حکم استمنا یا همان خودارضایی چیست؟چگونه میشود از این عادت ناپسند خلاصی یافت؟
پرسش: دینی
شرح : حکم استمنا یا همان خودارضایی چیست؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
استمنا و خود ارضايي آن است که انسان با خود کاري کند و شهوت خود را تحريک کند که مني از او بيرون آيد . خود ارضايي حرام و گناه کبيره است . عوارض نامطلوبی در دنیا و آخرت دارد . ضرر هاي زياد بر جسم و روح انسان وارد می کند.(1) کسي که مرتکب خود ارضايي شده ، واجب است توبه کند . از خداي خود طلب عفو و بخشش نمايد. اگر واقعا توبه کند و تصميم بر ترک گيرد ، خداوند مي بخشد.
در صورتی که در اثر خود ارضایی منی از انسان خارج شود، برای نماز و روزه باید غسل جنابت انجام بدهد.
پی نوشت :
1. آیت الله خامنه ای ، رساله اجوبه استفتائات ، س 787.
پرسش: چگونه می شود از عادت ناپسند خودارضایی خلاصی یافت؟
پاسخ:
بسیار شاد هستیم از اینکه با اراده خودتان به عبادت خدواند متعال روی آورده اید . ان شاء الله با همین اراده خواهید توانست بر این عادت ناپسند نیز غلبه نمایید.
آنچه در نامه نوشتهاید که «مخصوصاً زمانی انجام میدهم که ناراحتم» به خوبی نشاندهنده آن است که هر گونه احساس ناراحتی و ناخوشایندی مانند: شرایط استرس و تنیدگی، احساس گناه و تقصیر کاری، و مانند آن میتواند به ایجاد یک چرخة باطل و افتادن مجدد در دام خودارضایی منجر گردد.
کاهش میل جنسی رسیدگی به جنبهها و عوامل بدنی آن ها است که نسبتاً مشترک هستند و یک درمان باید مبتنی بر کنترل خویشتن در هر شرایطی باشد. بنابراین درمان ها تماماً مبتنی بر استقرار اراده افراد در درون خویشتن هستند ، نه صرفاً کنترل این عادت ناپسند بر اساس عوامل خارجی که البته تلقی نادرستی است و آن هم غیر قابل وصول است؛ به ویژه هنگامی که فرد توانایی ایجاد تصاویر ذهنی با سرعت بالا و امکان رسیدن به یک احساس اضطراب توأم با لذت را در سر میپروراند. برطرف شدن این مسأله نیاز به مراجعه داشته و خوددرمانی نمیتواند راهبردی مناسب باشد. روانشناسان با جستجو در ابعاد پدیدآیی اختلال با موارد متعددی روبرو میشوند که در یکی از ابعاد میتوان وجود برخی اختلالات شخصیتی مانند شخصیتهای وسواسی یا وجود برخی اختلالات مانند اضطراب را به وضوح مورد تشخیص قرار داد. این البته یک حقیقت است که باید با پرهیز از استفاده مواد محرک غذایی گرم و مقوی است؛ همچنین پرهیز از محرک های مکانیکی مانند لباسهای تنگ و چسبان، پرهیز از محرک های دیداری و ادراکی و دور شدن از موقعیتهای مرتبط با احساس جنسی می توانید خود را از دسترس برانگیختگی جنسی دور سازید.
توجه داشته باشید که پرهیز از محرکهای جنسی به عنوان یک اقدام در جهت متوقف ساختن عادت خودارضایی در سراسر دنیا متداول بوده و پایهایترین اقدام تلقی میگردد . بدون آن هیچ یک از اقدامات درمانی از تضمین کافی برخوردار نیست. همچنین برخی موقعیتها مانند هنگامی که تنها هستید، میتواند زمینه ای مساعد را برای این رفتار فراهم نماید که میتوانید بیش تر اوقات را در جمع بگذرانید. در آخرین ردیف اقدامات کاهشی میتوانید بر یک بعد فعالیت تولیدگرانه و سازنده که شما را از پرداختن به خودتان بازدارد، بهره بگیرید. پرداختن به فعالیتهای ورزشی نیز میتواند در زمره این قبیل فعالیت ها ارزیابی گردد.
از سوی دیگر همان گونه که اشاره نمودهاید یکی از ساده و در دسترسترین روش های خودارضایی روشهای مکانیکی است که بر اثر تکرار فرد میتواند با سرعت رخ داده و در نهایت بدون واسطه و فقط با یک تصور که جنبة ذهنی دارد رخ دهد.
در این شرایط نخستین اقدام باید متمرکز بر درمان اختلالات اضطرابی استوار گردد. متأسفانه وجود اضطراب به عنوان یک اختلال و عامل تقویت کننده و نگهدارنده عادت ناپسند( و نه اختلال!) خودارضایی مطرح است . استفاده از روش هایی مانند تن آرمیدگی و متوقف ساختن افکار اضطرابی میتواند به شما کمک کند تا از میزان خودارضایی کاسته شود و به تدریج قطع گردد. اما ضرورت متوقف ساختن اضطراب به هر نحو ممکن ما را ملزم میسازد که اگر بیش از اندازه بود و نشانههای بدنی مانند: لرزش دست و پا، یخ کردگی، تعرق بدن، داغ شدن ناگهانی بدن و احساس گر گرفتگی، افزایش ضربان قلب و احساس کوبیدن قلب و جز آن را نشان داد، باید به روانپزشک مراجعه نمود و با دریافت دارو این نشانهها را متوقف سازید.
اما برای برطرف نمودن اضطراب در صورتی که دارای این شاخصهها نباشد یا بسیار خفیف باشد، میتوانید از روش مکمل درمانی مانند «تنآرمیدگی» و «تنظیم صحیح تنفس» استفاده نمایید.
میتوانید برای اجرای تن آرمیدگی بدن تان را به شانزده گروه عضلانی( نوک انگشت تا مچ دست؛ مچ تا انتهای آرنج ؛ بازو تا کتف؛ در هر دست؛ نوک انگشتان پا تا مچ پا، عضلات ساق پا، ران تا کشاله ران؛ عضلات پیشانی بعلاوه عضلات کاسه سر؛ عضلات صورت و فک؛ عضلات گردن و سینه؛ مجموعه عضلات شکم) تقسیم نموده و هر یک را به طور جداگانه برای مدت 7 ثانیه با شمارش معکوس به طور نسبی منقبض نموده و سپس ظرف مدت 3 شماره آن را رها سازید . بعد بر احساس خوشایند بین حالت گرفتگی و انقباض و حالت رها شدگی متمرکز شوید.
همچنین برای اجرای صحیح تنفس باید مراحل ذیل را طی نمایید:
- دراز بکشید.
- یک دست روی سینه یک دست روی شکم .
- به یک مساله دیگر فکر کنید.
- بر روی دستان تان متمرکز شوید .کدام دست با هر دم بالا میرود.
یکی دیگر از الزامات درمان پرهیز از افکار مبتنی بر احساس تقصیر و گناهکاری کاملاً ضروری است ،چرا که فرد را از خودش مأیوس ساخته و وادار به ادامه دادن در مسیر عادت ناپسند مینماید. احساس افراطي گناه که در آن خودتخریبی صورت میگیرد ،به هيچ وجه مطلوب نيست، بلکه احساس گناه فزاينده در جهت ادامه اجرای عادت ناپسند خودارضایی است.
احساس گناه يکي از بزرگترين منابع اضطرابزاست. ميتوان دريافت که احساس گناه بيش از حد زمينهاي براي خودارضايي بيش تر فراهم ميآورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيکران الهي به تعديل احساس گناه بپردازيد. احساس گناه تا حدي خوب و مفيد که فرد را به سمت جبران خطاها از طريق انجام اعمال نيک و خداپسندانه رهنمون سازد، نه آن که به گناه بيش تر سوق دهد.
اما در نهایت اصلی ترین راه برطرف نمودن این عادت ناپسند استفاده از روش های تغییر فکر و توقف افکار مبتنی بر تصاویر جنسی است که میتواند احساسی خوشایند در فرد ایجاد نماید. هر چند با انجام روشهای تنآرمیدگی میتوان تا حدّ زیادی از ادامه این روند کاست. اما در درمان به آن نیز بسنده نمیشود و به فرد مبتلا یاد میدهند که چگونه با شمارش 1، 2، 3، به خودش با صدای بلند فرمان بس! داده و فکر خود را که شامل تصاویر جنسی متوقف سازد.
این روش ظاهراً ساده کاملاً اثربخش بودن خود را اثبات نموده است و یکی از روش های جالب و کوتاه توقف فکر محسوب میگردد. فرد پس از مدتی در نهایت قادر میشود تا با یک صدای نجوای درونی به افکار نامتناسب خود پایان دهد.
اما از آن جا که افراد دارای ویژگی های منحصر به فردی نیز هستند، همیشه بررسی بالینی افراد این امکان را به روانشناس میدهد تا بهترین روش درمانی را بر اساس ویژگیهای فرد طراحی نماید و آن را همچنان تقویت نماید. به هر حال نباید فراموش نمود که ما با طیف وسیعی از فنون درمانی روبرو هستیم که هر یک کارآیی خاصی را برای یک فرد داشته و میتواند جالب توجه و کامل تلقی شود و نقش آفرین باشد.






