به نام خدا با سلام وآرزوي توفيق- بنده تا الان كه قريب به 5 شش سوال پرسيدم بالاي 70درصد قانع شدم و مي خواستم از اين حوصله ي بي بديل شما نهايت سپاسگذاري رو داشته باشم و به رسم ادب و جمله ي زيباي حضرت حق كه فرمود من لم يشكرالمخلوق لم يشكر الخالق سپاسگذاري هر چند مختصر داشته باشم و از خداوند توفيقات روز افزون شما را خواهانم. التماس دعا
----------------------------------------------------------------
واما سوالات :
من هرچه در مورد خدا فكر مي كنم (موجوديت خدا) قانع نمي شم. يعني وقتي خودم رو تو جايگاهي مي ذارم كه خدا داره از من حجت مي خواد (در روز قيامت) كه چرا منو قبول كردي و از كجاشناختي نمي تونم پاسخ قانع كننده اي پيدا كنم و فقط مي تونم بگم كه اگه پدرومادرم نبودند شايد من الان خداپرست نبودم.
راستي من يك بار كه همين طوري با خودم كلنجار مي رفتم يك دفعه گفتم خدا وجود نداره (با زبون و صدا) ولي سريع توبه كردم. و استغفار كردم. آيا جزء مرتد ها هستم؟
باتشكر

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مركز
تحقيق و تامل درمورد مباني عقيدتي و ديني مساله اي ارزشمند و قابل قبول است، به شرطي كه به وسواس فكري و ترديدهاي دائم و مزمن منجر نشود ؛ در حقيقت سوال و ابهام و ترديد مقدمه اي براي رسيدن به حقيقت و يقين است . اين امر در زماني كوتاه حاصل نخواهد شد . نبايد توقع داشته باشيد كه در مدت زماني كوتاه به يقيني عميق و مستمر دست يابيد .
اما در هر حال بايد دانست كه اصل اعتقاد به خداوند امري دروني و فطري است . به احتمال بسيار اگر در هر موقعيت ديگري هم متولد مي شديد، باز اصل اعتقاد فطري به خداوند را داشتيد، با اين تفاوت كه در تعيين و شناخت دقيق مصداق خداوند در وضعيت متفاوتي بوديد .
در هر حال آنچه مهم است ،رسيدن به ايماني قوي و كامل و مبتني بر برهان و استدلال عقلي بعد از رسيدن به بلوغ فكري و جسمي است كه در صدد دست يابي به آن هستيد .اگر بدون دغدغه و نگراني و با حوصله و دقت مسير صحيح را بپيماييد ،در زماني كوتاه به نتايج قابل قبولي خواهيد رسيد. به روشني مي يابيد كه وضعيتي كاملا متفاوت نسبت به قبل داريد و در اعتقادات خود به ثبات و استقراري دست يافته ايد.
مهم ترين كار در اين مسير رسيدن به اثبات حقيقتي متعالي و كامل در راس هرم هستي است كه نزد اديان خدا ناميده مي شود . براي اين حقيقت براهين و ادله عقلي بسيار اقامه شده است كه نمونه اي براي شما بيان مي شود ؛ در كنار تامل در اين موارد لازم است ابهامات و سوالات خاص خود را به طور مشخص و جزيي با كارشناسان مربوطه در ميان بگذاريد و در مقام رفع آن ها برآييد .

براهین عقلی اثبات خداوند بسیارند ، که از آن میان تنها یک نمونه را با بیانی ساده ارائه می دهیم اما توجه داشته باشيد كه براي اثبات كامل عقلي ضرورت وجود خداوند همين دليل به تنهايي كافي است:
* برهان علیت :
برهان علیت برهانی کاملا معقول و عام است که با اندکی تامل در اجزای آن می توان دریافت که امکان انکار و تردید در آن وجود ندارد ؛ این برهان از یک اصل کاملا بدیهی و ضروری تشکیل شده است که می گوید : « هر پدیده ای نیاز به پدیدآورنده دارد » .در متن این قانون پدیده بودن لحاظ شده ، یعنی چیزی که پدیده است ، البته برداشت اشتباهی از این قانون صورت می گیرد و به جای هر پدیده ، هر موجود گذاشته می شود ، آن گاه گفته می شود که هر موجودی نیاز به علت دارد و این کاملاً اشتباه است.
این اصل می گوید هر چیز که پدیده است، یعنی هر چیز که نبود و بود شد ، هر چیز که حادث و ایجاد شده است و سابقه نبودن دارد (معلول)و به عبارت فلسفی هر چیز که « ممکن الوجود» است -یعنی الان هست اما بودنش ضرورتی ندارد و می توانست نباشد- ، نیاز به علت دارد . دلیل آن هم کاملا واضح است، زیرا هر یک از ما به راحتی با مراجعه به عقل مان در می یابیم که هر پدیده ای پدید آورنده ای می خواهد ،زیرا نمی تواند خودش را به وجود آورد ،چون قبل از به وجود آمدنش نبوده تا این کار را بکند .بدون هیچ علتی هم معقول نیست که از نیستی به هستی تبدیل شود . پس حتما علتی غیر ازخودش برای به وجود آمدن داشته است .
بر این اساس هرچه در جهان هستی یافت می شود که دارای عمر معینی بوده ، در زمان خاصی پدید آمده یقینا پدیدآورنده ای داشته است. پدید آورنده در نهایت باید به موجودی ختم شود که خود پدیده نباشد . اگر همه موجودات عالم از قسم پدیده باشند و هر یک دیگری را به وجود آورده باشد ، در نهايت به موجودي مي رسيم كه اولین پدیده بی علت خواهد شد، زیرا همه پدیده های دیگر معلول او محسوب می شوند و بعد از او به وجود آمده اند، ولی خود او دارای علتی نیست که این امر محال است .
همه جهان هستی که ما می شناسیم و مرزهای بیکران کائنات دارای عمر معینی بوده و در زمان خاصی و بر اساس داستان معینی (بیگ بنگ یا نظریه رسیمان یا هر فرضیه دیگری) به وجود آمده است ؛ در واقع اختلافی که در نظر دانشمندان در خصوص عمر کائنات وجود دارد ،به مقدار این امر برمی گردد، نه به اصل ایجاد و حدوث آن ، در نتیجه یقینا آنچه به عنوان موجودات عالم می شناسیم ، همه در زمره پدیده ها هستند و نیازمند به علت . علت ها هم در نهایت باید به علتی برگردند که خود معلول علت دیگری نیست ؛ این موجود همان چیزی است که ما نام او را « خدا » می گذاریم .
البته اگر موضوع قانون را «موجود » بگذاریم(هر موجودي علتي دارد) ،اصلا عقل ما این قانون را منطقی نمی داند .لااقل نمی تواند کلیت آن را تایید کند ،یعنی می پرسد از کجا معلوم که همه موجودات علتی داشته باشند ؟ موجود بودن که نیاز به دلیل ندارد ،چه بسا موجودی همواره بوده و خواهد بود و نیاز به علت در باره او بی معناست ؛ بلکه باید گفت یک موجود چون قبلاً نبوده و بعدا بود شده و وجود یافته ، نیاز به دلیل دارد ، نه چون الان وجود دارد.
بر این اساس اشکالی که برخی مطرح می کنند و می گویند اگر هرچیزی علتی می خواهد ،پس علت خدا چیست ،هم از اساس بی معنا خواهد بود، زیرا ذات خدا چیزی نیست که قبلاً نبود و بعد به وجود آمد تا به دنبال علت او باشیم . او ازلی است. بله اگر در زمانی نبود و بعد به وجود آمد ، باید سراغ علتش برویم ،و این فرض با خدا بودن ، واجب الوجود بودن و ازلی بودن سازگار نیست.
البته ممکن است گفته شود چطور ممکن است یک موجود وجودش ذاتی باشد و این وجود را از چیز دیگر نگرفته باشد ، یعنی علت نداشته باشد ؛ در پاسخ به این سوال می توان گفت: این امر هرچند برای ما که همواره با موجودات ممکن و پدیده سروکار داریم ،نامانوس است اما از نظر عقل وجود چنین موجودی محال نیست ، بلکه با دقت و تامل می توان دریافت که لازم و ضروری است .
این امر در امور متداول و عادی زندگی ما هم نمونه هایی دارد ، مثلا می توان گفت روشنایی هر چیزی که روشن شده ،به وسیله نور است ،ولی نمی توان گفت :پس روشنی خود نور از چیست ؟ چون نور خودش ذاتاً روشن و نور است ، معنی ندارد دنبال علت دیگر برای آن بر آییم. چیزی که نور نبود و نور شد ، باید دنبال علت نورش بود ، نه چیزی که ذاتش فقط همان نور است .

در مورد سوال بعدي بايد بگوييم كه چون در مورد جمله اي كه برزبان آورديد و منشا و حقيقت آن ترديد وجود دارد و در مقام پرس و جو و تحقيق هم بوديد، از اين قبيل تعابير - هرچند شايسته نبوده و نبايد بر زبان آورد- اما در موقعيت كنوني دليلي بر تحقق ارتداد نمي شود ؛ در هر حال وقتي الان توبه كرده و استغفار نموديد، به آن توجهي نكنيد و ديگر اصل اين عمل را هم براي كسي بازگو ننماييد .
در نهايت مطالعه كتاب هاي زير را توصيه مي نماييم :
- توحيد ، نوشته شهيد مطهري از انتشارات صدرا
-جهان بيني توحيدي ،شهيد مطهري
-خداشناسي از مجموعه پرسش ها و پاسخ هاي دانشجويي، محمد رضا كاشفي ،انشارات معارف
- خدا و علم ؛ نوشته ژان گيتون و برادران بوگدانف .