با عرض سلام و خسته نباشید شبهه گران بر ضد شیعه و اسلام در شبهات خود بعنوان پکی از منابع مستدل خود به کتاب تاریخ طبری اشاره می کنند. مایلم با همین روش استلالی قاطع و زیبا و موثری که در این وب سایت از شما مشاهده کردم، در خصوص میزان اعتبار و صحت وسقم روایات تاریخی و راویان این کتاب پاسخی کامل و مستدل از شما عزیزان داشته بااشم.

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
کتاب تاریخ الرسل و الامم و الملوک ـ ‌که از آن به عنوان تاریخ طبری ـ ‌ یاد می‌شود،‌ از کتاب‌های کهن تاریخی محسوب می‌گردد. این کتاب به رغم این که از منابع کهن تاریخی به حساب می‌آید و اخبار خوبی هم در آن وجود دارد، اما از کتاب‌های معتبر به حساب نمی‌آید، زیرا در بیشتر سند آن سیف بن عمر قرار دارد که خود طبری نیز به او اعتماد نداشته است.
برخی سیف بن عمر را به زنادقه منتسب نموده و گزارش‌های وی را فاقد ارزش دانسته‌اند. مثلا بخش های جلد اول تاریخ طبری که تاریخ آفرینش جهان تا مبعث رسول خدا است ، پر از اخبار اسرائیلی است.
کار عمده طبری در فقه بوده ، اما دو اثر مشهور او ، یکی تفسیر جامع البیان و دیگری تاریخ الرسل و الامم و الملوک شهرت به سزایی برایش به ارمغان آورده است . تاریخ او از همان ابتدا مقبولیت عام یافت. چنین مقبولیتی مربوط به ویژگی های کتاب ، از حیث تفصیل و استناد و متعادل بودن آن ، از نظر جامعه اهل سنت است. این مقبولیت سبب شد تا کتاب های تاریخی بعدی ، بر نقل های آن تکیه کرده و خلاصه ای از آن را بیاورند. ابن مسکویه و ابن اثیر و ابن کثیر چنین کاری را کرده اند.
طبری در آغاز کتاب ، با اشاره به این که نقل ها را مستند آورده، خواسته خود را به خاطر نقل مطالب نادرست تبرئه کند. چنین شیوه ای در عین حال که سبب شده حجم زیادی از نقل های تاریخی محفوظ بماند، به دلیل گزینش های نادرست طبری از نقل ها، به خصوص نقل از افراد دروغگویی چون سیف بن عمر، مورد انکار برخی از محققان قرار گرفته است.
جواد علی نوشته که طبری در استفاده از مآخذ اصول اهل حدیث را در نظر نگرفته و از چهره های ضعیف هم روایت کرده است . او روایات سیف بن عمر را در واقعه" رده" بر روایات واقدی و مدائنی ترجیح داده ، این در حالی است که سیف بن عمر متهم به زندقه بوده و حتی خود طبری نظر مساعدی نسبت به وی نداشته است. حضور سیف در تاریخ طبری از جنگ های رده آغاز شده و تا پایان جنگ جمل ادامه می یابد .بدین صورت ، طبری در حساس ترین مقطع تاریخی که بخشی از تاریخ مذهبی برای همه فرقه هاست ، تاریخ خود را با نقل های کذب سیف بن عمر مشوه می کند.
این اخبار از طریق وهب بن منبه است که بیش از هر کس در اواخر قرن نخست هجری این قبیل اخبار را میان مسلمانان منتشر کرد. (1)
ماجرایی افسانه پردازانه علیه قرآن را طبری نقل کرده و به همین جهت مورد اعتراض بسیاری قرار گرفت. این ماجرا به افسانه غرانیق مشهور گشته و همین افسانه دست مایه کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی نیز می باشد. در مجموع نقدهايي كه بر تاريخ طبري وارد است ، می توان چنین خلاصه کرد :
1ـ اجتناب از نقد تاريخى و تكيه بى اندازه به راويان و خارج از حوادث تاريخى زيستن.
همين امر باعث شد تا مورخانى همانند ابن اثير و ابن خلدون، بر او ايراد وارد كنند. او مى توانست همانند محدثان به توثيق و جرح روات بپردازد، ولى اين كار را نكرده و از كعب الاحبار و سيف بن عمر و ديگران كه غيرموثق اند، بهره برده است.
2ـ منابع را نقل نمى كند، مثلا وقتى از مدائنى نقل قول مى كند، نمى دانيم از كدام يك از 240 كتاب او نقل مى كند.
3ـ رشته حوادث تاريخى را با اتكا به سال و بيان روايات متعدد و مختلف از هم مى گسلد . با ذكر اخبار معارض با خبر محور و اصلى، عملا ارتباط، سياق و وحدت تاريخى خود را از هم مى پاشد.
4ـ بين فترت تاريخى پيش و بعد از اسلام توازن موجود نيست.
5 ـ در نقل و قبول اسرائيليات، اوهام و خرافات، خاصه در امور خلقت و داستان پيامبران عظام، دقت نکرده و زياده روى مى كند.
6ـ تكيه بيش از حد او به اسناد گذشته، عملا او را از عنايت به عصر و زمان خود باز داشته است
7ـ فهم و دريافت او از تاريخ جهان كمتر از اقران و پيشينيان مورخ خود، همانند يعقوبى و ابن قتيبه است.
8 ـ توجه او بيش تر به امور سياسى و مشكلات داخلى حكومت معطوف است. از اين رو به فتوح و ارتباط با دولت ها و سرزمين هايى همانند اندلس، بيزانس، فرنگ و حالات داخلى آن ها عنايتى ندارد.(2)
وى در روش خود با انبوهى از روايات كه گاه با عقل هم سازگار نيست، مواجه مى شود، ولى به نقد آن ها نمى پردازد. زيرا براى او، صرف صحيح بودن سند كفايت مى كند، گرچه با عقل و منطق سازگار نباشد. (3)
مرحوم علامه سيد مرتضي عسكري معتقد است :
تاريخ طبرى در حقيقت به اسلام لطمه زده است . همين لطمه زدن ها و افسانه ها است كه او را مشهور كرده است. اگر بنا بود حديث صحيح وارد كند، لااقل يك نص حديثى بود. ديگران كه بعد از او مى آمدند، روى اين نص حديثى كار مى كردند.
وي در كتاب معالم المدرستين مي نگارد : ده نوع كتمان در كار حديث نگارى مكتب خلفا بوده است. اگر كسى با دقت به بررسى بنشيند، آن ها را در تاريخ طبرى مى يابد.
يك نوع از كتمان آن است كه حديث را نمى آورد و مجمل گويى مى كند. طبرى اين كار را در حديث انذار يوم الدار در تفسيرش كرده، آن جا كه مى گويد: «دعى بنى عبدالمطلب و قال لهم ايكم يؤازرنى على هذاالامر» بعد مى گويد: «و يكون كذا و كذا» او به كلى حديث را حذف كرده است.
كتمان در قالب مجمل گويى ، مثلا در واقعه صفين از نامه اى نام مى برد، مى گويد: محمد بن ابى بكر نامه اى به معاويه نوشت . معاويه جوابى به او نوشت كه «لا يحتمل سماعها العامه» يعنى مردم توان شنيدن آن را ندارند. آنچه در واقعه صفين آورده ، از نصر بن مزاحم گرفته ، اين نامه و جوابش در كتاب وقعه صفين نصربن مزاحم آمده است. مسعودى نيز در مروج الذهب آن نامه را آورده،
كتمان اخبار ناخوشايند كه سر چشمه آن جانبداري از گروه خاصي است. در نقل وقايع سال30 هـ . درباره درگيرى ابوذر با معاويه و تبعيدش مى گويد: «و فى هذه السنة اعنى سنة ثلاثين كان ما ذكر من امر ابى ذر و معاويه و اشخاص معاويه اياه من الشام الى المدينه و قد ذكر فى سبب اشخاصه اياه منها عليها امور كثيرة كرهت ذكر اكثرها».(4)
جهت اطلاعات بيش تر ر. ك: درآمدي بر تاريخ اسلام، مجموعه مقالات سيد حسين فلاح زاده.
پي نوشت ها :
1.منابع تاريخ اسلام ،رسول جعفريان ،انتشارات انصاريان، قم 1382.
2.التاريخ العربى و المورخون، مصطفى‌ شاكر، ج 1، ص 261 ـ 259. 1983 بيروت‌.
3.منهج النقد التاريخى، عثمان موافى، الاسكندريه، مؤسسة الثقافة الجامعيه، 1976،ص 229و230.
4. درآمدي بر تاريخ اسلام،دفتر نشر معارف (وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها) -سال: 1381به نقل از معالم المدرستين ج 1، ص 402-483.