من می خواهم این موضوع را برای فرزند12ساله خودم و دانش آموزانم در مقطع راهنمایی به زبان ساده وشیرین بگویم تاآنهاپوشش خود را اجباری ندانندواز آن متنفر باشند.مرا راهنمایی نمایید با تشکر
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
تلاش و همت دلسوزانه و خیرخواهانه شما برای اصلاح جامعه و تحقق امر به معروف و نهی از منکر که از اهداف انبیا و امامان علیهم السلام بود، شایسته تقدیر و تحسین است. موفقیت و عزت شما را از خداوند مسئلت داریم .
برای دانش آموزان دوره راهنمایی و دبیرستان لازم است در کنار آثار و زیان های بدحجابی یا بی حجابی،پیشنۀ حجاب ،هم چنین فلسفه و فواید حجاب طرح گردد تا نتیجه مطلوب تری داشته باشد .
الف- پیشینۀ حجاب :
حجاب و پوشش رفتاری است برخاسته از «حیا و عفت درونی ». حیا و عفت امری "فطری" است . ریشه در سرشت و طبیعت انسان دارد .از این رو"انسان" از صبحگاه آفرینش پیش از آن که دستور یا حکمی از ناحیه دین یا جامعه داشته باشد ، خود به خود به سمت نوعی "پوشش و حجاب"گرایش داشته است. چنان که وقتى شيطان آدم و حوا را فريفت و آن دو از درخت ممنوعه خوردند ، پوشش و حجاب شان فرو ریخت. آنان با آشكار شدن شرمگاه و اعضا و عيب هاي بدن شان شروع به پوشاندن خود با برگ هاي درخت كردند . بنابراين خاستگاه و نقطه آغاز اصل پوشش و حجاب را مي توانيم از بامداد آفرینش بدانيم ، اگر چه كيفيت اين پوشش با آنچه بعدها در اديان تشریع شده ، ممکن است متفاوت باشد.
هر چه مردم داراي تمدن بهتر و قوي تر و پيشرفته تر بودند ، پوشش انسان ها و روابط زنان و مردان تحت قاعده و قانون بهتري قرار داشت . اقوام وحشي از پوشش چنداني برخوردار نبودند. گواه این سخن كتيبه ها , سكه ها , تنديس ها , نقاشي ها , فرش ها , ظروف نقره و نقش هاى برجسته تاريخى برجا مانده است که همگی حاكى از آن است كه انسان ها از روزى كه پاى بر كره خاكى نهاده اند ,پوشش وحجاب را مراعات مى كرده اند. گرچه نحوه بهره گيري از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است.(1)
نکته شایان توجه این که، از آن جایی که "حیا و عفت"درونی زن ها قوی تر از مردها است، پوشش و حجاب آنان نیز کامل تر از مردان می باشد و این یکی از شاهکارهای آفرینش است. زیرا خالق حکیمی که آفریننده انسان است ، به دلیل "ظرافت ها و لطافت" های خاصی که در زنان آفرید و جاذبه و دلبری ویژه ای که در آنان قرار داد "حیا و عفت "آنان را که نوعی مصونیت و تقوای درونی است ، افزون از مردان تقدیر نمود . از این رو هر کس حیا و عفت درونی و تقوای خدا دادی اش قوی تر است ،وقار و متانت و پوشش و حجاب معقول و مشروع وی نیز کامل تر است .
==================================
ب- آثار و فایدۀ حجاب از نگاه تربیتی وروا ن شناسی :
1- حجاب عامل رشد شخصيت
شخصيت، مجموعه افكار، عواطف، عادتها و اخلاقيات يك انسان است كه به تمايز وي از ديگران ميانجامد(2) . مجموعه صفات و ويژگيهاي جسمي، رواني و رفتاري كه هر انسان را از انسانهاي ديگر متمايز ميسازد، شخصيت نام دارد(3) . مؤثرترين عامل در رشد شخصيت انسان بر آوردن معقول نيازهاي رواني است كه حيوانات اين نوع نيازها را ندارند. انسان سالم نيازهاي رواني خود را از راههاي خلاّق ارضا ميكند و اشخاص ناسالم از راههاي نامعقول.(4)
اكنون بايد ديد فرصت رشد شخصيت با رعايت حجاب بيشتر فراهم ميگردد يا با عدم رعايت آن؟
انساني كه پيوسته نگران زيبايي خود است و بيشتر در جهت معرفي پيكر خود ميكوشد، بهتر ميتواند قابليتهاي شخصیتی و انسانی خود را بشناسد و به فعليت برساند يا آن كه سر در " انديشه و تفکر " دارد؟
آيا توجّه به نيازهاي جسماني و سطحي مشترک بین انسان و حیوان ، به انسان امكان رشد ميدهد يا توجّه به نيازهاي عالي و مخصوص انسانها؟
آيا غرق شدن در خود نمايي و جلب توجّه ديگران نمودن ، مسير منتهي به يافتن" خويشتن" است؟یا انسانی که به "کمال و کرامت" انساني خود و جامعه می اندیشد ، و حفظ بهداشت و سلامت "فکر ،روح و روان"و پاسداری از عفت و عصمت خود و جامعه را وجهه همت خود ساخته است؟
فردی که در گزینش نوع و رنگ پوشش و لباس و آرایش ونحوه حضور در اجتماع به نگاه دیگران و و داوری آنان توجه دارد، در حس هويّت يابي خود دچار شكست شده است(5) تا چه رسد به آن كه بتواند هويّتش را به" كمال" رساند. زيرا سليقه و خواست ديگران در زندگياش تأثير ميگذارد . چنان زندگي ميكند كه ديگران ميپسندند، نه آن گونه كه خود ميپسندد ، و خود می خواهد.
بيحجاب در انديشه نمايش خود و زيبايي خويش است. اين امر كه عقده حقارت انسان را مينماياند، زمينه رشد و تعالي وي را نابود ميسازد؛ در حالي كه زن مانند مرد يك انسان است و بايد از نظر انساني رشد و تكامل يابد. كسي كه با نمايش زيبايي خود و گزينش پوششي ويژه در انديشه جلب نظر ديگران به سر ميبرد، در حقيقت ميخواهد با تكيه بر جذابيتهاي ظاهري خويش و نه اصالتها و ارزشهاي متعالي خود، جايي در جامعه بيابد. در واقع او از اين طريق اعلام ميدارد، آنچه برايش اصل است و اهميّت دارد، «زن بودن» او است ،نه انسانيت و انديشه و لياقت و كارآيياش. (6)
2- حجاب ، حرمت و کرامت ( یا احساس ارزشمندي)
از نظر روانشناسي، قطعيترين عامل رشد انسان «ميزان ارزشي» است كه هر فرد براي خود قائل است(7) . نافذترين عامل رشد رواني و شخصيتيِ انسان، سطح حرمت خود او است. درجه ارزيابي فرد از خود، "حرمت خود خوانده" ميشود . در واقع باز خوردي از مورد قبول بودن و مورد قبول نبودن به شمار ميآيد. اين قضاوت در قالب رفتارهاي كلامي و غير كلامي بروز ميكند . گسترهاي است كه فرد خود را در آن پهنه توانا، مهم، موفق و با ارزش و يا ناموفق و بيارزش ميداند(8).
به راستي آيا برهنه شدن و كشاندن رفتارهاي جنسي به كوچه و خيابان به آدمي ارزش ميدهد و انسان را از احساس ارزشمندي بهرهمند ميسازد؟ البتّه شايد احساس رضايت آني و زود گذر پديد آورد، ولي كمتر كسي است كه بر خورداري از اين حالت و رفتار را ارزش تلقي كند و شخص برخوردار از اين روحيه را ارزشمند بداند. افزون بر اين، تأمين هر خواستهاي هميشه با احساس رضايت همراه نيست.
انسان بر خوردار از حجاب، با دور نگهداشتن خود از دسترس ديگران، سطح ارزشمندي خود را ارتقا ميبخشد تا آن جا كه مرد، نيازمندانه به آستان وي روي ميآورد. بيترديد اگر زنان اين مفهوم را به طور كامل درك كنند، به پوشيده داشتن و مخفي ساختن پيكر خويش بيشتر گرايش نشان ميدهند(9) .پي خواهند برد كه راه احساس ارزشمندي در دسترس و مقبول بودن لحظه به لحظه نيست.
ويليام جيمز به صراحت توصيه ميكند: زنان عزّت و احترام شان به اين است كه به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نكنند و خود را از دسترس مردان، دور نگهدارند. (10)
پس حجاب احساس ارزشمندي است؛ كه موقعيتي بلند مرتبه براي زنان پديد ميآورد و مردان را در محدوديت فرو ميبرد. اگر چه در بيان به زنان گفته ميشود كه پوشيده بيرون آييد؛ ولي واقعيت آن است كه به مرد گفته ميشود، بهره برداري جنسي در همه جا ممنوع. چون راه چشم را كه نافذترين كانال حسيِ مردان است، نميتوان سد كرد.
3 - جلوگيري از نگاه ابزاري به زن و ابتذال وي
از مسايل مطرح پيرامون حقوق زن و بي توجهي به زنان، نگاه ابزاري به زنان است. هنگامي كه جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعي است روز به روز تقاضاي آرايش بيش تر و خودنمايي افزون تر از او دارد. هنگامي كه زن را از طريق جاذبه جنسيش وسيله تبليغ كالاها و عاملي براي جلب جهانگردان و مانند اين ها قرار بدهند، در چنين جامعه اي شخصيت زن تا سر حد يك عروسك، يا يك كالاي بي ارزش سقوط مي كند . ارزش هاي والاي انساني او به كلي به دست فراموشي سپرده مي شود . به اين ترتيب، زن، وسيله اي براي اشباع هوس هاي سركش برخي مردان آلوده و فريبكار مي شود.
اما عنصر حجاب و پوشش اسلامي، نه تنها زن را از صحنه اجتماع و فعاليت هاي اجتماعي دور نمي كند بلكه زمينه هاي حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع، به همراه حقوق اجتماعي برابر، تضمین مي كند. شخصيت خداداد زن را از دستبرد نگاه ابزاري ديگران، مصونيت مي بخشد.
4- حجاب و استحكام خانواده
خانواده با اهميّتترين نهاد اجتماعي است. خانواده كانون عشق و اميد و تحقق آرزوهاي آدمي و مركز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونهاي كه هيچ جامعهاي نميتواند بدون خانواده پايدار بماند. در معارف الهی خانواده مهمترين جايگاه پرورش انسان است. قرآن كريم همسران را «لباس» يكديگر ميداند و بدين ترتيب نقش هر يك را معيّن ميكند. زن و شوهر نزديكترين افراد به يكديگرند و چون لباس، يكديگر را از آفات و آسيبهاي عفت سوز و ايمان برانداز حفظ ميكنند(11). افزون بر اين، آنها مانند لباس، مايه وقار و آراستگي يكديگرند. بيترديد اين نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شكل ميگيرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگي رها باشند، نميتوانند براي يكديگر چون لباس به شمار آيند و عفت و وقار و شخصيت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان يافتن چنين بنيادي است و بيحجابي با آن تعارض آشكار دارد؛ زيرا بيبند و باري در پوشش، بيبند و باري در تحريك و احساس نياز را در پي دارد و تأمين نيازهاي شعلهور بنياد خانواده را نشانه ميرود.(12)
غريزه جنسي يكي از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا براي پايدارياش كافي نيست. بعد از ازدواج به تدريج با گذر زمان اهداف جديد شكل ميگيرد؛ خواستههاي زيستي و جنسي اندك اندك جاي خود را به نيازهاي رواني و امنيتي و عاطفي و شناختي ميدهد . ديگر سرمايه عشق ورزي به تنهايي براي تأمين اهداف خانواده و خواستهها كافي نيست. نخستين شرط دستيابي بدين اهداف و تأمين خواستهاي جديد، آن است كه زن و شوهر از هويّت و خواستهاي فردي دست شويند . به سوي پي ريزي هويتي جمعي گام بردارند. چنانچه هر كس فقط خواهش خويش را پي گيرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمايي و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبوليت خويش فرو رود و نقش مادري را به فراموشي سپارد؛ و از آن سوي مرد در انديشه رسيدن به تمكينهاي نوتر و پر رونقتر به سر برد و نقش پدري را فراموش كند، بنيان خانواده بر باد ميرود. بيترديد كانون خانواده با اموري چون توجّه به لباس و بدن و روي و موي و انگشت نما شدن و مشخصتر معرفي كردن خود، پيوند تنگاتنگ دارد . پرداختن بدين امور و فراموش كردن اهداف خانواده و نيازهاي برتر، پايههاي خانواده را متزلزل ميسازد.
آمارهاي مستند نشان مي دهد كه با افزايش برهنگي در جهان، طلاق و از هم گسيختگي زندگي زناشويي در دنيا به طور مدام بالا رفته است، چرا كه «هر چه ديده بيند، دل كند ياد»، . هر چه «دل» در مقوله هوس هاي سركش بخواهد ، به هر قيمتي باشد، به دنبال آن مي رود. به اين ترتيب، هر روز به دلبري جديد دل مي بندد و با ديگری وداع مي كند.
اما در محيطي كه «حجاب» حاكم است (و شرايط ديگر اسلامي رعايت مي شود) دو همسر تعلق به يكديگر دارند . احساسات شان و عشق و عواطف شان مخصوص يكديگر است.
5- پيشگيري از فحشا و فروپاشي نظم جامعه،
گسترش دامنه فحشا، و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناك ترين پيامدهاي بي حجابي و آزادي هاي بي حد و حصر جنسي است كه در جوامع غربي و ساير جوامع مشابه كاملاً مشهود است. اين به آن معني نيست كه عامل اصلي فحشا و ازدياد فرزندان نامشروع، منحصر در فرهنگ برهنگي و بي حجابي است، بلكه مي گوييم يكي از عوامل اصلي و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جريان رو به رشد «فرزندان نامشروع» برهنگي و بي حجابي است.
امروزه، يكي از مشكلات جوامع غربي، پيدايش و رشد«فرزندان نامشروع» و بدون شناسنامه است كه داراي پدر و مادر نامشخصي هستند . از نظر حقوقي مشكلات فراواني را به همراه آورده و نظم اجتماعي جوامع غربي را تهديد مي كند.
======================
ج- آثار وزیان های بد حجابی:
بسیاری از آثار بدحجابی در ضمن بیان فواید حجاب آمده است. از این رو فقط به برخی از زیان های بد حجابی اشاره می شود :
1- گسترش فساد و ناهنجاريهاي اجتماعي0
2- شيوع بيماريهاي خطرناک جنسی0
3- سست شدن پيمان مقدس خانواده0
4- گسترش آمار طلاق 0
5- بالا گرفتن عقدههاي روحي در كودكان0
6- زياد شدن فرزندان نامشروع.
در محيطي که بي حجابي رائج و ارتباط بين زنان و مردان آزاد مي باشد و جامعهاي که زن ها مي توانند آزادانه با هر مرد نا محرم رابطه برقرار کنند، فرزندان نامشروع زياد متولد مي گردند . پاکي و طهارت نسل از بين مي رود. در چنين شرايط ، مردان خانواده نمي توانند اعتماد کنند فرزندي که توسط همسر او به دنيا آمده است ،فرزند او مي باشد. با شک و ترديد به اين مسئله نگاه مي کند که آيا نوزاد از نسل و فرزند او مي باشد يا از نسل مرد نامحرم ديگري مي باشد. یعنی همان مشکلاتي که امروز دامنگير کشورهاي غرب مي باشد.
7- غفلت از خدا و ارزش های دینی و استقلال ملی :
استعمارگران براي تخدير جوانان، در بند كشيدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خويش از بيحجابي و برهنگي به عنوان ابزاري قوي سود ميجويند.چنان که غربی ها برای تصرف کشور اسلامی آندلس یا اسپانیای فعلی که چند قرن به جهان اسلام تعلق داشت و هم چنین استعمار گران فرانسه برای تصرف الجزایر مسلمان از شیوۀ رواج بد حجابی وبی حجابی تحت عنوان آزادی استفاده کردند .نسل ها الجزایر تحت سلطۀ استعماری فرانسه بود. فرانتس فانون جامعه شناس مشهور در کتاب «انقلاب الجزایر »به بررسی نقش حجاب زنان الجزایری در مقابل استعمار فرانسه پرداخته ومی نویسد:
«اگر بخواهیم به تار و پود بافته جامعۀ الجزایری هجوم بریم و استعداد مقاومت آن ها را از بین ببریم ،باید ابتدا زن ها را تحت تسلط خود در آوریم . لذا هر چادری که دور انداخته می شود ،افق جدیدی را که بر استعمارگر ممنوع بوده ،در برابر او می گشاید .پس از دیدن هر چهرۀ بی حجابی ،امیدهای استعمار ده برابر می شود . »(13)
پي نوشتها:
1. مجله پيام زن، ش19، ص69 - 71؛ ش20، ص80 - 83.
2. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادي.
3. روانشناسي شخصيت، يوسف كريمي،
4. روانشناسي كمال.
5. فلسفه حجاب، علي محمدي.
6. روانشناسي حرمت خود، ناتانيل براندل، هاشمي جمال.
freeman sunfran cisco.196 .Esteem - The Antecedents of self. 7
8. بررسي حرمت خود در نوجوانان...، سيد حسن سليمي، مجله روانشناسي، شماره 2.
9. مسأله حجاب، مرتضي مطهري، صدرا.
10. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضي مطهري، صدرا.
11. الميزان، محمدحسين طباطبائي، ج 3.
12. فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، غلامعلي حداد عادل.
13. مجموعه مقالات كنفرانس زن، مقاله حجاب و آزادي.
---------------------------------------------------------------------------






