سلام خسته نباشید , راستش نمیدونستم که این سئوال رو میتونم توی این سایت مطرح کنم یا نه ولی اگه جواب بدین خیلی ممنون میشم .......مشکل من این هست که نمیتوانم قبول کنم که خدا وجود دارد و این مشکل بلای ذهن من شده میخواهم ایمان بیاورم ولی وقتی منطقی فکر میکنم به مشکل بر میخورم به عنوان مثال در دانشگاه درس اخلاق اسلامی وقتی استادمان در مورد فرشته و جن سخن میگوید کمی فکر میکنم میبینم این حرف ها را اگر بچه 6 ساله بشنود میخندد چه برسد به دانشجویان

من خیلی دوست دارم که نماز بخوانم ولی متاسفانه نمیتوانم قبول کنم که خدا وجود دارد میخواستم بدانم دلیل محکمی هست که نشانی از وجود خدا را به من ثابت کند

پرسش: در جستجوی حق
شرح : نمی توانم قبول کنم که خدا وجود دارد و این مشکل بلای ذهن من شده .می خواهم ایمان بیاورم, ولی وقتی منطقی فکر می کنم به مشکل بر می خورم . در دانشگاه درس اخلاق اسلامی وقتی استادمان در مورد فرشته و جن سخن می گوید, کمی فکر می کنم می بینم این حرف ها را اگر بچه 6 ساله بشنود می خندد, چه برسد به دانشجویان . خیلی دوست دارم که نماز بخوانم, ولی متاسفانه نمی توانم قبول کنم که خدا وجود دارد. دلیل محکمی هست که نشانی از وجود خدا را به من ثابت کند ؟
پاسخ:
با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز
دوست عزیز
کاش شما سوال را چنین مطرح می کردید که آیا دلیل محکمی هست که نشانی از وجود خدا را در هستی انکار کند؟ آیا دلیلی یارای چنین کاری را دارد ؟ آیا می توان باور کرد که خدا را بتوان انکار کرد و با وجود آن شاهد هستی خود و هستی عالم پیرامون خود بود؟ آیا عقل می پذیرد که همه خوبی ها و همه زیبائی ها و همه ظرافت ها و نظم های موجود در ذره ذره موجودات عالم ، یک باره به خودی خود موجود شده باشند و به خودی خود نظم گرفته باشند و به خودی خود به خوبی و زیبائی و ظرافت رسیده باشند، به گونه ای که هر چه در عمق آن به پیش بروید و هر چه در کرانه بی انتهای عالم سیر کنید ،به جز نظم و زیبائی و ظرافت و علم ، هیچ نبینید و هیچ نشنوید ؟
« الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ * ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ؛
همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد. در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه اختلاف [و تفاوتى] نمى‏بينى. باز بنگر آيا خلل [و نقصانى] مى‏بينى*باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد».(1)
مجال پاسخ اندک است و فرصت تفصیل نیست لکن اشاره می کنیم که خدا بدیهی ترین موجود عالم است. اگر کسی بتواند به خود شک کند و در وجود خود تردید نماید، می تواند در وجود خدا هم شک کند.
شاید بگوئید پس این همه افرادی که منکر خدایند، از کمونیست ها گرفته تا بی خدایان، آیا منکر خدا نیستند و این افراد نیز خدا را قبول دارند ؟
پاسخ این است که آری در حقیقت این افراد نیز خدا را قبول دارند و خود نفهمیده خدای لایزال واحد متعال را می پذیرند. اما آن چیزی را که به نام خدا انکار می کنند، خدائی است که در ذهن خود از خدای واحد متعال ساخته اند. آن ها تصور خود از خدا را که خدائی است ناقص و عاجز و موجودی است در ذهن آن ها مانند خودشان یا کمی بزرگ تر و یا قوی تر از خودشان، انکار می کنند. خدائی که در ذهن یک بی خدا از خدای مومنان نقش پذیرفته است، در حقیقت خدا نیست، بلکه تصوری است غلط و کاریکاتور گونه از یک حقیقت عظیم و دست نایافتنی به عقل بشری.
خدا در نظر مومنان به او عبارت است از حقیقت وجود و هستی.(2)
روشن است هر چیزی از حقیقتی و اصلی برخوردار است که اگر آن حقیقت و اصل وجود نداشته باشد، افراد و مصادیق آن اصل نیز وجود نخواهند داشت و تصور وجود فرد بدون اصل و حقیقت بی معنی است.
چطور می توان برای هر چیزی اصل و حقیقتی قائل بود، ولی برای وجود، اصل و حقیقتی قائل نبود؟ آیا انکار اصل و حقیقت به انکار افراد و مصادیق آن حقیقت نمی انجامد ؟ آیا اگر کسی بگوید که آب در لیوان وجود دارد، ولی حقیقت آب اصلا وجود ندارد، حرف بدون معنا و خنده داری نزده است؟
پس چگونه می توان باور کرد که هستی و وجود ما و تک تک موجودات عالم به عنوان افرادی از وجود و هستی و بودن، وجود داشته باشد، بدون اینکه اصل و حقیقت وجود و هستی، موجود نباشد؟!
این معنای آن سخنی است که عرض کردیم انکار خدا که اصل و حقیقت وجود است، به اثبات او باز می گردد، چرا که هر کس که بگوید خدا نیست، در حقیقت هستی را قبول کرده و سپس این هستی را از خدائی که در ذهن خود ساخته است انکار می کند.
این معنای بدیهی بودن وجود خدا است.
البته در کنار این مطلب ادله و براهین بسیاری وجود دارد که به براهین فلسفی، عرفانی، دینی، اخلاقی، تقسیم می شود. برای شرح و توضیح هر یک از این براهین کتاب ها و مقاله های متعدد به رشته نگارش در آمده است.
مانند برهان نظم، برهان حرکت، برهان حدوث، برهان امکان و وجوب، برهان امکان فقری، برهان فطرت، برهان هدایت، برهان صدیقین، برهان اخلاقی، برهان معجزه و... .
مشکلی که برای افرادی امثال ما که گاهی در وجود خدا دچار تردید می شویم، به چند امر باز می گردد که یکی از مهم ترین آن ها عبارت است از: عدم تبیین دقیق و درست و اصولی، مبانی و اصطلاحات دینی و مذهبی.
زمانی که اصول و مبانی عقلی و نقلی برخی اعتقادات دینی درست تبیین نشود و مخاطب این مفاهیم را صحیح و اصولی دریافت نکند،به کار گیری این اصطلاحات برای او بی معنی و شاید دور از ذهن به نظر بیاید.
کسی که خدا را موجودی مانند پادشاهی دارای عظمت و شکوه( که فرشته ها دور تخت او در حال پرواز می باشند و به قول آن چوپان مثنوی، یکی قربان صدقه اش می رود و دیگری پایش را می مالد و دیگری جای خواب او را مرتب می کند و دیگری او را باد می زند؛ تصویری که از خدا در نوشته ها و نقاشی های عوامانه برخی از ادیان مانند مسیحیت و یهودیت انحرافی وجود دارد و در ذهن برخی از مومنان عوام رسوخ پیدا کرده است )می بیند، به واقع خنده دار و به همان اندازه قابل انکار است.
این خدا همانی می شود که در داستان تورات تحریف شده مغلوب یعقوب می شود. در کشتی که با او می گیرد، از او شکست خورده و برای رهائی از دست او به لابه و التماس متوسل می شود.
این خدا را هر انسان عاقلی که اندک مایه تفکری در وجودش داشته باشد، انکار می کند و کافر به او می شود. منکران خدا هم همین گونه خدایانی را خدایان مومنان به خدا فرض کرده و منکر می شوند، در حالی که نه خدای حقیقی که اصل و حقیقت هر وجود و هستی است، چنین است و نه هیچ مومنی چنین خدائی را می پرستد:« ...سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ؛منزه است‏ خدا از آنچه وصف مى‏كنند».(3)
بقیه مفاهیم دینی نیز مانند ملائکه، بهشت، جهنم، معجزه، پیامبر و بسیاری از مفاهیم دیگر به این کج فهمی و انحراف در معنا دچار شده اند که برای فهم دقیق آن ها باید به منابع اصیل و متقن در این گونه امور مراجعه کرد.
چون شما دانشجو هستید، برای شما یکی از بهترین منابع مراجعه و مطالعه را در کنار مطالعه تفسیری قرآن کریم ( مطالعه قرآن با مراجعه به یک تفسیر مانند تفسیر نمونه از آیت الله مکارم شیرازی) معرفی می کنیم که عبارت است از مجموعه آثار شهید مطهری که در موضوعات مختلف مبانی اسلامی بحث کرده و روشنگری کرده است.
نیز بخش اعتقادات اسلامی و جهان بینی اسلامی آن مانند کتاب « توحید » که به بررسی برخی از براهین اثبات وجود خدا می پردازد.

پی نوشت ها:
1. ملک (67) آیات 3 و 4.
2.محمد علی فروغی، سیر حکمت در اروپا، فصل نهم ( دکارت)، ص153-154؛
علامه طباطبائی، نهایه الحکمه، مرحله چهارم، فصل سوم.( فی ان واجب الوجود بالذات ماهیته انیته )
3.مومنون(23) آیه 91.