1- در کتب اسلامی نظیرکتاب ""از آدم تا خاتم ""اینگونه بیان می کند که حضرت آدم پس از اینکه ازبهشت رانده شد خداوند به او فرمود از همین گندمی که باعث رانده شدن تو از بهشت شدهمین گندم را قوت تو قرار می دهم پس انسان همان گندم را می کاشت وبا دست خود درو میکرد وآرد درست کرد وقتی خمیر رسیدآتش نداشت، خداوند به جبرئیل دستوردادکه کمی از آتش جهنم رابرای آدم بیاورد و...اما در کتب تاریخی می خوانیم که انسان آتش رانمی شناخت کشاورزی نمی دانست وبراثر تصادف (زنها دیدند که اگر دانه ای در جایی بیفتدسبز می شودو...)این تضاد راچگونه بیان می کنید؟
2-نظریه داروینیسم در مورد تکامل انسان راچگونه نقض می کنید؟انسان موجودی تکامل یافته است.(داروین)
پرسش: چگونه مرتبط می کنیدنظریه اسلامی در این موردچیست؟
شرح : 1- در کتب اسلامی نظیرکتاب ""از آدم تا خاتم ""اینگونه بیان می کند که حضرت آدم پس از اینکه ازبهشت رانده شد خداوند به او فرمود از همین گندمی که باعث رانده شدن تو از بهشت شدهمین گندم را قوت تو قرار می دهم پس انسان همان گندم را می کاشت وبا دست خود درو میکرد وآرد درست کرد وقتی خمیر رسیدآتش نداشت، خداوند به جبرئیل دستوردادکه کمی از آتش جهنم رابرای آدم بیاورد و...اما در کتب تاریخی می خوانیم که انسان آتش رانمی شناخت کشاورزی نمی دانست وبراثر تصادف (زنها دیدند که اگر دانه ای در جایی بیفتدسبز می شودو...)این تضاد راچگونه بیان می کنید؟
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر و تسلیت ایام عزای امام حسین (ع)
اولا: در ابتدا باید اشاره شود که در همه علوم از جمله مسائل تاریخی امر متداول و طبیعی است و هر صاحب نظری بر اساس مبانی و مستند پژوهشی و علمی خود ممکن است به نتایج خاصی برسد و آنها را به عنوان نظریه و برداشت خود از آن مسئله به نگارش در آورد و یا از طریق شفاهی بازگو نماید.
ثانیا: کتابی که در پرسش، نامبرده شده، همانطور که از اسم آن پیداست به نوبه خود یک اثر تاریخی است؛ از اینرو تعبیر مطرح شده در پرسش که در آن کتاب چنین آمده و در کتب تاریخی چنان آمده، تعبير صحيحي نيست؟
ثالثا: ارتباط و جمع این دو رویکرد بدین است که هر کدام از نویسندگان کتاب یاد شده و سایر منابع تاریخی دلایل و مستندات خاص خود را داشته و یا به اعتبار آن منابع باور داشته است؛ لذا هر کدام به نتیجهی خاصی رسیده و آن را بیان نمودهاند و برای قضاوت در صحت و سقم هر کدام لازم است که یک تحقیق میدانی وسیع و چندین هزار صفحه صورت گیرد تا حقیقت حال معلوم گردد، تازه این پژوهش خود یک کار تاریخی است و خود آن نیازمند اثبات و قضاوت در صحت است.
رابعا: حقيقت آن است كه قبل از طوفان نوح نحوه زندگي بشر كاملا نامعلوم و در هالهاي از ابهام است و هيچ دليل و سند قطعي بر نحوه زندگي انسان در مسائلي نظير آنچه در پرسش آمده وجود ندارد؛ لذا هر چه در منابع تاريخي و غير تاريخي در اينباره گفته شده در حد يك احتمال تاريخي است و دليل و سند قطعي بر تاييد آن در دست نيست.
خامسا: تنها سند قطعي و يقيني درباره فرآيند زندگي بشر از آغاز تا كنون قرآن كريم است و آن هم كلياتي از فرآيند خلقت و زندگي بشر را در بهشت و بعد از آن اشاره نموده و مسائلي جزئي نظير آنچه در سؤال آمده در قرآن نيامده، ولي اين اندازه از مجموعه آموزههاي وحياني ميتوان فهميد كه انسان به عنوان خليفه الهي در زمين آفريده شده و مقداري از زندگي آدم و حوا در بهشت (نه بهشت آخرتي) گذشته و تجربههايي از نحوه زندگي داشتهاند، و بيترديد از آن تجربهها در زندگي بيرون از آن استفاده كرده و برخي از امور تغذيه و مانند آن را ميدانستهاند؛ چه اين كه انسان به عنوان برترين و با شعورترين موجود زميني از همان آغاز داراي عقل و خرد و ادراك بوده و بسياري از امور را از جمله نحوه اداره زندگي و معيشت خود را از رهگذر خرد و عقل و شعور خدادادي خود درك و تجربه نموده و برخي از امور را هم توسط انبياء الهي فرا گرفته است. مثلا حضرت ادريس خياطي و خط را (1) حضرت داوود زره بافي را (2) و ...، ابداع كردند.
پي نوشت ها:
1. ناصر مكارم شيرازي ، تفسير نمونه ، جلد 13، صفحه 103، انتشارات دار المكتبه الاسلاميه
2. انبياء (21) آيه 80.
پرسش: 2-نظریه داروینیسم در مورد تکامل انسان راچگونه نقض می کنید؟انسان موجودی تکامل یافته است.(داروین)
پاسخ:
قبل از هر چيز بايد به اين حقيقت توجه داشت كه تئوری تکامل یا «فرگشت» به رغم همه دگرگونی های تئوریکی که از زمان مطرح شدنش تا کنون پیدا کرده و به رغم مدعیان و طرفداران بسیاری که دارد ، همواره مخالفان و منکرانی از طیف اندیشمندان و زیست شناسان و فسیل شناسان نیز داشته است . نمی توان به طور قطع به درستی آن اذعان نمود .
به هر حال هنوز حلقه های واسطه بین انسان و موجودات قبل از او به درستی پیدا نشده ، در فرض صحت فرضیه تکامل لااقل صدها نمونه واسطه بین انسان و شامپانزه نیاز است تا صحت این فرضیه را منطقی و قابل قبول کند ؛ اگر اطلاع داشته باشید در سال گذشته فسیلی پیدا شد که گفته شد نمونه ای از موجود واسطه بین انسان و حیوانات قبلی است . آن قدر طرفداران فرگشت از این کشف خوشحال شدند که تا مدتی نقاشی این فسیل به عنوان لوگوی سایت گوگل قرار داشت .
این امر نشان می دهد که هنوز فرضیه فرگشت در حد یک "ترم تئوریک" است که نیاز شدیدی به شواهد اثباتی دارد . هر آنچه در وضعیت موجود به عنوان دلایل اثبات این فرضیه ارائه می شود ، در واقع شواهد امکان و عدم استحاله این فرضیه است، نه دلایل ثبوت و وقوع حتمی این فرضیه و عدم امکان فرضیه های مشابه .
در هر صورت حتی اگر بنا را بر صحت صد در صد این فرضیه بگذاریم ،باز از نگاه آموزه های اسلامی صحت این فرضیه هیچ منافاتی با مبانی کلی فکری و اعتقادی ما نخواهد داشت و ما نيازي با انكار و نقض اين نظريه نداريم؛ هر چند کلیسای کاتولیک از گذشته تا حال به شدت با این فرضیه به مقابله برخاست . پذیرش آن را عین مخالفت با انجیل و مبانی خداشناسی دانست ، اما ما مسلمانان هیچ گاه چنین دیدگاهی نداشته و نداریم .
این نظریه ممکن است از چند جهت مانند برهان نظم ، انكار وجود خدا و مانند ان با مبانی فکری ما در چالش باشد ، اما مهمترين چالش اين نظريه بحث آفرينش انسان است كه تاملي در اين خصوص مي نماييم :
در حقيقت ادعا اين است که این نظریه با اعتقاد مشترک همه ادیان آسمانی مبنی بر خلقت نسل بشر از حضرت آدم و حوا منافات دارد ؛ در حالی که تکامل و پذیرش اجداد حیوانى براى انسان هیچ گونه مخالفتى با اینکه انسانهاى موجود همه داراى پدر و مادر واحدى به نام آدم و حوا باشند ندارد؛ البته در این صورت این سوال پدید مىآید که خود آدم و حوا از تکامل حیوانات دیگر خلق شدهاند یا هیچ گونه اجداد حیوانى ندارند؟
ظواهر آیات قرآن نظریه دوم (فيكسيسم) است ، ولى در عین حال این آیات نفى کلى نظریه ترانسفورمیسم را در مورد انسانهاى قبل از این نسل بشر (مانند انسانهاى نئاندرتال) نمىکند . ممکن است آیات قرآن در مورد آفرینش انسان از خاک چنین تفسیر شود که خاک پس از طی مراحل تکاملی بعد از میلیون ها سال به صورت خلقت کامل انسان در آمده است. همان گونه که برخی نویسندگان آیات قرآن را با نظریه تکامل تطبیق داده اند.
شهید مطهری در خصوص این اشکالات می گوید :
«...اولا گیریم همه این ها[موجودات] برسد به یک جد و آن جد یک حیوان تکسلولى باشد، پس براى اولین بار حیات در روى زمین در یک حیوانتک سلولى پیدا شد، او با چه عاملى پیدا شد؟علم هنوز نتوانستهاست[نشان دهد]-و بلکه ضد آن را گفته است-که یک حیوان ولو یک حیوان تک سلولى خود به خود پیدا شود؛ یعنى بدون سابقه اشتقاق از یک ذى حیات پیدا شود، و لهذا خود داروین هم که این نظریه را گفت ،معتقد بود که اجداد تمام حیوانات منتهى مىشوند به هفت تا، ولى آن هفت تا دیگر با نفخه الهى به وجود آمدهاند. خود داروین یک مرد موحدى بوده، مسیحى و خیلى هم معتقد بود، مىگویند در حال احتضار هم کتاب مقدس یعنى انجیل را به سینهاش چسبانده بود و آن را رها نمىکرد .
ثانیا :مگر خدا آن وقتخالق ماست که جد اعلاى ما یک انسانى باشد که آن انسان را خدا دفعتا آفریده باشد؟ آن به این مطلب ربط ندارد. ما به هر حال مخلوق خدا هستیم. قرآن که مىگوید خدا شما را خلق کرد ،مىگوید شما ببینید یک نطفه بودید در رحم، خدا نطفه را علقه کرد و علقه را مضغه کرد،بعد مضغه را تبدیل به عظام کرد،عظام را گوشت پوشاند، چنین و چنان کرد(خلقت).
همینخلقت تدریجى ما در رحم مادر و[اینکه]بعد در بیرون به صورت جنینى هستیم که دائما بزرگ مىشود[نشان مىدهد که]در حالخلق شدن هستیم، بلکه به قول عرفا عالم دائما در حال خلق شدن است. اگر چنین مىبود که خدا یک دفعه عالم را خلق کرده و العیاذبالله کنار رفته و دیگر چیز جدیدى رخ نمىدهد، در عالم آب از آب تکان نمىخورد، هیچ تغییرى پیدا نمىشد، ولى اینکه عالم دائما در گردش و حرکت است و همه چیزش- از جوهرش و از عرضش همواره فانى مىشود و حادث مىشود،ا ین همان معناى این است که عالم همیشه در حال خلق شدن است.
از نظر خالقیت خدا و از نظر توحید، هیچ تفاوتى نمىکند که انواع موجودات دفعتا به وجود آمده باشند یا انواع از یکدیگر اشتقاق یافته باشند، یعنى نظریه داروین همان اندازه یکنظریه توحیدى است که نظریه غیر داروین توحیدى بوده...»(1)
اجازه بدهيد نگاهي دقيق تر به اصل خلقت انسان از منظر قرآن و دين و فرضيه تكامل بيندازيم :
بحث آفرینش انسان در قرآن کریم به صورت های مختلفی بیان شده است. برخی آیات بیانگر کیفیت و منشأ آفرینش حضرت آدم است.
دسته دوم، در مورد آفرینش نوع انسانی بحث می کند.
دستة سوم: آفرینش حضرت آدم و نسل او را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است. اما در خصوص کیفیت خلقت حضرت آدم علیه السلام باید گفت : آیاتی که در مورد حضرت آدم بحث کرده، دو گونه است:
یک قسم به صراحت کیفیت خلقت حضرت آدم را توضیح داده است مثل "انّ مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب؛(2) همانا مثال عیسی در نزد خدا همانند آدم است که او را از خاک خلق نمود" .
در قسم دیگر، از سیاق آیات میتوان فهمید که منشأ آفرینش آدم چه بوده است. نظیر داستان شیطان که به خدا میگوید: "آیا به کسی که از خاک آفریدی، سجده کنم؟!"(3)
در سوره الرحمن می فرماید: "خلق الانسان من صلصالٍ کالفخار(4) او انسان را از گل خشکیده اى که همچون سفال بود آفرید".
البته واضح است که این آیه اختصاص به حضرت آدم دارد، زیرا ما انسان ها، اگر از خاک خلق شده باشیم، از "صلصال کالفخّار" خلق نشدیم، چون مواد خاکی که تبدیل به غذا و سپس تبدیل به نطفه می شود، صلصال نبوده است، چون اگر چنان خشک باشد، هرگز گیاه در آن نمی روید. بنابراین آفرینش از صلصال کالفخار ویژه حضرت آدم است. اگر به دیگران نسبت داده می شود، به اعتبار حضرت آدم است. (5)
در سوره سجده آیات 7 و 8 کیفیت و ماده اولیه آفرینش نخستین انسان را از سایر انسان ها به تفکیک بیان کرده :
"وبدأ خلق الانسان من طین ثمّ جعل نسله من سلالة من ماءٍ مهین؛
انسان اولیه یا آدم را از "طین" ولی نسل او را از "ماء مهین" یا نطفه آفریده است".
اگر حضرت آدم نیز از نطفه بود، یعنی از انسان تکامل نیافته ای مانند انسان های "نئاندرتال" یا میمون خلق شده بود، ذکر کردن نسل بعد از خود انسان، وجهی نداشت. پس کاملاً روشن است که آیه در مقام تفصیل است . بین خلق انسان اولیه و دیگر انسان ها تفاوت وجود دارد (6) ؛ در هر حال مسلم است و از آیات گوناگون قرآن به دست می آید که حضرت آدم از نوعی خاک آفریده شده است.
تعابیر آیات و روایات در خصوص خلقت ایشان متفاوت و مختلف است . جمع بندی در خصوص آن ها قدری دشوار است ؛ اما در میان آیات قرآن، آیه ای که به روشنی دلالت دارد حضرت آدم(ع) بدون واسطه و به طور مستقیم از خاک آفریده شده، آیه ای است که برخی افراد جهت رد نظریه داروین و ترانسفورمیسم به آن تمسک جسته اند، یعنی آیه 59 از سوره آل عمران. "انّ مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب".
این آیه نشان می دهد که اگر حضرت آدم از چیزهایی آفریده شده که منتهی به خاک می شود، استدلال نمی تواند استدلال تامّی باشد، زیرا اگر بپذیریم آدم از نسل میانی و واسطه ای بین خاک و خود، مثلاً از انسان های نئاندرتال به وجود آمده، حضرت آدم از نطفه حیوانی به وجود آمده است، بنابراین چگونه می توان آفرینش بدون پدر عیسی را به آفرینش آدم تشبیه نمود؟! چه بسا اگر ما این استدلال را تمام بدانیم، ناچار باید بپذیریم که حضرت آدم از نسل موجود دیگری به وجود نیامده است.
در مجموع می توان گفت تئوری خلقت دفعی حضرت آدم از خاک بیش تر مورد تایید و توافق آیات و روایات است. اما کیفیت تبدیل و تغییر ماهیتی برای ما روشن نیست.
اما اگر خلقت موجودي به نما انسان دفعي باشد داستان فسیل های انسانی که قدمت آن ها در بعضی موارد به چند صد هزار سال می رسد چيست ؟ در اين مورد بايد گفت كه اين فسيل ها منافاتی با این نظريه ديني ندارد ، زیرا یقینا نمی توان گفت این فسیل ها فسیل های انسانی است ، بلکه فسیل هایی مربوط به موجوداتی انسان نماست که همخواني کامل ساختاری با انسان کنونی ندارد ، بر همین اساس گفته می شود این ها مربوط به انسان های اولیه است .
در هر حال هیچ منعی وجود ندارد که قبل از نسل کنونی بشر که به حضرت آدم و حوا علیهما السلام منتهی می گردد ، نسل هایی از موجوداتی شبیه انسان های کنونی هم وجود داشته اند که آثار به جای مانده از آن ها هر از گاهی به دست می آید. اما نسل آن ها پيش از آغاز نسل کنونی بشر نابود شده باشد .
پس می توان گفت :نسل کنونی بشر ناشی از خلقت اعجازگونه یک زن و مرد و توالد و تناسل آن دو است ، اما قبل از این نسل موجودات دیگری همچون انسان بر روی زمین می زیستند که از کیفیت خلقت و زندگی آن ها اطلاع چندانی نداریم . چه بسا خلقت آن ها نتیجه تطور انواع و تکامل و فرگشت موجودات باشد. در نتیجه با این فرض هم می توان نظریه فرگشت را درست دانست و هم خلقت دفعی آدم و حوا(فیکسیسم) را .
اتفاقا ممکن است از بعضى آیات قرآن هم استفاده کرد که قبل از آفرینش حضرت آدم، ابوالبشر و نسل او، انسانهایى دیگر در زمین زندگى مىکردهاند؛ مانند آیه :
« و اذ قال ربک للملئکة انى جاعل فى الارض خلیفة قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء... (7)؛ زمانى که پروردگارت به فرشتگان فرمود: مىخواهم در زمین جانشینى بگذارم، گفتند [باز] در زمین کسانى مىگذارى که در آن فساد کنند و خونها بریزند» که از آن برمىآید قبل از آفرینش نوع آدم، دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است که فرشتگان از نتیجه اعمال و رفتار آن ها (نسناس ها)ناراحت بودند . همچنین در بعضى از روایات وارده از ائمه(ع) مطالبى آمده که سابقه ادوار بسیارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مىکند.
امام صادق به راوى فرمود : شاید گمان مىکنید که خدا غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست؛ بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آن ها هستید.(8)
امام باقر فرمود: خدا از روزى که زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرد) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند . خدا همه آن ها را از پوسته روى زمین آفرید . نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد . براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریهاش را از او پراكنده ساخت.(9)
پی نوشت ها :
1. استاد مرتضى مطهرى، آشنایى با قرآن ،ج 4 ،ص 213 .
2. آل عمران (3) آیه 59.
3. اسراء(17) آیه61.
4. الرحمن(55) آیه14.
5. معارف قرآن، ج 3 - 1، محمد تقی مصباح یزدی.
6. همان، ص 237.
7. بقره(2) ،آیه 30 .
8 . صدوق ، توحید ، ج 1، ص 277.
9. صدوق ، خصال، ج 2، ص 652، ح 54.






