوي، شهيد مطهري، ص 15، انتشارات صدرا.
۱۳۸۹/۰۹/۱۹ ۱۸:۱۹
شناسه مطلب: 22737






