پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
اگر شناخت كافي از مكتب ماركسيسم داشته باشيد، نامه مرحوم امام را به گورباچف دقيق مطالعه كنيد. خواهيد فهميد آنچه ماركسيست را در مقابل خداوند و اسلام قرار داده بود، مسئله شناخت بود. مرحوم امام ، در نگارش اين نامه وي را به مطالعه آثار فلسفه اسلامي و عرفان نظري از جمله كتاب هاي ابن عربي دعوت نموده :
" ديگر شما را خسته نمي‌كنم و از كتب عرفا و به خصوص محي‌الدين ابن‌عربي نام نمي‌برم؛ كه اگر خواستيد از مباحث اين بزرگمرد مطلع گرديد، تني چند از خبرگان تيزهوش خود را كه در اين‌ گونه مسائل قوياً دست دارند، راهي قم گردانيد، تا پس از چند سالي با توكل به خدا از عمق لطيف باريك تر از موي منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون اين سفر آگاهي از آن امكان ندارد". (1)
در مورد شخصيت و تفكرات ابن عربي بين دانشمندان اسلامي اعم از شيعه وسني دو ديدگاه است.
الف : برخي او را منحرف از مسير حق دانسته ، نسبت هاي تند به ايشان داده ، عمدتا مخالفان او كساني اند كه با فلسفه و عرفان به مخالفت پرداخته اند، مانند نظريه پردازان مكتب تفكيك و اهل حديث از اهل سنت .
ب: برخي نيز مانند ملاصدرا نهايت احترام را براي اين مرد قائل بوده ، مقام او را از بوعلي و فارابي نيز برتر دانسته ، از او به "الشيخ الكامل المحقق" تعبير كرده است.
شهيد مطهري فرموده : "نه پيش از او و نه پس از او كسي به پاية او نرسيده است.(2)
امام خميني در باره دانش عرفان نظري نسبت به ابن عربي عناوين با شكوهي به كار مي برند (3) .البته نسبت به برخي از ديدگاه هاي ايشان نيز نقد هايي دارند. اين امر از تعليقات امام بر فصوص الحكم آشكار مي گردد.در اين باره مي توانيد به كتاب هايي چون
زندگی و اندیشه ابن عربی، توسی هیکوایزوتسو، ترجمه دکتر همایون همتی ؛
مهر تابان، یادنامه علامه طباطبایی، ص 263 ؛
آوای توحید، آیت‏الله جوادی آملی، ص 82،مراجعه نماييد
در دانش عرفان نظري ابن عربي سرآمد دانشمندان مي باشد .بزرگاني چون صدر المتالهين را به شرح كتاب فصوص الحكم وي واداشته است .
وي را مي توان به حق بزرگ ترين و برجسته ترين بنيانگذار نظام عرفان فلسفي يا فلسفه عرفاني يا حكمت الهي عرفاني در تاريخ اسلام به شمار آورد. پس از ابن عربي، هيچ يك از عرفا يا فيلسوفان عارف را نمي توان يافت كه به گونه اي تحت تأثير وي قرار نگرفته باشند.
او بي شك پركارترين عارف و صوفي مسلمان و نيز يكي از پركارترين مؤلفان سراسر تاريخ جهان اسلام به شمار مي رود. درباره شمار نوشته هاي او هنوز پس از تحقيقات فراوان جاي سخن هست. خود او طيّ اجازه روايت كتبش به "الملك المظفر ايوبي" در سال 632 هـ . ق از 290 نوشته خود نام برده است، اما "عثمان يحيي" نويسنده تاريخ در طبقه بندي آثار ابن العربي، نام بيش از 800 عنوان اثر را آورده است. كتبي كه از او چاپ و منتشر شده، زياد است كه به بعضي اشاره مي كنيم.(4 )
البته سخن به این معنا نیست که تمام افکار ابن عربی صحیح است. روشن است که هر دانشمندی هرچند مهم باشد، برخی عقائد او قابل قبول نیست و باید اهل فن عقائد او را نقد کنند .
بنا بر اين از آن جهت كه اولين نياز مكتب ماركسيسم ،مسائل شناختي و معرفتي بود، امام نيز گام اول را مطالعه آثار فلسفي و عرفان نظري دانسته اند . در اين بين چه آثاري بهتر از آثار محي الدين عربي؟
چنانچه شخصي اصلا معتقد به خدا نباشد ، چه رسد به نبوت و قيامت و معاد ،مسير راهنمايي او به مسير حق چيست؟ آيا راهي جز بيان دلايل عقلي و فلسفي است؟ او كه به خدا ايمان ندارد، نبوت انبیا را نپذيرفته، نمي توان او را با دلايل درون ديني قانع نمود . امام در متن نامه خطاب به گور باچف مي نويسند :
از قرآن عزيز و كريم و استدلالات آن در موارد وحي و نبوت و قيامت بگذريم، كه از نظر شما اول بحث است.(5)
طبيعي است كه امام خميني كتاب عرفان نظري ابن عربي را يكي از منابع شناخت اسلام معرفي نمايد .
پي نوشت ها:
1. نامه امام خميني به گورباچف ،صحيفه امام ، ج 21، ص 220 موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني .
2. دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 4، ذيل عنوان ابن عربي، ص 284 ـ 218.
3. شرح فصوص الحكم با مقدمه تصحيح و تعليق سيد جلال الدين آشتياني ص 143، علمی و فرهنگی ، 1386.
4. دائرة المعارف بزرگ اسلامي .
5. صحيفه امام .