سلام و خسته نباشید
لطفا جوابمو بهم ایمیل کنید
راستی اگه میشه جواب قانع کننده باشه
چرا در دعاها هست
لا فرق بينك و بينها الا انهم عبادك
این به نظر شرک میاد که بگیم بین ائمه و خدا تفاوتی نیست مگر تفاوت مخلوقی!
اصلا جمله به نظر من شرک آمیزه! خدا میگه در قرآن "هیچکی مثل من نیست" این جمله میگه بین ائمه و خدا فرقی نیست! لطفا با دلایل معقولانه جواب منو بدید!
اجر شما با خدا
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
این سخن فرازی از دعای نورانی رجبیّه است که از ناحیه مقدسه حضرت مهدی(ع) نقل شده و در مفاتیح الجنان آمده:
«اللهمّ إنّی أسئلک بمعانی جمیع یدعوک به ولاة أمرک... لا فرق بینک و بینها إلاّ أنّهم عبادک وخلقک؛(1) خداوندا تو را میخوانم به همه معانی که با آنان تو را صاحبان امر تو میخوانند، آنان که فرقی بین تو و آن ها نیست. مگر در این که بندگان و مخلوق تو هستند».
بر اساس نص صریح قرآن کریم هیچ موجودی مثل خداوند نیست، از این رو به طور مطلق فرمود: «لیسَ کمثلهِ شیءٌ».(2)
بنابر این هرگز نباید حضرات معصومین(ع) را مثل خدا تصور کرد، چون خداوند از مثل و مانند منزه است. ولی در باره فراز یاد شده به چند نکته اگر توجه شود ، مشکل مطرح شده در پرسش به آسانی قابل حل است ، زیرا بر اساس این نصیحت حافظ که می گوید :
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نیی جان من خطا این جاست
پيش از تردید در مفهوم آن گونه آموزه های متعالی باید در باره معنای آن ها دقت و پرس و جو نمود .
در دعای یاد شده گرچه در ابتدا تعبیر «لا فرق» آمده، ولی در ادامه تصریح شده که حضرات معصومین(ع) که صاحبان امر خداوند و معدن کلمات الهیاند، بنده و مخلوق خدا هستند. همین که بنده و مخلوق است، پس یک فرق و تفاوت نامحدود و نامتناهی بین آن ها و خدا وجود دارد، چون بنده و مخلوق هر اندازه مقرب درگاه خداوند باشد، باز تفاوت او با خداوند در حد و حساب نمیگنجد، چون بنده و آفریده هرگز قابل قیاس با خالق خود نیست، به دلیل این که هستی خالق نامحدود و واجب الوجود است. هستی مخلوق و بنده ممکن الوجود و محدود است . وجود محدود و ممکن الوجود هرگز طرف مقایسه با ذات نامتناهی قرار نمیگیرد.
نباید از این سخن دچار آن تصور شد که در پرسش آمده و حضرات معصوم(ع) را مثل و مانند خدا تصور کرد، چون این سخن در صدد بیان حقیقتی عرفانی است، زیرا بر اساس مبانی عرفان اسلامی، انسان کامل به عنوان گل سرسبد آفرینش و خلیفه خدا روی زمین ، مظهر و آیينه و آیت اسما و صفات خداوند است، مثلاً مظهر علم خداوند، مظهر حکمت الهی، مظهر رأفت الهی، مظهر حلم الهی است، بنابر این اگر در دعای یاد شده فرق بین خدا و معصوم نفی شده و تنها در مخلوقیت و بندگی فرق بیان گردیده، ناظر به مقام خلافت الهی آنان است، چون مراد از خلافت الهی که در قرآن آمده(3) جانشینی نیست، زیرا خداوند منزه از جانشین داشتن است، بلکه مراد مظهریت اسما و صفات است ،یعنی خداوند در روی زمین انسان کامل را به عنوان مظهر و محل ظهور و تجلی اسما و صفات خود قرار داده است.
مراد دعا این است که ائمه(ع) به عنوان مخلوق و بندگان صالح خداوند، مظهر اسما و صفات خداوند اند، یعنی صفات و جمالی که در خداوند بالذات و بالاصاله وجود دارد، در آن ها به نحو مظهریت وجود دارد . آن ها آینهای هستند که صفات خدا را نشان میدهند.
برخی از عارفان در این رابطه در باره پیامبر می گوید :
ز احمد تا احد یک میم فرق است جهانی اندر آن یک میم غرق است
منظور از آن میم ، ممکن الوجود بودن است . فرق خالق با پیامبر ، جنبه امکانی پیامبر اکرم است که البته در همین فرق عالمی از اسرار و حقایق وجود دارد.
بنابر این به دلیل آن که انسان کامل مظهر اسمای خداوند است ، همه صفات حق را را به نحو مظهریت داراست . آن سخن محمل و توجیه درست دارد . در واقع مفهوم همان کلام نورانی است که در دعای رجبیه از ناحیه مقدسه حضرت بقیةالله آمده است.
در آن بیان نورانی حقایق بسیاری درباره صفات انسان کامل اشاره گردیده است . تمام آنچه عارفان بزرگ درباره انسان کامل گفتهاند ،بازتاب عرفانی این گونه حقایق است که در آموزههای اهل بیت(ع) اشاره گردیده ، ولی تمام مقاماتی که در عرفان برای انسان کامل مطرح شده و در پرسش بدان اشاره گردیده ، مطلب عرفانی است . تمام حقایق از این قبیل، همه برای انسان کامل از رهگذر عبادت و بندگی خالصانه خداوند نصیب آن ها شده است و دارای مقام عبودیت مطلق هستند. امیر مؤمنان جمله زیبایی دارد و گفته است:
«کفى لی فخراً أن أکون لک عبداً؛(4) همین افتخار مرا بس است که بنده تو هستم».
مطالعه کتاب «انسان کامل از نگاه امام خمینی»(5) مفید است.
پینوشتها:
1. مفاتیح الجنان، ص 245.
2. شورا (42) آیه 11.
3. بقره (2) آیه 30.
4. بحار الانوار، ج 38، ص 340، نشر دار الاحیاء للتراث العربی.بیروت 1403 ق.
5. نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم 1388.ش.






