سلام
1-من كارمند اداره اي مي باشم در محيط كارم افرادي هستند كه از نظر كار و خلق و خو ازشون خوشم نمي آيد ؟آيا با اينگونه افراد بهتر است مثل خودشان رفتار كنيم يا صبوري پيشه كنيم؟
2-اين سوالي كه ميخوام بپرسم شايد براسي شما هم پيش آمده باشد كه ممكنه با يه نظر تو چهره و رفتار آدما ازشون خشتون بياد و ناخودآگاه دوستدارو طرفدارش بشيد آيا اين از نظر ديني دليلي داره يا حديثي در اين مورد وجود داره؟
3-تا چه سني بعد فوت پدر يتيمي محسوب ميشه؟بعتي فرد بعد از دست دادن پدرش او را مي توان يتيم خواند؟
4-در حديثي خواندم سفر كنيد تا سالم بمانيد لطفا تفسير آن را بيان كنيد؟
5-آيا كسي را كه لقبي ميدهند مثل دكتر يا مهندس يا شيخ و حاجي و ... اگر شخص اين صفات را نداشته باشد و راضي باشد كه به او چنين صفات و القابي نسبت دهند آيا مشمول حديثي كه مي فرمايد از اهل جهنم است همچين فردي ميشود؟ من فوق ديپلم رايانه هستم و به كارم واردم آيا حتما بايد ليسلنس بگيرم تا لقي مهندس نسبت به من صحيح باشد يا نه؟
6-آيا استفاده اموال دولتي براي كار فرهنگي درست است؟
پرسش 1:
افراد بد اخلاق شرح : سلام 1-من كارمند اداره اي مي باشم در محيط كارم افرادي هستند كه از نظر كار و خلق و خو ازشون خوشم نمي آيد ؟آيا با اينگونه افراد بهتر است مثل خودشان رفتار كنيم يا صبوري پيشه كنيم؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از اعتماد و ارتباط تان.
نيکي به کسي که به تو نيکي کرده ، طبيعت است . نيکي به کسي که تو به او بدي کردي ، جبران و جريمه است .
نيکي به کسي که او به تو بدي کرده ، احسان و انسانيت است.
اگر شما همان برخورد و رفتار زشتي را با ديگران داشته باشيد که آنان با شما دارند، چه تفاوتي بين شما و او وجود خواهد داشت؟ در آن صورت چگونه و از کجا مي توان خوب و بد را تشخيص داد؟
واکنش در برابر اقدامات ديگران بايد متناسب با ويژگيهاي اخلاقي، عقلي و ايماني، همچنين نوع اقدامات و کارکردهايش باشد. برخيها را بايد با احسان و رفاقت و مدارا برخورد کرد و بعضي را با منطق و برهان و روشنگري. عدهاي را با تندي و سختگيري و تحت فشار قرار دادن از راه قانوني. به هر حال بستگي به نوع کارکردهاي وي دارد.
قاعدة کلي آن است که اسلام در اين گونه موارد، مقابله به مثل را روا نميدارد و به پيروان خود اجازه نميدهد که بدي را با بدي پاسخ دهند. شيوه و رفتار پيشوايان دين سراسر خوبي و نيکي در برابر رفتارهاي نادرست ديگران بوده، همين رمز بزرگي براي موفقيت آنان بوده است.
در قرآن آمده است:
ولا تستوي الحسنة ولا السيئة، ادفع بالتي هي احسن فاذا الذي بينک و بينه عداوة کانه ولي حميم؛ نيکي و کژي يکسان نيستند؛ [بدي را] به نيکوترين وجه برگردان، آن گاه آن که با تو دشمني دارد، چون دوستي صميمي خواهد شد (6).
نيک خويي و خوش اخلاقي و مدارا کردن با همه کس مطلوب و پسنديده است . و بد اخلاقي و زشتخويي با هر کسي ناپسند است. و هر يک از آن ها آثار و ميوه هايي دارند که به برخي از آن ها اشاره مي شود:
1- پيامبر اکرم (ص) فرمود:
هنگام وزن کردن و محاسبه نمودن اعمال انسان در روز قيامت، هيچ چيزي ارزشمندتر از خوش خلقي نيست. (2)
2- پيامبر اکرم (ص) فرمود:
تقوا و خوش اخلاقي دو ويژگي ممتازي هستند که بيش تر امت من به واسطه آن دو ويژگي، وارد بهشت ميشوند. (3)
3- امام صادق فرمود:
نيکوکاري و خوش اخلاقي شهرها و کشورها را آباد و عمرها را زياد ميکند. (4)
4- نيز فرمود:
خداوند براي خوش اخلاقي همان ثوابي را ميدهد که به مجاهد في سبيل الله ميدهد. (5)
پي نوشت ها:
1. فصلت، آيه 34.
2. الکافي، ج 2، ص 99.
3. همان، ص 100.
4. همان.
5. الکافي، ج 2، ص 101.
پرسش 2:
ين سوالي كه ميخوام بپرسم شايد براسي شما هم پيش آمده باشد كه ممكنه با يه نظر تو چهره و رفتار آدما ازشون خو شتون بياد و ناخودآگاه دوست دارو طرفدارش بشيد آيا اين از نظر ديني دليلي داره يا حديثي در اين مورد وجود داره؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و تشکر و تسليت ايام عزاي امام حسين (ع)!
مي توان گفت: مؤانست بعضي از افراد و جذب شدنشان نسبت به بعضي بيش از آن که به دليل ديني و شرعي وابسته باشد به جنبه هاي رواني افراد نسبت به هم مربوط مي شود که در بافت اجتماعي و ارتباطات عرفي، گاهي ديده شده است دو نفر نسبت به هم بيشتر از ديگران وابسته مي شوند و گاهي از هم آميختگي دو نگاه چنان الفتي ايجاد مي شود که گويا همديگر را از قبل مي شناختند و اين الفت در طول زمان نه تنها کم نشده، بلکه هر لحظه فزوني مي يابد.
ايجاد الفت از نهاد و منشأيي به نام احساس و روان آدمي که ناشناخته و غير قابل تفسير است، (که البته ممکن است ريشه در عالم ديگري داشته و مربوط به عالم ذرّ باشد که در بعضي از روايات بدان اشاره شده است) شکل مي گيرد و چنين نيست که بتوان آن را به روشني تحليلي نمود.
در هر صورت در بعضي از روايت ها از امامان معصوم سلام الله عليهم اجمعين رواياتي در اين باره نقل شده که ريشه اين مؤانست ها و علاقمندي ها در عالمي ديگر به نام عالم ذرّ که قبل از به وجود آمدن انسان ها، وجود داشته است، شکل گرفته و بعضي از ارواح در آن عالم به دلايل نامعلوم با بعضي ديگر مأنوس شده و همان انس به اين عالم منتقل شده است.
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است كه:
نفوس انسان در عالم ذرّ، لشكرى بودند متفرّق و مختلف در الفت، بعضى با هم الفت داشتند و بعضى الفت نداشتند، و الفت و عدم الفت ارواح در اين عالم كه عالم اشباح است، تابع الفت و عدم الفت ايشان است در عالم ذرّ.
يعنى هر كدام از ايشان كه در عالم ذرّ، با هم الفت داشتهاند، در اين عالم نيز با هم انس و الفت مىگيرند، و هر كدام كه نداشتهاند، در اين عالم نيز ندارند و ميان ايشان الفت بهم نمىرسد. (1)
و باز از امام صادق سلام الله عليه نقل شده است كه مي فرمود:
خداى متعال عهد و ميثاق گرفت در عالم ذر از تمامى مردم در حالى كه همگى آنها اشباح بودند (مانند ذرات غبار) و هر كدام از ارواح مردم كه در آن روز با يك ديگر آشنا شدند و الفت پيدا كردند در دنيا هم با يك ديگر آشنايند (و قلب آنها به همديگر مايل مىشود و محبت و دوستى بين آنها پديد مي گردد) و هر يك از ايشان كه آشنا نشدند، در دنيا هم آشنا نيستند.(2)
نتيجه اين که مي توان در فضايي کلي تر گفت:
بين همه انسان ها به اين خاطر که از منشأيي واحد به وجود مي آيند، يک نوع مرافقت و همدلي کلي وجود دارد و به همين دليل است بسيار ديده شده دو نفري که هيچ گونه ارتباطي با هم نداشته و يا اگر هم داشته اند همراه با خصومت و تنفر بوده است، در طي يک حادثه کاملا اتفاقي، ارتباطي صميمانه با هم پيدا کرده اند و اين نشانه گره خوردن عواطفي است که بين دو يا چند نفر هم نوع ايجاد مي شود که هر چه اين گونه افراد از نظر عقيدتي و روحي و معنوي به هم نزديک تر باشند، تأثير خوشايند آن افزون خواهد شد.
امام صادق سلام الله عليه فرمود :
مؤمن به وسيله مؤمن آرامش مي يابد؛ همان گونه که تشنه کام به آب سرد، آرامش مي يابد. (3)
البته فهم دقيق اين گونه روايات دقت و امعان نظر بيشتري لازم دارد؛ چون مربوط به طينت و عالم ذر مي باشد و علما در اين زمينه اختلاف نظر دارند.
پي نوشت ها:
1. مصباح الشريعة، ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص: 369.
2. علل الشرائع، ترجمه مسترحمى، ص: 190.
3. اصول کافي، ج3، ص:345.
پرسش 3:
چه سني بعد فوت پدر يتيمي محسوب ميشه؟بعتي فرد بعد از دست دادن پدرش او را مي توان يتيم خواند؟
پاسخ:
يتيم فقهي تا سن بلوغ است؛ يعني تا سن بلوغ مي توان به كسي كه پدرش را از دست داده، يتيم گفت.(1)
پي نوشت:
1. سئوال از دفتر آيت الله خامنه اي در قم. (7746666-0251)
پرسش 4:
در حديثي خواندم سفر كنيد تا سالم بمانيد لطفا تفسير آن را بيان كنيد؟
پاسخ:
سفر، يکي از پر جاذبه ترين برنامه هاي زندگي هر انساني است که از قديم تا به امروز سوژه اي پر رونق بوده است .
اگر چه در روزگاران قديم، عموم سفرها با پاي پياده و گاهي به کمک چارپايان و بيشتر به منظور انجام مأموريت ها و يا رفتن به زيارتگاههاي خاصي چون مکه و مدينه و ديگر مشاهد مشرّفه انجام مي گرفت و به يقين با سختي ها و خطرات خاص خودش همراه بود، ولي بودن چنين مشکلاتي هرگز موجب نمي شد که انسان از اين کار پر جاذبه، صرف نظر کند.
امروزه نيز سفر بر عکس روزگاران گذشته، هر اندازه که از سختي ها و خطراتش کم مي شود، بر جاذبه هاي خاصش افزوده مي شود، بازار پر رونق سفر اکنون به گونه اي است که اگر در آن زمان ها بودند افرادي که حتي از محل سکونت خود چند کيلومتر دور نمي شدند، و اندکي از مردم به سفر مي پرداختند، امروزه به جرأت مي گوييم: کمتر کسي را مي توان يافت که به سفر دوري نرفته باشد و خاطرات خوشي از مسافرت هاي مکرر در ذهن خود نداشته باشد و دليل اصلي آن، ايجاد نشاط روحي و جسمي است که در معمول سفرها به دست مي آيد که در سلامتي انسان ها تأثيري مستقيم دارد.
ذکر اين جملات به اين دليل بود که نوع سفرها حتي اگر به شکل مأموريت هم باشد، در همه زمان ها در ايجاد نشاط و آرامش اعصاب نقش به سزايي داشته و خواهد داشت و اگر مي بينيم پيامبر گرامي اسلام صلوات الله عليه فرمود: سافروا تصحّوا ؛ (1) سفر کنيد تا سالم شويد! به همين دليل است که يکي از علت هاي اصلي سلامتي و شادابي انسان وجود نشاط و آرامش اعصاب است که از تجربه يک سفر خوب به دست مي آيد.
در ديوانى كه به مولاي متقيان امام علي سلام الله عليه، نسبت داده شده چنين آمده است:
تغرّب عن الاوطان في طلب العلى* فسافر ففي الاسفار خمس فوائد تفرّج همّ و اكتساب معيشة* و علم و آداب و صحبة ماجد
براى نيل به تعالى و ترقى، از وطن هاى خود دور شويد و مسافرت كنيد كه در سفر پنج فائده است: سفر باعث تفريح و انبساط روح است و اندوه و آزردگي ها را برطرف مي كند، مسافرت يكى از راه هاى تحصيل درآمد و تأمين معاش است، مسافرت وسيله فراگرفتن علم و تجربه است، مسافرت به انسان آداب زندگى مىآموزد و آدمى در سفر با افراد با فضيلت و خليق (خوش اخلاق) برخورد مي كند و با آنان دوست مىشود. (2)
خلاصه، مسافرت يكى از تفريح هاى سالم و نشاط آور است؛ خصوصا با تسهيلاتى كه امروزه از ره آورد تکنولوژي هاي مدرن، از انواع وسايل نقليه زميني ، هوايي و دريايي، در اختيار بشر قرار گرفته است. همه افراد مي توانند پاره اي از روزهاي تعطيل خود را به مسافرت اختصاص دهند و از فوايد اين تفريح ثمربخش برخوردار گردند.
و اما علاوه بر روايات متعدد در بعضي از آيات الهي نيز به موضوع تشويق انسان ها به سفر و اين که مسافرت موجب پند گيري و عبرت آموزي است، اشاره شده است.
خداي متعال مي فرمايد:
قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ؛(3)
در اين آيه شريفه رسول خدا (ص) را مأمور مىكند به اينكه به مردم دستور دهد در زمين سير كنند، و سرانجام و آثار باقيمانده اقوام گذشته را ببينند، كه چگونه خانههايشان خراب گشته، و آثارشان محو شده، و تا آخرين نفر منقرض شدند، و نسل شان قطع گشته و دچار انواع گرفتاري ها و بلاها شدند، به خاطر اينكه بيشترشان مشرك بودند، پس خدا جزاى بعض كردههايشان را به ايشان چشانيد، تا شايد عبرت گيرندگان عبرت گيرند، و در نتيجه به سوى توحيد برگردند.
ذکر اين نکته لازم است اگر چه هدف اصلي اين آيه شريفه و مشابه آن، عبرت گيري است و به موضوع تفريحي آن توجهي نداشته است، ولي به هر حال در هر سفري علاوه بر جنبه هاي عبرت پذيري، جنبه هاي نشاط بخشي نيز وجود دارد و خصوصا امروزه بيشتر به جنبه فرح بخشي آن، توجه مي شود.
پي نوشت ها:
1. الحديت ، روايات تربيتى، ج2، ص: 146.
2. همان، ج2، ص: 147.
3. سوره روم ، آيه 42.
پرسش 5:
يا كسي را كه لقبي ميدهند مثل دكتر يا مهندس يا شيخ و حاجي و ... اگر شخص اين صفات را نداشته باشد و راضي باشد كه به او چنين صفات و القابي نسبت دهند آيا مشمول حديثي كه مي فرمايد از اهل جهنم است همچين فردي ميشود؟ من فوق ديپلم رايانه هستم و به كارم واردم آيا حتما بايد ليسلنس بگيرم تا لقي مهندس نسبت به من صحيح باشد يا نه
پاسخ:
شما که فوق ديپلم رايانه هستي و به کار خود هم علاقه مند هستي و مهارت هم داري، در محاورات عرفي به شما مهندس گفته مي شود و مانعي هم ندارد اما اگر جايي از شما اطلاعاتي بخواهند که براي معرفي شما مؤثر بوده و اثر حقوقي در پي داشته باشد و شما در آنجا خود را مهندس معرفي کني و توضيح ندهي که فوق ديپلم هستي ، اين دروغ گويي بوده و خلاف است و اگر اثر حقوقي و بهره اي مادي در پي داشته باشد، شبهه دارد.
پرسش 6:
آيا استفاده اموال دولتي براي كار فرهنگي درست است؟
پاسخ:
استفاده از اموال دولتي بايد طبق ضوابط و مقررات باشد؛ در صورت مطابقت بلا مانع است. (1)
پي نوشت:
1. سئوال از دفتر آيت الله خامنه اي در قم. (7746666-0251)






