بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام والتماس دعا:

درآیه43-سوره فاطر خداوند می فرمایند:طریقه خداهرگزمبدل نخواهد شد وطریقه حق
(سنت الهی)هرگز تغییر نمی پذیرد.

تمامی اقوام گذشته دراثرشرک وبت پرستی وایستادگی دربرابراوامرالهی بااستدلال
به قرآن کریم،بدون استثنابه غضب ومجازات الهی،درهمان زمان سرپیچی شده دچار ،گشته اندکه دلیلی است به درستی آیه بالا.

ولی درآیه45-سوره فاطر،همین سوره خداوند می فرمایند:
اگرخدااز کردار زشت خلق مواخذه کند،درزمین هیچ جنبنده ای باقی نمی ماند،به همین
دلیل کیفرخلق رابه تاخیر می اندازد تا به وقت معین.

دراین آیه خداوند،سنت گذشته خویش راتغییرمی دهدوبا وجود تمامی گناهان ونافرمانی
مشرکین وکافرین زمان رسولش وبعدازآن،مجازات آنهارا به زمانی معین ،به تاخیر می
می اندازد!

سوال1:چراتاقبل از زمان دین اسلام تمامی مجازات های الهی همگی بدون استثنادر زمان وقوع
جرم ویاسرپیچی، اعمال می شد وسنت خدا تغییر نمی پذیرفت،ولی بعداز شروع دین اسلام
خداوند سنتش را تغییر می دهدو مجازات را به زمانی دیگر به تاخیر می اندازد؟

سوال2:چه تفاوتی بین انسانهای قبل اسلام با بعداز اسلام،وجود دارد؟آیا این خود تبعیض
بین انسانها نیست؟
چرا به امم گذشته این فرصت داده نمی شودولی به امم آینده این فرصت واگذار می گردد؟

با سلام و آرزوی قبولی عزاداری شما در اين ماه و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز

پاسخ سئوال، با دو فراز قابل طرح است که در فراز اول، به موضوع سنت الهی- که قابل تغییر و تبدیل نیست- می پردازیم و در فراز دوم، به علت عذاب شدن امت های سابق در همین دنیا و تأخیر عذاب در امت پیامبر صلوات الله علیه و آله، خواهیم پرداخت.
1- و اما موضوع عدم تغییر و تبدیل در سنت الهی نه فقط در این سوره مبارکه، بلکه در بعضی دیگر از آیات الهی هم آمده است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
اما در پاسخ به فراز اول به طور مقدمه باید گفت که:
سنت الهی تغییر پذیر نبوده و نخواهد بود؛ زیرا که معنای سنت الهی، یک سری قوانین غیر قابل تغییر و تبدیلی ( از نوع تکوینی و هم از نوع تشریعی) است که در همه زمان ها و در دوران همه اقوام، یکسان بوده و خواهد بود و ارتباطی با داستان تعجیل در عذاب یک قوم و تأخیر آن در قوم دیگر ندارد. (آن گونه که در سوال آمده است)
خدای متعال در سوره فاطر، آيه‌ي: 43، بعد از آنكه اقوام كافر و مجرم را تهديد به هلاكت مى‏كند، مى‏فرمايد:
"فهل ينظرون الا سنّة الاولين فلن تجد لسنّة اللَّه تبديلا و لن تجد لسنّة اللَّه تحويلا" آيا آنها انتظار همان سرنوشت شومى را مى‏كشند كه اقوام نخستين را در برگرفت؟ اما هرگز براى سنت الهى تبديلى نمى‏يابى و هيچگاه براى سنت الهى دگرگونى نمى‏بينى، بر سر اينان همان فرود مى‏آيد كه بر سر آنان آمد!
و در آيه‌ي: 85، سوره غافر بعد از آنكه تصريح مى‏كند كه ايمان آوردن كفار لجوج از اقوام پيشين به هنگام مشاهده عذاب و استيصال، مفيد واقع نشد، اضافه مى‏كند:
"سنّة اللَّه التى قد خلت فى عباده و خسر هنالك الكافرون" اين سنت الهى است كه در گذشته نيز در بندگانش اجرا مى‏شد، و در آنجا كافران گرفتار زيان و خسران شدند.
و در سوره فتح، آيه‌ي: 23، بعد از آنكه پيروزى مؤمنان و شكست كفار و عدم وجود يار و ياور براى آنها را در جنگ ها مطرح مى‏كند، مى‏افزايد:
"سنّة اللَّه التى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللَّه تبديلا" اين سنت پروردگار است كه در گذشته نيز بوده، و هرگز سنت الهى تغيير نمى‏پذيرد.
و نيز در سوره اسراء، آيه‌ي: 77، هنگامى كه توطئه تبعيد يا نابودى پيامبر صلى الله عليه و آله را بيان مى‏فرمايد، اضافه مى‏كند:
اگر آنها اين كار خود را عملى مى‏كردند، بعد از تو جز مدت كوتاهى باقى نمى‏ماندند؛ "سنّة من ارسلنا قبلك من رسلنا و لاتجد لسنّتنا تحويلا"؛ اين سنت پيامبرانى است كه قبل از تو فرستاديم و هرگز دگرگونى در سنت نمى‏بينى
در تفاسیر آمده است:
از مجموع اين آيات به خوبى استفاده مى‏شود كه منظور از:«سنت»، در اينگونه موارد، قوانين ثابت و اساسى «تكوينى» يا «تشريعى» الهى است كه هرگز دگرگونى در آن روى نمى‏دهد، و به تعبير ديگر خداوند در عالم تكوين و تشريع، اصول و قوانينى دارد كه همانند قوانين اساسى مرسوم در ميان مردم جهان، دست خوش دگرگونى و تغيير نمى‏شود، اين قوانين هم بر اقوام گذشته حاكم بوده است، و هم بر اقوام امروز و آينده حكومت خواهد كرد.
يارى پيامبران، شكست كفار، لزوم عمل به فرمان هاى الهى، هر چند ناخوشايند محيط باشد، عدم فايده توبه، به هنگام نزول عذاب الهى، و مانند اينها، جزء اين سنت هاى جاودانى مى‏باشند.(1)
2- و اما در پاسخ فراز دوم سئوال می توان گفت :
الف) اگر به آیات شریفه‌ي: 43 تا 45 سوره فاطر (آیات مورد سئوال) خوب دقت کنیم، در خواهیم یافت که امت پیامبر نیز مثل امت های سابق سزاور عذاب الهی بودند، اما اقتضای عذاب به طور کامل در آن ها وجود نداشت (و علاوه بر دلایلی که به ذکر نام آن خواهیم پرداخت) با وجود قابلیت های خوبی که در بعضی از آنان دیده می شد و امید بر آن بود که از آن نسل، خوبانی در عرصه تاریخ ظاهر شوند که این چنین هم شد، به همین جهت نگاه و خطاب آیات به آنان، نگاه عبرت گیری و پند آموزی بوده است که متأسفانه اقوام گذشته به آن توجه نکردند و به طور کلی از قابلیت هدایت، ساقط شده و دچار عذاب های سختی شدند تا عبرتی برای آیندگان باشند.
"وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا"؛ اين كفر و شرك و معاصى، اقتضاء همه گونه بلاء و عذاب دارد؛ لكن مانع آن اين است كه: بسا موفق به توبه و ايمان شوند يا در نسل آنها افرادي صالح به وجود آيند.(2)
با این حال در روایات بسیاری داریم که امت رسول خدا صلوات الله علیه، امت (مرحومه) بخشیده شده اند، یعنی امتی که مورد لطف و عنایت ویژه الهی اند و مبنای این لطف را خدای متعال در بعضی از آیات قرآن و نیز بیان مفسرین آورده است که می توان به بعضی از آن با ذکر آیه مربوطه اشاره کرد.
ب) خواست خدا و اجل معلوم:
خدای متعال در سوره‌ي طه، آيه‌ي: 129، فرمود:
"وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكانَ لِزاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى"؛ ‍(3) و اگر نبود كلمه از پروردگار تو در تأخير عذاب، هر آينه نزول عذاب بر آنها لازم و حتم بود و اگر نبود اجل و مدّتى كه خدا بر آنها معيّن فرموده؛ به مجرّد طغيان آن ها، عذاب نازل مي شد.
ج) بقای دین تا قیامت
نوشته اند:
خدای متعال، به پيغمبر خود، وعده فرموده كه: آن نحوه كه عذاب بر امم(امت های) سابقه نازل مي شد و به كلّى از بين مي رفتند، بر اين امّت نازل نفرمايد؛ لذا اين امّت را امت مرحومه نام نهادند و سرّ آن اين است كه دين مقدّس اسلام، آخرين اديان عالم است و بايد تا دامنه قيامت باقى باشد و روز به روز علم (پرچم) اسلام بلندتر گردد! لكن عذاب آنها را خداوند مقرر فرمود تا از حين موت، سختى جان دادن و گودال قبر و برزخ و حشر در قيامت و عذاب جهنّم باشد؛ لذا مي فرمايد:
(وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ) اگر اين حكمت و مصلحت نبود و اين وعده الهى، (لَكانَ لِزاماً) البتّه بر اينها هم عذاب‏ها نازل مي‌شد، و لازم مي شد.(3)
د) وجود شیعیان مولای متقیان
در بعضی دیگر از تفاسیر یکی از علت های مرحومه بودن امت پیامبر و این که در دنیا چون اقوام گذشته دچار عذاب الهی نمی شوند را، شیعه مولای متقیان بودن دانسته اند.
به تفسیر این آیه شریفه که در یک تأویل، وجود شیعیان، مانع عذاب سخت و بنیان کن بيان شده است؛ دقت کنیم!
خداي متعال مي‌فرمايد:
"لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ"؛ بنا به یک تأویل، خدا گناهان گذشته و آينده امّت پيامبر را با شفاعت آن‏ حضرت مى‏آمرزد؛ به دليل پيوندى كه ميان امّت و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله وجود دارد...!
از امام صادق عليه السّلام در مورد اين آيه سؤال شد؛ حضرت فرمود:
به خدا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله، هيچ گناهى نداشته؛ ولى خداوند سبحان براى پيامبر ضمانت كرد كه گناهان گذشته و آينده شيعيان على عليه السّلام را بيامرزد.(4)
و) امر به معروف و نهی از منکر
و باز در آیات الهی به این موضوع اشاره شده است که اگر مسئله امر به معروف و نهی از منکر در امت های سابق ساری و جاری بود، آنان نیز هرگز به عذاب عبرت آموز دچار نمی شدند و این موضوع چون در امت پیامبر وجود داشت، به همین دلیل از چنین عذاب هایی تا روز قیامت خبری نیست.
"فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ وَ كانُوا مُجْرِمِينَ"؛ (سوره هود آیه 116)
پس چرا و براى چه نبود از قرون سابقه كه هلاك شدند مثل عاد و ثمود و غير آنها صاحبان عقل و ايمان و فهم و ادراك كه قوم خود را نهى كنند و جلوگيرى كنند از فساد در روى زمين تا عذاب بر آنها نازل نشود مگر عدّه قليل مثل انبياء و كسانى كه ايمان آورده بودند به آنها از كسانى كه ما آنها را نجات داديم و متابعت كردند كسانى كه ظلم كردند آنچه را كه در او خوش گذرانى ميكردند از لذائذ دنيوى و بودند گناه كار مرتكب اعمال قبيحه.
خدای متعال امت پیامبر را بهترین امت خطاب می کند؛ زیرا که اهل معروف و ناهی از منکرند؛ "كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ" ؛ (سوره آل عمران آيه 106)
كه اگر امر بمعروف و نهى از منكر نباشد، امتيازى با ساير امم (امت ها ) ندارند و همان معامله كه با آن ها شده با شما هم مي شود.(5)
ه) وجود پیامبر و طلب آمرزش
در جایی دیگر از قرآن، علت عدم عذاب بر امت پیامبر را، وجود شخص پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله و استغفار و طلب آمرزش آنها دانسته است؛ زیرا هم وجود شخص نبی مکرم و هم طلب مغفرت الهی موجب رفع عذاب شده است.
"وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ"؛ (سوره انفال آیه 33)
ولى (اى پيامبر!) تا تو در ميان آنها(مشرکین و کفار) هستى، خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد و (نيز) تا استغفار مى‏كنند، خدا عذابشان نمى‏كند.
پی نوشت ها:
1. يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: 593.
2. أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏11، ص41 تا 44.
3. همان، ج‏9، ص: 125.
4. ترجمه جوامع الجامع، ج‏6، ص: 59.
5. أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏7، ص: 139.