پرسش: به چه دلیل داشتن مرجع تقلید واجب است ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
انسان میتواند در مسائل و احکام دینی آگاه شده ، بر اساس آگاهی خود و بدون مراجعه به مرجع تقلید( آگاه از احکام دین ) احکام و تکالیف الهی را انجام دهد . بر چنین کسی نه تنها تقلید لازم نیست. بلکه نباید تقلید کند . اگر کسی آگاهی از احکام دین همانند مراجع تقلید ندارد، عقلش حکم می کند فردی که آگاه نیست ، باید به فردی که متخصص و آگاه است، مراجعه کند. رجوع غیر متخصص به متخصص را تقلید گویند. ( 1 )
اگر فرد مسلمان بخواهد اعمالش را بر اساس قرآن و سنّت انجام دهد ، باید قرآن و تفسیر آن و علومی را که وابسته به آن است ، به طور تخصصّی یاد بگیرد . همین طور باید سنّت را که عبارت است از قول،عمل و تقریر ( گفتار و اعمال و رضایت به اعمال دیگران ) کاملاً بشناسد ؛ یعنی با علوم حدیث آشنا باشد که عبارت است از :
علم رجال ( شرح حال راویان حدیث ) و سلسله سند ، درایه ( فهم دلالت روایات ) ، شأن نزول روایات ، قرائن حالیه و مقالیه ، تقیه ، حقیقت و مجاز ، تعارض روایات با روایات یا تعارض روایات با آیات و تزاحم مصالح.
باید این دانشها را به طور تخصّصی و کارشناسانه بداند .
چنین فردی که به قرآن و سنّت با کیفیت مذکور آگاهی داشته باشد ، میتواند بلکه باید طبق قرآن و سنت ، آن طور که میفهمد عمل نماید . به چنین فردي و متخصّص به علوم اسلامی ، مجتهد و یا فقیه میگویند . تقلید کردن برای او جایز نیست . امّا اگر کسی از نظر علم و آگاهی به این درجه و مقام نرسیده باشد ، عقل حکم میکند از یک یا چند متخصّص علوم اسلامی بپرسد و طبق آن عمل نماید . این بر مقتضای عقل و شعوری است که خدا به او داده است . قرآن هم به همین مطلب تصریح نموده و فرموده : « فاسئلوا اهل الذّکر إن کنتم لا تعلمون ؛ ( 2 ) از آگاهان بپرسید ، اگر نمیدانید » .
تقلید ، سؤال از اهل ذکر یا رجوع به مجتهد و متخصّص است ، همان طور که مردم چه مسلمان و چه غیر مسلمان در مسائلی که تخصّص ندارند ، به متخصّصان مراجعه میکنند ، مثلاً اگر ماشین شان خراب شد ، به مکانیک مراجعه میکنند ؛ اگر بیمار شدند ، به پزشک مراجعه میکنند ؛ اگر بخواهند شهر یا خانه بسازند ، به مهندس و معمار مراجعه میکنند . حتی کسانی که در یک رشته تخصص دارند ، در رشتههای دیگر تقلید میکنند ،مثلاً مراجع تقلید در بیماری به پزشک مراجعه میکنند ؛ مهندسان و معماران هنگامی که ماشین شان خراب شد ، به مکانیک مراجعه میکنند .
بنابراین همان طور که عقلا در اکثر مسائل روزمرّه از متخصّصان پیروی میکنند ، در مسائل دینی نیز اگر متخصّص نیستند ، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه کنند ، که این مراجعه را « تقلید » میگویند . پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست ، بلکه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص میباشد که حکم عقلی است . اگر کسی که باید تقلید کند ، تقلید نکرده و اعمالی را انجام دهد ، مانند بیماری است که خودسر دارو مصرف کند . چه بسا عوض این که بهبودی حاصل شود ، بیماری اش افزون شود . در روایات نیز این حکم عقل مورد تأیید قرار گرفته . از امام عسکری(ع) آمده :
« امّا من کان من الفقها صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام أن یقلّدوه ؛ ( 3 ) از بین فقها آنان که حافظ و نگهبان دین اند ، خود را از گناه و آلودگی حفظ میکنند ، با هواهای نفسانی مبارزه میکنند ، مطیع اوامر الهی و جانشینان اویند ، بر عوام لازم است که از آنان تقلید کنند » .
مراد از عوام یعنی کسانی که در علوم اسلامی مجتهد و متخصص نیستند ، گرچه در علوم دیگر متخصص باشند ، مثلاً اگر استاد دانشگاه یا پزشک در علوم اسلامی مجتهد نباشد، باید تقلید کند ، چنان که مرجع تقلید در مسائل پزشکی و مهندسی از پزشک و مهندس تبعیت و تقلید میکند .
پس کسی که آگاهی کامل از آیات و روایت دارد و احکام فقهی را از آن ها استباط و اجتهاد کند ، تقلید بر او جایز نیست و بر غیر آگاهان تقلید واجب است .
پی نوشت ها :
1 . امام خمینی ، توضیح المسائل ، م 2 .
2 . نحل (16) آیه 43 .
3 . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 88 .






