به نام هستي بخش مهربان
با سلام و عرض ادب و اهداي احترام و تشكر از سايت پر بار شما گراميان
سوالي كه بنده پيرامون حديث خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ فَإِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا وَ إِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ يَعْرِضُ لَهَا
داشتم اينه كه با توجه به اين حديث سوالات زيادي در ذهن افراد يجاد مي شود
مثل:
1-با توجه به اينكه تكبر و ترس و بخل جز صفات و ويژگي هاي نكوهيده مي باشد چگونه هست كه مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام انها را براي زن جز ويژگي هاي مطلوب دانسته است؟

آيا ويژگي هاي اخلاقي نسبي است و براي مرد به يک گونه است و براي زن به گونه ديگر؟! آيا اين موضوع، نسبي بودن اين صفات را نشان مي دهد يا بيانگر آن است که در کلام امام (ع) نقش زن و مرد در زندگي از هم تفکيک شده است؟!
ايا ويژگيهاي مطرح شده در اين روايت بطور مطلق منظورشده است؟
آيا از نظر اسلام مدل اخلاقي و مدل انساني زن و مرد متفاوت است ؟ يعني از نظر انسانيت ، اينها دو نوع انسان اند ؟ و از نظر اسلام دو طرح براي قالب گيري روح اينها پيشنهاد مي شود ؟ زن از نظر آنچه كه ما خلق مي ناميم در يك قالب بايد ساخته بشود و مرد در قالب ديگر ؟
ايا جبن در روايت مذكور به معناي ترس يك صفت ممدوح ويژه زنان مي باشد كه در مقابل شجاعت به كار رفته است؟
مي خواستم ديدگاه هاي مختلف علماي متقدم و متاخر را پيرامون اين حديث و سوالات مطرح شده بدانم
و اينكه ايا احاديث مشابه پيرامون اين حديث وجود دارد ؟
از نظر شما سبب اشكال حديث چيست؟
با تشكر

پرسش: ذكر سوالاتي پيرامون سبب اشكال در حديث خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ فَإِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَع
شرح : سوالي كه بنده پيرامون حديث خِيَارُ خِصَالِ النِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ الرِّجَالِ الزَّهْوُ وَ الْجُبْنُ وَ الْبُخْلُ فَإِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا وَ إِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ يَعْرِضُ لَهَا داشتم اينه كه با توجه به اين حديث سوالات زيادي در ذهن افراد يجاد مي شود مثل: 1-با توجه به اينكه تكبر و ترس و بخل جز صفات و ويژگي هاي نكوهيده مي باشد چگونه هست كه مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام انها را براي زن جز ويژگي هاي مطلوب دانسته است؟ آيا ويژگي هاي اخلاقي نسبي است و براي مرد به يک گونه است و براي زن به گونه ديگر؟! آيا اين موضوع، نسبي بودن اين صفات را نشان مي دهد يا بيانگر آن است که در کلام امام (ع) نقش زن و مرد در زندگي از هم تفکيک شده است؟! ايا ويژگيهاي مطرح شده در اين روايت بطور مطلق منظورشده است؟ آيا از نظر اسلام مدل اخلاقي و مدل انساني زن و مرد متفاوت است ؟ يعني از نظر انسانيت ، اينها دو نوع انسان اند ؟ و از نظر اسلام دو طرح براي قالب گيري روح اينها پيشنهاد مي شود ؟ زن از نظر آنچه كه ما خلق مي ناميم در يك قالب بايد ساخته بشود و مرد در قالب ديگر ؟ ايا جبن در روايت مذكور به معناي ترس يك صفت ممدوح ويژه زنان مي باشد كه در مقابل شجاعت به كار رفته است؟ مي خواستم ديدگاه هاي مختلف علماي متقدم و متاخر را پيرامون اين حديث و سوالات مطرح شده بدانم و اينكه ايا احاديث مشابه پيرامون اين حديث وجود دارد ؟ از نظر شما سبب اشكال حديث چيست؟ با تشكر
پاسخ :
پاسخ: پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
در باره سخن معروف امام علی (ع) در نهج البلاغه سؤالات زیادی مطرح کرده اید که جواب به آن ها نیاز به مطالعه فراوان دارد . باید در مباحث روانشناسی و فلسفه اخلاق و مبانی اخلاق دنبال آن ها بود . از جوابگویی تفصیلی معذوریم.
اما در باره حدیث فوق توضیح می دهیم که شاید جواب بسیاری از سوال های شما باشد.
«خيار خصال النساء شرار خصال الرجال : الزهو و الجبن و البخل فإذا كانت المرأة مزهوة لم تمكن من نفسها . و إذا كانت بخيلة حفظت مالها و مال بعلها . و إذا كانت جبانة فرقت من كل شئ يعرض لها؛(1)
بهترین خصلت زنان بدترین خصلت مردان است، یعنی خود بزرگ بینی،ترس و بخل؛ زیرا هرگاه زن خودبزرگ بین باشد،به بیگانگان و نامحرمان اجازه دست درازی به حریم خود را نمی دهد . هر گاه (نسبت به مال خودش و مال شوهر که در اختیار اوست) بخیل باشد، آن را حفظ می کند . بیجا خرج نمی کند . ریخت و پاش نمی نماید . هر گاه ترسو باشد( از بی آبرویی و از تجاوز بیگانه به حریم خود بترسد) از هر چه حرمت او را تهدید نماید، فرار می کند.
بنا به روایت دیگری باز حضرت فرمود:
خير خصال الرجال شر خصال النساء ، كالشجاعة والكرم ، فإنهما من خير خصال الرجال وهما في النساء شر؛(2)
بهترین اخلاق مردان مانند شجاعت و بخشندگی بدترین اخلاق زنان است.(بعد همان توجیه را ذکر کردند.)
در توضیح این حدیث شریف عرض می کنیم:
باور ها و اعتقادات انسان زیربنای شخصیت او را تشکیل می دهند.
اعتقاد به توحید و یگانه دانستن خداوند، اصل و تنه درخت مبارک و تنومند و پر شاخ و برگ و ثمری است که شاخه های آن فروع اعتقادی هستند که از خاستگاه توحید بارور می شوند مثل اعتقاد به هدایتگری خداوند و عدالت و حکمت او ...
اخلاق و کردار شایسته و صالح، ثمره ها و میوه های مبارک این درخت پربرکت هستند، همچنان که اخلاق و اعمال ناپاک میوه و ثمره درخت ناپاک شرک می باشند.
محال است از درخت خجسته توحید، میوه نامبارک تکبر ، جبن و بخل ظاهر گردد.
اخلاق سه گانه خودبزرگ بینی ، ترس و بخل در زن نیز پسندیده نیستند. زنی که در ارتباط با زنان و مردان دیگر دارای خودبزرگ بینی باشد و آنان را حقیر بشمرد ، به ارث شیطان دلخوش کرده و مستحق سرزنش می باشد.
ترس زن هم مانع امر به معروف و نهی از منکر و حق گویی و صراحت سخن وی در صحنه های اجتماعی شده ، او را به تحمل ستم و زور سوق می دهد. ما زنان شجاع را که با صراحت امر به معروف و نهی از منکر کرده اند می ستاییم . بخشندگی زنان بزرگ را ستایش و تحسین می کنیم.
پس حدیث نمی خواهد این سه ویژگی ناپسند را برای زنان روا و پسندیده بشمرد ، بلکه مربوط به نمودهای پسندیده این سه خلق در موارد مشخص است.
غرور و تکبر از صفات زشت اخلاقی است. انسان متکبر خود را از دیگران برتر و والاتر و دیگران را پست می شمارد . از همنشینی با آنان اجتناب می ورزد . آن ها را کسر شأن خود می پندارد . اگر ناچار از همنشینی باشد، تکبر و غرور در رفتارش آشکار می باشد و نفرت همنشینان، از وی را در پی دارد.
اما با شخصیت و بزرگ دانستن خود در رفتار با مردان نامحرم و نمودهاي متکبرانه و مغرورانه در مواجهه با آن ها، نه تنها ناپسند نیست ، بلکه بسیار به جا و مفید و پسندیده می باشد.
نمود غرورمندانه و متکبرانه در رفتار زن با مرد نامحرم بین آن دو حریم ایجاد می کند. نه خود به نامحرم متمایل می شود و نه به نامحرم اجازه می دهد در باره او خیال فاسد کند.
غرور و خودبزرگ بینی زن از ارتباط با هر کس و ناکس از صفات خوب و پسندیده ای است که موجب می شود در فعالیت های اجتماعی و درگیری های شغلی با مردان حیثیت، عفاف، وقار و هیبت خود را حفظ کند . بدون اعتنا به زنانگی خود، همدوش مردان کار کرده، اجازه ندهد یک لحظه در فکر مردان همکار خیال های نابجا خطور کند و یا رفتار توهین آمیز بروز نماید.
اما زن هم مالک دارایی های شخصی خودش است و هم متصرف در اموال شوهر که به عنوان هزینه زندگی در دست اوست و شوهر هم که غالبا غایب است. زن اگر ذاتا بخیل و بسته دست باشد، این صفت ناپسند او را از دادن حقوق واجب مالی که به اموال خودش تعلق می گیرد و از بخشش اموال خودش به خویشاوندان و نیازمندان در حد متعادل باز می دارد و این خود گناه و ناپسند و مستحق توبیخ می باشد. اما زن اگر در ارتباط با اموال شوهرش دست و دل باز باشد، علاوه بر تصرف نابجا، خود و فرزندان و خانواده را به زحمت می اندازد . اموالی که باید در خانه و برای رفع نیاز افراد خانواده مصرف شود، به دیگران می دهد .
اما اگر نسبت به خرج کردن اموالش بخل داشته باشد، هم در خانه از ریخت و پاش بی مورد خودداری می ورزد ؛ هم با انفاق های بیجا، خود و خانواده را به زحمت نمی اندازد. بنا بر این در او روحیه بخشندگی در حد متعادل و کم تر از آن پسندیده است تا نه از دادن حقوق واجب و انفاق های مستحب به خویشاوندان باز ماند ؛ نه خود و خانواده را به زحمت بیندازد و اموال خود و شوهرش را بدون ضرورت از دست بدهد.
اما همین روحیه در شوهر و مرد ناپسند است، زیرا اگر دست بسته باشد، به خانواده وسعت عیش و روزی نمی دهد . بخل وی را به ذخیره کردن بیش از حد و خودداری از پرداخت حقوق واجب و مستحب مالی واداشته ، به کم گزاردن هزینه زندگی زن و فرزند سوق می دهد . زن و فرزند از این روحیه او رنج خواهند کشید . متحمل محرومیت و سختی خواهند شد، در حالی که اگر بخشنده باشد ، هم دیگران و هم خانواده اش بهره خواهند برد.
اما در مورد ترس، وظیفه دفاع از خانه و خانواده در طبیعت بر عهده نر نهاده شده ، به همین جهت در فقه اسلام جهاد بر زنان واجب نیست . مرد است که وظیفه دفاع از خانواده در مقابل هجوم دشمن را دارد. اگر مرد ترسو باشد، از دشمن فرار می کند . خانواده را بی پناه می گذارد اما اگر شجاع باشد ،با دشمنان درگیر می شود . با آنان نبرد می کند . اجازه نمی دهد دشمن به خانواده و مال و ناموس و وطنش نظر سوء داشته باشد.
زن اگر از بی آبرویی بترسد، از هر جا که احتمال بی آبرویی بدهد، فرار می کند. خود را به مهلکه نمی اندازد. در همین اتفاق های ناگوار ناموسی اگر دقت کنید، می بینید در غالب آن ها تهور و بی باکی زن نقش داشته است. زنانی که متهورانه و بدون ترس به هر خلوتگاهی می روند و در مسیر به منزل یا محل کار بر هر اتومبیلی سوار می شوند و ... احتمال در افتادن آن ها به مهلکه فراوان تر است.
در تعلیل و تبیینی هم که امام برای زیبا بودن خودبزرگ بینی و ترس و بخل برای زنان کرده ، همین توجیه مشاهده می شود . معلوم می گردد امام ذات این اخلاق را برای زنان نمی پسندد، بلکه نمود های این اخلاق را در حوزه های خاص مد نظر داشته است. یک بار دیگر به توجیه امام برای زیبا بودن این اخلاق برای زنان توجه کنید:
هرگاه زن خودبزرگ بین باشد، به بیگانگان و نامحرمان اجازه دست درازی به حریم خود را نمی دهد . هر گاه (نسبت به مال شوهر که در اختیار اوست) بخیل باشد،آن را حفظ می کند . بیجا خرج نمی کند . ریخت و پاش نمی نماید . هر گاه ترسو باشد( از بی آبرویی و تجاوز بیگانه به حریم خود بترسد) از هر چه حرمت او را تهدید نماید، فرار می کند.
بنا بر این خودبزرگ بینی زنان هنگام برخورد با نامحرم و بخل زن نسبت به هزینه کردن اموال شوهر و خود در منزل و خودداری او از ریخت و پاش های معمول و ترس او از بی آبرویی و فرار او از صحنه هایی که ممکن است آبروی او را به باد دهد، منظور است ،نه این که این سه صفت به طور مطلق برای زن پسندیده باشد.
پی نوشت ها:
1. نهج البلاغه، حکمت 234.
2. مستدرك سفينة البحار ، نمازی شاهرودي ، ج 3 ، ص 70.