باعرض سلام ، بعضی از روایات و احا دیث وارد شده در کتب مذهی ما که حتی بعضی از آنها را هم به پیغمبر (ص) نسبت میدهند قبولش از نظر عقلی کمی مشکل است . برای نمونه اخیرا در یک مجله فاسی زبان داخلی آمده بود که هرکس سوره یس ( یاسین ) را تلاوت کند بدون هیچ شرط و شروطی گناهان او بخشیده میشود و کلی مزایا و صوابهای دیگر برای او منظور خواهد شد . اگر موضوع به این سادگی باشد پس تکلیف سوره "القارعه" با آیه های "و اما من خفت موازینه با انهمه شرح و تفصیلی که قرآن در باره جهنم وحشناکش فرموده چه میشود .و اصولا فلسفه وجود جهنم زیر سوال میرود . اینجانب که خود از ایام کودکی و تا به حال چندین بار سوره "یس" را تلاوت کرده ام . منتظر هیچ نوع عقوبتی از بابت گناهایم نباید نداشته باشم .. با تشکر
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
برای جوابگویی به این سوال و سوال های مشابه در مورد ثواب زیارت ها یا ثواب بعضی اعمال مستحبی یا ثواب بعضی اذکار توجه به چند نکته لازم است:
1. در مورد فضیلت تلاوت سوره ها و بعض اذکار و دعاها احادیثی وارد شده که برخي سند معتبر ندارند. از آن جا که روایاتی داریم به این مضمون که اگر بنا بر حدیثی از رسول خدا بر انجام عملی وعده پاداشی داده شده باشد و فرد به خاطر وعده پیامبر و برای رسیدن به ثواب آن عمل را انجام دهد، خدا آن ثواب را به وی خواهد داد. حتی اگر آن حدیث سخن پیامبر نباشد.(1)
با توجه به این روایات که متعدد و معتبر هستند، عالمان نسبت به سند روایات ثواب تلاوت سوره ها یا زیارت ها یا اذکار سخت گیری نکرده ، مؤمنان را به وعده اجمالی واگذارده اند.
2. این وعده ها اجمالی است . قید و شرط آن ها در روایات دیگر به صراحت و بارها ذکر شده است. مثلا آیه شریفه می فرماید: إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين(2)؛ خدا فقط از باتقوایان می پذیرد.
این آیه قید عامی را به همه عبادات و اعمال ما می زند و آن "رعایت تقوا " است. خدا در این آیه با حصر "انما" اعلام می کند که فقط از باتقواها می پذیرد. بنا بر این اگر کسی تقوا سرلوحه اعمالش نباشد و به جای یک بار ،هزار بار سوره "یس" بخواند، دردی از او دوا نخواهد کرد.
3. امام خمینی در زمینه احادیث چنینی بیان زیبایی دارند :
"هر کس مراجعه كند به وصيت هايى كه رسول اكرم (ص) به حضرت امير المؤمنين، عليه السلام، مىكردند، و وصيت هاى ائمه بعضى به بعضى، و وصيت هايى كه به خواص شيعيان و خلص مواليان مىفرمودند و تأكيدات و سفارش هاى خيلى بليغى كه مىفرمودند و آن ها را از معصيت خداى تعالى تحذير مىنمودند، كه در اصول و فروع تكاليف، كتب اخبار از آن مشحون است، علم قطعى حاصل مىكند كه اگر بعض روايات به حسب صورت و ظاهر مخالف با آن احاديث وارد شده است، ظاهر آن ها مراد نيست. پس، اگر طورى ممكن بود تأويل آن كه منافات با آن احاديث قطعيه صريحه، كه از ضروريات دين است، نداشته باشند، آن را تأويل می كنيم، يا جمع عرفى داشت جمع می كنيم، و الا ردّ علم آن به قائلش مىنماييم...اين است چند حديث از احاديث شريفه صريحه به اينكه اين اشتهاى كاذبه كه ما اهل دنيا و معصيت داريم( که با یک عمل جزیی و بدون توبه و تدارک گناهان به ثواب های عظیم برسیم و از عذاب و کیفر گناهان مان نجات یابیم) غلط و باطل است، و از هوس هاى شيطانى و مخالف با عقل و نقل است. و ضميمه نما به آن آيات شريفه قرآنيه را، مثل قول خداى تعالى:كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ. (3) و مثل قوله تعالى: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ. وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ. (4) و مثل قوله تعالى: لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ(5) و غير اينها از آيات شريفه كه در [هر] صفحه از كتاب الهى موجود است، كه تأويل و تصرف در آن خلاف ضرورت است.
در مقابل اينها احاديث ديگرى است كه آن ها هم در كتب معتبره مذكور است( مشابه حدیث بالا با سند معتبر)، ولى نوعا جمع صحيح عرفى دارد. و اگر جمع نيز پسند نيفتد و قابل تأويل نباشند، مقاومت با اين همه حديث صحيحه صريحه متواتره مؤيّده به ظواهر قرانيه و نصوص فرقانيه و عقل سليم و ضرورت مسلمين ننمايد... مردم مطلقا به اعمال خود گرفتارند و مؤاخذ در زشتي ها هستند، مگر آن هايى كه ايمان آورند و توبه از گناهان كنند و عمل صالح به جا آورند. و اين سه در هر كس جمع شود، رستگار و مورد الطاف خداوند است و در پيشگاه مقدس حق محترم است، و سيّئات و گناهان [او] مبدل به حسنات شود.
پس اى عزيز، شيطان تو را مغرور نكند و هواهاى نفسانيه تو را گول نزند. البته انسان تنبل مبتلا به شهوات و حب دنيا و جاه و مال، مثل نويسنده، هميشه دنبال بهانه است از براى تأييد تنبلى خود، و هر چه موافق با شهوات او باشد و مؤيد هواهاى نفسانيه و خيالات شيطانيه او باشد، اقبال به آن نمايد و چشم و گوش خود را به آن باز كند، بدون آن كه فحص از مغزاى آن نمايد يا به مقابلات و معارضات آن نظر نمايد.
بيچاره گمان مىكند به مجرد دعوى تشيع و حب اهل بيت طهارت و عصمت(و انجام بعض اعمال مستحب یا تلاوت بعض سور و ادعیه) جواز ارتكاب هر محرّمى را خداى نخواسته دارد و قلم تكليف، نعوذ باللّه، از او برداشته شده! بدبخت نمىداند كه شيطان بر او تعميه كرده(بینایی او را گرفته)، و در آخر عمر بيم آن است كه محبت بي مغز بيفايده نيز از دستش برود و با كف تهى در صف نواصب اهل بيت محشور گردد. آخر دعوى محبت كسى [كه] بيّنه نداشته باشد پذيرفته نيست.
ممكن نيست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم، و بر خلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام كنم. درخت محبت ثمره و نتيجهاش عمل بر طبق آن است، و اگر اين ثمره را نداشته باشد، بايد دانست كه محبت نبوده، خيال محبت بوده.
پيغمبر اكرم و اهل بيت مكرم او، صلوات اللّه عليهم، تمام عمر خود را صرف در بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و يگانه مقصد آن ها نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده و هر قتل و غارت و ذلت و اهانتى را در راه اين مقصد شريف سهل شمردند و از اقدام باز نماندند، پس محبّ و شيعه آن ها كسى است كه در مقاصد آن ها با آن ها شركت كند و پيروى از آثار و اخبار آن ها كند. اينكه در اخبار شريفه اقرار به لسان و عمل به اركان را از مقوّمات ايمان شمرده ، بيان يك سرّ طبيعى و سنّة اللّه جاريه است، چون كه حقيقت ايمان ملازم با اظهار و عمل است. عاشق در جبلّه طبيعيه اوست اظهار عشق و تغزّل در شأن معشوق، و عمل به لوازم ايمان و محبت خدا و اولياى او. [اگر] عمل نكرد ، مؤمن نيست و محبت ندارد. و اين صورت ايمان و محبت بى مغز و معنى نيز با جزئى حوادث، و في الجمله فشار، از بين مىرود و صفر اليد ( دست خالي )به دار جزاى اعمال منتقل شود.(6)
احادیث مشابه حدیث بالا انسان را به خوبی تشویق می کند و وعده اجمالی می دهد . اگر کسی دنبال این وعده برود و سعی در تحصیل نماید، خود را در معرض توبه و هدایت و عمل صالح قرار داده ، امید است که اصلاح شود و نجات یابد . این عملش کیمیا شده ، همه اعمال بدش را به خوب تبدیل کرده ، خوبی هایش را خالص ساخته ، شایسته برترین ثواب ها گرداند که خدای بزرگ فرموده:
إلاّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُولئِكَ يُبَدِّلُ اللَّه سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّه غَفوراً رَحيما؛(7)
(زنا کاران و قاتلان و مشرکان در جهنم جاویدند). مگر کسی( از آنان) که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح به جا آورد که خدا گناهان اینان را بدل به خوبی می کند و خدا آمرزنده و مهربان است.
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار،ج2،ص256.
2. مائده(5)آیه27.
3. مدثر(74)آیه38.
4. زلزال(99)آیه7-8.
5.بقره(2)آیه286.
6. شرح چهل حدیث،ص568-576.
7. فرقان(25)آیه70






