لطفا در باره ی جبر و اختیار توضیح دهید(به دلیل زیاد بودن سوالات ، سوالات را ننوشتم و به احتمال زیاد جوابشان در توضیح شما است)

پرسش: جبر و اختیار
شرح : لطفا در باره جبر و اختیار توضیح دهید.
پاسخ: پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
بين مساله جبر و اختيار و قضا و قدر ارتباط عميقي برقرار است كه نكاتي از اختيار انسان در پاسخ قضا و قدر ذكر شد؛ اما براي تكميل و در خصوص جبر و اختيار نكاتي افزوده مي شود:
انسان در تمامی کارهایی که از او سر می زند، مختار و آزاد است اما در عین حال این تقدیر الهی است که او را به هر سو می کشد، و این دو با هم تضاد و منافات ندارند؛ زیرا مختار بودن انسان جزء تقدیرات و قضا و قدر الهی است. پس بر اساس تقدیر باید اختیار داشته باشد.
تردیدی نیست که خداوند برای هر چیزی علت‌ها و اسباب هایی قرار داده که هستی و مشخصات آن بستگی به آن‌ها دارد. این طور نیست که هر چه در جهان پدید می آید، بدون رابطه با قبل و بعد و صرفاً اتفاقی و بی حساب باشد. همان گونه که در بارش برف و باران و... علل و عواملی دخالت دارد. هرگز چنین کاری بی علل و اسباب انجام نمی پذیرد. همچنین کارهای بشر از روی تصادف و اتفاق از او سر نمی زند، بلکه نخست چیزی را تصور می کند، سپس به آن می اندیشد. پس از آن که فایدة واقعی یا پنداری آن را پذیرفت،‌ به انجام آن می کوشد. پس انجام هر حادثه ای در جهان علت و سببی دارد و این نظامی است تخلف ناپذیر و خداوند نیز چنین مقرّر کرده است.
بدیهی است این مسئله با اصل آزادی و اختیار انسان منافات ندارد؛ زیرا اختیار و آزادی یکی از اسباب و علل جهان است؛ یعنی خداوند خواسته و مقدّر نموده که بشر کارهای خود را به ارادة خود انجام دهد، و سرنوشت خویش را رقم زند. این که می گوییم کارهای انسان هم به اختیار خود او است و هم قضا و قدر الهی دخالت دارد، به همین معنی است که خدا اراده فرموده و مقدّر کرده که بشر سرنوشت خود را تعیین کنند.
بشر مختار و آزاد آفریده شده، یعنی به او عقل و فکر و اراده داده شده است. بشر در کارهای ارادی خود مانند سنگ نیست که او را از بالا به پایین رها کرده باشند و تحت تأثیر عامل جاذبة زمین خواه نا خواه به طرف زمین سقوط کند. نیز مانند گیاه نیست که تنها یک راه محدود در جلوی او هست و همین که در شرایط معین رشد و نمو قرار گرفت، خواه ناخواه مواد غذایی را جذب و راه رشد و نمو را طی می‌کند. هم چنین مانند حیوان نیست که به حکم غریزه کارهایی انجام دهد.
بشر همیشه خود را در سر چهار راه هایی می بیند و هیچ گونه اجباری که فقط یکی از آن‌ها را انتخاب کند ندارد و سایر راه‌ها بر او بسته نیست. انتخاب یکی از آن‌ها به نظر و فکر و ارادة او مربوط است؛ یعنی طرز فکر و انتخاب او است که یک راه خاص را معین می‌کند.(1)
این جا است که پای شخصیت و صفات اخلاقی و روحی و سوابق تربیتی و موروثی و میزان عقل و دور اندیشی بشر به میان می آید و معلوم می‌شود که آینده سعادت بخش یا شقاوت بار هر کس تا چه اندازه مربوط به شخصیت و صفات روحی و ملکات اخلاقی و قدرت عقلی و علمی او است،‌و بالاخره به راهی که برای خود انتخاب می‌کند.
تفاوتی که میان بشر و آتش که می سوزاند و ‌آب که غرق می‌کند و گیاه که می روید و حتی حیوان که راه می رود وجود دارد، این است که هیچ یک از آن‌ها کار و خاصیت خود را از چند کار و چند خاصیت برای خود انتخاب نمی کنند، ولی انسان انتخاب می‌کند. او همیشه در برابر چند کار و چند راه قرار گرفته، قطعیت یافتن یک راه و یک کار فقط به خواست شخصی او مربوط است.
انسان، عملی را که با غریزه طبیعی و حیوانی او موافق است و هیچ مانعی خارجی برای آن وجود ندارد، به حکم تشخیص و مصلت اندیشی قادر است ترک کند(مانند ترک گناهان) هم چنین کاری را که مخالف خواسته‌های نفسانی او است و هیچ گونه عامل اجبار کنندة خارجی وجود ندارد، به حکم مصلحت اندیشی و نیروی خرد می‌تواند انجام دهد مانند خوردن دارو و حاضر شدن برای عمل جراحی.
این که از یک طرف مسئله تقدیر الهی مطرح است و از طرف دیگر اختیار انسان، به این معنا است که خداوند مقرّر کرده است که انسان با اختیار و ارادة خود، یکی از راه‌ها را انتخاب کند و آن راهی که انسان با ارادة خود انتخاب کرده، همان است که مقدّر است. به عبارت دیگر:‌خداوند به قضا و قدر مقرّر کرده که انسان با اختیار خود، آن راهی که خداوند از ازل می داند، انتخاب کند.
پس تقدیر خداوندی این است که بشر افعال خود را از روی اختیار انجام دهد، نه این که تقدیر او را به انجام یک طرف مجبور سازد. انسان به هر سو که رو آورد، همان قضا و قدر او است که با دست خود آن را انتخاب می‌کند. پس انسان در عين اختيار داشتن درگير نوعي جبر نيز هست، يعني در همين اختيار داشتن مجبور است و نمي تواند مختار نباشد و اين جلوه اي از حقيقت امر بين الامرين است كه تعريف رايج و مورد قبول در مساله جبر و اختيار شيعي است.
بنابر آن چه گفته شد روشن گردید که انسان در تمام کارهای ارادی اش مختار و آزاد است. دخالت قضا و قدر الهی در سرنوشت انسان به این است که خداوند این موجود را مختار آفریده و اراده کرده که او در انتخاب سعادت یا شقاوت آیندة خویش مختار و آزاد باشد و سرنوشت خویش را به دست خود رقم زند. قرآن کریم تصریحاً‌ و تلویحاً آزادی بشر را مورد تأکید قرار داده و فرمود:
«ما انسان را هدایت کردیم. یا سپاسگزار است یا ناسپاس».(2)
«هر کس خواست ایمان آورد و هر که خواهد کفر ورزد».(3)
«خدا وضع هیچ مردمی را عوض نمی کند مگر آن که آن‌ها وضع خود را تغییر دهند».(4)
پی‌نوشت‌ها:
1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار(انسان و سرنوشت) ص 385؛ مؤسسه در راه حق،‌بیست پاسخ،(8) ص 17.
2. انسان(76) آیة 3.
3. کهف(18) آیة 29.
4. رعد(13) آیة 11.