آیا میوه ای که حضرت آدم و حوا از آن تناول کردند باعث تغییر و تحولی در آنها شد؟

پرسش 1:
بهشتي که حضرت آدم قبل از ورودش به زمين در آن زندگي مي کرد چگونه بود؟ اين بهشت با بهشت جهان آخرت چه تفاوت هايي مي کند؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
در اينکه آيا بهشت آدم، بهشت زميني -دنيايي بود و يا بهشت آسماني دنيا و يا بهشت آخرتي، بين مفسران اختلاف است که نظريات را بيان مي کنيم.
1 - باغ آسماني :
بعضى از مفسران معتقدند که اين بهشت در يکى از کرات آسمانى بوده ، هر چند بهشت جاويدان نبوده، زيرا در بعضى از روايات اسلامى با کلمه« سماء » به بودن اين بهشت در آسمان اشاره شده است. (1)
2 - باغ زميني :
برخى از مفسران نوشته‏اند : بهشت يکى از باغ هاى دنيا و روى زمين بوده و جمله« اهْبِطُوا» نيز بر اين دلالت ندارد که از بالا به پائين بيائيد، بلکه به معنى انتقال آن ها بعد از خوردن ميوه ممنوع به زمين است ، چنان که جمله « اهْبِطُوا مِصْراً» نيز هبوط به اين معنى مي باشد.
على بن ابراهيم قمى در تفسير خود مي نگارد:
از امام جعفر صادق عليه السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جويا شدند: آيا از بهشت‏هاى دنيا يا از بهشت‏هاى آخرت بود؟ فرمود: از بهشت‏هاى دنيا بود که خورشيد و ماه در آن طلوع مي کرد. اگر از بهشت‏هاى آخرت ‏بود، هيچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمي شد(2).
علامه طباطبائي (3) مي فرمايد : مراد از اين که از بهشت‏هاى دنيا بوده، اين است که از بهشت‏هاى برزخى بوده، که در مقابل بهشت خلد است. اين مطلب از برخي رواياتي که از طرف اهل بيت عليهم السلام‏ رسيده ، روشن مي شود، چرا که در بعضى از قسمت هاى اين روايات آمده است که آدم بر صفا، و حوا بر مروه هبوط کرد،
نيز مي­فرمايد :
مراد به (مَتاعٌ إِلى‏ حِينٍ) تا روز قيامت است، در نتيجه مکثى که مردگان در برزخ، و رسيدن روز قيامت دارند، مکث زمينى است و در زمين زندگى مى‏کنند، هم چنان که آيه 19 سوره کهف(4) و آيات 55 - 56 سوره روم (5) نيز اين معنا را افاده مى‏کند، چون در هر دو آيه وقتى سؤال از زندگى برزخ مى‏کنند، مى‏پرسند: چقدر در زمين مکث کرديد، پس معلوم مي شود زندگى برزخى در زمين است.
3 - بهشت جاويدان :
عده‏اى از مفسران مي گويند بهشت آدم همان بهشت خلدى است که به متقيان وعده داده شده، زيرا الف و لامي که در اول الجنة واقع شده، الف و لام عهد است و به بهشت خلد اشاره دارد.

پي نوشت ها :
1. مکارم شيرازى ، تفسير نمونه، ج‏1، ص 186، دار الکتب الإسلاميه - تهران، چاپ اول، 1374 ش.
2. موسوى همدانى ، ترجمه تفسير الميزان، ج‏1، ص 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ پنجم، 1374 ش.
3. تفسير نمونه، ج‏1، ص 186.
4. ترجمه الميزان، ج‏1، ص 211.
؛ نجفى خمينى ، تفسير آسان، ج‏1، ص: 88، انتشارات اسلاميه - تهران، چاپ اول، 1398 ق؛ ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 212؛ « کَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ؟ قالُوا: لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ، فَسْئَلِ الْعادِّينَ: قالَ: إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا، لَوْ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛
گفت: در زمين چند سال مکث کرديد؟ گفتند: يا يک روز، و يا پاره‏اى از يک روز، بايد از شمارگران بپرسى، گفت: جز اندکى مکث نکرديد، اگر دانا ‏بوديد ».
« وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ، يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ: ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ، کَذلِکَ کانُوا يُؤْفَکُونَ، وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ: لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي کِتابِ اللَّهِ، إِلى‏ يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ، وَ لکِنَّکُمْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛
روزى که قيامت به پا مي شود، مجرمان سوگند مي خورند: غير از ساعتى مکث نکرده‏اند. آن روز نيز مانند دنيا کارشان بى دليل حرف زدن است. کسانى که علم و ايمان شان داده بوديم، در پاسخ گفتند: در کتاب خداست که تا روز قيامت مکث کرديد، و اين همان قيامت است، و لکن نمي دانيد.
؛ تفسير نمونه، ج‏1، ص 186.
5. داور پناه ابوالفضل، انوار العرفان فى تفسير القرآن، ج‏1، ص 457، انتشارات صدر - تهران، چاپ اول، 1375 ش.

پرسش 2:
شرح : آيا ميوه اي که حضرت آدم و حوا از آن تناول کردند، باعث تغيير و تحولي در آن ها شد؟
پاسخ:
همه مفسران بر اين ديدگاه هستند. همين كه آغاز به خوردن از ميوه درخت كردند و طعم آن را چشيدند، لباس شان كه از زيور‏هاى بهشتي بود ، فرو ريخت و عورت‏هاي شان براى آنان آشكار شد.(1)
پي نوشت :
1. ترجمه جوامع الجامع، ج‏2، ص 303 ، مترجمان ،بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى‏ ،مكان چاپ: مشهد ، 1377 ش‏
ترجمه تفسير طبرى، مترجمان، ج‏1، ص 53 انتشارات توس‏ ، تهران‏ ، 1356 ش‏
ترجمه مجمع البيان فى تفسير القرآن‏ ،مترجمان‏ ،ناشر: انتشارات فراهانى‏، تهران‏ ، 1360 ش‏
تفسير نمونه ، مكارم شيرازى ، ج‏6، ص 118 ، ناشر: دار الكتب الإسلامية ، تهران‏ ، 1374 ش‏
مجمع البيان في تفسير القرآن‏ ، طبرسى فضل بن حسن‏ ، ج‏4، ص 629 ناشر: انتشارات ناصر خسرو ، تهران‏ ، 1372 ش‏ ،نوبت چاپ: سوم‏ ،تحقيق: با مقدمه محمد جواد بلاغى‏
الميزان فى تفسير القرآن‏،طباطبايى ، ج‏8، ص 61 ‏ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏‏ ، 1417 ق‏.