سلام
تفاوت جن و انس در چيست؟
جنيان ميتوانند مانند انسان به مراتب بالاي معنوي برسند؟
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
کلمه«جن» به معنی چیزی است که از حسّ انسان پوشیده باشد، مثلاً میگوییم «جنه اللیل» یا «فلما جنّ علیه اللیل» یعنی هنگامی که پرده سیاهی شب او را پوشاند، به همین جهت «مجنون» به کسی که عقلش پوشیده و «جنین» به طفلی که در رحم مادر پوشانده شده گفته شده،نيز «جنّت» به باغی که زمینش را درختان پوشاندهاند، و «جنان» به قلب که درون سینه پوشانده شده و «جنه» به معنی سپر که انسان را از ضربات دشمن میپوشاند .(1)
از آیات قرآن استفاده میشود که «جن» یک نوع موجود عاقلی است که از حس انسان پوشیده شده، آفرینش آن در اصل از آتش یا شعلههای صاف آتش است. ابلیس نیز از همین گروه است.
ویژگیهای جن از دیدگاه قرآن:
1 ـ از شعلههای آتش آفریده شده، برخلاف انسان که از خاک آفریده شده است.(2)
2 ـ دارای عقل، علم، درک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.(3)
3 ـ دارای تکلیف و مسئولیت هستند.(4)
4 ـ جن نیز مرد و زن دارند.(5)
5 ـ گروهی از آنها مؤمن صالح و گروهی کافرند.(6)
6 ـ دارای حشر و نشر و معادند.(7)
7 ـ در آسمانها بوده و خبرگیری و استراق سمع داشتند و بعداً ممنوع شدند.(8)
8 ـ در میان آنها افرادی یافت میشوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همانگونه که در میان انسانها چنین است:
یکی از آنها به سلیمان گفت: «تخت ملکه سبا را پیش از آنکه از جای برخیزی از سرزمین او به اینجا می آورم»!(9)
9 ـ قدرت بر انجام بعضی کارهای مورد نیاز انسان را دارند: «گروهی از جن پیش روی سلیمان به اذن پروردگار کار میکردند، و برای او معبدها، تمثالها و ظروف بزرگِ غذا تهیه میکردند.»(10)
10 ـ خلقت آنها در روی زمین قبل از خلقت انسانها بوده است.(11)
از یک سو قرآن، خبر از وجود جن، با ویژگیهایی که در بالا ذکر شد داده است، و از سوی دیگر هیچ دلیل عقلی بر نفی آن وجود ندارد. بنابراین باید آن را پذیرفت.
جن گاهی بر یک مفهوم وسیعتر اطلاق میشود که انواع موجودات ناپیدا را شامل میگردد، اعم از آنها که دارای عقل و درکند و آنها که عقل و درک ندارند، حتی گروهی از حیواناتی که با چشم دیده میشوند و معمولاً در لانهها پنهانند، نیز در این معنی وسیعاند.
پیامبر (ص) فرمود: «خداوند جن را پنج گونه آفریده است: صنفی مانند باد در هوا (ناپیدا هستند) صنفی به صورت مارها، صنفی به صورت عقربها، گروهی حشرات زمینند و برخی مانند انسانند که برای آنها حساب و عذاب است.»(12)
پس جن مانند انسان موجودی است مادّی و همانند او دارای روح است.(13) پس دارای حیات هدفدار و معنادار می باشد که حشر و نشر (معاد) را برای او لازم می گرداند.(14)
بنابر آنچه كه گفته شد و طبق تصريح آيه قرآن كه : « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون ؛ جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)»(15) ايمان نيز از جمله چيزهائي است كه جنيان مي توانند داراي آن باشند، چرا كه هم مانند انسان داراي اختيار در كارها مي باشند و هم هدف از خلقت آن ها مانند انسان ها عبادت خدا است. بنابراين قابل تصور است كه جنيان نيز به مقامات بالاي معنوي برسند، همان گونه كه در تاريخ اين جنس از موجودات جنيان ، مومن و داراي مقامات بالاي معنوي و نيز جنيان غير مومن و كافر و دشمن مومنان وجود داشته است.
نمونه بارز از هر دو گروه جنيان ، ابليس است. ابليس كه از اجنه مي باشد، به تصريح قرآن كريم « كانَ مِنَ الْجِن ؛ ابليس از جن بود »(16) . در ابتداي امر با عبادات طولاني و طاقت فرسائي كه داشت ، به مقاماتي رسيد كه بسياري از موجودات غبطه مقام او را داشتند . هم رديف با ملائكه شد و در جمع آنان قرار گرفت. به همين مطلب امير مومنان علي عليه السلام اشاره مي فرمايد :
« فاعتبروا بما كان من فعل الله بابليس اذا حبط عمله الطويل و جهده الجهيد و كان قد عبدالله سته آلاف؛پند و عبرت گيريد به آنچه خداوند با ابليس رفتار كرد، در آن هنگام كه اعمال و عبادات طولانى و تلاش و كوشش هاى او را كه شش هزار سال بندگى خدا كرده بود، به ساعتى تكبر ورزيدن بر باد داد».(17)
ابليس با اين طول عبادت و مقامات كسب شده بر اثر انحراف اختياري از مسير حق از درگاه خدا رانده شد و جزء دشمنان خدا و بندگان خدا قرار گرفت.
پینوشت ها:
1. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه (تهران، دارالکتب الاسلامیه، بیتا) ج 11، ص 79.
2. الرحمن(55) آیه 15.
3. آیات مختلف سوره جن.
4. آیات سوره جن و الرحمن.
5. جن(72)آیه11.
6.همان، آیه 15.
7.همان، آیه 9.
8.همان،آیه 6.
9. نمل(27)آیه 39.
10. سبا(34) آیات 12 ـ 13.
11.حجر(15) آیه 27.
12. سفینة البحار، ج 1، ص 186، (ماده جن)؛
تفسیر نمونه (قم، دارالکتب الاسلامیه، چ 9، 1370) ج 25، ص 154 ـ 157.
13. معارف قرآن، استاد مصباح یزدی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعة مدرسین، ص 310، سال نشر 1367.
14.تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، تهران، کانون انتشارات محمودی، ترجمه موسوی همدانی، ج 12، ص 225، سال نشر 1356.
15. ذاريات (51) ، آيه 56.
16. كهف (18) ، آيه 50.
17.نهج البلاغه، خطبه 192.






