سلام
میخواستم معنیه این کلمات رو بدونم
عرفه ، عرفات ، مشعر ، و منا
ممنونم
عرفه:
اين كلمه از ريشه « عَرَفَ» گرفته شده و چنان كه در كتاب «مفردات راغب» آمده اين ريشه بيانگر شناخت اشيا همراه با تفكّر و تدبّر در آثار آن است (1). كلمه عرفه در اصطلاح نام روز نهم ماه ذيحجه است كه در اين روز حاجيان بايد از ظهر تا مغرب در منطقه عرفات حضور داشته باشند.
عرفات:
اين كلمه هم از ريشه « عَرَفَ» گرفته شده و چنان كه گذشت اين ريشه بيانگر شناخت اشيا همراه با تفكّر و تدبّر در آثار آن است . كلمه عرفات در اصطلاح نام سرزمين مقدّسى در فاصله حدود 21 كيلومترى شهر مكّه است كه حاجيان از ظهر روز عرفه تا غروب آفتاب، در اين سرزمين وقوف مىكنند و به دعا و نيايش مىپردازند.
در باره اينكه چرا نام اين منطقه را عرفات خواندهاند ، نظريات مختلفي ارائه شده كه برخي بيان مي شود:
1- آدم و حوا پس از رانده شدن از بهشت و فرود آمدن بر زمين، در اين سرزمين يكديگر را ملاقات نموده، همديگر را شناختند؛ از اين رو آن جا را عرفات ناميدهاند.(2)
2- امام صادق (ع) در روايتى طولانى پس از بيان ماجراى فرود آمدن حضرت آدم در عرفات و همراهى نمودن جبرئيل با ايشان، فرمود:
«جبرئيل به آدم گفت: هنگامى كه خورشيد غروب كرد، هفت مرتبه به گناه خود اعتراف كن . هفت مرتبه نيز توبه و طلب آمرزش نما . آدم چنين كرد، پس آن جا عرفات ناميده شد؛ زيرا آدم در آن، به گناه خود اعتراف نمود . براى فرزندان او نيز سنت شد كه [در اين سرزمين] به گناهان خود اعتراف كرده، از خداوند آمرزش بخواهند، همان گونه كه آدم چنان كرد .(3)
3- از آن جهت كه حاجيان در اين سرزمين با يكديگر آشنا مىشوند، اين روز را روز «عرفه» و اين سرزمين را «عرفات» نام نهادهاند.(4)
4- چون جبرئيل مناسك حج را به ابراهيم خليل الرحمان آموخت و وى را نسبت به عرفه آگاه ساخت، آن گاه به او گفت: «أَعَرفت؛آيا شناختي؟» ابراهيم پاسخ داد: «آرى» از اين رو آن جا را عرفات ناميدهاند.(5)
مشعر:
اين كلمه از حيث لغوي اسم مكان است . از ماده «شعور» يعني «علم» يا ماده «شعار» يعني «علامت» مشتق شده است.(6)
اگر از شعار مشتق شده باشد، به معناي مكاني است كه داراي علامت است . اگر از شعور مشتق شده باشد ،به معناي محل شعور است . در اصطلاح اين كلمه نام منطقه اي بين عرفات و منا است كه حاجيان بايد شب دهم ماه ذيحجه در اين منطقه حضور داشته باشند . پس از طلوع آفتاب براى انجام اعمال روز عيد قربان روانه منطقه منا مىشوند.
در تفسير نمونه آمده كه گرچه در مورد نامگذارى مشعر الحرام به اين نام گفتهاند كه آن جا مركزى است براى «شعائر حج» و نشانه و علامتي از اين مراسم عظيم و پرشكوه و آسمانى اما نبايد فراموش كرد كه «مشعر» از ماده «شعور» است . در آن شب تاريخى و هيجانانگيز و در چنان محيط بى آرايش و با صفا و روى آن ماسههاى نرم، انسان، جوشش چشمههاى تازهاى از انديشه و فكر و شعور را درون خود احساس مىكند . صداى ريزش آن را در اعماق قلب خود به روشنى مىشنود . از اين رو آن جا را «مشعر» مىنامند.(7)
اين منطقه دو نام ديگر به نام هاي «مُزْدَلفه» و «جمع» نيز دارد.
عرفات و مشعر در قرآن كريم در آيه 198 سوره بقره وارد شده است.
منا:
مِنا در لغت به معناى آرزو، اشتياق، اراده و اميد است. در اصطلاح نام بيابان وسيعى است كه در درّهاى در يك فرسنگى جانب شرقى مكّه قديم قرار گرفته. اكنون تقريباً به شهر «مكّه» وصل شده است. (8)
در روز عيد قربان در «منا» ، سه عمل: رمى جمره عقبه، قربانى و حَلق، انجام مىشود. «بيتوته» نيز در اين سرزمين مقدّس بايد صورت گيرد.
در كتاب علل الشرايع نقل شده كه از امام رضا (ع) علت نامگذارى اين سرزمين به «مِنا» سؤال شد، فرمود: جبرئيل در اين منطقه به حضرت ابراهيم (ع) گفت: هر چه را مىخواهى از درگاه پروردگار خويش درخواست و آرزو كن، حضرت ابراهيم از خدا درخواست نمود كه به جاى قربانى فرزند خود اسماعيل، خداوند قوچى بفرستد تا آن را قربانى كند. خداوند هم اين كار را انجام داد و ابراهيم در اين منطقه به آرزوى خود رسيد.(9)
پي نوشت ها:
1. مفردات ألفاظ القرآن، ص 560.
2. حج در انديشه اسلامى، ص 225.
3. همان.
4. همان، ص226.
5. همان.
6. تفسير التحرير و التنوير، ج2، ص 235.
7. تفسير نمونه، ج2، ص60.
8. حج از ميقات تا ميعاد، ص 197.
9. عللالشرائع، ج 2، ص 435.






