سلام
من از ظهور امام عصر ترس دارم.
دليل اين ترس براي خودم هم كاملا واضح نيست. آنقدر اين روزها از ظهور صحبت ميشود و از نزديكي آن ميگويند ، باورم شده كه اين اتفاق بسيار نزديك است.از اتفاقاتي كه منتج به ظهور ميشود، جنگها و خونريزيها وحشت دارم.
بعد از نماز براي تعجيل در فرج دعا ميكنم ولي خودم ميدانم در دلم چه ميگذرد و قلبا برآورده شدن حاجتم را نميخواهم.
تكليف من باخودم چيست ؟ اين ترس چيست؟ و من چه بايد بكنم؟

پرسش: ترس از انتظار و فرج
شرح : از ظهور امام عصر ترس دارم. دليل ترس براي خودم هم كاملا واضح نيست. آن قدر اين روزها از ظهور صحبت مي شود و از نزديكي آن مي گويند ، باورم شده كه اين اتفاق بسيار نزديك است.از اتفاقاتي كه منتج به ظهور مي شود، جنگ ها و خونريزي ها وحشت دارم. بعد از نماز براي تعجيل در فرج دعا مي كنم ولي خودم مي دانم در دلم چه مي گذرد و قلبا برآورده شدن حاجتم را نمي خواهم. تكليف من باخودم چيست ؟ اين ترس چيست؟ من چه بايد بكنم؟
پاسخ : پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز؛

ترس شما از ظهور به خاطر عدم معرفت کافی از اوضاع عصر ظهور است. بهتر دیدیم مطلبی را که از استاد سيد مهدى شجاعى نقل شده، ارسال داریم.
راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند. گفتند: تو كه بيايى، خون به پا مى‏كنى،جوى خون به راه مى‏اندازى و از كشته پشته مى‏سازى و ما را از ظهور تو ترساندند. درست مثل اينكه حادثه‏اى به شيرينى تولد را كتمان كنند و تنها از درد زادن بگويند. ما از همان كودكى، تو را دوست داشتيم. با همه فطرت مان به تو عشق مى‏ورزيديم و با همه وجودمان بى‏تاب آمدنت ‏بوديم. عشق تو با سرشت ما عجين شده بود و آمدنت، طبيعى‏ترين و شيرين‏ترين نيازمان بود.
اما ... اما كسى به ما نگفت كه چه گلستانى مى‏شود جهان، وقتى كه تو بيايى.
همه، پيش از آن كه نگاه ‏مهرگستر و دست هاى ‏عاطفه تو را توصيف كنند، شمشير تو را نشان مان دادند.
آرى، براى اين كه گل ها و نهال ها رشد كنند، بايد علف هاى هرز را وجين كرد و اين جز با داسى برنده و سهمگين، ممكن نيست.
آرى، براى اينكه مظلومان تاريخ، نفسى به راحتى بكشند، بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و نسل شان را از روى زمين برچيد.
آرى، براى اينكه عدالت ‏بر كرسى بنشيند، هر چه سرير ستم‏آلوده سلطنت را بايد واژگون كرد و به دست نابودى سپرد.
و اين ها همه، همان معجزه‏اى است كه تنها از دست تو برمى‏آيد و تنها با دست تو محقق مى‏شود.
اما مگر نه اينكه اين ها همه مقدمه است ‏براى رسيدن به بهشتى كه تو بانى آنى .
آن بهشت را كسى براى ما ترسيم نكرد.
كسى به ما نگفت كه آن ساحل اميد كه در پس اين درياى خون نشسته است، چگونه ساحلى است؟!
كسى به ما نگفت كه وقتى تو بيايى:
پرندگان در آشيانه‏هاى خود جشن مى‏گيرند و ماهيان درياها شادمان مى‏شوند و چشمه‏ساران مى‏جوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه مى‏كند. پيامبر اكرم صلى‏الله عليه و آله و سلم:فعند ذلك تفرح‏الطيور فى اوكارها و الحيتان فى بحارها و تفيض‏العيون و تنبت‏الارض ضعف اكلها .(1)
به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:
دل هاى بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت مى‏كنى و عدالت‏ بر همه جا دامن مى‏گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ريشه‏كن مى‏كند و خوى ستمگرى و درندگى را محو مى‏سازد و طوق ذلت‏بردگى را از گردن خلايق برمى‏دارد. پيامبر اكرم صلى‏الله عليه و آله و سلم: يفرج‏الله بالمهدى عن‏الامه، بملا قلوب‏العباد عبادة و يسعهم‏عدله، به يمحق‏الله الكذب و يذهب‏الزمان الكلب و يخرج ذل‏الرق من اعناقكم. (2)
به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:
ساكنان زمين و آسمان به تو عشق مى‏ورزند، آسمان بارانش را فرو مى‏فرستد، زمين، گياهان خود را مى‏روياند... زندگان آرزو مى‏كنند كه كاش مردگان شان زنده بودند و عدل و آرامش حقيقى را مى‏ديدند و مى‏ديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرو مى‏فرستد. پيامبر اكرم :
يحبه ساكن‏الارض و ساكن السماء و ترسل السماءفطرها و تخرج الارض نباتها. لاتمسك منه شيئا، يعيش فيهم سبع سنين‏او ثمانيااو تسعا. يتمنى‏الاحياءالاموات ليروالعدل والطمانينه و ماصنع‏الله باهل‏الارض من خيره. (3)
به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:
همه امت‏ به آغوش تو پناه مى‏آورند، همانند زنبوران عسل به ملكه خويش.
و تو عدالت را آن چنان ‏كه بايد و شايد در پهنه جهان مى‏گسترى و خفته‏اى را بيدار نمى‏كنى و خونى را نمى‏ريزى. پيامبر اكرم :
ياوى الى‏المهدى امته كمال تاوى النحل الى يعسوبها و يسيطرالعدل حتى يكون‏الناس على مثل امرهم‏الاول . لايوقظ نائما و لا يهريق دما .(4)
به ما نگفته بودند كه وقتى تو بيايى:
رفاه و آسايشى مى‏آيد كه نظير آن پيش از اين ، نيامده است. مال و ثروت آن چنان وفور مى‏يابد كه هر كه نزد تو بيايد فوق تصورش ، دريافت مى‏كند. پيامبر اكرم صلى‏الله عليه‏ و آله ‏و سلم:تنعم امتى فى دنياه نعيما لم تنعم مثله قط. البر منهم والفاجر والمال كدوس ياتيه‏الرجل فيحثوله . (5)
به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:
اموال را چون سيل، جارى مى‏كنى ، و بخشش هاى كلان خويش را هرگز شماره نمى‏كنى. پيامبر اكرم: يفيض‏المال فيضا و يحثوالمال حثوا و لايعده عدا (6)
به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:
هيچ‏كس فقير نمى‏ماند و مردم براى صدقه دادن به دنبال نيازمند مى‏گردند و پيدا نمى‏كنند. مال را به هر كه عرضه مى‏كنند، مى‏گويد: بى‏نيازم. پيامبر اكرم صلى‏الله‏ عليه‏ و آله‏ و سلم: يفيض فيهم المال حتى يهم الرجل بماله من يقبله منه حتى يتصدق فيقول‏الذى يعرضه عليه: لا ارب لى به (7)
اى محبوب ازلى و اى معشوق آسمانى!
ما بى‏آن كه ‏مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينه فاضله حضور تو را بشناسيم ،تو را دوست مى‏داشتيم و به تو عشق مى‏ورزيديم كه عشق تو با سرشت ها عجين شده بود و آمدنت طبيعى‏ترين و شيرين‏ترين نيازمان بود.
ظهور تو بى‏ترديد بزرگ ترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد.
پى‏نوشت ها:
1. ينابيع المودة، ج 2، ص‏136.
2بحارالانوار، ج‏51، ص 75.
3. همان، ص 104.
4. منتخب‏الاثر، ص 478.
5. البيان ، ص‏173.
6. صحيح مسلم، ج 8، ص 185.
7. مسند احمد ، ج 2، ص 530.