نظر اهل تشیع درباره ی معاویه
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
شيعه او را فردي فريبكار ، غاصب خلافت و دشمن اهل بيت مي داند .زيرا هنگامي كه عثمان به قتل رسيد، اميرالمؤمنين وى را از امارت عزل نمود. اما او نپذيرفت و به خون خواهى عثمان برخاست . على (ع) را به قتل وى متهم ساخت . طلحه و زبير و عايشه را كه در بصره به مخالفت با على برخاسته بودند ، در نهان تقويت كرد . چون امام در بصره پيروز گشت ،خود را براي جنگ با حضرت آماده نمود . سرانجام در صفين نبردى خونين با على (ع) كرد و عاقبت به حيله عمروعاص آن جنگ را كه به پيروزى امام نزديك مى شد، خاتمه داد و طرفداران على (ع) را با قرآن بر نيزه كردن و دعوت به حكميت قرآن فريفت . نتيجه حكمين با فريب عمروعاص، به سود معاويه شد . او همچنان بر حكومت شام مستقر ماند . پس از شهادت امام به جنگ با فرزندش امام حسن (ع) برخاست . بر اثر سياست هاى شيطانى او و بى وفائى و سستى مسلمانان، امام به ناچار با وى صلح نمود و حكومت عراق نيز به دست او افتاد . از اين تاريخ معاويه خود را رسماً خليفه مسلمانان معرفى كرد و جهت فرزندش يزيد از مردم بيعت گرفت . سرانجام پس از نوزده سال حكومت در دمشق به سال 60 درگذشت. (1)
امير مؤمنان على عليهالسلام فرمود: «معاويه كالشيطان الرجيم، ياتى المرء بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله؛(2)
معاويه همچون شيطان رانده شده است كه براى گمراه كردن گاهى از پيش رو و گاهى از پشت سر و گاهى از سمت راست و گاهى از سمت چپ مىآيد».
ابو حمزه ثمالىّ گويد: امام باقر فرمود: زمانى، معاويه در پيش روى پيامبر مشغول نوشتن بود و حضرت دستش را كه بر قبضه شمشير بود ، به سوى تهيگاه معاويه آورد، و فرمود: هر كس روزى اين مرد را امير بيند، بايد پهلوى او را با شمشير بشكافد.(3)
پي نوشت ها:
1. معارف و معاريف، سيد مصطفي حسيني دشتي ، ج9 ،ص465،سال 1376.
2.شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 16، ص 182؛ ربيع الابرار، ج 3، ص 559.
3. الغارات ،إبراهيم بن محمد الثقفي ، ج 2 ،ص 927تحقيق : سيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث؛
معاني الأخبار- شيخ صدوق، ج2، ص 311 ،ترجمه عبد العلى محمدى شاهرودى، ناشر: دار الكتب الاسلاميه.






