با سلام و خسته نباشيد.
تعداد زيادي از اطرافيانم مثل دايي و عموهام در دين شك زيادي دارند
مثلا اعتقاد به تحريف در قران كريم يا بي سند بودن روايات و احاديث
وحتي گاهي به اهانت هم ميرسد.و همچنين سوالات زيادي در مورد مسايل ديني مثل نماز و روزه و ...من فرد خيلي مذهبي نيستم ولي به اصول اسلامي معتقدم ولي قادر به
توجيه كردن و پاسخگويي به اينهمه سوال و شبهه را نيستم.البته تا اينجا هم
خيلي با انها در اين پيرامون گفتگو كردم ولي فايده نداشت.
لطفا اگر منبعي معتبر هست كه پاسخ اينگونه موارد در ان باشد را به من
معرفي كنيد يا مرا كمي راهنمايي كنيد.
با تشكر

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
از اعتقاد و پایبندی که در عمل نسبت به پاسخگوئی به این سوالات دارید، بر می آید که دل تان برای اسلام می سوزد . بعید است که مذهبی نباشید . اگر هم سوالی در این زمینه دارید ، حتما با این مرکز مکاتبه کنید تا بتوانید به چنین افرادی پاسخ دهید .البته برای خودتان هم قابل استفاده و مفید خواهد بود .
دو سوال مهم و کلی کردید که در حد توان به پاسخ آن ها می پردازیم .
اول: تحریف در قرآن :
قرآن کریم معجزه جاویدان، و سند رسالت نبی خاتم حضرت محمد(ص) است.
این کتاب آسمانی ویژگی ها و امتیازاتی دارد، از جمله این که از آغاز نزول تا کنون از تحریف مصون مانده . قرآن فعلی دقیقاً و بدون کم و زیاد همان قرآنی است که بر پیامبر نازل شده، حتی کلمه و حرفی از آن کم و زیاد نگردیده ، چرا که حافظ و پاسدار قرآن، خدای قادر و توانا است.
خداوند فرمود: "إنّا نحن نزّلنا الذکر و إنّا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کردیم و ما خود نگهدار آن خواهیم بود".(1)
در این آیه خدا خویشتن را ضامن نگهداری قرآن معرفی کرده . از این جا معلوم می شود که اگر جن و انس و تمام قدرت ها بر ایجاد خلل در قرآن متحد شوند، هیچ کاری از پیش نخواهند برد. از این رو خدا فرمود: "در قرآن هیچ گونه خللی از هیچ جهت وارد نمی شود، و از جانب خداوند فرزانه و ستوده نازل گشته است".(2)
به برخی از دلایل عدم تحریف قرآن اشاره می کنیم :
1ـ عقل انسان حکم می کند که احتمال هر گونه تغییر و تبدیل از قرآن کریم به دور است، زیرا قرآن کتابی است که از روز اوّل مورد عنایت و اهتمام مسلمانان بوده ، قرآن برای مسلمانان همه چیز بوده است: قانون اساسی، دستور عمل زندگی، برنامه حکومت، کتاب مقدس آسمانی و رمز عبادت و بندگی....
با دقت در این موضوع روشن می شود که اصولاً کم و زیاد در آن امکان نداشته است.
قرآن کتابی بود که مسلمانانِ همواره در نمازها، در مسجد، در خانه، در میدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب از آن استفاده می کردند.
از تواریخ اسلامی استفاده می شود که تعلیم قرآن را مِهر زنان قرار می دادند. اصولاً تنها کتابی که در همه محافل مطرح بوده و هر کودکی را از آغاز عمر با آن آشنا می کردند . هر کس می خواست درسی از اسلام بخواند، آن را به او تعلیم می دادند، قرآن مجید بود.
آیا با چنین وضعی کسی احتمال می دهد که دگرگونی در این کتاب آسمانی رخ دهد؟ به خصوص با توجه به این که قرآن به صورت یک مجموع با همین شکل فعلی در عصر خود پیامبر جمع آوری شده بود(3) . مسلمانان سخت به یادگرفتن و حفظ آن اهمیت می دادند. اصولاً شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادی به این شناخته می شد که چه اندازه از آیات را حفظ کرده باشد. شمار حافظان قرآن به اندازه ای زیاد بود که در تواریخ می خوانیم در یکی از جنگ ها که زمان ابوبکر واقع شد، چهارصد نفر از قاریان قرآن به قتل رسیدند. .
از این مطالب روشن می شود که حافظان و قاریان و معلّمان قرآن آن قدر زیاد بودند که تنها در یک میدان جنگ این تعداد شربت شهادت نوشیدند.
باید چنین باشد، چرا که گفتیم قرآن فقط قانون اساسی برای مسلمانان نبود، بلکه همه چیز آن ها را تشکیل می داد، مخصوصاً در آغاز اسلام که هیچ کتابی جز آن نداشتند و تلاوت و قرائت و حفظ و تعلیم و تعلّم مخصوص قرآن بود.
قرآن یک کتاب متروک در گوشه خانه و یا مسجد که گرد و غبار فراموشی روی آن نشسته باشد نبود تا کسی از آن کم کند یا بر آن بیفزاید.
حفظ قرآن به عنوان یک سنت و یک عبادت بزرگ همیشه در میان مسلمانان بوده و هست، حتی پس از آن که قرآن به صورت کتاب تکثیر شد و در همه جا پخش گردید. حتی بعد از پیدا شدن صنعت چاپ که سبب شد این کتاب به عنوان پر نسخه‌ترین کتاب در کشورهای اسلامی چاپ و نشر گردد، باز حفظ قرآن به عنوان یک سنت دیرینه و افتخار بزرگ، موقعیت خود را حفظ کرد، به طوری که در هر شهر و دیار همیشه جمعی حافظ قرآن بوده و هستند. اکنون در بعضی کشورهای اسلامی مدرسه هایی وجود دارد که برنامه شاگردان آن در درجه اوّل حفظ قرآن است. اکنون در کشور پاکستان بیش از یک میلیون و نیم حافظ قرآن وجود دارد.
سنت حفظ قرآن از عصر پیامبر(ص) و به دستور و تأکید حضرت در تمام قرون ادامه داشته . هم چنین سنت قرائت قرآن در شب ها و روزهای متعدد و ثواب بسیاری که بر قرائت ذکر شده. آیا با چنین وضعی هیچ گونه احتمالی در مورد تحریف قرآن امکان پذیر است؟! مسلّماً نه.
2ـ علاوه بر همه این ها، مسئله نویسندگان وحی است، یعنی کسانی که بعد از نزول آیات بر پیامبر، آن را یادداشت می کردند که شمار آن ها را از چهارده تا چهل و سه نفر نوشته اند.
ابوعبدالله زنجانی در کتاب "تاریخ قرآن" می گوید: "پیامبر نویسندگان متعددی داشت که وحی را یادداشت می کردند و آن ها چهل و سه نفر بودند .... ولی بیش از همه "زیدبن ثابت" و امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) ملازم پیامبر در این باره بودند".(4) البته همه کاتبان وحی، همه آیات را نمی نوشتند، بلکه در مجموع آیات را می نوشتند.
آن ها در برخی موارد آن چه را که نوشته بودند، بر پیامبر عرضه کرده و یا می خواندند تا هر گونه اشتباه احتمالی رفع شود.
کتابی که این همه نویسنده داشته، چگونه ممکن است دست تحریف کنندگان به سوی آن دراز شود؟
3ـ اصولاً پس از قبول خاتمیت پیامبر و این که اسلام آخرین آیین الهی است و رسالت قرآن تا پایان جهان برقرار خواهد بود، چگونه می توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسداری نکند؟ آیا با تحریف قرآن ما جاودانگی اسلام طیّ هزاران سال و تا پایان جهان مفهومی می تواند داشته باشد؟!(5)
چون یکی از دلایل تجدید نبوت ها، تحریف کتاب آسمانی بوده، اگر تحریف در قرآن صورت گرفته بود، باید پیامبری از طرف خداوند برای اصلاح می آمد، در حالی پیامبر اسلام، خاتم پیامبران شناخته شده و خود نیز آن را بیان کرده است.
با توجه به این دلایل و دلایل فراوان دیگر که در کتاب هایی که در زمینه عدم تحریف قرآن نوشته شده ، لا به لای کتاب های دیگر موجود است،(6) علما و دانشمندان و مفسران اسلامی، با قاطعیت تمام، مسئله تحریف قرآن را ردّ کرده و معتقد شده اند که قرآن مجید به هیچ وجه تحریف نشده و تحریف نخواهد شد، زیرا امکان تحریف دراین کتاب آسمانی راه ندارد.
امام خمینی(ره) می فرماید: "هر کس از اهتمام مسلمانان به جمع آوری قرآن و حفظ و ضبط قرائت و کتابت آن با خبر باشد، به سستی و بطلان پندار تحریف پی می برد. اخباری که اهل تحریف به آن تمسک جسته اند، چنان ضعیف است که نمی توان بدان استدلال نمود یا اخباری جعلی بوده که نشانه های جعل از سر و روی آن می بارد، یا مفهوم آن به قدری بیگانه و دور از واقعیت است که نمی توان به آن اعتنا کرد".(7)
تحریف قرآن به زیاده، به معنای افزودن چیزی بر قرآن، میان مسلمانان هیج قائل و طرفداري ندارد،(8) اما تحریف به نقیصه یعنی کاستن از آیات، تنها برخی بدان معتقد بودند. این را هم علمای شیعه و سنی جواب قاطع داده اند، تا جایی که مرحوم شیخ صدوق عقیده بر مصونیت قرآن از تحریف را از اصول شیعه دانسته و می فرماید: "اعتقاد ما این است: قرآنی که خداوند متعال بر پیامبرش حضرت محمد(ص) نازل فرمود، همان است که در یک مجلد و در دسترس همه مردم قرار دارد و هرگز بیش از آن نبوده است. هر کس به ما نسبت دهد که ما می گوییم قرآن بیش از این است، مسلّماً دروغگو می باشد".(9)
دوم : بی سند بودن روایات و احادیث :
شناسايي روايات جعلي و ساختگی از روایات واقعی و حقیقی از راه‏هاي مختلفي امکان پذیر می باشد ، از جمله: مخالف بودن روايت با صريح قرآن - مخالف بودن آن با ديگر روايات كه مورد عمل تمامي فقها مي‏باشد و يا مخالف بودن آن با ضروريات مكتب شيعه و يا با بديهيات عقلي كه مورد اتفاق تمامي عقلا است . نيز از طريق راويان حديث كه در علم رجال ضعف و قوت مورد بحث قرار گرفته است و یا سند روایات اصلا در روایت ذکر نشده باشد و محتوای آن ها هم مورد عنایت علمای حدیث قرار نگرفته باشد.
مرسل بودن و سند نداشتن یکی از اسباب ضعف حدیث است . اگر از جهات دیگر معتبر باشد، این جهات به تنهایی سبب بی اعتباری نمی شود مثلا بعضی از شخصیت های شیعه از اصحاب امامان در شرایط خفقان زمان خود مجبور شدند روایاتی که از امامان شنیده و ثبت کرده بودند، برای در امان ماندن زیر خاک یا جاهای دیگر پنهان کنند . گاهی گنجینه های حدیثی در پنهان کردن ها از بین می رفتند یا مفقود می شدند و صحابی که روایات را در سینه داشت و مطمئن بود روایت را از طریق معتبر شنیده، آن را به صورت مرسل و بدون سند نقل می کرد و روایت مرسل می شد . با توجه به شخصیت علمی و اعتبار ناقل، با آن برخورد مُسند (داراي سند )می شد، مثلا در زبان عالمان مشهور است که:"احادیث مُرسل ابن ابی عمیر مثل مُسند دیگران است".
بنا بر این مرسل بودن (عدم ذکر سند روایت و نام راویان ) روایت یکی از اسباب ضعف حدیث است . اگر از جهات دیگر حدیث معتبر باشد، خود آن جهات تا حدودی جبران این ضعف را می نماید . اگر با مبانی قرآنی و روایی ناسازگار نباشد یا بیان حدیث در سطحی از بلاغت و محتوا باشد که بر صدور آن از معصوم گواهی دهد یا با روایاتی مسند و معتبر همراه باشد و...، حدیث با وجود مرسل بودن، معتبر است.
از طرف دیگر خبر واحد در فروع و احکام معتبر است و این اعتبار از باب تعبد است، یعنی اگر در باب احکام خبری به طریق معتبر رسید، باید به آن اعتبار داد و به مضمونش عمل کرد اما بسیاری از روایات در باب معارف و تاریخ و اخلاق و...هست . در این باب ها خبر واحد حجت نیست زیرا در این زمینه ها پذیرفتن متعبدانه صحیح نیست . باید محتوای خبر و حدیث را بررسی کرد و پذیرفت یا رد کرد . معتبر بودن سند به تنهایی برای پذیرش کافی نیست، همچنان که ضعف سند و مرسل بودن به تنهایی برای رد حدیث کافی نیست.
صرف مرسل بودن سبب بی اعتباری مطلق حدیث نمی گردد.
تفصیل را در کتاب های حدیث شناسی بیابید.

پی‌نوشت‌ها :
1. حجر (7) آیة 9.
2. فصلت (41) آیة 42.
3. تفسیر نمونه، ج1، ص 8 - 10؛
قرآن هرگز تحریف نشده، آیت الله حسن زاده، آملی ص 28.
4. ابوعبدالله زنجانی، تاریخ قرآن، ص 24..
5. تفسیر نمونه، ج 11، ص 21 - 26.
6. قرآن هرگز تحریف شده؛
آیت الله خویی، بیان، ج 1، ص 305.
7. محمد هادی معرفت، مصونیت قرآن از تحریف، ص 69 ؛
حاشیه حضرت امام بر کفایه الاصول، بحث حجت ظواهر.
8. آیت الله جوادی آملی، تسنیم، ج1، ص 99.
9. باب حادی عشر (اعتقادات صدوق)، ص 93.