با سلام و به نام خدا
حرف ها يي که بنده در زير براي شما آورده ام، واقعا خواستارم که خط به خط آن را خوانده و مسائلي را که در آن برايم اتفاق افتاده است(و گاهی موجب آشفتگي و پريشاني ذهن من می شود) با کمال حوصلگي و با دقت پاسخ دهيد، بنابراين اگر حوصله ي خواندن آن را نداريد ، لطفا برويد به کار هاي ديگرتان برسيد و اين متن را به کسي بدهيد که بتواند حکم دقيق آن را بدهد ، چون پاسخِ مسائل مطرح شده ي زير براي من مهم است:
اينجانب جواني هستم که چندين سال است که به وسواس مبتلا هستم ،در نماز تمرکز نداشته و زياد شک مي کنم و برايم تقريبا عادت شده است . شکيات من به گونه اي است که در زير براي شما توضيح خواهم داد:
1-معمولا در هر نماز ، در رکعت اول شک مي کنم که دو سجده به جا آورده ام يا نه ، البته شکم دو جور است گاهی اوقات به گونه اي است که گمان و حسم به من می گوید که دو سجده به جا اورده ام و گاهی هم شکم به گونه ای است که واقعا نمیدانم چند سجده انجام داده ام،اما در هر دو حال وسواس من را اذيت کرده و از طرفي چون نمازهاي روزانه 5 وعده است لذا سر در گم شده و تمرکزم را از دست داده و واقعا نمي دانم که چند سجده به جا اورده ام يعني وسوسه و شک مرا آزار مي دهد و نمي گذارد که به نمازم ادامه دهم .اگر بخواهم واضح تر برايتان توضيح دهم ، بايد بگوييم که در اثر وسواس و تکرار آن در نمازها مي شد که حتي اگر به گمان زياد بدانم که چند سجده انجام داده ام باز نمازم را سلام مي دادم و دوباره مي خواندم .اين شک (درتعداد سجده ها ) در رکعت آخر هم برايم زياد اتفاق مي افتد و معمولا موقعي است که سجده ي اخر را کمي بيشتر ذکر مي گوييم .گاهي اين طور شک ها را در رکعات ديگر هم مي کنم. شک هاي من، بيشتر موقعي اتفاق مي افتد که حواسم سهوا يا عمدا به جاي ديگري ميرود و فکرم مشعول مساله اي مي شود.
2- معمولا درنماز چهار رکعتي بين رکعات سه و چهار زياد شک مي کنم و به گونه اي که در بالا بيان کردم حتي اگر به گمان و حسم بدانم که 4 رکعت خوانده ام باز به وسوسه افتاده و نمي دانم که بنا را بر چند بگذارم . حکم مساله را در مورد اين شک مي دانم ولي در جايي شنيده بودم که اگر کسي زياد بين 3و 4 شک مي کند نباید اعتنا کند و بايد بنا را بر 4 بگذارد لذا من بعضي مواقع اين کار را مي کردم( در مواقعي که گمان مي کردم که چهار رکعت خوانده ام) و بعدش يک رکعت نماز احتياط هم مي خواندم اما در دل به خويش مي گفتم: تو که 4 رکعت خواندي اما خواندن اين نماز احتياط که ضرري که ندارد پس بخوان. مواقعي هم مي شد که در شک بین 3و 4 گمانم به من می گفت که 3 رکعت خوانده ام اما وسواس و تکرار اين شک در نماز هاي مختلف مرا اذيت مي کرد و نمي گذاشت که به آن چه در ذهن و گمان ام است اعتنا بکنم و به ترديد و شک نيفتم در نتيجه تسلط و کنترل فکرم را نداشتم و نمي توانستم به طور قطع تصميم بگيرم.( در این مواقع که حسم به این است که 3 رکعت خوانده ام بنا را بر سه یگذارم یا 4 ؟)
3- بعضي مواقع هم بين رکعات 2و 3 در نماز هاي 3 رکعتي و چهارکعتي شک مي کنم. حکم ان را در رسا له مي دانم اما براي من که وسواس و شک زياد دارم تکليف چيست؟ مخصوصا در نماز 3 رکعتي که اين شک نماز را باطل مي کند اما شک من به گونه اي است که در بالا توضيح دادم . یعنی به احتمال زیاد تر کر میکنم در رکعت 3 هستم اما باز فکر وسواس میگوید که شاید رکعت 2 هستم؟ و نمیتوانم به این تصمیم برسم که رکعت سوم بوده ام؟در این مواقع باید بنا را بر سه بگذارم؟
4- در نماز هاي دو رکعتي نيز بعضي مواقع مي شود که حواسم پرت شده و با وجود اينکه تقريبا گمانم می گوید که 2 رکعت خوانده ام باز به شک مي افتم که رکعت 2 هستم یا دو ؟

خوب وظيفه ام چيست در شکهایی که گمانم به طرفی میرد به آن گمان باید اعتنا کنم یا باید جور دیگری عمل بکنم مثلا در شک3و4 که حسم به 4 میرود به گمان ام بايد اعتنا بکنم يا نه؟و آیا لازم است نماز احتیاط بخوانم؟
البته بعضی مواقع هم واقعا بین 3و 4 شک مینکم و یا بین 2و 3 شک مینکم ؟
در مورد مهرها يي که در بازار ، براي جلوگيري از شک آمده است بايد بگوييم که من بيشتر در بيرون ام تا در خانه و لذا اصلا (به خاطر خجالت)نمي توانم که از آن ها استفاده بکنم
5-اکثر شک هاي من طوري است که تقريبا حس میکنم که در چه هستم اما در اثر وسواس و حواس پرتي نمي توانم درست تصميم بگبرم؟
6-در ضمن من در مکان هاي عمومي درست نميتوانم تمرکز داشته باشم و مثلا اگر بين دو نماز و يا بعد از نماز قرائت قرآن شود يا دعا خوانده شود و يا سخنراني شود و يا اگر کسي در کنار من با صداي بلند نماز بخواند ، من نمي توانم در ست تلفظ بکنم و تمرکز داشته باشم به آن چه مي گويم ؟ و قاطي مي کنم ودر نتيجه زياد شک مي کنم در گفتن اذکار مثلا اين که آيا آيه ي قبلي را درست خواندم و يا اول آيه را خوب گفتم ؟و ...
7-بعض مواقع به خاطر عصبانيت و يا ناراحتي از مساله اي در نماز حوسم خوب جمع نيست وتمر کز درستي ندارم و شک مي کنم ، وظيفه ام چيست؟
بعضی مواقع هم فکرم جایی مشغول است و شک میکنم ، بالاخره چه باید کرد؟

پرسش 1:
وسواس
شرح : جواني هستم که چندين سال است که به وسواس مبتلا هستم ، در نماز تمرکز نداشته و زياد شک مي کنم و برايم تقريبا عادت شده است . شکيات من به گونه اي است که در زير براي شما توضيح خواهم داد: 1-معمولا در هر نماز ، در رکعت اول شک مي کنم که دو سجده به جا آورده ام يا نه ، البته شکم دو جور است: گاهي اوقات به گونه اي است که گمان و حسم به من مي گويد که دو سجده به جا آورده ام و گاهي هم شکم به گونه اي است که واقعا نمي دانم چند سجده انجام داده ام،اما در هر دو حال وسواس من را اذيت کرده و از طرفي چون نمازهاي روزانه 5 وعده است ، سر در گم شده و تمرکزم را از دست داده و واقعا نمي دانم که چند سجده به جا آورده ام ،يعني وسوسه و شک مرا آزار مي دهد و نمي گذارد که به نمازم ادامه دهم .
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
نگراني و پريشاني شما را درک مي کنيم . متاسفانه بايد بگوييم نامه هاي مشابه با نامه شما به اين مرکز ارسال مي شود . در صورتي که به وظيفه شرعي خود و دستور عمل ذيل عمل کنيد، اميدواريم که مشکل شما حل شود.
به اين نکته دقت کنيد که اين حالت ها و شک ها از جانب شيطان مي باشد (الذي يوسوس في صدور الناس ؛ شيطان کسي است که در دل انسان وسوسه ايجاد مي کند ) . يکي از حربه هاي شيطان براي دلسرد کردن مومن اين است که او را وسوسه مي کند . شک و دودلي براي او ايجاد مي کند تا انجام عبادت براي او سخت و مشکل شود . در برخي از مواقع کل عبادت و معنويات را کنار بگذارد.
وظيفه شما اين است که به شک هاي خود اعتنا نکنيد . اگر در انجام کاري شک کرديد، بنا را بر اين بگذاريد که آن کار را انجام داده ايد، مگر اينکه انجام آن کار باعث باطل شدن نماز شود. در اين صورت بنا را بر عدم انجام بگذاريد.(1)
اگر شک کرديد که سجده دوم را انجام داده ايد يا نه، بنا را بر انجام بگذاريد. اگر شک داريد که رکعت چهارم را خوانده ايد يا نه، بنا را اين بگذاريد که رکعت چهارم را خوانده و نماز خود را تمام کنيد.
اما اگر شک کرديد که سه سجده انجام داده ايد، با توجه به اينکه هر رکعت دو سجده دارد ،بنا را براين بگذاريد که فقط دو سجده به جا آورده ايد.
بايد در همه افعال و اذکار و رکعات نماز به اين شکل عمل کنيد . مطمئن باشيد که اگر به اين وظيفه عمل کنيد، شيطان هم از شما نا اميد مي شود . وسوسه هاي خود را قطع مي کنيد. بنابراين کافي است چند مرتبه به شک ها و وسوسه ها اعتنا نکنيد . با کمال آرامش به وظيفه خود عمل کنيد . به راحتي نماز خود را تمام کنيد تا خودتان بعد از چند بار احساس کنيد که ديگر دچار وسوسه نمي شويد.
مطمئن باشيد که اين وضعيت گذرا و قابل علاج مي باشد. افراد بسياري بعد از ابتلا به وسوسه نجات يافته اند. شما هم به خداوند توکل کنيد تا با توفيق آن قادر متعال از اين مشکل رهايي يابيد . موفق باشيد .
پي نوشت :
1. آيت الله خامنه اي ، رساله اجوبه استفتائات ، س 518 .
پرسش 2:
معمولا درنماز چهار رکعتي بين رکعات سه و چهار زياد شک مي کنم و به گونه اي که در بالا بيان کردم حتي اگر به گمان و حسم بدانم که 4 رکعت خوانده ام ،باز به وسوسه افتاده و نمي دانم که بنا را بر چند بگذارم . حکم مساله را در مورد اين شک مي دانم، ولي در جايي شنيده بودم که اگر کسي زياد بين 3و 4 شک مي کند ،نبايد اعتنا کند و بايد بنا را بر 4 بگذارد . بعضي مواقع اين کار را مي کردم( در مواقعي که گمان مي کردم که چهار رکعت خوانده ام) و بعدش يک رکعت نماز احتياط هم مي خواندم اما در دل به خويش مي گفتم: تو که 4 رکعت خواندي اما خواندن اين نماز احتياط که ضرري که ندارد ،پس بخوان. مواقعي هم مي شد که در شک بين 3و 4 گمانم به من مي گفت که 3 رکعت خوانده ام اما وسواس و تکرار اين شک در نماز هاي مختلف مرا اذيت مي کرد و نمي گذاشت که به آن چه در ذهن و گمان ام است، اعتنا بکنم و به ترديد و شک نيفتم .در نتيجه تسلط و کنترل فکرم را نداشتم و نمي توانستم به طور قطع تصميم بگيرم.( در اين مواقع که حسم به اين است که 3 رکعت خوانده ام بنا را بر سه يگذارم يا 4 ؟)
پاسخ:

با توجه به پاسخ سوال اول جواب روشن شد.
به همان شيوه اي که در سوال اول گفتيم عمل کنيد. شرعا اعتنا به وسوسه جايز نيست.
پرسش 3:
بعضي مواقع هم بين رکعات 2و 3 در نماز هاي 3 رکعتي و چهار رکعتي شک مي کنم.
پاسخ:

با توجه به پاسخ سوال اول جواب روشن شد.
به همان شيوه اي که در سوال اول گفتيم، عمل کنيد و بنا را به سه بگذاريد .

پرسش 4:
در نماز هاي دو رکعتي نيز بعضي مواقع مي شود که حواسم پرت شده و با وجود اينکه تقريبا گمانم مي گويد که 2 رکعت خوانده ام ،باز به شک مي افتم که رکعت 2 هستم يا دو ؟ خوب وظيفه ام چيست در شک هايي که گمانم به طرفي مي رود ،به آن گمان بايد اعتنا کنم يا بايد جور ديگري عمل بکنم ،مثلا در شک3و4 که حسم به 4 مي رود، به گمان ام بايد اعتنا بکنم ؟ آيا لازم است نماز احتياط بخوانم؟ البته بعضي مواقع هم واقعا بين 3و 4 شک مي کنم و يا بين 2و 3 شک مي کنم ؟ در مورد مهرهايي که در بازار ، براي جلوگيري از شک آمده است بايد بگوييم که من بيش تر در بيرون ام تا در خانه و اصلا (به خاطر خجالت)نمي توانم که از آن ها استفاده بکنم.
پاسخ:

با توجه به پاسخ سوال اول جواب روشن شد.
به همان شيوه اي که در سوال اول گفتيم عمل کنيد و بنا را بر دو رکعت بگذاريد .
مي توانيد از وسائل ديگري که جلب توجه نمي کند ،استفاده کنيد و براي کار هاي خود ، نشانه بگذاريد مانند تسبيح و مهر و چرخاندن انگشتر و ...
پرسش 5:
اکثر شک هاي من طوري است که تقريبا حس مي کنم که در چه هستم اما در اثر وسواس و حواس پرتي نمي توانم درست تصميم بگيرم.
پاسخ:

با توجه به پاسخ سوال اول جواب روشن شد.

پرسش 6:

در مکان هاي عمومي درست نمي توانم تمرکز داشته باشم. مثلا اگر بين دو نماز و يا بعد از نماز قرائت قرآن شود يا دعا خوانده شود و يا سخنراني شود و يا اگر کسي در کنار من با صداي بلند نماز بخواند ، نمي توانم درست تلفظ بکنم و تمرکز داشته باشم به آن چه مي گويم و قاطي مي کنم و در نتيجه زياد شک مي کنم در گفتن اذکار مثلا اين که آيا آيه قبلي را درست خواندم و يا اول آيه را خوب گفتم ؟و ...
پاسخ:

با توجه به پاسخ سوال اول جواب روشن شد.
اما سعي کنيد که در مکان هاي خلوت تر نماز بخوانيد . در هر صورت اگر شک کرديد ، به همان روش عمل کنيد.
اگر شک کرديد که آيه را درست خوانده ايد يا نه ، بنا را بر اين بگذاريد که درست خوانده ايد. .
پرسش 7:
بعض مواقع به خاطر عصبانيت و يا ناراحتي از مساله اي در نماز حواسم خوب جمع نيست و تمرکز درستي ندارم و شک مي کنم ، وظيفه ام چيست؟ بعضي مواقع هم فکرم جايي مشغول است و شک مي کنم ، بالاخره چه بايد کرد؟
پاسخ:

با توجه به پاسخ سوال اول جواب روشن شد.
سعي کنيد قبل از نماز فکر خود را آسوده کنيد . از حواس پرتي دوري کنيد . بعد نماز خود را بخوانيد .