با عرض سلام.
من با دو خواهرم و یکی از برادرانم صحبت نمی کنم به دلایل زیر:
برادرم متأسفانه از وقتی که از سربازی برگشه چند سالی می شود و از همان موقع حرفهای زشت خیلی میزد حتی حرفهایی که اصلاً در جمع گفتن آنها خیلی زشت هست را هم میزد و هنوز هم این رفتار را دارد و متأسفانه سر هر چیزی با هر کسی شروع به دعوا می کند؛ من خیلی باهاش خوش اخلاقی کردم و نصیحتش هم کردم اما شاید چون گاهی اوقات بقیه به حرف های زشتش می خندند و کسی هم نیست که از آزارش به من و دیگران جلوگیری کنه، اون بیشتر شارژ شده و بیشتر اذیت می کنه و متأسفانه خیلی من از دستش اذیت میشدم؛ حتی وقتی که باهاش رابطه داشتم، حتی می رفتم در دورترین نقطه ی خونه که پیشش نباشم به کارهام رسیدگی می کردم اما باز میومد اونجا و جک های زشت می گفت و اسم پسرهای نامحرم فامیل رو برام میاورد و خودم و دیگران رو مسخره می کرد و غیبت و بد گویی می کرد و ... و باور کنید هر چی با خوش اخلاقی و گاهی جدیت یک جوری بهش میفهموندم که این اخلاقیات رو کنار بگذاره، متأسفانه تأثیری نداشت که نداشت. به مادرم حرف بد میزد و با هر راهی که بهش می فهموندم که کارش اشتباهه نمی فهمید و به کارش ادامه می داد و ...؛ مجبور شدم که دیگه باهاش حرف نزنم؛ و یکمی از دستش راحت تر شدم. نه تنها من بلکه بقیه هم چند بار باهاش قطع رابطه کردند و تأثیری روش نگذاشته. و برای راحتی از دستش مجبوریم که باهاش هیچ رابطه ای نداشته باشیم.
یکی از خواهرانم چند سالی هست که نماز و روزه رو ترک کرده و رفتارش با دیگران خیلی تند و بد هست؛ از وسائل شخصی دیگران بی اجازه و با قیافه ی حق به جانب گرفتن استفاده می کنه و خیلی برای آدم زحمت و دردسر جور می کنه. اونم مادرم رو خیلی اذیت می کنه و من برای رهایی از اذیت هاش مجبور شدم که باهاش صحبت نکنم.
خواهر دیگرم هم توی خونه معروف هست به هر حرف زشتی رو بکار بردن و تهمت های بسیار زشت به دیگران زدن و مدام با دیگران بحث و دعواهای شدید و بد راه انداختن و از موقعیت دیگران سوء استفاده کردن و ...؛ متأسفانه من چون خواهر کوچکتر او هستم بیشتر از بقیه ازش آزار میدیدم و آزار دادن من براش خیلی راحت تر از دیگران هست؛ با اون هم مجبور به قطع رابطه شدم.
من از راههای مختلف با اونا رابطه داشتم و سعی در خوبی رابطه هامون و کنار رفتن اخلاق بد اونها داشتم اما متأسفانه روز به روز به خودم لطمه و ضرر وارد میشد و متأسفانه همین الآن هم از شر رفتارهای زشتشون راحت نیستم و مجبورم که فقط باهاشون حرف نزنم و جدیت خودم رو داشته باشم و هر رفتار زشتی که داشته باشند هیچی نگم و محلشون نگذارم. شاید یکی از دلایل عمده ای که باعث شده که در خانه ی ما هر کسی به حقوق دیگران به راحتی تجاوز کنه اینه که مدیر خوبی برای جلوگیری از آزار فرد ستمکار بر فرد مظلوم نبوده و نیست.
من فکر می کنم روحیه ی قطع رابطه رو هم پدرم در خانه آوردند. یعنی هر وقت با فرزندانش یا همسرش مشکلی پیدا می کرد، باهاشون تا چندین وقت قطع رابطه می کرد و این روحیه متأسفانه به فرزندانش منتقل شد.
ولی باز هم الآن راهی شده برای در امان موندن من و دیگران از رفتارهای آزار دهنده ی چند نفر در محیط خانه.
با یکی از برادرانم هم که رابطه دارم، نمیدونم چرا وقتی باهاش خیلی خوش خلقی می کنم بعدش باهام بد اخلاقی می کنه و بهم ضربه می رسونه اما وقتی که هم جلوش فروتن باشم و هم اینکه زیاد باهاش بگو بخند نکنم و خیلی کم باهاش صحبت و برخورد داشته باشم، بیشتر راحتم.
اما اگه درست بگم حدیثی هست که میگه "هر کسی که با برادر دینیش بیش از سه روز حرف نزنه از ما شیعیان نیست" و به همین دلیل من چند سالی هست که خیلی نگرانم و خیلی سعی کردم که یکطوری رابطه مان خوب باشد اما اینقدر وقتم تلف می شد و با اینکه ساکت بودم، مورد آزار و اذیت چند نفر قرار می گرفتم، مجبور به قطع رابطه با چند نفر شدم تا حداقل مقداری از اذیت هاشون در امان باشم. من کینه ای از اونا ندارم و چون اونا اهل بیت(ع) را دوست دارند من هم باید دوستشون داشته باشم؛ دوستشون دارم و دعاشون می کنم ولی برای در امان موندن از آزارهاشون مجبورم که باهاشون حرف نزنم.
از شما خواهشمندم که راهنماییم کنید.
با تشکر فراوان.

پرسش: با عرض سلام. من با دو خواهرم و یکی از برادرانم صحبت نمی کنم به دلایل زیر: برادرم متأسفانه از وقتی که از سربازی برگشه چند سالی می شود و از همان موقع حرفهای زشت خیلی میزد حتی حرفهایی که اصلاً در جمع گفتن آنها خیلی زشت هست را هم میزد و هنوز هم این رفتار را دارد و متأسفانه سر هر چیزی با هر کسی شروع به دعوا می کند؛ من خیلی باهاش خوش اخلاقی کردم و نصیحتش هم کردم اما شاید چون گاهی اوقات بقیه به حرف های زشتش می خندند و کسی هم نیست که از آزارش به من و دیگران جلوگیری کنه، اون بیشتر شارژ شده و بیشتر اذیت می کنه و متأسفانه خیلی من از دستش اذیت میشدم؛ حتی وقتی که باهاش رابطه داشتم، حتی می رفتم در دورترین نقطه ی خونه که پیشش نباشم به کارهام رسیدگی می کردم اما باز میومد اونجا و جک های زشت می گفت و اسم پسرهای نامحرم فامیل رو برام میاورد و خودم و دیگران رو مسخره می کرد و غیبت و بد گویی می کرد و ... و باور کنید هر چی با خوش اخلاقی و گاهی جدیت یک جوری بهش میفهموندم که این اخلاقیات رو کنار بگذاره، متأسفانه تأثیری نداشت که نداشت. به مادرم حرف بد میزد و با هر راهی که بهش می فهموندم که کارش اشتباهه نمی فهمید و به کارش ادامه می داد و ...؛ مجبور شدم که دیگه باهاش حرف نزنم؛ و یکمی از دستش راحت تر شدم. نه تنها من بلکه بقیه هم چند بار باهاش قطع رابطه کردند و تأثیری روش نگذاشته. و برای راحتی از دستش مجبوریم که باهاش هیچ رابطه ای نداشته باشیم. یکی از خواهرانم چند سالی هست که نماز و روزه رو ترک کرده و رفتارش با دیگران خیلی تند و بد هست؛ از وسائل شخصی دیگران بی اجازه و با قیافه ی حق به جانب گرفتن استفاده می کنه و خیلی برای آدم زحمت و دردسر جور می کنه. اونم مادرم رو خیلی اذیت می کنه و من برای رهایی از اذیت هاش مجبور شدم که باهاش صحبت نکنم. خواهر دیگرم هم توی خونه معروف هست به هر حرف زشتی رو بکار بردن و تهمت های بسیار زشت به دیگران زدن و مدام با دیگران بحث و دعواهای شدید و بد راه انداختن و از موقعیت دیگران سوء استفاده کردن و ...؛ متأسفانه من چون خواهر کوچکتر او هستم بیشتر از بقیه ازش آزار میدیدم و آزار دادن من براش خیلی راحت تر از دیگران هست؛ با اون هم مجبور به قطع رابطه شدم. من از راههای مختلف با اونا رابطه داشتم و سعی در خوبی رابطه هامون و کنار رفتن اخلاق بد اونها داشتم اما متأسفانه روز به روز به خودم لطمه و ضرر وارد میشد و متأسفانه همین الآن هم از شر رفتارهای زشتشون راحت نیستم و مجبورم که فقط باهاشون حرف نزنم و جدیت خودم رو داشته باشم و هر رفتار زشتی که داشته باشند هیچی نگم و محلشون نگذارم. شاید یکی از دلایل عمده ای که باعث شده که در خانه ی ما هر کسی به حقوق دیگران به راحتی تجاوز کنه اینه که مدیر خوبی
پاسخ:
$$
با سلام و تشكر از اعتماد شما نسبت به مركز
متاسفانه شما نبايد از روش قهر براي كنترل بدرفتاري برادر خودتان استفاده كنيد. و اين روش علاوه بر نامعهود بودن از لحاظ شرعي نمي تواند به بهبود رفتار او نيز كمك كند. ما هميشه در روشهاي روانشناختي در صدد هستيم تا فرد از بدرفتاري خود دست بردارد و يا آن كه ميزان آن كاهش يابد. به غير از اين دو مورد، ما هرگز توجيهي براي بدرفتاري، مانند قهر كردن نداريم.
اينكه برادر شما بعد از طي دوران سربازي بنا به هر دليلي كه ما فعلاً از آن اطلاع نداريم، به ناسزاگويي مبادرت مي نمايد، نشان دهنده آن است كه او نياز به كمك دارد و اين به معناي آن نيست كه اين فرد فاسد الاخلاق است و بايد با او قطع رابطه نمود.
البته شما مي توانيد به او بي اعتنايي كنيد و نشان دهيد كه شخصاً علاقه به برقراري رابطه با او- كه فحاشی و بدزباني مي‌کند- نداريد؛ اما هرگز نبايد به شخص و شخصيت او توهين نمايد.
اين رفتارهاي افراطي و تندروانه باعث مي‌شود تا فرد در درون خود احساس كند كه كسي براي او ارزشي قايل نيست و به همين دليل راه را بر روي خود باز ببيند و به هر اندازه كه مي خواهد ناسزاگويي كند.
در مقابل، شما مي توانيد از روش مقابله با بدرفتاري، یعنی: «بي‌توجهي انتخابي»، استفاده كنيد؛ بر اساس اين روش شما بايد در برابر تمام رفتارهاي مناسب او، برخوردي مثبت ارايه داده و به تشويق او-و البته نه تملق و باج!- بپردازيد و حتی با گفتن نقاط مثبت و خوبی های ایشان، از ایشان بخواهید که خود ارزشمنداش را به دلیل نقاط منفی اش پایین نیاورد و سعی در برطرف کردن آن ها داشته باشد.
شما تنها می توانید در برابر بد رفتاري‌هايي او، مانند: ناسزاگويي به قطع ارتباط بپردازيد. اين روش باعث مي‌شود تا او فكر نكند كه شما فردي ضعيف هستيد و يا آنكه خودتان بدخلاق هستيد و نهايتاً اين روش باعث مي شود تا ما كينه‌توز قلمداد نشويم.
از ديگر مزاياي اين روش آن است كه:
هرگز داراي ابهام نبوده و كاملاً به فرد مقابل مي رساند كه اين قطع رفتار، صرفاً براي آن است كه او رفتار خود را اصلاح نكرده و بايد آن را اصلاح كند تا با او ارتباط برقرار شود.
در حقيقت اين روش شرايط شما را براي برقراري ارتباط به او ابلاغ مي كند.
همانگونه كه در نامه خودتان اشاره نموده ايد، متأسفانه زبان نصيحت به عنوان يك مانع ارتباطي مطرح است و اجازه نمي دهد تا برادرتان به توصيه‌هاي شما عمل نمايد و بدزباني را كنار بگذارد. دليل آن هم روشن است؛ شما در صدد ارايه دلايل بد بودن بد زباني هستيد و اين در حالي است كه او ممكن است از خود شما نيز بهتر بداند كه فحاشي نامناسب و ناشايست است، اما نمي تواند آن را رها كند.
به عبارت ديگر او تنها به دلايل احساسي نمي‌تواند از اين رفتار، فاصله بگيريد و حال آنكه تلاش شما براي بحث منطقي بي فایده خواهد شد. فردي كه به ديگران اهانت مي‌كند خود از درون احساسي از بي ارزشي به همراه دارد و نمي تواند در پيش خودش عزيز باشد. اين فرد نمي تواند احساسات خود را به طريق معمول به ديگران انتقال دهد و يا آنكه گمان مي‌كند كه ديگران نمي‌توانند حرفهاي او و احساسات او را بفهمند.
بنابراين با فحاشي در صدد بر مي آيد كه اولاً جلب توجه كند و بعد حرفهاي خود را بزند.
پس راه مشخص است و آن این است كه:
شما بايد شرايطي را فراهم آوريد كه فرد بدزبان احساس كند كه مي توانيد به حرفهاي او گوش دهيد و به احساسات او پي ببريد. در نتيجه شما بايد با همدلي با او بپردازيد و در برابر او شنونده ایي خوب باشيد.
به اين نكته نيز توجه داشته باشيد كه شنونده خوب بودن، مستلزم خوب گوش فرا دادن به ديگري است. نگاه توجه آميز و حمايت از فرد مي‌تواند ابزارهاي اين كار را فراهم آورد؛ اما هرگز به اين معنا نيست كه شما تماماً یا با بخشي و يا با تمام آنچه او مي‌گويد، موافق هستيد.
اما در خصوص اينكه مي‌گوييد او شارژ مي‌شود، الزاماً بايد از دو رفتار كه شما را ضعيف نشان مي‌دهد پرهيز نماييد:
يكي از آنها روش باج دادن است كه هرگز با آن موافق نيستيم و ديگري زودرنجي و ملول شدن و فرار كردن از موقعيت و خجالت كشيدن، كه هر دو پيامد ضعيف بودن به شمار مي‌آيند. اين قبيل رفتارها، فرد را گستاخ مي كند و باعث مي شود كه براي اذيت كردن و رسيدن به خواسته‌هاي نامشروع و نامقبول خود، همچنان از اين روش استفاده كند.
بنابراين بهترين روش آن است كه:
نشان دهيم كه اين قبيل بدرفتاري‌ها نمي‌تواند ما را به زانو در آورد و ما همچنان ايستاده ايم.
از اين روش در مقابله با خواهران خودتان هم، مي‌توانيد استفاده كنيد و از ميزان بدرفتاري آنها در منزل بكاهيد!