به نام خدا
با سلام و تشکر از زحمات شما
سئوال بنده در مورد زندگی پس از مرگ هست که خدا در قرآن به زندگی جاوید اشاره کرده و در مورد آخرت نکاتی را گوش زد کرده قسمت اصلی سئوال من ایجا هست که زندگی جاویدان با تمام لذت های در آن برای انسان چه لذتی داره چون هرچی باشه بعد مدتی دیگه لذت نداره و برای مثال یک لیوان آب خنک وقتی خوب یا قدر اونا می دونی که اونا بدست آورد باشی چرا خدا انسان رو به باغهای پر از میوه نهر عسل و این جور چیزها تشویق کرده و تا کی اینها برای یه انسان جذاب آخر هرکسی براش اینها روزی تکراری مشه
با تشکر امیدوارم منظور من رو فهمیده باشید
پرسش: سوال بنده در مورد زندگی پس از مرگ هست که خدا در قرآن به زندگی جاوید اشاره کرده و در مورد آخرت نکاتی را گوشزد کرده ، زندگی جاویدان با تمام لذت های در آن برای انسان چه لذتی داره ،چون هر چی باشه، بعد مدتی دیگه لذت نداره ؟ برای مثال یک لیوان آب خنک وقتی خوبه یا قدر اونه می دونی که اونه به دست آورده باشی .چرا خدا انسان رو به باغ های پر از میوه نهر عسل و این جور چیزها تشویق کرده و تا کی این ها برای یه انسان جذابه؟ آخر هر کسی براش این ها روزی تکراری می شه .
پاسخ: با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز؛
ادامه زندگی انسان در آخرت، لازمه حکیمانه بودن داستان آفرینش است؛ زیرا بهشت و دوزخ،نتیجه و پاداش انتخاب های درست و یا نادرست انسان ها در زندگی دنیا است که انگیزه انسان ها را برای رسیدن به کمال و سعادت بالا می برد. اگر قرار باشد با رسیدن به این جایگاه یا پس از زندگی محدودی در بهشت دیگر انتهای داستان فرا برسد و فنا و نابودی در انتظار انسان باشد، برای آدمی چه انگیزه ای برای رسیدن به این نتایج باقی می ماند؟
انسان دارای روح جاودانه است. چون هستی و وجود یافت، دلیلی برای نابودی او وجود ندارد. جاودانگی جزئی از ذات وجود آدمی است. به همین خاطر جاودانگی عالم آخرت و بهشت، پدیده ای است که خواستة فطری و درونی انسان است که همیشه آن را می خواهد؛ بنابراین عالم آخرت و بهشت، پاسخی به خواستة درونی آدم است.
به علاوه آخرت محل برطرف شدن محدودیت ها و سرآغاز زندگی سراسر کمال و بهجت است. تکامل و رشد در ابعاد گوناگون در آن وجود دارد. امکان تعالی و تکامل روحی و معرفتی و.... به طور نامحدود برای بشر در آن جهان می طلبد که حیات در آن سرا هم نامحدود باشد.
البته چگونگی حیات در آخرت به صورت کامل و واضح برای ما روشن نیست تا بتوانیم در مورد اهداف زندگی در آن جا به درستی قضاوت کنیم اما وقتی امکان تکامل و رشد علمی و معرفتی در آخرت به مراتب بهتر و بیش تر از دنیا فراهم است و به دنبال شناخت بالا، عبودیت آزادانه و از روی محبت نیز در بالاترین مراتب آن مهیا است، پس بسیاری از اهداف خلقت انسان هم چنان در آخرت باقی است.
در دنیا تلاش می کنیم که به سعادت و بهره مندی روحی و جسمی کامل تر و بهتر در بهشت دست یابیم. در بهشت هم انسان می تواند با افزودن به درجات معرفت و شناخت خود مراتب بالاتری از قابلیت های انسانی را برای خود رقم بزند و به کمالات بیش تری دست یابد. شوق رسیدن به مراتب بالاتر و بهره های روحی و معنوی همراه آن خود بالاترین انگیزه و هدف برای انسان بهشتی است .
در نتیجه زندگی ابدی کاملا با هدف و غایتمند است. فرض کمال بالاتر و شوق رسیدن به آن و بهره مندی از لذت خالص و غیر قابل توصیف آن امکان کسالت و یکنواختی را منتفی می سازد.
علاوه بر اینکه در آن عالم نیز هر لحظه و آن، چیز تازه ای تحقق می یابد. خلقت تداوم یافته و هر لحظه چیزی نو پدید می یابد. نوعی حیات ناشناخته در همه موجودات وجود دارد که شوق و میلی جدید را آن به آن تجدید می سازد؛ تصور هر نوع ملالت و یکنواختی ناشی از زندگی ما در عالم دنیاست که غرق در محدودیت ها و کاستی است.
با توجه به اين مقدمات بايد گفت:
نباید با معیارهای این جهان در باره آخرت قضاوت کنیم. درست است که در دنیا بسیاری از مسائل در صورت تکرار،جذابیت و لذت بخشی خود را از دست می دهند، ولی ای بسا این حالت روانی که در این جهان وجود دارد که با تکرار، خسته و ملول و بی اعتنا میشویم، در آن جا بر عکس باشد. هر چه بیش تر انسان میبیند، شوقش بیش تر میگردد. هر قدر تکرار میکند، لذتش افزون تر میشود. به این ترتیب تکرارها مایه تشدید لذات میگردد. زيرا چه دلیلی داریم که وضع روحی انسان در آن جا و در اینجا از این جهت یکی است؟
حتي در همین جهان نیز نعمتهایی وجود دارد که هیچ گاه انسان از آن سیر نمیشود و ملال آور نیست. ما هر قدر هوای تازه و پر اکسیژن را استنشاق کنیم، از آن خسته و ملول نخواهیم شد، بلکه دائماً از آن لذت میبریم و برای ما مایه نشاط است. آب یک نوشیدنی کاملاً ساده و یکنواخت است. ما اگر صدها سال عمر کنیم، نوشیدن آب گوارا به هنگام تشنگی، از همه چیز برای ما لذت بخشتر است، و همان است که میگوییم آب مایه حیات است. نه خسته میشویم و نه بی اعتنا، بلکه آب گوارا همیشه برای تشنگان فوق العاده جالب و جذاب است. چه مانعی دارد در آن جا نیز خداوند حالتی بر انسان مسلط کند و به خاطر آن دائماً از نعمت های بهشت، فوق العاده درک لذت کند؟
اگر با دقت نگاه کنیم می بینیم عامل اصلی ملال آور شدن و از دست دادن لذت در برخی نعمات دنیا به خود ما بر می گردد؛ در واقع این ماییم که دارای ظرفیت کمی هستیم و تحمل درک یک لذت را در محدوده مشخصی داریم، البته کمبود ظرفیت گاهی به محدودیت های جسمانی ما برمی گردد و گاهی کاستی های روحی ما. مثلا ما در شرایط گرسنگی تنها ظرفیت و میل خوردن حجم معینی از غذا را داریم. در صورت تکمیل ظرفیت حتی بهترین غذاها میل ما را بر نمی انگیزاند. حتی ممکن است مورد نفرت ما قرار بگیرد و یا ممکن است در پی رسیدن به یک مکان دیدنی سال ها در شوق و شور باشیم. اما پس از سفر به آن جا و توقفی چند روزه دیگر قلبا میل به ماندن در آن جا را نداشته، بلکه میل به بازگشت پیدا می کنیم.
این ها همه نشانه ناقص بودن زمینه های بهره مندی از لذائذ مادی است که لازمه دنیا و ویژگی های مادی ماست. اما در بهشت این نقص ها و کمبودها وجود ندارد، در آن جا همه چیز لذت محض و بدون عوارض است. غذای آن جا تنها لذت می آفریند، نه اینکه نیاز به آن باشد و حجم معده را پر نماید و نیاز به دفع اضافات در آن باشد.
همه لذت ها در آن جا از خلوص تمام برخوردار است. به علاوه ظرفیت ما در درک آن ها مانند دنیا نیست . در واقع همان احساس میل به غذای لذیذ که پس از مدتی در همان انسان سیر بی میل به غذا دوباره شکل می گیرد، در بهشتیان بدون فاصله محقق می شود و این تفاوت مهم بین نعمت ها و انسان های بهشتی و دنیایی است.
ً نعمت های بهشت همواره جسمانی نیستند. بلکه در بسیاری از موارد روحانی خالص یا مخلوطی از نعمت جسمانی و روحانی اند که در آن ها محدودیت های مادی و جسمانی وجود ندارد؛ آیا در عشق یک عالم بزرگ به مطالعه و تحقیق و لذت روحی که از آن می برد، تکرار و یکنواختی معنا پیدا می کند؟ مسلما نعمت های عظیم روحی بهشتیان هزاران بار از این نمونه ها فراتر است.
حتی در مورد نعمات جسمانی و حسی بهشت نیز همین اصل برقرار است. زیرا از آن جا که ذات و صفات خدا بی نهایت است، بدون شک جلوه های او نیز بی پایان است. هر روز لطف و عنایت تازه ای و هر دم رحمت جدیدی از آن خزانه غیب به بهشتیان می رسد، به گونهای که اصلاً تکراری در آن نیست.
مگر بی نهایت ممکن است مکرر شود؟ چه مانعی دارد همان درختان بهشتی و نهرها و گلها و رنگها و بوها و... هر روز و هر ساعت رنگ و بوی تازهای و شکل و عطر جدیدی داشته باشد، به گونه ای که یک غذا و یک منظر یک بار در تمام عمر بهشتیان دیده شود و مورد استفاده قرار گیرد؟ در همین جهان خداوند هر روز هزاران انسان و جاندار میآفریند که هیچ یک مانند دیگری نیست.
امام صادق (ع)فرمود: «خداوند بهشتى آفریده که هیچ چشمى ندیده و هیچ مخلوقى از آن آگاه نیست. خداوند هر صبحگاه آن را مى گشاید و مى گوید: بوى خوشت را افزون کن و نسیمت را بیفزا». بنابراین برای بهشتیان هیچ گونه ملال و دلزدگی از بهشت و نعماتش معنی و مفهوم ندارد. (1)
«برای اهل بهشت سفره هایی می گسترانند که بر آن، آنچه مورد علاقه آن هاست ، قرار داده می شود. طعام هایی که از آن لذیذتر و معطر تر نیست».(2)
«هدایای ارزشمند و جالب از طرف خدا در اوقات نماز دنیا به آنان می رسد و فرشتگان بر آنان سلام و درود می فرستند».(3)
در بهشت تکامل وجود دارد، در همه چیز حتی در خود بهشتیان. هر تکاملی جلوه جدیدی از زیبایی های همان منظر واحد را به انسان می نمایاند، چه رسد به اینکه همان منظر نیز در حال تکامل است؛
«سوگند به خدایی که قرآن را بر محمد نازل کرد! اهل بهشت پیوسته بر جمال و زیبایی شان افزوده می شود، همچنان که در دنیا بر پیری و فرتوتی آنان افزوده می شد».(4)
بنا براین در بهشت یکنواختی و در جا زدن و خستگی و ملال نیست. البته این حقیقت را نباید از یاد برد که واقعیت بهشت و نعمت های آن برتر از درک ما بوده، مقایسه آن با دنیای مادی به این اشکال ها منتهی می شود،در حالی که تفاوت آن ها را جز خدا نمی داند.
برای مطالعه بیش تر مي توانيد به اين منابع مراجعه نماييد:
1. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قران کریم(معاد در قران) ج 5، نشر مرکز اسرا.
2. گفتار فلسفی، معاد از نظر روح و جسم ج 2، هیئت نشر معارف اسلامی.
3. ناصر مکارم شیرازی، پیام قران، ج 6، نشر دارالکتب الاسلامیه تهران.
پی نوشت ها:
1.روح المعانی ،ج27،ص96.
2.بحار الانوار،ج8،ص199.
3.روح المعانی،ج16،ص103.
4.علم الیقین ،فیض کاشانی ،ص103.






