ختری 25 ساله و سنتی و مذهبی هستم.خیلی از بالا رفتن سنم و ازدواج نکردنم نگرانم. با توجه به نیازم به ازدواج وخوشبختی،خیلی می ترسم که مصلحت خداوند در ازدواج نکردنم باشه!(مثلا با ازدواجم خوشبخت نشم یا از چاله درآم بیافتم توچاه) خواهش میکنم بهم بگید با توجه به قدرت مطلق خداوند، میشه با توکل به خدا و دعا و توسل به ائمه، مشیت و مصلحت پروردگار بر ازدواج کردنم قرار بگیره؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.

مشكل اساسي شما عدم اعتماد به نفس و باور نداشتن استعدادها و توانايي‌هايي است كه خداوند در شما و هر انساني قرار داده است. انساني كه به خودباوري رسيده باشد و به خلقت حكيمانه و نگاه كرامت‌آميز خداوند به انسان توجه داشته و آن را باور داشته باشد و به اين بيان گوهربار امير مؤمنان عليه السلام ايمان آورده باشد كه فرمودند: آيا تو مي‌پنداري كه تنها يك جرم و جسم كوچكي هستي؟ در حالي كه همه عالم (از قوانين و نظم و نظامات و ساير استعدادهاي رشد يابنده و كمال‌آفرين آن) در تو خلاصه شده است؛ چنين انساني خود و توانايي‌هاي خدادادي خود را باور مي‌كند و با اعتماد به نفس در مورد هر كاري مي‌انديشد، تدبير و برنامه‌ريزي مي‌كند و به جلو مي‌تازد. درنگ و توقف،‌ترس و واهمه را از فرهنگ‌نامه ذهن خود پاك مي‌كند.
خواهر گرامي، ترس شما در مورد ازدواج يك وسوسه شيطاني و بر خلاف اصول عقلي و آموزه‌هاي شرعي و ديني است. ساعتي فارغ از همه چيز با خودت خلوت كن و به انديشه و تفكر در مورد اين پرسش بنشين كه آيا ترس و واهمه من از ازدواج به بهانه اينكه شايد از چاله تو چاه بيفتم، عقلاني و خردمندانه است؟
اگر همه انسانها، خردمندان و همه مؤمنان در مسئله ازدواج و يا در هر كار مهمي مثل شما مي‌انديشيدند، دنيا چه وضعيتي پيدا مي‌كرد؟ آيا ازدواجي صورت مي‌گرفت؟ آيا عفاف و عفتي باقي مي‌ماند؟ آيا سنگي روی سنگي بند مي‌شد؟
ازدواج مورد رضایت خداوند است؛ پس خدا آن را از شما می خواهد و مطمئن باشید اگر از خدا بخواهید و در این مسیر اقدام کنید به خواسته خود خواهید رسید!
همه بايد به خدا توكّل كنيم و در همه امور به خصوص امر مهم ازدواج به او اعتماد نماييم، اما معناي توكل، ناديده گرفتن واسطه ها نيست. مشيت خداوند بر اين تعلق گرفته است كه در اين جهان مردم براي رسيدن به مقاصد خود از اسباب و وسائل موجود با حفظ عزت و كرامت خويش، كمك بگيرند، همان طوري كه امام صادق(ع) فرمود: "خداوند امتناع مي ورزد از این كه كارها را بدون اسباب جاري سازد؛ پس براي هر چيزي سببي قرار داده است".(1)
در حديث معروفي مي خوانيم: مردي در حضور پيامبر(ص) شترش را رها كرد و گفت: توكل بر خدا كردم! حضرت فرمود: شتر را ببند و توكل بر خدا كن.(2)
گفــت پيغمبـر به آواي بلنــد با توكل زانوي اشتر ببنـد
در مورد ازدواجِ امام علي(ع) با ام البنين گفته شده است که:
به معرفي عقيل، برادر حضرت امير(ع) ايشان به همسري امام در آمد.(3)
بنابراين امام علي(ع) نيز براي شناخت همسر آينده خود كه داراي ويژگي هاي مهم اخلاقي، از جمله شجاعت باشد، از برادرش كمك مي‌خواهد و اين را منافي توكل نمي داند.
البته نقش واسطه ها در ازدواج بسيار مهم و تعيين كننده است؛ زيرا چه بسا دختران و پسرانِ شايسته ایي باشند و كسي از آن‌ها اطلاعي نداشته باشد. بايد افرادي نقش واسطه گري داشته باشند، همان طور كه در امور ديگر مانند تجارت اين مسئله ديده مي‌شود. توليد كننده تا كالاي مرغوب خود را به ديگران عرضه نكند و يا تبليغاتي نداشته باشد، در عرصه رقابت بازار جايگاهي ندارد.
بر اين اساس به منظور ترويج فرهنگ ازدواج، اسلام توصيه مي‌كند افرادي نقش واسطه در ازدواج داشته باشند . در این راستا دین مبین اسلام هم بر اين كار، ‌آثار اخروي زيادي مترتب كرده است؛ مثلاً از امير مؤمنان علي(ع) نقل است:
"بهترين شفاعت آن است كه ميان دو نفر براي امر ازدواج ميانجي گري كني تا اين امر به سامان برسد".(4)
پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد:
"هر گامي كه انسان در اين راه بردارد و هر كلمه ایي که بگويد، ثواب يك سال عبادت در نامه عمل او مي نويسند".(5)
بنابراين پيشنهاد ما اين است كه:
اولا در مسير ازدواج گام بگذاريد كه رضايت و خشنودي خدا و پيامبر (ص) در ازدواج است؛
ثانيا كتاب‌هاي زير را تهيه و مطالعه كنيد:
1. نقش دين در خانواده، نوشته صادق احسان‌‌بخش.
2. آيين همسرداري، ابراهيم اميني.
3. جوانان و انتخاب همسر، علي‌اكبر مظاهري.
4-اخلاق در خانواده، حسين مظاهري.
5. بهشت خانواده، دكتر مصطفوي.
جهت تقويت اراده و قدرت اعتماد به نفس هم كتاب‌هاي زير را مطالعه كنيد:
1. معجزه اراده، نويسنده: نورمن وينست‌پيل،‌مترجم: وجيهه آزرمي.
2. بهترين راه غلبه بر نگراني‌ها و نااميدي‌ها، محمدجعفر امامي.
3. آيين زندگي، ديل‌كارنگي، ترجمه افخمي.

پی­نوشت­ها:

1. اصول كافي، ج 1، ص 183.
2. المحجه البيضاء، ج 7، ص 426.
3. ابن اثير،‌ الكامل، ج 3، ص 333.
4. وسائل الشيعه، ج 14، ص 27.
5. همان.