اصلی ترین ویژگی حکومت علی (ع) چیست؟
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
حکومت امام علی دارای اصول و ویژگی های مهم می باشند که پرداختن به همه آن ها نیاز به زمان دیگر دارد . در یک نامه نمی توان بدان پرداخت .
در این جا به برخی از اصول و مولفه های حکومت علوی اشاره می شود :
1- حاکمیت دین خدا
امام به خدا عرضه داشت : بارالها! تو آگاهى كه هدف ما از قيام، عشق به قدرت و دستيابى به فزونى متاع دنيا نيست . تنها بدان منظور است كه نشانه هاى دين تو را به جايى كه بود، بازگردانيم . اصلاح را در شهرهاى تو ظاهر سازيم، تا بندگان ستمديده ات در امان باشند و حدود ضايع گشته تو اقامه شود(1)
2 -احيا و اقامه حق و دفع باطل
اقامه و برپايي حق و دفع باطل، از مهم ترین اصول حكومت علی است .امام بارها مبنا و دليل پذيرش حكومت را اقامه حق و ممانعت از باطل اعلام نموده است. عبدالله بن عباس مى گويد: در منطقه «ذى قار» در گذرگاه جنگ بصره، محضر امير مؤمنان شرفياب شدم. ديدم نعلين خود را وصله مى زند. در اين حال رو به من كرد و گفت: اين نعل چقدر ارزش دارد؟ در پاسخ گفتم: قيمتى ندارد. فرمود: به خدا قسم! اين نعل كهنه در نظر من ارزشمندتر از حكومت بر شماست، مگر آن كه بتوانم حقى را بر پا دارم يا جلوى باطلى را بگيرم.(2)
3 ـ تحقق عدالت
يكى از اساسى ترين اصول حكومت علوى، تحقق و اقامه عدالت است . امام حكومت را براى تحقق عدالت، از جمله استيفاى حقوق پذيرفت:
اگر خداوند از عالمان پيمانى سخت نگرفته بود كه در برابر شكمبارگى ستمگر و گرسنگى ستمديده، آرام و قرار نگيرند، بى تأمل رشته حكومت را مى گذاشتم و پايانش را چون آغازش مى انگاشتم و چون گذشته، خود را به كنارى مى كشيدم (3).
عدالت ورزى از ديد امام مايه روشنى چشم زمامداران و نفوذ محبت آن ها در مردم و استحكام حكومت مى شود:
آنچه بيش تر ديده واليان بدان روشن است، برقرارى عدالت در شهرها، و دوستی ميان مردمان، است. دوستى آنان آشكار نگردد، جز آن گاه كه دل ايشان بى گزند شود. خيرخواهى آن ها راست نيايد، جز آن كه واليان را براى كارهاى خود نگه دارند و دوام حكومت آنان را سنگين نشمارند و گفتگو از دير ماندنِ آنان را بر سر كار واگذارند.(4)
در سايه عدالت همه چيز احيا مى گردد: « خداى سبحان عدالت را مايه استوارى انسان ها و ستون زندگانى آن ها، سبب پاكى از ستمكاري ها و گناهان و روشنى چراغ اسلام قرار داد» (5) و نيز فرمود: با عدالت مردمان اصلاح مى شوند.(6)
4ـ تأمين امنيت
امنيت، مبتنى بر نظم و قانون الهى همواره مورد تأكيد امام و از اهداف و آرمان هاى عالي ايشان بود. امام مانند ساير انديشوران اسلامى، به خاطر ضرورت وجود امنيت و قدرتى نظم آفرين، معتقد به محال بودن عدم وجود حكومت است. حتى حكومت بَد و قوانين نامطلوب را، از هرج و مرج و بى قانونى بهتر و آسيب و تباهى اش را كم تر مى داند، زيرا در برابر بى قانونى و هرج و مرج، تمام راه هاى نجات مسدود و كليه امور و حدود تعطيل مى گردد . فتنه حاكم مى شود. امير مؤمنان(ع) عدم وجود نظم اجتماعى و قانونمدارى و به دنبال آن برقرارى امنيت را از اسارت انسان در چنگال حيوانى درنده بدتر مى داند و مى فرمايد:
پيشواى دادگر، از باران پيوسته [كه همه چيز را بارور مى كند] بهتر است. جانور درنده و آدمخوار، از فرمانرواى ستمكار بهتر است. فرمانرواى بيدادگر از ادامه هرج و مرج نيكوتر است.(7)
5ـ تحقق وحدت امت در پرتو حكومتِ رهبرى الهى
حكومت از ديد امام نقش مستقيم و مؤثرى در وحدت و يكپارچگى امت دارد، زيرا امتى كه با داشتن هدف الهى، در مسير تكامل گام برمى دارد، به ناچار بايد به رهبرى تمسك جويد كه تبلور آرمان الهى و مورد قبول و پذيرش و مقتدا و دليل تحرك و پويايى باشد. امام در خطبه 146 مى فرمايد:
نقش زمامدار نسبت به ملت، مانند رشته اى است كه مُهره ها را گرد آورده و به يكديگر پيوند مى دهد. اگر رشته بگسلد، دانه ها از هم مى پاشد و به تمامى گرد نمى آيند.(8)
امام با اين تشبيه ساده خاطرنشان مى سازد آرمان عالىِ وحدت امت، بستگى به وجود قيم و سرپرستى دارد كه به دور از اختلاف نظرها و جداى از عوامل تفرقه و تبعيض، امت را در يك محور بنيادين گرد آورد و متشكل سازد . از پراكندگي و تفرق، كه سبب آسيب پذيرى است، مصونيت دهد. (9)
6ـ تأمين رفاه عمومى
فراهم آوردن رفاه و آسايش و تحقق كفاف در زندگى براى تمامى اقشار اجتماع، از اهداف اساسى حكومت علوى بود كه زمينه ساز تعالى و بالندگى معنوى مى باشد. امام (ع) در اين باره مى فرمايد:
هر كس به مقدار نياز اكتفا كند، آسايش و راحتى خود را فراهم آورد . گشايش و آرامش به دست آورد.(10)
امام در حيطه حكومت خود، حداقل نياز معيشتى همگان را تأمين كرد و در راه فقر زدايى و تأمين معيشت گام هاى جدى برداشت: كسى در كوفه نيست كه در رفاه به سر نبرد، حتى پايين ترين افراد، نان گندم مى خورند و سر پناه دارند و از آب فرات مى آشامند.(11)
امام به مالک توصیه نمود که كاركنان دولتى را از حيث مالى بي نياز كند تا به فسادهاى مالى آلوده نشوند. (12)
7ـ نفى خشونت و خودكامگى
امام در بسيارى از بيانات شان، از جمله خطبه 214، استبداد، خودكامگى و خشونت كارگزاران نظام سياسى را با مردم، به شدت نهى كرده ، مراوده ملاطفت آميز و عادلانه را توصيه مى نمايد. حضرتش در حكمت 342 يكى از نشانه هاى ظلم را اِعمال تغلب به زيردست مى شمارد . چيرگى فرد نسبت به فرودستان را از نشانه هاى ستمگرى مى داند.(13) امام در نامه خويش به مالك، هر گونه جباريت و خودبزرگ بينى و استكبار حاكم را نهى كرده و مستوجب خوارى مى شمارد.(14)
8ـ حفظ كرامت انسانى
انسان ها بالاتر از حق حيات، داراى حق كرامتند. اين حق امرى قابل زوال نيست . از ديد امام علی (ع)، حق حيات و كرامت انسان ها مى بايست نزد حكومت ها و توسط آن ها محفوظ بماند و اين يكى از آرمان هاى اساسى دولت اسلامى است. اميرالمؤمنين(ع) در خطبه اى فرمود:
« اى مردم! حضرت آدم نه مولود بنده اى داشت و نه كنيزى و همه مردم آزادند، ليكن خداوند تدبير و اداره بعضى از شما را به بعضى ديگر سپرده است».(15) علامه جعفرى در شرح اين جمله مى نويسد:
«در اين روايت به اضافه اينكه عدم اصالت بردگى در اسلام ثابت شده است، كرامت عمومى انسانها با استناد به حريت و آزادى و آزادگى آنها ثابت گشته است(16)
9ـ وصول به تعامل صحيح بين حكومت و مردم
امام رابطه مردم با حكومت را رابطه پدر و فرزندى مى داند و در فرمان مالك اشتر اين نوع رابطه آرمانى مبتنى بر لطف و محبت را توصيه مى فرمايد:
« از آنان آن گونه تفقد كن كه پدر و مادر از فرزندشان تفقد و دلجويى مى كنند».(17) به اعتقاد امام، بين مردم، خداوند متعال حقوقى معين كرد، كه بزرگ ترين آن، حقوق بين والى و رعيت است. اين حقوق بايد رعايت بشود تا رشته الفت آن ها و عزت دينى شان باقى بماند(18)امام در عهدنامه مالك اذعان مى دارد:
«محبوب ترين امور در نزد زمامدار اسلامى، بايد مؤثرترين آن ها در حق و فراگيرترين آن ها در عدل و جامع ترين آن ها براى رضايت عامه جامعه باشد».(19)
بدين ترتيب امام بر رضايت توده و اكثر ملت تأكيد زيادى دارد . (20)امام بر صحت وجدان جمعى و قضاوت افكار عمومى پافشارى نموده ، زیرا که مردم ناظر بر اعمال مدیران است.(21) از سوی دیگر امام، جماعت را رحمت مى داند و دست خدا را با جماعت مى بيند "(22).
10- شایسته سالاری
لازم است مناصب بر اساس لياقت و شايستگى تقسيم شود . مسؤولان و كارگزاران حكومت، با كفايت ترين و خدمتگزارترين افراد باشند. چنين حكومتى، به آرمان هاى خود سريع تر دست مى يابد. امام على(ع) خطاب به مالک اشتر مى فرمايد:
« در گزينش كاركنان و فرمانروايانت، شفاعت و وساطت كسى را مپذير، مگر شفاعت شايستگى و امانتدارى آن ها» (23) همچنین امام به مالك، توصيه مى نمايد كارمندان، پس از آزمايش و امتحان و نه ميل و استبداد، به كار گمارده شوند . از ميان آن ها افرادى كه با تجربه تر و پاك تر و پيشگام تر در اسلامند، گزينش گردند.( 24) از نظر امام سزاوارترين كس به خلافت، تواناترين و داناترين آن ها به فرمان خدا است.(25)
پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه فيض الاسلام، خ131، ص406 ـ 407.
2 . همان ، خ33، ص111.
3 . همان، خ 3، بند 17، ص52.
4. همان، نامه 53، بند 36، ص1006.
5 . غرر الحكم، ج1، ص335.
6 . همان، ص292.
7 . حكومت حكمت، محمد تقی جعفری، ص60، به نقل از ابوعبدالله محمد بن سلامه القضاعى، دستور معالم الحكم و مأثور مكارم الشيم، ص21، دارالكتاب العربى، بيروت، 1401.
8. نهج البلاغه، خ146، بند 2، ص442.
9 . محمدتقى رهبر، درس هايى سياسى از نهج البلاغه، ص48، تهران، اميركبير، 1364.
10 . نهج البلاغه، حكمت 371.
11 . ابوجعفر محمد بن على بن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، ج2، ص99، دارالاضوا، بيروت، 1405ق؛ علامه مجلسى، بحارالانوار، ج40، ص327.
12 . نهج البلاغه، نامه 53، بند 44، ص1011.
13 . همان، حكمت 342، ص251.
14 . همان، نامه 53، ص988.
15. ملامحسن فيض، الوافى، ج14، ص20.، بی تا ، بی نام
16. روزنامه اطلاعات، 29/3/79، ش21936.
17. نهج البلاغه، نامه 53، بند 33، ص1005.
18. همان، خ207، بند 6، ص683.
19 . همان، نامه 53، بند 11، ص996.
20 . همان، بند 13، ص996.
21 . همان، بند 5، ص992.
22 . همان، خ127.
23 . محمدمهدى شمس الدين، نظام الحكم و الادارة فى الاسلام، ص301، بيروت، 1374ق.
24 . نهج البلاغه، نامه 53، بند 43، ص1011.
25. همان، خ173، بند 2، ص558.






