با سلام و خسته نباشید
در این روایت حضرت می فرمایند ای ابوذر من دعا کرده ام به دشمن من فرزند زیاد بدهد مگر دشمنان حضرت ، جهنمی نیستند ایا این دعا برای کثرت جهنمی ها نیست؟
پيامبر صلى الله عليه وآله :يا اَباذَرِّ اِنّى قَد دَعَوتُ اللَّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ اَنْ يَجْعَلَ رِزْقَ مَنْ يُحِبُّنى كَفافاً وَ اَنْ يُعْطىَ مَنْ يُبْغِضُنى كَثْرَهَ الْمالِ وَ الْوَلَدِ؛اى اباذر! من دعا كردم كه خداوند ارجمند ستوده، روزى دوستدار مرا به قدر كفاف عطا كند و به دشمن من، مال و فرزند زياد دهد.مكارم الأخلاق، ص 463.
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
از بحار الانوار بیان می کنیم( 1) :
مِنْ كِتَابِ مَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ ، يَقُولُ مَوْلَايَ أَبِي طَوَّلَ اللَّهُ عُمُرَهُ الْفَضْلُبْنُ الْحَسَنِ هَذِهِ الْأَوْرَاقُ مِنْ وَصِيَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِأَبِي ذَرٍّ الْغِفَارِيِّ الَّتِي أَخْبَرَنِي بِهَا الشَّيْخُ الْمُفِيدُ أَبُو الْوَفَاءُ عَبْدُ الْجَبَّارِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْمُقْرِي الرَّازِيُّ وَ الشَّيْخُ الْأَجَلُّ الْحَسَنُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ بَابَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ إِجَازَةً قَالا أَمْلَى عَلَيْنَا الشَّيْخُ الْأَجَلُّ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الطُّوسِيُّ وَ أَخْبَرَنِي بِذَلِكَ الشَّيْخُ الْعَالِمُ الْحُسَيْنُ بْنُ الْفَتْحِ الْوَاعِظُ الْجُرْجَانِيُّ فِي مَشْهَدِ الرِّضَا ع قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ الْإِمَامُ أَبُو عَلِيٍّ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطُّوسِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي الشَّيْخُ أَبُو جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي الْمُفَضَّلِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُطَّلِبِ الشَّيْبَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحُسَيْنِ رَجَاءُ بْنُ يَحْيَى الْعَبَرْتَائِيُّ الْكَاتِبُ (1) سَنَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ وَ فِيهَا مَاتَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمُّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهُنَائِيِّ «2» قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو حَرْبِ بْنِ أَبِي الْأَسْوَدِ الدُّؤَلِيِّ عَنْ أَبِي الْأَسْوَدِ قَالَ قَدِمْتُ الرَّبَذَةَ- فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي ذَرٍّ جُنْدَبِ بْنِ جُنَادَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ-
فَحَدَّثَنِي أَبُو ذَرٍّ قَالَ- دَخَلْتُ ذَاتَ يَوْمٍ فِي صَدْرِ نَهَارِهِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فِي مَسْجِدِهِ- فَلَمْ أَرَ فِي الْمَسْجِدِ أَحَداً مِنَ النَّاسِ إِلَّا رَسُولَ اللَّهِ ص- وَ عَلِيٌّ إِلَى جَانِبِهِ جَالِسٌ- فَاغْتَنَمْتُ خَلْوَةَ الْمَسْجِدِ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ- بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَوْصِنِي بِوَصِيَّةٍ يَنْفَعُنِي اللَّهُ بِهَا- فَقَالَ نَعَمْ وَ أَكْرِمْ ... يا اَباذَرِّ اِنّى قَد دَعَوتُ اللَّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ اَنْ يَجْعَلَ رِزْقَ مَنْ يُحِبُّنى كَفافاً وَ اَنْ يُعْطىَ مَنْ يُبْغِضُنى كَثْرَهَ الْمالِ وَ الْوَلَدِ...(2 )
در بعضى از روايات غنا و بى نيازى حقيقى را غناى نفس مىدانند. رسول اكرم (ص) فرمود: «لَيْسَ الغِنىعن كَثْرَةِ العَرَضِ، وَ لكِنَّ الغِنى غِنى النَّفْسِ؛
توانگرى داشتن مال بسيار نيست، بلكه بىنيازى دل است».(3)
كلمه عَرَضْ معمولًا به مال و متاع دنيا گفته مىشود . علّتش اين است كه واقعاً عارضى است و دوامى ندارد و زايل مىشود . مطابق فرمايش پيامبر غنا و بىنيازى، از كثرت مال و ثروت حاصل نمىشود ،بلكه غناى حقيقى، غناى نفس است.
اين مسأله در زندگى افراد بسيار مهم است، چرا كه ما افراد زيادى را مىبينيم كه فرزند زیاد دارند. به جای آن که آن ها پشتیبان والدین و فامیل باشند، عامل آبرو ریزی پدر و مادر می شوند . در اجرای برنامه دینی دچار مشکل جدی هستند یا بعضی را اموال زيادى می دهد، ولى باز حريص هستند، شب و روز تلاش مىكنند، ولى نه از زندگى خود استفادهاى مىبرند و نه ديگران از اموال شان خيرى مىبينند. هرچه به دست مىآورند، باز از فقر مىنالند. در مقابل افرادى را مىبينيم كه چيزى از مال دنيا ندارند، ولى بىاعتنا و بىتفاوت هستند. بنابراين آنچه انسان را بىنياز مىكند، مال و فرزند زیاد نیست . این ها معمولا انسان را به هلاکت می رسانند، بلکه برکت در روزی و مال و تربیت سالم فرزندان و غناى نفس است . آنچه انسان را نيازمند و فقير مىكند، مال زیادی است که در آن برکت و هدایت نیست و فقر نفسانى است.
حضرت رسول اکرم (ص) در واقع نفرین کرد. این به جای این که به نفع آن ها باشد، به ضررشان است . از طولانی بودن عمر و کثرت فرزندان و مال دنیا سودی نمی برند . در آخرت هم به داد آن ها نخواهد رسید، در این مقام و بیان نیست که دعا کند آن ها جهنمی شوند، بلکه شاید با توسری خوردن هایی که بعد از افزایش مال و کثرت فرزندان پیش می آید، بر گردند . شاید این ها گول و فریب روزگار را بخورند و مال و فرزند عامل مهمی برای فریب خوردن شان باشد و جهنمی هم شوند، یعنی در واقع پیامبر برای جهنمی شدن شان نفرین نکرد .
خداوند جهنم را اصالتا به وجود نیاورد که همه را به جهنم بکشاند یا پیامبر دوست ندارد که انسان ها وارد جهنم شوند .آدمي است که با کجروی و انتخاب راه باطل خود را وارد
جهنم می کند .
به این آیات قرآن توجه نمائید: « فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ* أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ* نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونُ؛(4) آنان را تا چندى در گمراهي شان رها كن. آيا مىپندارند كه آن مال و فرزند كه ارزاني شان مىداريم، براى آن است كه مىكوشيم خيرى به آن ها برسانيم؟ نه. آنان در نمىيابند».
جهل و نادانى آن ها را تشبيه به آبى نموده كه قامت را فرا مىگيرد ،زيرا در گرداب جهل فرو رفتهاند يا به بازى مشغولند، تا زمانى كه كشته شوند يا بميرند.
خيال مىكنند كمكهاى مالى و خانوادگى (كثرت فرزند) كه به آن ها مىكنيم، به نفع شان است و ما در خير و نيكى آن ها گام برداشتهايم. نمىدانند كه اين يك تمكن و قدرتى است تا هر چه مايلند انجام دهند . ما نوشتهاى داريم از اعمال آن ها . منظور لوح يا نامه عمل است. دل هاى آن ها غافل است. (5)
در حدیث دیگر فرموده :
« ما من جرعتين احبّ الى اللَّه تعالى ان يجرعهما عبده المؤمن في الدّنيا من جرعة غيظ كظم عليها و جرعة حزن عند مصيبة صبر عليها بحسن عزاء و احتساب؛
هيچ جرعهاى نزد خدا محبوبتر از دو جرعه نيست؛
يكى جرعه خشمى كه مؤمن آن را فرو برد .
ديگر شربت مصيبتى كه با شكيبايى بنوشد و براى خدا صبر كند.» اگر چنين نبود، اصحاب رسول خدا براى كسى كه به آن ها ظلم و ستم روا مىداشت، دعا نمىكردند كه عمرش طولانى گردد و بدنش سلامت باشد و مال و فرزندش زياد شود . اگر عمر طولانى و سلامت بدن و كثرت مال و فرزند خوب بود، اصحاب براى دشمن خويش طلب نمىكردند. اگر چنين نبود ،به ما خبر نمىرسيد كه هر گاه پيامبر مردى را مخصوصا ترحم مىنمود و طلب مغفرت براى او مىكرد ،شهيد مىشد .( 6)
براي روشن تر شدن مساله به آيات زير مراجعه بفرمائيد :
1. توبه :55 و 69 و85 .
2. انعام : 140.
3. نوح : 21.
4. اسراء:64 .
5. مريم : 77.
6. سبا :37.
7. حديد : 20 .
8. مجادله : 17 .
9. منافقون : 9.
و....
جهت مطالعه بیش تر به تفاسیر، ذیل آیات 54 تا 56 سوره مومنون از جمله ترجمه الميزان، ج15، ص53 مراجعه نمائید.
پی نوشت ها:
1.بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج74، ص76-93 .
2.امالی شیخ صدوق،ج 2،ص 134؛ تنبیه الخواطر، ج2 ،ص51 ؛ مكارم الأخلاق، ص 463.
3.تحف العقول ،حکمت 167.
4. مومنون(23) آیه 54 -56.
5. آرام بخش دل داغديدگان، ص310.
6.احتجاجات-ترجمه جلد چهارم بحار الانوار، ج1، ص 107و108.






